بررسی تحولات فرانسه نشان میدهد این کشور بهطور متوسط هر روز شاهد تظاهرات و تحصنهای ضددولتی است که با دخالت پلیس به آشوب کشیده میشود. براساس آمار در هر تظاهرات دهها نفر به دست پلیس بازداشت یا مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، در حالی که دولت سارکوزی نیز حاضر به اجرای خواستههای مردمی نیست. در عرصه جهانی نیز فرانسه از جایگاه ضعیفی برخوردار است، هرچند با برخی لفاظیها سعی دارد خود را قدرتی جهانی معرفی کند. بررسی تحولات فرانسه بویژه عملکرد سارکوزی بیانگر نکاتی قابل توجه است.
الف) عرصه سیاست داخلی
فرانسه در دوره سارکوزی با تحولات قابل توجهی در عرصه داخلی مواجه بوده است که نگاهی گذرا به آن تحولات عمق بحران دراین کشور را به نمایش میگذارد.
فساد در خانه
نیکلا سارکوزی که بسیاری وی را فردی خوشگذران و به دور از آداب اخلاقی میدانند نه تنها در عرصه سیاسی، بلکه در زندگی شخصی نیز با رسواییهای بسیاری مواجه است. پس از گذشت 2 ماه از طلاق سیسیلیا، همسر سابق نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه، رسانههای اروپایی از عشق تازه وی به یک خواننده و فعال در نمایش مد لباس خبر دادند. نشریاتی مانند لوموند، لیبراسیون، لو فیگارو، لوپاریزین و بوان دوفیو با انتشار عکسها و مطالبی درباره کارلا برونی، معشوقه جدید سارکوزی نوشتند: در پی انتشار تصاویری از گردش دو نفره سارکوزی با برونی در برخی مجلات که در کابارههای یورو دیزنی عکسبرداری شده است، زندگی شخصی وی بار دیگر به کانون توجه رسانهها تبدیل شد. برونی، دختر 39 ساله یک خانواده ثروتمند فعال در بخش صنعت از شهر تورینو ایتالیاست، اما از کودکی در فرانسه سکونت گزیده و پس از کسب شهرت فراوان در نمایش البسه (فشن)، به تالیف و آوازهخوانی نیز روی آورده که در این عرصه نیز از شهرت فراوانی برخوردار شده و علاوه براین نیز در 2 فیلم سینمایی بازی کرده است. نکته عجیب در عشق سارکوزی به برونی این است که برونی نیز مانند سیسیلیا، همسر سابق سارکوزی از لحاظ سیاسی به چپگرایان نزدیکتر است و در جریان انتخابات اخیر ریاستجمهوری فرانسه نیز کنسرتی را به سود سگولن رویال نامزد انتخابات ریاست جمهوری علیه سارکوزی اجرا کرده بود. وی همچنین به علت اینکه خود یک مهاجر است بشدت با قانون ویژه مهاجرت که از سوی سارکوزی ارائه شده، مخالفت کرده بود.
رکود اقتصادی
سارکوزی در حالی با سیاستهای نادرست خود موجی از بحران را به فرانسه هدیه کرده است که با اعلام نرخ منفی رشد اقتصادی فرانسه در سال جاری که ادامه روند سال قبل بشمار میرود هشداری برای سالی دشوار تلقی شده و مسوولان دولت فرانسه را نگران کرده است. براساس گزارش موسسه مطالعات آماری فرانسه رشد اقتصادی این کشور در سال 2009 برابر با منفی 2/1 درصد بوده است.
کریستان لاگرد، وزیر اقتصاد فرانسه این رشد منفی را برای اقتصاد فرانسه بد ارزیابی کرده و گفته است که این بار با این رشد منفی رسما ورود به دوران رکود اقتصادی را اعلام میکند. فرانسه هماکنون با کسری تراز تجاری بیسابقه بیش از 100 میلیارد یورویی، بدهی بیش از 1000 میلیارد یورویی و کسری بودجه بیش از 100میلیارد یورویی و همچنین کاهش سرمایهگذاری خارجی و کاهش بیسابقه تولیدات صنعتی دست و پنجه نرم میکند.
کمیسیون اروپا نیز پیشبینی کرد، نرخ بیکاری در فرانسه طی سال 2009 به بیش از 6/9 درصد و طی سال 2010 به بیش از 7/10درصد خواهد رسید. براساس همین آمار میزان هزینههای عمومی این کشور نیز از 293 میلیارد یورو در سال گذشته به 303 میلیارد یورو در امسال رسید، ضمن اینکه درآمدهای دولت نیز از 239 میلیارد یورو به 186 میلیارد یورو کاهش یافته است. این وضع به همراه کاهش قدرت خرید و افزایش تورم و گرانی باعث موجی از نارضایتیهای عمومی شده است. مقامات سیاسی و اقتصادی فرانسه تاکید دارند که این رکود برگرفته از سیاستهای نادرست سارکوزی است که در آینده نیز ادامه خواهد یافت.
موج اعتصابها
سیاستهای نادرست سارکوزی در حالی موجی از بحران اقتصادی را ایجاد کرده که این امر موج نارضایتی مردم را به همراه داشته است. براساس یک نظرسنجی که بتازگی از مردم فرانسه انجام گرفته، نزدیک به 70درصد مردم از سیاستهای اقتصادی دولت ناراضی هستند. طبق نظرسنجی موسسه BVA حدود 70درصد مردم فرانسه از سیاستهای اقتصادی اعمال شده دولت سارکوزی ابراز نارضایتی کردند که در این میان 40درصد از آنها از این برنامه به عنوان برنامههای بد و 30درصد از آن به عنوان بدترین برنامه ممکن در این مدت یاد کردهاند.
نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه در واکنش به موج اعتراضهای خیابانی به سیاستهای دولت در پاریس و سایر شهرهای بزرگ این کشور اعلام کرده قصد ندارد به سان اسلاف خود در برابر معترضان کوتاه بیاید و عزم خود را برای تقابل با فرهنگ اعتراض به همه چیز در فرانسه جزم کرده است.
نقض حقوق بشر
گذشته فرانسه سبب میشود تا این کشور به عنوان مهد آزادی، دموکراسی غربی و یکی از بانیان اصلی اعلامیه جهانی حقوق بشر، در اجرا و رعایت اصول این اعلامیه اهتمام ویژهای داشته باشد. بعلاوه فرانسه، یکی از اعضای سازمان ملل متحد است که منشور ملل متحد را پذیرفته و براساس مواد متعدد آن از جمله ماده 2 میثاق حقوق مدنی و سیاسی، دولتها متعهد شدهاند حقوق شناخته شده در میثاق را درباره افراد مقیم قلمرو یا تابع حاکمیتشان بدون تبعیض محترم بشمارند و تضمین کنند. اما آنگونه که واقعیات نشان میدهد مهمترین اصول حقوق بشر به شکل گستردهای در این کشور نقض میشود. از جمله:
1- نقض آزادی
آزادی به عنوان یکی از اصول محوری حقوق بشر است که در اصول متعدد اعلامیه جهانی حقوق بشر بر ضرورت رعایت آن تاکید شده است. براساس ماده 18 اعلامیه «هر کس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهرهمند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و همچنین متضمن آزادی اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تمایلات مذهبی و اجرای مراسم دینی است.
سارکوزی که بسیاری وی را فردی خوشگذران و به دور از آداب اخلاقی میدانند نه تنها در عرصه سیاسی، بلکه در زندگی شخصی نیز با رسواییهای بسیاری مواجه است
هرکس میتواند از این حقوق منفردا یا مجتمعا به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردار باشد.» همچنین در ماده 19 این اعلامیه مقرر میدارد: «هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.» و همچنین طبق ماده دوم قانون اساسی 1958، فرانسه کشوری غیر مذهبی است ولی در عین حال به تمام اعتقادات دینی، متساوی احترام میگذارد.
اقلیتهای دینی همچون مسلمانان و قومیتهایی همچون عربتبارها و سیاهپوستان به رسمیت شناخته نمیشوند و نه تنها از کرسی پارلمان و دیگر نهادهای تصمیمگیری محروم هستند بلکه هدف خشونتهای نژادپرستانه و افراطی قرار گرفتهاند. حتی علنا توسط مقامات عالیرتبه دولتی این کشور از طریق رسانههای عمومی تحقیر میشوند. این گروههای بزرگ اجتماعی تا حدی به حاشیه رانده شدهاند که هیچ حزب و گروه و جناح سیاسی در فرانسه آنها را نمایندگی نمیکند و از حمایت هیچ نیروی سیاسی و روشنفکری بزرگی حتی چپگرایان فرانسه نیز برخوردار نیستند.
2- تبعیض نژادی و مذهبی
به اعتقاد کارشناسان و تحلیلگران سیاسی دیدگاه تبعیض نژادی فرانسه به سیاهپوستان این کشور سابقهای طولانی داشته و این رویکرد که در وضعیت تاسفبار اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... این قشر مظلوم از جامعه فرانسه نمایان است ریشه در سیاست استعماری فرانسه در الجزایر، مراکش، تونس، هند و چین و سرزمینهای دیگری که پیشتر قلمرو استعمار فرانسویها محسوب میشدهاند، دارد.
براین اساس علیرغم پایان دوران استعمار کهنه، هنوز غربیها با دیده متکبرانه به ملتهای جهان سوم و در حال توسعه مینگرند و همین امر سبب شده تا مسلمانان، اعراب و مهاجران آفریقاییتبار فرانسه تحت بدترین نوع تبعیضنژادی واقع شوند و از حقوق فردی و اجتماعی مسلم خویش محروم باشند. تبعیضنژادی علیه شهروندان فرانسوی آفریقایی تبار بویژه در زمینه ارائه خدمات بهداشتی و درمانی و کار و آموزش کاملا مشهود است. مقایسه سطحی میان وضعیت معیشتی سفیدپوستان و سیاهپوستان نشان میدهد که فرانسویان نژادپرست همچنان هموطنان سیاهپوست خود را به چشم بردگان مینگرند. سیاهپوستان محروم حومه پاریس که دهها سال است تلاش میکنند وضع معیشتی خود را بهبود بخشند، متاسفانه برای اشتغال و اقامت در پاریس با موانع عدیدهای روبهرو میشوند؛ زیرا دولت فرانسه آنان را شهروندان درجه دو به شمار میآورد.
ب) عرصه سیاست خارجی
بررسی پرونده فرانسه در عرصه سیاست خارجی نشان میدهد کهاین کشور به رغم تحرکاتی که داشته نتوانسته به اهداف چندانی دراین حوزه دست یابد. هرچند فرانسه در سال 2008 و در دوران ریاستش بر اتحادیه اروپا توانست اقداماتی نظیر تشکیل اتحادیه مدیترانهای، تقویت روابط روسیه با اروپا بویژه بازیگری در عرصه میانجیگری در جنگ روسیه و گرجستان، بهبود روابط فرانسه با اتحادیه آفریقا، امضای قراردادهای هستهای و نظامی با برخی کشورهای عربی از جمله تاسیس پایگاه نظامی در امارات، قرار گرفتن در جمع متحدان درجه اول آمریکا بویژه در حوزه افغانستان و در نهایت بازگشت دوباره به ناتو و برعهده گرفتن یکی از 2 پست مهم فرماندهی ناتو را اجرایی کند؛ اما در نهایت در بسیاری از عرصهها با ناکامی مواجه شد. اعتراض شدید مردم و گروههای سیاسی فرانسه به مسائلی مانند، عدم اقبال اتحادیه اروپا از طرحهای فرانسه از جمله در زمینه اقتصادی و سیاستهای آینده اتحادیه، ناتوانی در بازیگری در روند صلح خاورمیانه، افزایش تلفات در جنگ افغانستان و ناتوانی در این جنگ، پیروی همه جانبه از اهداف آمریکا و صهیونیستها که استقلال فرانسه را تحتالشعاع قرار داد، ناتوانی در تامین منافع فرانسه در اقصی نقاط جهان بویژه در خاورمیانه، ناکامی در مقابل قدرتهای نوظهوری مانند هند و چین، شکست در اجرای اهداف تعریف شده فرانسه علیه فعالیتهای هستهای ایران بویژه در قالب اجرای تحریمها، اعتراض نهادهای حقوق بشر به مواضع غیرانسانی و نقض مکرر حقوق بشر در فرانسه و... موجی از انتقادها از سیاست خارجی سارکوزی را به همراه داشته است. البته سارکوزی در زمینه دخالت در امور داخلی سایر کشورها به بهانههای مختلف، کارنامهای قابل توجه دارد که آن نیز با واکنش تند جهانی مواجه شده است. ناکامیدر عرصه داخلی و خارجی سبب شده است بیش از 60 درصد مردم فرانسه از وی و سیاستهایش ابراز نارضایتی کنند و خواستار تغییر این روند شوند.
نتیجهگیری
در جمعبندی کلی از تحولات فرانسه میتوان گفت، این کشور در موجی از بحران و ناآرامی قرار دارد و عامل اصلی آن، ناکارآمدیهای سارکوزی رئیس جمهور این کشور است. در این میان دولتمردان فرانسه که با مشکلات عدیدهای مواجه هستند برای فرار از انتقادهای مردمی و سرپوش نهادن برمشکلات خود به دخالت در امور داخلی سایر کشورها و بحرانآفرینی در سراسر جهان میپردازند. این اقدامات مداخلهجویانه در حالی صورت میگیرد که فرانسه غرق مشکلات داخلی است و میتواند سقوط دولت سارکوزی فردی که ادعا دارد میتواند ناپلئون دیگری شود را همراه داشته باشد.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم