آیا انتخابات هفته آینده سودان زمینه را برای یک آشتی ملی فراهم می‌کند؟

آرزوی صلح و آشتی ملی در سودان

با امضای توافقنامه صلح میان جنبش عدالت و برابری و دولت مرکزی سودان یک بار دیگر بارقه امیدی در سرزمین نفرین شده دارفور درخشیدن گرفت. با این دلخوشی که شاید مقدمه‌ای میمون و مبارک باشد برای پیوستن سایر گروه‌ها به روند صلح. درضمن امضای توافقنامه مذکور که در 28 اسفند گذشته نهایی شد می‌تواند فرصتی را در آستانه انتخابات سراسری سودان فراهم کرده و روندی را برای آشتی ملی بین گروه‌های سودانی و دولت عمر البشیر رقم بزند. انتخاباتی که قرار است هفته آینده برگزار شود. این مقاله ابتدا به مساله دارفور و سپس به انتخابات آینده سودان می‌پردازد.
کد خبر: ۳۱۹۵۵۷

دارفور ناحیه‌ای است در غرب کشور سودان دربرگیرنده 3 استان دارفور غربی، دارفور شمالی و دارفور جنوبی که از 7 سال پیش تاکنون درگیر جنگ‌های طولانی مدتی بوده و جان هزاران نفر را گرفته است. میانجیگری دولت‌های مختلف از شرق تا غرب عالم،‌ صدور چندین قطعنامه توسط سازمان ملل،‌ اعزام نیروهای صلحبان خارجی ازسوی سازمان ملل یا اتحادیه آفریقا، محکومیت جهانی کشتار‌ها و قتل‌عام‌هایی که در این منطقه صورت گرفت و حتی عمر البشیر را تا دادگاه بین‌المللی لاهه پیش برد، همه و همه تحولاتی است که طی سال‌های گذشته نتوانست به حل این بحران کمک کند. بحرانی که همچنان ادامه دارد و کسی نمی‌تواند با قطعیت بگوید که توافقنامه اخیر نیز بتواند به حل اساسی و ریشه‌ای این بحران کمک کند هرچند می‌تواند گامی مهم در جهت حل آن تلقی شود.

ریشه‌های بحران

نقطه آغاز بحران را باید به سال 2003 حواله داد. در این سال جنبش آزادیبخش ملى سودان ـ که شاخه نظامى است و شاخه سیاسى آن حزب عدالت و مساوات نام داردـ با شعار احقاق حقوق نادیده انگاشته شده مردم منطقه دارفور به مؤسسات و نهادهاى دولتى حمله کردند و خواستار توجه جدى دولت به رفع مشکلات خود شدند. دارفور، یکى از مهم‌ترین استان‌هاى سودان است. سودان از 24 استان تشکیل شده و دارفور، استان شانزدهم این کشور با جمعیتى بالغ بر 6 میلیون نفر (یک پنجم جمعیت سودان) است. برخلاف تعدد قومیتى و مذهبى مردم جنوب سودان بیشتر مردم دارفور مسلمان هستند. دارفور با کشورهاى چاد، لیبى و آفریقاى مرکزى همسایه است و مردم این سرزمین در طول تاریخ مستقل از حکومت مرکزى، در مبازره با قدرت‌هاى بزرگ و در مقاطعى تحت نظام پادشاهى زندگى مى‌کرده‌اند. با وجود این همزمان با انقلاب مهدیه در سودان مردم استان نیز به متابعت از حکومت مرکزى گردن نهادند. دارفور مرکز مهدویت ـ به قرائت سودانى‌اش ـ است. فقر و محرومیت تاریخی و بافت قبایلی منطقه‌ای که گفته می‌شود بیش از 100 قبیله در آن زندگی می‌کنند به اضافه ساختار فکری و مذهبی زمینه را برای نارضایتی‌های گسترده علیه دولت مرکزی سودان مهیا می‌کند. با این حال بحران دارفور مانند استان صعده در یمن می‌توانست یک بحران داخلی باشد اگر نیروها وطرف‌های خارجی در آن دخالت نمی‌کردند. با ورود طرف‌های خارجی این بحران به صورت یک بحران بین‌المللی در آمد.

علل دخالت‌های بیگانه

برخی آگاهان معتقدند کنار نهادن برخى چهره‌هاى شاخص سیاسى از قدرت نظیر صادق المهدی و حسن الترابی که در این منطقه نفوذی سنتی و تاریخی دارند موجب عمیق‌تر شدن این بحران شد. از سوی دیگر دولت عمر البشیر به دلیل ماهیت سیاسی خود که از طریق کودتا برسرکار آمده بود و گرایش‌های ایدئولوژیک اسلامی و حمایتی که از جنبش‌های آزادیبخش به ویژه حقوق مردم مظلوم فلسطین می‌کرد و درعین حال با سیاست‌های استعماری و امپریالیستی غرب به مقابله برمی‌خاست، مغضوب دولت‌های غربی و در راس آنها آمریکا قرار گرفت. همچنین اختلافات مرزی با همسایگان نیز مزید بر علت شده و به این بحران دامن زد، زیرا سودان پس از الجزایر بزرگ‌ترین کشور قاره آفریقاست و با 10 کشور آفریقایى هم مرز است. یک نمونه عینى از این گونه اختلافات در رابطه بین مصر و سودان و اختلاف آن دو بر سر منابع نیل مشاهده می‌شود. بیهوده نیست که غالب گروه‌های ناراضی سودان به مصر پناهنده شده و یا از کمک‌های دولت حسنی‌مبارک بهره‌مند می‌گردد. البته مصر سعی می‌کند همزمان ارتباط خود را با دولت عمر البشیر و ناراضیان حفظ کرده و در موقع لزوم نقش میانجی را داشته باشد. همچنین سودان روابط گسترده‌ای با چین دارد و از طریق فروش نفت و گاز خود که یکی از منابع مهم درآمد این کشور به حساب می‌آید مایحتاج خود از جمله سلاح را تامین می‌کند. از این رو بارها کشورهای غربی چین را به فروش اسلحه به سودان و عدم همکاری بین‌المللی برای حل این بحران متهم می‌کنند. همه این مسائل به همسایگان یا دیگر طرف‌های بین‌المللی اجازه می‌دهد تا در این بحران وارد شوند.

مردم سودان آرزوی آن را دارند که پس‌از توافقنامه دولت با شورشیان، صلح به دارفور بازگردد و با برگزاری انتخاباتی آزاد زمینه برای آشتی ملی در کشورشان فراهم شود

سازمان ملل متحد تا مدت‌ها دخالتی در این بحران نمی‌کرد و حتی در دوره کوفی عنان سعی می‌شد بحران دارفور یک بحران داخلی تلقی شود، اما در نهایت با تسلیم شدن در برابر فشارهای آمریکا و دیگر متحدانش این بحران را یک بحران بین‌المللی کرد و با صدور قطعنامه‌هایی در آن دخالت نمود. گفتنی است تاکنون سازمان ملل متحد موفق به فرستادن صلحبان به این منطقه نشده و با مخالفت شدید دولت مرکزی سودان روبه‌رو بوده است اما به طور غیرمستقیم و از طریق اتحادیه آفریقا موفق به اعزام 10 هزار صلحبان به منطقه دارفور شده است که عملا کارایی چندانی تاکنون نداشته‌اند. در آوریل 2008 رئیس اداره امور انسانی سازمان ملل متحد اعلام کرد که بر اثر نزاع دارفور در غرب سودان تاکنون دست‌کم حدود 300 هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند. علاوه‌ بر این تاکنون صدها هزار نفر مردم از منطقه آواره شده و به کمپ‌های سازمان ملل و اتحادیه آفریقا در آن سوی مرزهای سودان پناهنده شده‌اند. اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا دولت سودان را به نسل‌کشی در دارفور (که گفته می‌شود دست کم 2 میلیون نفر آواره آن بوده‌اند)‌ متهم می‌کنند و در اثر همین فشارهای بین‌المللی سرانجام دادگاه بین‌المللی لاهه در تاریخ 4 فوریه 2009 میلادی و در اقدامی بی‌سابقه حکم بازداشت عمر البشیر، رئیس‌ جمهور سودان را به اتهام ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در نزاع دارفور صادر کرد. این برای اولین بار در تاریخ بود که دادگاه لاهه حکم بازداشت یک رهبر سیاسی در قدرت را صادر می‌کند. در پی تصمیم دادگاه بین‌المللی لاهه به صدور حکم دستگیری عمر البشیر، دولت سودان 13 سازمان عمده بین‌المللی امدادرسانی را که در منطقه دارفور به کمک‌رسانی به مردم جنگ‌زده می‌پرداختند، از آن کشور اخراج کرد.

پیش به سوی صلح و آشتی ملی

در پی این حکم بود که جمهوری اسلامی ایران با فرستادن علی لاریجانی، رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی به جهانیان نشان داد که صدور چنین احکامی مشروعیت ندارد. در تاریخ 30 مارس 2009 نیز سران کشورهای عضو اتحادیه عرب، در پایان نشست سالانه خود در دوحه، پایتخت قطر با صدور بیانیه‌ای از عمر البشیر، رئیس‌جمهور سودان در برابر حکم بازداشت بین‌المللی او حمایت کردند. با این حال فشارهای بین‌المللی و تحریم‌های اعمال شده از سوی کشورهای غربی بخصوص برای کشور فقیری چون سودان نمی‌توانست بدون تاثیر باشد. دولت عمرالبشیر طی این 7 سال بشدت مقاومت کرده و حتی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری این کشور که قرار است در آوریل 2010 برگزار شود دست به 2 ابتکارمهم زد:‌ یکی این‌که اجازه داد مخالفانش در رقابت شرکت کنند. از جمله این رقیبان صادق المهدی بود که با ثبت‌نام خود را برای رقابت با عمر البشیر آماده کرد. همچنین عمرالبشیر پیشگام صلح با شورشیان دارفور شد و در نهایت توانست با همکاری دولت چاد و با نظارت سازمان ملل و اتحادیه آفریقا توافقنامه‌ای را با جنبش عدالت و برابری که یکی از گروه‌های تاثیرگذار در منطقه دارفور است امضا کند. پس از امضای این توافقنامه بود که عمر البشیر به دارفور رفت و از دیگر گروه‌ها نیز خواست به این روند بپیوندند. دولت سودان برای حل بحران جنوب نیز گام‌هایی را برداشته است. آخرین اقدام در این باره برگزاری یک همه‌پرسی برای تعیین سرنوشت جنوب سودان در سال 2011 خواهد بود که گروه‌های جنوب نیز با آن موافقت کرده‌اند. عمر البشیر، رئیس‌جمهور سودان چندی پیش اعلام کرده بود که چنانچه مردم جنوب گزینه جدایی را انتخاب کنند، خارطوم نیز استقلال جنوب را به رسمیت می‌شناسد. اما جنوبی‌ها می‌دانند که بهترین گزینه برای آنان همزیستی با کل جامعه سودان است. دولت عمرالبشیر تمایل دارد ازطریق مشارکت‌دادن گروه‌های جنوب و جنبش‌های دارفور به بحران‌های داخلی این کشور پایان دهد. لازمه کار البته این خواهد بود که مردم سودان دردرجه نخست خود را در دولت شریک بدانند و از طریق یک انتخابات آزاد و رقابتی سالم بتوانند در تعیین سرنوشت خود دخالت داشته باشند. این کلید رمزی است که می‌تواند ثبات و صلح را به سودان بازگرداند و به همان شیوه دست‌های دخالتگر خارجی را از این کشور کوتاه کند.

رحیم محمدی / گروه بین‌الملل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها