در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه این موج همیشه در حمایت از تیم ملی فوتبال کشورمان کارساز بوده است، اما آیا در فوتبال ایران با این میزان مخاطب اقداماتی برای بهره بردن از این سرمایه پنهان صورت گرفته است؟
اگر این مقوله را موشکافانه بررسی کنیم، به این نتیجه میرسیم که در فوتبال ما حضور ارزشمند تماشاگران که رکن اصلی ایجاد پویایی این رشته ورزشی هستند به شکل عادتی دیرینه درآمده که ظاهرا خیلیها از اهمیت آن غافل هستند. در حالی که اگر از این برگ برنده به نحو احسن بهره برده شود، تماشاگر مهمترین اهرم برای هدایت تیمهای ملی و باشگاهی ما به سمت موفقیت است.
در این گزارش بر آنیم تا نقش تماشاگر را در میزان موفقیت یک تیم فوتبال بررسی کنیم. جالب این که اگر به میزان اهمیت چنین حضور پرشور و جنجالی پی برده شود، با تدابیری ویژه میتوان جنبههای منفی طرفداری از یک تیم خاص را به سمتی هدایت کرد که آن باشگاه یا حتی تیم ملی از موجهای منفی اثرات مثبتی را بپذیرد. با ما همراه باشید.
تماشاگر، انتقال احساسات
پرسپولیس و استقلال از زمان تاسیس تاکنون همواره از حضور هواداران ویژهای برخوردار بودند که یکی از عوامل برتریشان مقابل تیم حریف محسوب میشده است. در هیچ مقطعی از زمان نمیتوان کسی را پیدا کرد که به نوعی منتسب به این 2 باشگاه باشد، اما در طول دوران حضورش به هواداران و نقش آنها اشاره نکرده باشد و بیشتر با این جمله که هواداران قرمز و آبی در سرما و گرما یار و یاور تیمشان هستند و باید انتظاراتشان برآورده شود در مورد حامیان خود اظهارنظر کرده و میکنند.
گاهی هم قضیه آنقدر احساسی میشود که همین موج شور و هیجان طرفداران را چند برابر میکند. راه دور نمیرویم. صمد مرفاوی از حضور پرتعداد هواداران استقلال پس از چند هفته ناکامی برابر تراکتورسازی شگفتزده میشود و حتی اشک شوق میریزد و حبیب کاشانی پس از شرکت 51 درصدی هواداران پرسپولیس در نظرسنجی 90 خطاب به طرفداران تیمش نامهای مینویسد و میپرسد «این همه وفاداری را در کدام مکتب آموختهاند؟»، از این نمونهها در پرسپولیس و استقلال بسیار است، اما یک پرسش جدی همواره مطرح است که اگر تیم دیگری در آسیا این همه طرفدار داشت، اینقدر در عرصه فوتبال قاره کهن ناکام میماند؟ درست است که ویترین افتخارات استقلال در آسیا کاملتر از پرسپولیس است، اما این همه سرمایه به عقیده کارشناسانی که از ارزش حضور محرکی به نام تماشاگر آگاه هستند میتوانست تاکنون زمینهساز موفقیتهای بزرگتری برای 2 تیم بزرگ پایتخت شود در نظر بگیرید که استقلال و پرسپولیس درچند فصل اخیر حتی در فوتبال داخلی ایران نتوانستند رضایت تماشاگران خود را جلب کنند و در عرصههای بینالمللی به مراتب کار سختتری خواهند داشت.
تماشاگر، اثر مثبت و منفی
ناصر ابراهیمی در گفتگو با جامجم در مورد نقش تماشاگر در میزان موفقیت یک تیم تصریح میکند: این نقش غیرقابل انکار است. همین الان اگر پرسپولیس این طرفداران را نداشت معلوم نبود چه جایگاهی پیدا میکرد.
وی ادامه میدهد: فوتبال بدون تماشاچی یعنی هیچ، حتی در محلات و مسابقههای محلی که قدیم بیشتر برگزار میشد اگر اهل محل نبودند بازی به بازیکن نمیچسبید. الان دغدغه اصلی فیفا انجام اقداماتی است که به زیاد شدن تماشاگر در استادیومها بینجامد چون از این راه علاوه بر درآمدزایی جذابیت فوتبال نیز بیشتر میشود. ماهیت حضور تماشاگر مفید و موثر است، اما اگر فرهنگسازیهای لازم صورت نگیرد، اثرات منفی هم خواهد داشت ابراهیمی با توضیح بیشتر درخصوص ابعاد منفی حضور تماشاگر میگوید: متاسفانه در سالهای اخیر با حاکم شدن فضایی خاص در ورزشگاهها گاهی حضور هواداران تبعات منفی پیدا میکند، مثلا خود من به خاطر همین اتفاق از ایرانجوان بوشهر جدا شدم. واقعا برایم تعجبآور است، بعد از 15 ماه خدمت صادقانه و تشکیل این تیم وقتی یک بازیکن 39 ساله را خط زدم، به یکباره موجی در استادیوم راه افتاد که از سمپاشی یک عده علیه من ناشی میشد. فکر میکنم این فضا به خاطر اهمیت دادن بیش از حد به لیدرها باب شد.
تماشاگر، سرعت خروج از بحران
عبدالعلی چنگیز، وجه تمایز تیمهای پرطرفدار و کمطرفدار را مدت زمان خروج تیمها از بحران احتمالی عنوان میکند و میافزاید: وقتی تیمی طرفدار ندارد، چنانچه چند نتیجه دور از انتظار بگیرد وارد بحران میشود. این اتفاق برای تیمهای پرطرفدار هم رخ میدهد، اما انتظار تماشاگر از تیمی که طرفدار دارد سبب میشود تا مسوولان آن باشگاه، مربی و بازیکن زودتر به فکر چاره بیفتند. البته این سکه روی دیگری هم دارد و آن فشار تماشاگر است، اگر مربی مهارت داشته باشد میتواند بازیکنانش را هم کنترل کند تا به جای روی آوردن به بازی احساسی، منطقی باشند و مقابل هواداران احساس راحتی کنند.
تماشاگر، کمبود امکانات و ضعف خدمات
اما در همین لیگ خودمان تیمهایی هم هستند که به مراتب طرفداران کمتری نسبت به تیمهای پرطرفدار دارند، اما موفقیتشان چشمگیر است. سپاهان و حتی ذوبآهن نمونههای بارز این موفقیت هستند.
تماشاگران فوتبال میتوانند تا حد زیادی موفقیت تیم ملی و تیمهای باشگاهی را تضمین کنند به شرط آن که حضور آنها با هدف و برنامهریزی شده باشد؛ اتفاقی که در فوتبال ما با وجود حضور همیشگی این سرمایهها کمتر رخ داده است
هرچند که دو نماینده اصفهان در لیگ برتر،در استان اصفهان نسبت به سالهای گذشته طرفداران بیشتری دارند اما مثلا سپاهان در تمام ایران به اندازه یک تیم صدرنشین و قهرمان طرفدار ندارد، اگر سپاهان مثلا به اندازه تیمهای پرطرفدار لیگ هوادار داشت، آیا وضعیتی بهتر از این پیدا نمیکرد؟ یا اصلا همین شرایط و آرامش نسبی حاکم بر مجموعه، به دلیل فشار کمتر از افکار عمومی عامل موفقیت سپاهان بوده است؟
مجید بصیرت که خودش سالها برای سپاهان بازی کرده و حالا به عنوان سرپرست روی نیمکت این تیم مینشیند، درخصوص نقش تماشاگر در موفقیت تیمی مثل سپاهان به «جامجم» میگوید: سپاهان برخلاف تصور همگان تیم کمطرفداری نیست و نقش تماشاگر در موفقیتهای تیم ما صددرصد بوده است. مشکل سپاهان نداشتن استادیوم است. اگر ما در اصفهان یک ورزشگاه صدهزاری نفری داشیم، از طرفدار لبریز میشد و فکر میکنم امکانات خوبی را برای تماشاگران فراهم نکردهایم.
راهکارهای جذب تماشاگر
اما شرایط تیمهای باشگاهی در کشور ما با هم فرق میکند. بعضی تیمها در هر شرایطی، چه برد و چه باخت طرفداران خاص خود را دارند و از این نظر هیچ کمبودی احساس نمیکنند. به عنوان مثال صنعت نفت آبادان حتی در لیگ دسته اول هم هواداران خودش را دارد. برای بعضی تیمها کسب پیروزی، بالای جدول بودن و حتی قهرمانی، تماشاگر جلب میکند و تعدادی دیگر از راهکارهای دیگر نظیر استخدام مربی و بازیکنان نامدار بهره میبرند.
اما حفظ این هواداران کار راحتی نیست. مجید بصیرت میگوید: سپاهان یک تیم مردمی و ریشهدار است. من 20 سال پیش هم که برای این تیم بازی میکردم، استادیوم تختی اصفهان برای سپاهان پر میشد، بنابراین این تصور که قهرمانیهای ما یا صدرنشینی سبب شده تا تعدادی هوادار پیدا کنیم، اشتباه است.
نقش هوادار در موفقیت تیم فوتبال
از نظر روانی حضور تماشاگر که به نوعی روح فوتبال به شمار میآید، چه تاثیری در عملکرد بازیکنان دارد؟ مهدی آقاپور، رئیس انجمن جامعهشناسی ورزش ایران در گفتگو با «جامجم»، موضوع را از دو جنبه مورد بررسی قرار میدهد و میگوید: در این زمینه کارهای علمی خوبی انجام شده است. اولین بار روانشناسی به نام تریپلت در رشته دوچرخهسواری، تاثیر تماشاگر را مورد بررسی قرار میدهد و به نتایج خوبی میرسد که مهمترین آن این است: «حضور تماشاگر، در ورزشکار انگیزه و در پی آن مهارت را افزایش میدهد.»
اما رویکرد دیگری هم در این زمینه وجود دارد که اثر حضور تماشاگر را در دو بعد مثبت و منفی مورد ارزیابی قرار میدهد. آقاپور دراینباره میافزاید: در این رویکرد، اثر منفی هم مورد توجه قرار میگیرد مثلا اعتراض، هو کردن یا حرفهای نامناسب تماشاگران هیجان ورزشکار را بالا میبرد و هیجان بالا، مهارت را کاهش میدهد. البته از نظر روانشناسی، تاثیری که ورزشکار از تماشاگر میپذیرد، بستگی به شخصیت فرد دارد.
ورزشکاران نخبه کسانی هستند که تشویق یا حتی اعتراض را بتوانند به درجهای برسانند که دچار هیجان کاذب و پرخاشگری نشوند و این موج را به نفع خود درونی کرده و از آن بهره ببرند در مجموع حضور تماشاگر در بازی فوتبال شور و هیجان ایجاد میکند و اگر مهارت بهره بردن از این نیرو وجود داشته باشد بازیکن بهتر شوت میزند، دریبل میکند، موقعیت خلق میکند، گل میزند و در نهایت تیم نتیجه بهتری میگیرد.
دغدغه یک تیم کمطرفدار
اما شنیدن صحبتهای مربی که در دوران بازی از تشویق تماشاگران پرسپولیس بهرهمند بوده و حالا در پیکان این کمبود را احساس میکند، خالی از لطف نیست. حمید درخشان درباره این موضوع به «جامجم» میگوید: هیچ وقت فراموش نمیکنم که ما در زمان بازی فقط به عشق تماشاگر تمرین میکردیم. آن موقع پول تا این حد تعیینکننده نبود.
تنها محرک، تشویق هواداران بود، حالا هم این حضور نقش غیرقابل انکاری دارد. فقط کسی که با تیمی بدون تماشاگر یا کمطرفدار کار کرده باشد، میتواند درباره این کمبود صحبت کند، به نظر من اثر مثبت طرفدار بیشتر از نقش منفی آن است، اگر در این زمینه فرهنگسازی شود نکات تاریک هم روشن میشود. باشگاهها باید همگان با فیفا اقداماتی را در پیش بگیرند که تماشاگر را جلب کنند و روز به روز بر تعداد آنها بیفزایند، چون واقعا با حضور تماشاگر انرژی بازیکن و مربی چند برابر
میشود.
تماشاگر هدف و برنامه میخواهد
تماشاگر فوتبال در کشور ما همیشه بوده، هست و خواهد بود. برای آنها امکانات و خدمات کمتر اهمیت دارند، بدون دعوت به ورزشگاهها میآیند، فریاد میزنند شور و هیجان میآفرینند و در این میان تلخی و شیرینیهای زیادی خلق میکنند، اما حالا که میتوانند تا این حد در موفقیت تیم ملی و نمایندههای باشگاهی فوتبال کشورمان ایفای نقش کنند، چرا این حضور با برنامه و هدف نباشد. به دور از رفتارهای ناشایست و برخوردها و تقابلهای نامتعارف این سرمایه پنهان را باید با چشم دیگری دید و از آن به نحو احسن بهره برد.
سارا احمدیان / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: