ایرج راد پس از 16 سال با «عیش و نیستی» به عرصه کارگردانی تئاتر بازگشت

یک تراژدی با رونمایی از کمدی

ایرج راد پس از 16 سال دوری از تئاتر، نمایشنامه «عیش و نیستی» از تیری مونیه را در سالن چهارسوی تئاتر شهر روی صحنه آورده است. این بازیگر و کارگردان که در سال‌های گذشته بیشتر به حضور در تلویزیون و سینما علاقه نشان داده و ارتباط با هنرهای نمایشی کشور را به مدیریت خانه تئاتر محدود کرده، در تازه‌ترین اثرش برای صحنه به سراغ نمایشنامه‌ای کمدی انتقادی رفته است. نمایشنامه عیش و نیستی به کارگردانی ایرج راد ازنوشته‌های تیری مونیه فرانسوی است که در ایران کمتر شناخته شده و کارهای کمی از او روی صحنه رفته است.
کد خبر: ۳۱۷۹۹۰

این پژوهشگر، نمایشنامه‌نویس و منتقد که سال 1988در 79 سالگی درگذشت، در دنیای درام‌نویسی بیشتر با هجونامه‌های سیاسی و انتقادی‌اش شهرت دارد. متن عیش و نیستی هم به نوعی در همین دسته کارهای او قرار می گیرد که با ظاهر کمدی‌اش، رویکردی تلخ و انتقادی نسبت به شرایط سیاسی جهان در قرن بیستم دارد.

متنی انتقادی به قرن بیستم

اگرچه هجوم تبلیغات، رسانه‌ها و شکل‌دهی به افکار عمومی از طریق آنها اصلی‌ترین مضمون انتقادی نمایشنامه عیش و نیستی به حساب می‌‌آید، اما نقد بنیادی‌تر آن که متاسفانه در اجرای ایرج راد از دست رفته، انتقاد از جنبش‌ها و فلسفه‌های رایج قرن بیستم است. مونیه در اثرش آشکارا نیچه و اسلافش در فلسفه پساساختارگرایی را دست می‌اندازد و گرایش‌های پوچگرایانه را به نوعی رسوا می‌‌کند.

تم (درونمایه) بیشتر نمایشنامه‌ها، کلمه‌ای واحد نیست و در واقع دور چندین مضمون می‌چرخد و در طول کشمکش‌ها، وجوه مختلف موقعیت مطرح شده در داستان را نمایش می‌دهد. در نمایشنامه عیش و نیستی هم این مساله دیده می‌شود و مضامینی چون بمباران تبلیغاتی، شکل‌دهی اذهان و افکار توده‌ها و نقد فلسفه‌های مولود قرن بیستم هر کدام تم‌هایی هستند که مونیه به آنها می‌پردازد.

در این شرایط است که ایرج راد هم به عنوان کارگردان با نگاه اجتماعی خود، وارد نوعی گفتگوی دیالکتیکی با متن می شود. در اینجا هم مجموعه درونمایه‌های نمایشنامه، نقطه آغازین رویکرد کارگردان به متن است که با برجسته کردن تمی از میان آنها، خوانش شخصی خود را ایجاد کرده و آغاز به حذف و اضافه کردن داستان می‌کند.

از کمدی تا تراژدی

نمایشنامه عیش و نیستی آشکارا کمدی است، اما چیزی از درون آن بیرون می‌تراود و بر مخاطب اثر می‌گذارد که جدیتی تحمل‌ناپذیر دارد. با این که ایرج راد بسیار سعی کرده متن را مفرح اجرا کند و نمایشنامه در ظاهر خنده‌دار جلوه می‌کند، اما نمایشنامه در عمق خود بی‌چون و چرا یک تراژدی است.

شوخی‌های نمایش عیش و نیستی بر خلاف متن، گاه به لودگی روی صحنه می‌رسد و تلاش بازیگران برای خنداندان تماشاگران آزاردهنده می‌شود

با وجود این، اجرای راد به بیراهه می‌رود و شوخی‌های نمایش گاه به لودگی می‌رسد و تلاش بازیگران برای خنداندان ما متظاهرانه و آزاردهنده می‌شود. به عبارت دیگر در حالی که طنز نهفته در متن از لحاظ دست انداختن و نقد مفاهیمی جدی قابل اعتناست، اجرای به روی صحنه رفته در چهارسو در بسیاری صحنه‌ها فقط دغدغه خنداندن تماشاگران را دارد و نه چیز دیگر.

تفاوت‌های متن و اجرا

عیش و نیستی از متن تیری مونیه تا اجرای ایرج راد از لحاظ حذف بخشی از درونمایه، تعدادی از شخصیت‌ها و شاخه‌های فرعی داستانی دستخوش دگرگونی‌های بسیاری شده است.

از نکاتی که در متن وجود دارد و اجرا نسبت به آن بی‌اعتنا بوده، نقد مونیه به فلسفه‌ها و تفکرات رایج در قرن بیستم است که از پساساختارگرایان تا پوچگرایان و آنارشیست‌ها را در بر می‌گیرد؛ انتقاد به تفکراتی که با نفوذ بر دانشجویان و جوانان منجر به جنبش‌های دهه 1960 میلادی در اروپا شد.

از سوی دیگر، هم به دلیل محدودیت‌های زمانی اجرا و هم به علت تحلیل‌های کارگردان از متن، برخی شخصیت‌های نمایشنامه حذف شده‌اند که اغلب آنها فرعی بوده و بیشتر از آن که در حرکت دراماتیک اثر مؤثر باشند، دلالت‌های تأکیدی و مضمونی داشته‌اند.

اما در این میان، ایرج راد شخصیت دلقک را هم به اثر اضافه کرده است که به نظر می‌رسد در همین ارتباط، برخی تیپ‌ها و آدم‌های فرعی نمایشنامه مثل روزنامه فروش در او حل شده‌اند. در ظاهر دلقک آنچنان دیالوگ نمی‌گوید و
هیچ وقت عنصر کمیک نمایشنامه را به دوش نمی‌کشد، بلکه با آوای محزون گیتارش و همچنین مونولوگ ابتدا و انتهایی گویا تجسم فیزیکی ژانر نمایش است که با مضمونش بسیار ممزوج است. در واقع دلقک را باید هم اشاره‌ای مضمونی و هم جلوه‌ای از فرم اثر دانست.

کمینه گرایی

فشرده‌سازی در طراحی صحنه و حذف تغییر دکورهای آمده در متن، این برداشت را به وجود می‌آورد که کارگردان و طراح صحنه سعی در نوعی خوانش کمینه‌گرایانه (مینی‌مالیستی) از نمایشنامه دارند تا بیشتر بازی‌ها و همچنین موقعیت‌ها ساخته شده توسط بدن بازیگران پررنگ شود.

در همین خصوص باید گفت اگرچه در ماهیت کمدی، کندی و سکوت نمی‌گنجد، اما در اجرای ایرج راد هم حرکت بیش از اندازه وجود دارد که با نگاه به درونمایه متن توجیه‌پذیر نیست. در این راه چنان افراط می‌شود که تماشاگر را قانع نمی‌کند و او را پس می‌زند. این افراط به همراه عدم ظرافت زیباشناسانه در حرکت بازیگران بیشتر نشانه سرگردانی است که در جای جای اثر خود را نشان می‌دهد.

در پایان باید گفت اجرای ایرج راد از نمایشنامه عیش و نیستی افراطی و به دور از تعادل است که عاقبت در خلق یک اثر کمدی ناکام می‌ماند. این افراط به گونه‌ای است که به جای پایه‌ای فلسفی برای خنده‌ای مشکوک آن‌گونه که متن می‌طلبد نوعی سرخوشی در تماشاگر ایجاد می‌شود.

علیرضا نراقی/ ‌گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها