وقتی خانواده شما از دو نفر به سه نفر تبدیل میشود، ارتباط شما و همسرتان دستخوش تغییر میشود. در اینجا به چند راه برای کنترل تغییراتی که به هنگام تولد فرزند در زندگی مشترکتان روی خواهد داد اشاره میشود.
قبلا شما تنها یک زوج بودید و تنها نقش شما، نقش همسری بود. اما اکنون شما تبدیل به والدین شدهاید. حال زندگی روزانه شما چه تغییراتی خواهد کرد، در گام اول احتمالا شما در ماههای اول ورود نوزاد به زندگیتان خواب کافی نخواهید داشت! در ابتدا ممکن است فرزند شما تنها ساعتهای کوتاهی بخوابد و وقتی که او بیدار میشود شما هم باید بیدار باشید. کمبود خواب میتواند شما را بیحوصله و عصبانی کند و باعث شود که نتوانید کارهایی مثل کارهای منزل را بخوبی انجام دهید چون نه انرژی کافی دارید و نه میتوانید تمرکز کنید. در این حالت شما زمان کمتری برای کار، برای خودتان و برای همسرتان خواهید داشت.
مادر و پدر شدن فوقالعاده خوب است اما در برخی موقعیتها نیز بسیارسخت و اضطرابآور است. این موضوع میتواند باعث احساس گناه در مادر یا پدر شود چرا که آنها نمیتوانند از هر لحظه مادر و پدر بودن خود لذت ببرند. اما به یاد داشته باشید که فارغ شدن از کودک در برخی زمانها کار خوب و لازمی است. کودک میتواند گاهی باعث حس حسادت والدین نیز بشود. برخی اوقات مردانی که بتازگی پدر شدهاند نسبت به فرزندشان که زمان زیادی از وقت همسرشان به او اختصاص یافته است احساس حسادت میکنند. پدر ممکن است احساس اضافه بودن کند یا شاید از این که نمیتواند زمان زیادی را با فرزندش بگذراند یا در حق او همانطور باشد که مادرش هست احساس حسادت کند. این احساسات در این موقعیت که ساختار خانواده تغییرات اساسی کرده، کاملا طبیعی است.
در این میان مادر هم با چالشهای خاص خود مواجه است. بارداری موقتا باعث تغییر فرم اندام او شده است. غذا دادن شبانه به فرزند و وظیفه نگهداری مستمر از کودک میتواند باعث شود که او احساس کند دیگر چندان جذابیتی برای همسرش ندارد.
تغییرات ناشی از تولد فرزند حتی به خویشاوندان شما هم سرایت میکند. ناگهان تمام دوستان و آشنایان و فامیل شروع به گفتن داستانهای بیپایان و نصیحت راجع به نگهداری کودک میکنند. ممکن است آنها هر از گاهی به طور سرزده برای دیدن نوزادتان به منزلتان بیایند و وقتی شما در انبوهی از کارها غرق شدهاید مجبور به پذیرایی از آنها هم باشید. اگرچه شما میدانید که آنها بهترین چیزها را برای فرزندتان آرزومندند اما حضور مداوم آنها ممکن است باعث شود که شما احساس کنترل کمتری روی خانواده و زندگی خود داشته باشید. حتی بدون توجه به همه نصایح موجود، شما و همسرتان ممکن است کمکم متوجه شوید که روشهای مختلفی را در تربیت و رفتار با فرزندتان در پیش گرفتهاید مثلا در حالی که شما فرزندتان را در حین گریه کردن در آغوش میگیرید تا گریهاش بند بیاید همسرتان به او اجازه میدهد که برای مدتی گریه کند تا خودش آرام گیرد. دیگر مشکلات موجود مثل این که چه کسی در خانه کار بیشتری میکند، در صورتی که والدین جدید ننشینند و با هم در مورد آنچه آزارشان میدهد حرف نزنند، روز به روز بزرگتر و بدتر
میشود.
نیاز به ارتباط و درک متقابل
صحبت کردن بهترین راه برای کاهش عصبانیت و جلوگیری از جر و بحثهای بین همسران است. والدین ممکن است آنقدر درگیر مراقبت از فرزند شوند که فراموش کنند میتوانند زمانی را صرف صحبت کردن با هم کنند.
دلخوریهای کوچک وقتی که آنها را بیرون نریزید بزرگ و کدورت آفرین می شوند پس گذاشتن زمانی برای صحبت کردن خیلی مهم است.
اغلب، راهحل مشکل فهم غلط مسائل، این است که موضوع را از دید شخص مقابل نگاه کنید. مثلا مردی که به تازگی پدر شده ممکن است فکر کند که چون او بیشتر زمانش را سرکار میگذراند، از نظر همسرش منطقی است که در نگهداری از فرزند نقش کمتری داشته باشد حتی وقتی که در خانه است، اما ممکن است مادر فرزند در موقعیت مشابه تصور کند که پدر خود را از او و فرزندش جدا میکند و از آنها فاصله میگیرد در حالی که آنها بیشتر از همیشه به او نیاز دارند.
اگر مسالهای شما را آزار میدهد آن را با همسرتان در میان بگذارید اما این کار را در زمان مناسب انجام دهید. شروع به بحث در مورد این که چرا همسرتان ظرفهای کثیف را در ظرفشویی رها کرده، در حالی که نوزاد در حال گریه کردن و غذا خواستن است هیچ چیز را حل نمیکند.
به جای آن، زمانی را برای با هم نشستن پس از این که کودک به خواب رفت، در نظر بگیرید. با یکدیگر صادق باشید، اما سعی کنید کمی هم حس طنز در گفتارتان به کار ببرید.
به گفتههای همسرتان گوش دهید و او را سرزنش نکنید و به یاد داشته باشید که محدودیت خواب ممکن است شما را عصبی و کم طاقت کرده باشد پس شاید تلاش بیشتری برای کنترل اوضاع نیاز باشد.وقتی که هر دو آنچه در ذهن دارید را به زبان آورید حال باید با هم برای حل آنها تلاش کنید. برای رسیدن به یک توافق، تمایل نشان دهید. مثلا اگر پدر خانواده یک روز از هفته را به خاطر یک کار اداری نمیتواند زود به منزل بیاید، همسرش میتواند آن یک روز، کودک را برای خواب آماده کند. در عوض روز بعد پدر میتواند این کار را انجام دهد.
شما میتوانید کارهای مربوط به خانه و کارهای مربوط به بچهداری را تقسیم کنید. وقتی هر کس بداند که چه وظایفی از او انتظار میرود اوضاع بهتر پیش میرود.
مدیریتکردن بحثها
وقتی عدم توافقها زیاد میشود، زمانی را برای بحث روی آنها در نظر بگیرید. به وضوح به همسرتان بگویید که چرا ناراحت هستید. اگر شما مبهم صحبت کنید یا کاری کنید که همسرتان مجبور به حدس زدن بشود، هیچچیز حل نمیشود.
عبارتهای کلی مثل «تو همیشه دیر به منزل میآیی» باعث ایجاد حالت تدافعی در طرف مقابل میشود. به جای آن بهتر است بگویید «دیروز که دیر به خانه آمدی، من ناراحت شدم. بهتر بود که قبلاش به من اطلاع میدادی.» اینطور حرف زدن باعث تاکید روی عمل میشود نه روی شخص. پس انتقاد شما به منزله حمله به شخص مقابل نمیباشد.
همچنین خیلی غیرمنصفانه است که از بحث به عنوان زمینهای برای به رخ کشیدن اشتباهات گذشته استفاده کنید.
وقتی از دیر آمدن همسرتان شکایت میکنید مسائلی مثل فراموش کردن خرید شیر برای کودک را به میان نکشید. بدانید که بهترین راهحل برای رفع مشکلاتتان این است که به طرف مقابل گوش دهید و سعی کنید دیدگاه او را درک کنید.
اگر جلوی کودکان بزرگتر بحث و دعوا کنید بدانید آنها دعوا را خواهند آموخت. اما اگر تنها با متانت به طرح مشکلات بپردازید و سعی در رفع آنها کنید آنها خواهند آموخت که بحث به معنای عدم علاقه دوطرف به هم نیست. این مهمترین درس است.
اگرچه با ورود فرزند، خانواده شما سه نفره شده اما هنوز هم شما نیاز به حفظ ارتباط دو نفره خود به عنوان همسر خواهید داشت. به خاطر این که زندگی شما اکنون پرمشغلهتر شده است، بهترین راه برای باهم بودن، برنامهریزی برای آن است. سعی کنید حداقل یکبار در هفته کودک خود را برای چند ساعت به کسی بسپارید و دو تایی به رستوران یا سینما بروید. اگر نمیخواهید کودک را به کسی بسپارید میتوانید وقتی که کودک به خواب رفت یک مهمانی شام دو نفره در منزل ترتیب دهید.
حداقل 20 دقیقه در روز را به صحبت کردن باهم و در میان گذاشتن احساساتتان اختصاص دهید. این کار را در هنگام به خواب رفتن کودکتان، مثلا در حالی که باهم مشغول شستن ظروف غذا هستید انجام دهید. آخر هفتهها سعی کنید به بیرون از منزل بروید، به پارک، موزه، یا سینما.
مهمترین چیز استفاده از قوه خلاقیتتان برای یافتن راهی برای باهم بودن است به هر طریق ممکن!
حال که شما وارد مرحله جدیدی از زندگی خود شدهاید سعی کنید ذهن خود را روی موضوعاتی متمرکز کنید که به شما در مواقع مشکل کمک میکند خصوصا در ماههای ابتدایی بچهدار شدن، هرچه راجع به تغییرات اطراف خود انعطافپذیرتر باشید، احساس آرامش و کنترل بیشتری روی احساسات خود خواهید داشت.
برای تکمیل وظایفی که روزانه باید انجام دهید، لیستی را تهیه کنید و وظایف خود و همسرتان را روی آن نوشته و به یخچال بچسبانید. سعی کنید باهم همکاری داشته باشید تا یک نفر فکر نکند که مجبور به انجام تمامی کارهاست.
همواره خود و همسرتان را به خاطر یادگیری نکته جدید راجع به بچهداری تشویق کنید. سعی کنید از احساسات و نیازهای یکدیگر باخبر باشید. اگر همسر شما روز پراضطرابی را داشته است پیشنهاد کنید که از کودک مراقبت خواهید کرد تا او کمی استراحت کند، فیلم مورد علاقهاش را ببیند یا کتاب دلخواهش را مطالعه کند و خلاصه این که در کنار کودک تازه وارد خود احساس لذت کنید و بدانید که او زودتر از آن که فکرش را بکنید بزرگ خواهد شد پس از لحظه لحظه زندگیتان استفاده کنید و باهم شاد باشید.
الههعیوضزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم