«در چشم باد» موقعیت خوبی برایم بود

فرهاد بشارتی، اهل رشت است و بازیگری را از همان سرزمین باد و باران شروع کرده است. آن هم به واسطه بازی‌های تئاتر در مدرسه و دانشگاه. بعدها به دعوت بهروز بقایی پایش به عرصه تلویزیون کشیده شد و توانست نقش‌های مختلفی را در تلویزیون و بعدها سینما نیز تجربه کند. از کارهایش می‌توان به مجموعه‌های قطار ابدی، دنیای شیرین دریا و رسم عاشقی اشاره کرد. بشارتی مدتی است که سریال «در چشم باد» را روی آنتن شبکه یک سیما دارد. او در این کار در نقش شعبان ظاهر شده است. بشارتی از روندی که طی کرده است، چندان راضی نیست و دوست دارد کارهای تازه‌تری را در پرونده هنری‌اش ثبت کند. او در گفتگویی که پیش رو دارید، آرزوهایش را برایمان تعریف کرد.
کد خبر: ۳۲۲۸۶۱

از اولین باری که حس کردید دوست دارید بازی کنید، بگویید؟

به هر حال دوران کودکی هر کسی با رادیو و تلویزیون سپری شده است. در این دوران آدم از دیدن فیلم‌ها و کارتون‌ها لذت خاصی می‌برد و به نوعی جذب این جعبه جادویی می‌شود. خاطرم هست که حتی زمانی که کتاب‌های درسی را می‌خواندم، خودم را جای شخصیت‌های داستانی این کتاب‌ها می‌گذاشتم و شروع به بازی می‌کردم. کم‌کم این علاقه در من پررنگ‌تر شد و تصمیم گرفتم به صورت جدی‌تر این کار را دنبال کنم.

آن زمان سینما هم می‌رفتید؟

ما در رشت زندگی می‌کردیم و امکانات زیادی نداشتیم. فقط یادم است که یک بار از طرف مدرسه ما را به سینما بردند. اسم فیلم هم خرگوش نامرئی بود. سینما بزرگ و ما کوچک بودیم و آنقدر جذب پرده نقره‌ای سینما شده بودیم که کمتر متوجه داستان می‌شدیم.

کار تئاتر را از چه زمانی شروع کردید؟

بعد از انقلاب با تعدادی از دوستان جمع شدیم و یک گروه تئاتر تشکیل دادیم. یادم است اولین نقشی هم که بازی کردم، نقش یک روحانی بود. کم‌کم توانستیم تئاترهای بیشتری اجرا کنیم و از این طریق نقش‌های متفاوتی را هم تجربه کردم.

از اولین تجربه‌هایتان در تلویزیون بگویید.

برای اولین بار در سریال «در پناه تو» بازی کردم که آن‌زمان دانشجو بودم. البته در این سریال نقشم از 8 قسمت به 4 قسمت تبدیل شد. پس از آن به دعوت بهروز بقایی برای بازی در سریال دنیای شیرین دریا دعوت شدم و می‌توانم بگویم نقش عمو حسن در این سریال یکی از بهترین و شیرین‌ترین نقش‌هایم بود.

آقای بشارتی، از یک مقطعی حضورتان در تلویزیون پررنگ‌تر شد. با توجه به این موضوع، آن دلبستگی سابق را نسبت به تئاتر داشتید؟

بله. به هر حال تئاتر مادر همه هنرهاست و ما هر چه آموخته‌ایم، از تئاتر است. من همیشه کار در تئاتر را دوست دارم و از آن استقبال می‌کنم.

و اما در چشم باد. چه شد که در این کار حضور یافتید؟

از طریق بهرام محمدی‌پور، دستیار آقای جوزانی برای بازی در نقش شعبان در این سریال دعوت شدم. آقای جوزانی مرا نمی‌شناختند و وقتی از نزدیک مرا دیدند، درباره این نقش برایم توضیح دادند. و از آنجا که بازی مقابل دوربین در چشم باد موقعیت خوبی بود، پذیرفتم که در این کار حضور داشته باشم.

خودتان چقدر با شیوه کار مسعود جوزانی آشنایی داشتید؟

فیلم‌هایی را که کارگردانی کرده بودند، دیده بودم؛ فیلم‌هایی مانند جاده‌های سرد و شیرسنگی. به هر حال او کارگردان صاحب سبکی است. به نظرم، کارهای کارگردانانی چون جوزانی، فتحی، مرحوم حاتمی و ... کارهای ماندگاری هستند و بیشتر سینمایی هستند تا تلویزیونی. می‌شود مثل یک کتاب مرجع تاریخی همیشه و در همه حال به آنها رجوع کرد.

طی این چند سال کارهای زیادی در زمینه آثار تاریخی ساخته شده است. می‌خواهم بدانم مهم‌ترین تفاوت را بین «در چشم باد» و دیگر آثار تاریخی در چه می‌بینید؟

من فکر می‌کنم نوع نگاه کارگردانان به تاریخ فرق می‌کند، تعدادی از کارگردانان فقط به روایت تاریخ بسنده می‌کنند و آن را به تصویر می‌کشند و برخی کارگردانان هم قصه‌ای را در دل آن تاریخ می‌گذارند؛ که ممکن است خیالی باشد، آقای جوزانی، تاریخ را روایت می‌کنند؛ اما در دل آن، قصه‌ای را هم که در ذهنشان هست، نشان می‌دهند که این قصه به مراتب جذابیت بیشتری نسبت به آن مستند تاریخ‌گونه دارد. طی «در چشم باد» هم همین اتفاق افتاده است و به نوعی زندگی بیژن و خانواده ایرانی مخاطب را با خود همراه کرده است.

ویژگی خاص نقش شعبان به نظر شما چیست؟

من پیش از این، در دو سه کار دیگر هم نقش آدم‌های کلاه مخملی را بازی کرده بودم، مانند سریال رسم عاشقی. منتها هر کدام از آنها، ویژگی خاص خودشان را داشتند و همین‌طور زمان مخصوص خود را. شعبان هم در این سریال به نوعی همان شعبان بی‌مخ است، اما در این مجموعه سعی شده است به دوران جوانی شعبان توجه شود، بنابراین فعالیت‌های مهم شعبان در سریال «در چشم باد» دیده نمی‌شود. چون اوج خروش این آدم از 30 سالگی به بعد است. به هر حال نقش این آدم جذابیت‌های خاص خودش را داشت و از این نظر دوست داشتم آن را تجربه کنم.

اکبر عبدی در این سریال به عنوان نقش همراه در کنار شما ظاهر شده است و یکی از ویژگی‌های او این است که بسیار بداهه‌پرداز است. از این نظر، کار چطور پیش می‌رفت؟ مشکل خاصی نداشتید؟

خیر. چون بیشتر این دادوستدها در لحظه شکل می‌گرفت و ممکن بود عین فیلمنامه را اجرا نکنیم و بیشتر در تمرین‌ها بود که به یک نتیجه مشخص می‌رسیدیم و برخی شیرین‌کاری‌ها را در قصه با خود می‌آوردیم. مثل سیاه‌بازی‌ها و همین‌طور خواندن آوازها.

قشنگ‌ترین سکانس این سریال از نگاه شما؟

سکانسی را که در شب بارانی، گاری را چپ می‌کردم و لاله‌زار را به هم می‌ریختم، خیلی دوست دارم. یک هفته ضبط این سکانس طول کشید. چون هوا برفی بود و شرایط کار بسیار دشوار.

پس از آن هم سکانس عروسی را دوست دارم. مجلس‌گردانی این آدم بسیار به دلم نشست. می‌توان گفت این شخصیت به نوعی خستگی را از تن مخاطب بیرون می‌کند و به آدم انرژی تازه‌ای می‌بخشد.

در چشم باد چه جایگاهی در پرونده هنری شما دارد؟

نمی‌دانم، چون ما فکر می‌کردیم این کار بین مخاطبان جایگاه بهتری پیدا کند. الان جوری شده است که مخاطبان با سریال‌های شبانه یا 3 روز در هفته بهتر ارتباط برقرار می‌کنند؛ اما در کل می‌توان گفت این سریال همیشه ماندگار‌ و خاطره انگیز خواهد ماند.

از روندی که تا به امروز طی کرده‌اید راضی هستید؟

راضی نباشم چه کار کنم؟ مجبورم راضی باشم. به‌هر‌حال شرایط عوض شده است. وقتی به گذشته‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم چه سختی‌هایی را متحمل شده‌ام و چه تجربه‌هایی را پشت سر گذاشته‌ام. اما در عین حال باید قبول کرد که سینما و تلویزیون نیاز به چهره‌های تازه و متنوع دارد و خدا را شکر می‌کنم که گذاشته‌ام به عنوان یک پشتوانه همیشه همراهم خواهد بود.

چرا در نقش‌های اصلی کمتر ظاهر می‌شوید و بیشتر درحاشیه هستید؟

این مساله انتخاب ما نیست. خب پیشنهاد هم نمی‌شود، اگر نه استقبال خواهم کرد، البته شاید هم طی این سال‌ها خوب نتوانسته‌ام بازی کنم یا استعدادم را آن طور که باید نشان دهم.

فکر می‌کنید مخاطب فرهاد بشارتی او را به واسطه کدام نقش بیشتر می‌شناسد؟

فکر می‌کنم همان نقش عموحسن در سریال «دنیای شیرین دریا» و همین طور جان کوچولو در سریال «قطار ابدی».

محبوبه ریاستی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها