در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خجالتی بودن یکی از آن خصلتهایی است که برخی از افراد با آن درگیر هستند. یک جوان خجول هیچ وقت نمیتواند به همه موفقیتهایی که مدنظرش است برسد چون برای خود موانع زیادی ساخته که رسیدن به اهدافش را سخت و گاهی غیرممکن میکند. خجالت و کمرویی یکی از آن ویژگیهایی است که باید هرچه سریعتر آن را از بین برد. در این مجال به چند راهکار برای رفع خجالت اشاره میشود. این راهحلها، ساده هستند اما میتوانند خیلی کارساز باشند:
1 ـ سخنرانان خوب به ندرت دچار کمبود حرف میشوند. آنها همیشه چیزی برای گفتن دارند، زیرا آنها کارهای زیادی انجام میدهند و جاهای زیادی میروند پس همیشه حرفهای زیادی برای گفتن درباره آنها دارند یا این که همیشه خود را آماده میکنند. شما هم میتوانید از این ایده استفاده کنید. سخنرانان خوب هرگز منزل را بدون داشتن موضوعی برای صحبت با کسانی که تصور میکنند آن روز خواهند دید ترک نمیکنند. اگر آنها به یک مهمانی میروند حتما موضوعی را که تصور میکنند جالب توجه مهمانان مدعو است انتخاب کرده و خود را برای صحبت درباره آن آماده میکنند. قبل از آغاز هفته کاری، در مورد فعالیتهایی که همکارانشان ممکن است آخر هفته انجام داده باشند حرفهایی را آماده میکنند. آنها راجع به همه چیز حرف دارند از وضع هوا گرفته تا اتفاقات روزمره و هر چیز دیگر که فکرش را بکنید.
شاید آماده کردن موضوعاتی برای آغاز یک صحبت، در ابتدا کار سختی به نظر برسد اما مطمئن باشید در صورت انجام آن پس از مدت کوتاهی شگفتزده خواهید شد. اگر برای مدتی سعی کنید خود را هر روز برای صحبت کردن آماده کنید، پس از مدت کوتاهی خواهید دید که آماده شدن شما به صورت اتوماتیک رخ خواهد داد و حتی شما متوجه انجام آن نخواهید شد.
2ـ به دیگران اجازه بدهید که بدانند شما خجالتی هستید. این یک موضوع برای گفتگو است. برخی افراد پیشنهاد میکنند که هرگز به دیگران نگویید که خجالتی هستید زیرا افراد از این اطلاعات برای برچسب زدن به شما استفاده میکنند. اگر شما از مردم فاصله بگیرید، بهجای نگاه کردن به آنها سرتان را پایین بیندازید و در اماکن عمومی احساس ناراحتی کنید و مدام رنگتان تغییر کند، مردم خودشان براساس افکار خود، نتیجهگیری میکنند و گاهی نتایجی که میگیرند خیلی بدتر از این است که به آنها بگویید که خجالتی و عصبی هستید.
افراد خجالتی به دو صورت خجالت خود را بروز میدهند: آشکار و غیرآشکار. راه آشکار خجالتی بودن این است که در اثر خجالت، صورتتان سرخ میشود، میلرزید، خود را منقبض میکنید یا به زبان دیگر به صورت فیزیکی، خجالت خود را آشکار میکنید، اما راه غیرآشکار این است که از نگاه کردن به دیگران اجتناب میکنید، چیز زیادی برای گفتن ندارید یا پیشنهاد دیگران را در حالی که علاقهمند به پذیرش آنها هستید، رد میکنید. افرادی که به صورت غیرآشکار خجالت میکشند اغلب از نظر دیگران به عنوان افرادی متکبر یا کنارهگیر تلقی میشوند. این افراد از درون میترسند و نمیخواهند این مساله را در بیرون نشان دهند.
اگر شما فردی هستید که به طور غیرواضح خجالت میکشید و در یک جلسه مذاکره مهم تجاری که قدرت کلام، حرف اول و آخر را میزند قرار دارید ممکن است نخواهید قبول کنید که خجالتی هستید. در واقع در این مورد، خجالت شما ممکن است یک سرمایه و چیزی باارزش تلقی شود یا اگر پیش فردی خبرچین باشید شاید خجالتی بودن شما مانع از دادن اطلاعات به فرد خبرچین شود و شاید فکر کنید که خجالتی بودن زیاد هم بد نیست، اما بهتر است بدانید که اکثر افراد اینگونه نیستند. اکثر آنها وقتی میشنوند که شما خجالتی هستید احساس آرامش میکنند چون تا قبل از آن تصور میکردند که شما متکبر هستید یا آنها را دوست ندارید.
اما اگر شما فردی هستید که خجالت آشکار دارید نیازی به مخفی کردن آن نیست. با آن روبهرو شوید. تلاش برای نادیده گرفتن خجالتتان فقط باعث ناراحتی خود و اطرافیانتان میشود. اگر به آنها بگویید که خجالتی هستید افراد اطرافتان راحتتر با مساله برخورد میکنند زیرا دیگر نیازی به نادیده گرفتن آنچه میبینند وجود ندارد. در واقع وقتی به اطرافیانتان میگویید که خجالتی هستید در مورد اعمالی که انجام میدهید از قبل توضیح دادهاید، اما این توضیح شما کافی نیست شما باید کاری در مورد خجالت خود بکنید و سعی در رفع آن نمایید. میتوانید از کارهای ساده آغاز کنید مثلا سعی کنید موقع صحبت کردن به طرف مقابل نگاه کنید. بیشتر اوقات لبخند بزنید یا یک سری موضوع برای صحبت آماده کنید.
3ـ به تلاش خود جایزه بدهید نه به نتیجه تلاش. این نکته را همواره به خاطر بسپارید چرا که برای غلبه بر خجالت، ضروری است. البته این مساله برای رسیدن به هرچیز دیگر هم لازم است. تنها چیزی که ما میتوانیم در زندگی خود کنترل کنیم خودمان هستیم. ما نمیتوانیم دیگران را کنترل کنیم و در نتیجه نمیتوانیم عکسالعمل آنها را در مقابل خود تحت کنترل درآوریم. با این حال، بیشتر ما، موفقیتها و شکستهای خود را از روی روابطی که دیگران با ما دارند، تعریف و ارزیابی میکنیم. اگر ما لبخند بزنیم و دیگران هم در پاسخ به ما لبخند بزنند همهچیز خوب است، اما اگر ما لبخند بزنیم و دیگران این کار را نکنند، این را به عنوان شکست تلقی میکنیم. این کاملا غلط است. شما با این طرز فکر، پیشرفت زیادی نمیتوانید داشته باشید.
شما قادر به تلاش هستید و این تنها چیزی است که میتوانید مسوولیتش را به عهده بگیرید. شما نمیتوانید نحوه پاسخگویی دیگران را کنترل کنید و این تلاش خودتان است که نیازمند پاداش است. این پاداش دادن هم باید به معنی واقعی کلمه باشد. یعنی با کلمات، خود را تشویق کنید یا به عنوان جایزه، به گردش بروید یا یک هدیه برای خود بخرید.
4 ـ زمینه ایجاد ارتباط با خود را برای دیگران آسان کنید. این کار مشکل است چون اکثر ما به عنوان افرادی خجالتی بیشتر نگرانیهایمان در مورد خودمان است. ما همواره نگران صحبت کردنمان، نگاه کردنمان و این که آیا دیگران از ما خوششان میآید یا نه هستیم. برای متوقف کردن این افکار بهتر است فکر کنید که چه کاری برای دیگران میتوانید انجام دهید.
واقعیت این است که چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، نیاز داریم یاد بگیریم که چگونه زمینه ارتباط را برای دیگران آسان کنیم. ما اغلب دوست داریم با کسانی آشنا شویم که راه شناخت خود را برای ما آسان میکنند نه کسانی که موانعی در سر راه ما قرار میدهند. اصلا مهم نیست که این فرد به خوبی و مهربانی دیگری است یا حتی نقاط مشترک زیادی با ما دارد. بلکه برای ما راحتتر است با کسی دوست شویم و ارتباط برقرار کنیم که راه شناخت خودش را برای ما راحتتر میکند.
در مورد این مساله، خوب فکر کنید. وقتی در اتوبوس نشستهاید و فردی که کنار شماست به شما لبخند میزند و شروع به صحبت راجع به هوا میکند همه افراد بیشتر تمایل دارند با او رابطه برقرار کنند تا کسی که شروع به صحبت نکند و در خودش فرو رود. پس با ایجاد زمینه مناسب میتوان موجب شکلگیری ارتباطات شد.
الهه عیوضزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: