در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قهرمانی به گفته خودش چند سال پر حادثه را پشت سر گذاشته است. میگوید: «اولین حادثهای که پشت سر گذاشتهام مربوط به 4 سال پیش است.
کمیته داوران مرا برای قضاوت یک بازی در لیگ یک در استان گلستان انتخاب کرد.
آن زمان جاده خراسان رضوی به گلستان به دلیل وقوع سیل بسته بود. باید به جاده شاهرود، از آنجا به آزاد شهر و سپس به گلستان میرفتیم.»
در همین جاده اتومبیل حامل 3 داور قهرمانی و 2 کمک داورش دچار سانحهای وحشتناک میشود. خودرو پراید واژگون میشود، به درون درهای به عمق 30 متر سقوط میکند و چیزی از آن باقی نمیماند.
اما 3 داور جان سالم به در میبرند. قهرمانی توضیح میدهد: «وقتی سرهنگ نیروی انتظامی بعد از یکی دو روز برای بازبینی صحنه آمد پرسید کشتهها کجا هستند؟ آقای فریمانی، یکی از داورها گفت 3 کشته الان کنار شما ایستادهاند. سرهنگ باور نمیکرد و میگفت غیرممکن است.»
2 سال پیش نیز حادثهای دیگر برای قهرمانی اتفاق میافتد که زندگی حرفهای او را تحت تاثیر قرار میدهد: «عضله خیاطه پای من پاره شد و حدود یک سال و نیم نتوانستم به درستی قضاوت کنم.
یک هفته قضاوت میکردم و چند ماه مجبور میشدم استراحت کنم.
اما خوشبختانه مجبور نشدم عمل کنم و با فیزیوتراپی و آب درمانی درمان شدم.»
حادثه سوم که به گفته قهرمانی اهمیت ویژهای دارد.
او میگوید: «قهرمانی جدیدی آمده است. قهرمانی امروز دیگر قهرمانی پارسال نیست.
من 113 کیلو بودم و الان 78 کیلو هستم. با رژیم غذایی و تمرینات سخت توانستم به این وزن برسم.
این اتفاق بسیار مهم دیگری در زندگی من است. گویی آدم دیگری شدهام.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: