فقط روزنه‌ای برای نفس کشیدن

انگار همه بیرون آمده‌اند، انگار دیگر کسی در خانه‌ها نیست، یعنی شهرمان این همه جمعیت داشته است و ما نمی‌دانستیم، مردم چقدر خرید دارند، این همه نیاز، این همه کمبود در خانه، این همه آرزوی در دل مانده!
کد خبر: ۳۱۷۰۹۷

کسی می‌گفت همه زیبایی شهر تهران به شلوغی‌اش است، یعنی اگر یک روز مردمش به کوچه و خیابان نیایند انگار خاک مرده به در و دیوارش ریخته‌اند. او راست می‌گفت مثل این‌که همه قشنگی پایتخت به مردمانش است. مخصوصا وقتی همه یک جا جمع می‌شوند و در صف خرید ماهی قرمز و سبزه‌های روبان زده و سمنوی خوش‌عطر با هم کورس می‌گذارند. رونق کاسبی و محو بدگویی‌ها درباره مشکلات اقتصاد هم جای شکر دارد. مثل این‌که نوروز پیش از آن‌که بیاید، برکتش را به سر و روی این شهر می‌پاشد.

خدا را شکر این روزها دخل دستفروش‌ها هم پرتر از همیشه می‌شود، شاید خدای روزی‌رسان نواله‌ای شیرین‌تر از همیشه برای آنها می‌خواهد. اما انگار یک پای ماجرا لنگ می‌زند، مثل این‌که در هیاهوی خرید و خنده و شادی یک چیز گم شده است.

ما که به شلوغی و سرسام همراه آن عادت کرده‌ایم، ما که قبول داریم دخل کم پول یک ساله فروشندگان با همین چند روز عید پر می‌شود، ما که خوب فهمیده‌ایم اگر چند روزی ازدحام مردم را تحمل کنیم به جایی برنمی‌خورد،... اما شهروند هر چقدر هم ملاحظه‌کار باشد بالاخره کمی آسایش می‌خواهد. حالا اگر بدانیم بخشی از این شلوغی‌ها خودساخته است و کمی مدیریت آنها را برطرف می‌کند چه؟ یا اگر بدانیم بخشی از گره کور ترافیک را دستفروشان ایجاد کرده‌اند آن‌وقت چطور؟ اگر کلافه از رانندگی در خیابان‌های بسته از حجم خودروها از ماشین پیاده‌ شوی و ببینی که دستفروشان و مشتری‌هایشان راه را بند آورده‌اند آن وقت به ساعتت نگاه کنی و ببینی که 2 ساعت از بامداد گذشته است، آن موقع چکار می‌کنی؟

کسی نمی‌گوید که دستفروش‌ها باید از نان خوردن بیفتند و کسی نمی‌گوید که مشتری‌هایی که توان خرید از مغازه‌ها را ندارند باید دست خالی به خانه بروند. حرف ما این است که مسوولان بعد از این همه سال، شلوغی و در هم لولیدن مردم و ماشین‌ها در دل شب‌های عید را جدی بگیرند و دستفروشان و مردم مشتاق خرید از آنها را سامان بدهند و بدانند که مردم فقط یک چیز می‌خواهند؛ روزنه‌ای برای نفس کشیدن.

مریم خباز
گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها