در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سایت خبری دی ولت آلمان در تحلیلی تحت عنوان "قرقیزستان، انقلابی دیگر" نوشته است:
«بعد از وقوع انقلاب گل لاله در سال 2005 و روی کار آمدن قربان بیک باقییف که در آن زمان رهبر حزب مخالف بود، اکنون قرقیزستان در آستانه انقلابی دیگر است. بار دیگر قرقیزستان با انقلاب جدید آرزوی دست یافتن به نظامی دموکراتیک را در سر دارد و به نظر میرسد که با پایان یافتن دولت فعلی و دوران ریاست جمهوری باقییف، رابطه بازی و محدودیت آزادیها نیز در این کشور پایان پذیرد.
قرقیزیها با چنین آمالی و با پشت سر گذاشتن انقلاب گل لاله، در خیابانهای قرقیزستان حضور یافتهاند. سوالی که اکنون مطرح است این است که آیا انقلابی که اکنون قرقیزستان را تحت تاثیر خود قرار داده است، قادر خواهد بود تا یک دموکراسی ناب را با خود به همراه آورد و یا این که تجربه سالهای گذشته این کشور تکرار خواهد شد. البته پاسخ این سوال با توجه به این که سرنگونی دولت با هرج و مرج بسیار و آنگونه که به نظر میرسد بدون برنامه ریزی صورت گرفته، روشن است. در حالی که حقوق اساسی مردم قرقیزستان پیوسته نادیده گرفته شده است و اکثریت مردم این کشور در فقر به سر میبرند، مقامات نزدیک رئیس جمهور درآمدهای این کشور را بین خود تقسیم میکنند. علاوه بر این افزایش قیمت برق و اجاره مسکن آخرین دلیل برای مقاومتهای خیابانی مردم بود.
البته غیر از آزادی بیشتر و دموکراسی، مسلما دلایل و انگیزههای بیشتری برای تظاهرات و مقاومتهای اخیر مردمی در قرقیزستان وجود دارد. یکی از این دلایل را میتوان اینگونه توجیه کرد که قرقیزستان به لحاظ سیاسی نسبت به دیگر همسایگان خود به عنوان کشورهای جنوبی شوروی سابق، از انفعال سیاسی بیشتری رنج میبرد. دلیل این مساله را نیز میتوان در وجود منابع معدنی غنی و مواد خام همسایگان قرقیزستان توجیه کرد.»
سایت اینترنتی فرانکفورتر آلگماینه نیز در تحلیلی تحت عنوان "فراتر از قرقیزستان" نوشته است:
«سرنگونی خونین رئیس جمهور قرقیزستان و دولت وی، این کشور را به نقطه بحران رسانده است. در حالی که وی پنج سال پیش در راس یک جنبش اعتراض آمیز به قدرت رسید،
اکنون خود هدف سرنگونی قرار گرفته است. روی کار آمدن باقییف با هدف مبارزه با ارتشاء و رابطه بازی، در حالی صورت گرفت که اهداف این انقلاب به سرعت به فراموشی سپرده شد. به این ترتیب حامیان باقییف به دلیل روشهای اعمال قدرت وی که شبیه حکومتهای استبدادی آسیای مرکزی است، از وی فاصله گرفتند.
البته روند روی کار آمدن و سرنوشت باقییف، این هشدار را به دنبال دارد که نمیتوان به دولت جدید نیز کورکورانه اعتماد کرد. اگر مساله بر سر دولتی مردمی است که اکنون کنترل قرقیزستان را به دست دارد، این مساله تنها به این معناست که خونریزیهای فعلی این کشور پایان پذیرد و بار دیگر نظم و آرامش به این کشور حاکم شود. به نظر میرسد که حل مشکلات اقتصادی قرقیزستان، در راس اهداف این کشور قرار گیرد.
البته آنچه که در قرقیزستان در حال روی دادن است، تحت عنوان "تغییر قدرت در چارچوب کشورهای شوروی جدید" دارای ابعاد بین المللی نیز میباشد. روسیه این کشور را به عنوان بخشی از منافع خود میبیند. آمریکا نیز از این کشور به عنوان کمربند اصلی انتقال تدارکات برای سربازان خود در افغانستان بهره میبرد. چین نیز تنها 900 کیلومتر با قرقیزستان فاصله دارد و این کشور نقطه تلاقی منافع ژئوپلیتیک بسیاری است.
حضور قبلی آمریکاییها در این کشور مساله بسیار ناگواری برای روسها بود؛ به گونهای که این کشور درخواست خروج آمریکاییها را مطرح کرد. باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، به دلیل نزدیکی جغرافیایی قرقیزستان با افغانستان، از پایگاه ماناس در این کشور استفاده میکند و برای پرداخت مبالغ بیشتر جهت این استفاده، اعلام آمادگی کرده است.»
ایسنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: