در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، در ساعت 15:45 روز 10 اسفند سال قبل مأموران کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان خبر آتشسوزی یک دستگاه خودرو پرشیا در داخل پارکینگ یک مجتمع آپارتمانی در منطقه استخر قرار گرفتند.
با حضور مأموران کلانتری 144 و آتشنشانی در آدرس اعلام شده و بررسی بقایای بجای مانده از خودرو، برابر نظریه کارشناسان آتشنشانی، عمدی بودن آتشسوزی مشخص و پرونده جهت رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با آغاز تحقیقات کارآگاهان از صاحب خودرو به نام عباس، وی پس از حضور در اداره شانزدهم به کارآگاهان گفت: مدتی پیش در جریان اختلاف یکی از دوستانم به نام احمد با فردی به نام مرتضی قرار گرفتم. دریافتم احمد و مرتضی مدتی پیش با یکدیگر به صورت مشارکتی اقدام به ساخت و ساز یک مجتمع مسکونی کردهاند اما پس از پایان کار، با یکدیگر دچار اختلاف مالی شدهاند.
وی افزود: من هم که در جریان این اختلاف قرار گرفته بودم، تصمیم گرفتم تا با پرداخت مبلغی پول به احمد و به بهانه کرایه یکی از واحدهای مجتمع ، در حل این اختلاف به آنها کمک کنم که این موضوع با مخالفت فرزندان مرتضی روبهرو شد اما از آنجایی که من و احمد از قدیم با یکدیگر دوست بودیم تصمیم گرفتم تا این کار را انجام بدهم که همین امر باعث شد تا فرزندان مرتضی با من ارتباط خوبی نداشته باشند.
این فرد گفت: فرزندان مرتضی پس از پس از فوت پدرشان که متأسفانه به علت ناراحتی قلبی فوت کرده بود و فرزندانشان مقصر مرگ پدرشان را احمد میدانستند ، از من هم کینه شدیدی به دل گرفته بودند.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود در خصوص زمان آتشسوزی هم اطلاع پیدا کردند که در این زمان، صدای انفجار شدیدی از داخل پارکینگ شنیده شده است که به دنبال شنیده شدن صدای انفجار تعدادی از ساکنان محل، جوان حدوداً 25 سالهای را مشاهده کرده بودند که در حال خروج از مجتمع بوده است.
با توجه به تجمیع اطلاعات بهدست آمده و مطابقت مشخصات ارائه شده از سوی شاهدان زمان آتشسوزی با یکی از فرزندان مرتضی به نام مصطفی، کارآگاهان اداره شانزدهم ضمن هماهنگی با مقام قضایی شعبه چهاردهم دادیاری دادسرای ناحیه 4 تهران (رسالت) در تاریخ 24 اسفند سال قبل اقدام به دستگیری مصطفی در منطقه تهرانپارس کردند و او را به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.
با دستگیری متهم و آغاز تحقیقات ، وی در ابتدا منکر هرگونه اطلاع و یا مشارکت در آتشسوزی بود اما با توجه به دلایل و مدارک ارائه شده از سوی کارآگاهان سرانجام متهم در تاریخ 19 فروردین امسال لب به اعتراف گشود و به ارتکاب آتشسوزی عمدی خودرو اعتراف کرد.
متهم در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: با توجه به اینکه با عباس از قبل اختلاف داشتم، میخواستم به نوعی به او خسارت وارد کنم تا دلم آرام شود. روز حادثه به منزل برادرم در آن ساختمان رفته بودم که خودروی عباس را در پارکینگ مشاهده کردم. در همین لحظه به این فکر افتادم که خودرو را آتش بزنم و برای همین مواد آتشزای داخل یک ظرف پلاستیکی را که در گوشهای از پارکینگ قرار داشت در زیر و روی کاپوت خودرو ریختم و پس از آن کبریت کشیدم که به خاطر روشن شدن آتش، صدای انفجار بسیار بلندی ایجاد شد و من هم که از صدای انفجار بسیار ترسیده بودم به داخل کوچه فرار کردم و از محل دور شدم.
تحقیقات درباره زوایای پنهان این پرونده ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: