چهره‌ها و حادثه‌ها

چیزی نمانده بود تا از نیم متری تیر بخورم

امیر آقامیرزاده، بازیگر سینما و تلویزیون، متولد آبان ماه سال 1351 در تهران است. او معمار است و کار اصلی او هم معماری است اما به خاطر علاقه‌ای که به بازیگری داشته این حرفه را نیز دنبال کرده است. آقامیرزاده بازیگری را با بازی در سریال «جوانی» به کارگردانی سعید لطفی در سال 1378 آغاز کرد. خانه‌ای در تاریکی، شطرنج، سفر به دیگر سو، فرود در غربت و دزدترین دختر شهر از دیگر کارهای اوست.
کد خبر: ۳۱۶۷۸۶

امیر آقازاده اهل ماجراجویی است. بر خلاف سایر بازیگرها که از نبودن بدلکار در کارها گله دارند، او داوطلبانه صحنه‌های سخت و خطرناک را بازی می‌کند و حوادثی را تجربه می‌کند که برای او مهیج و از نظر دیگران خطرناک است. او یکی از این اتفاقات را اینگونه توضیح می‌دهد: «در فیلم «فرود در غربت» که به زودی اکران می‌شود، من نقش فرمانده نیروهای ویژه را داشتم. در جریان فیلمبرداری بچه‌های اصلی نیروی ویژه بارها و بارها اسلحه‌ها را چک کرده بودند تا از خالی بودن آنها مطمئن شوند. اما وقتی داشتیم صحنه را مرور می‌کردیم، به یکی از آنها که اسلحه‌اش را به طرف صورت من گرفته بود، گفتم محض احتیاط اسلحه را او به سمت آسمان بگیرد. او گفت مطمئن است که اسلحه خالی است و برای این‌که همه مطمئن شوند اسلحه را به طرف آسمان گرفت و شلیک کرد. اسلحه پر بود و گلوله شلیک شد! اگر متوجه نمی‌شدیم، ممکن بود اتفاقی دستش روی ماشه می‌رفت و من از فاصله نیم متری تیر می‌خوردم، خلاصه خیلی خدا رحم کرد!»

امیرآقازاده از ماجرای دیگری یاد می‌کند، او قرار بود در صحنه‌ای از فیلم «آماده باش» با طناب از هلی‌کوپتر پایین بیاید، می‌گوید: کارگردان گفت بهتر است این صحنه را بدلکار انجام دهد. اما من داوطلب شدم که خودم بازی کنم. می‌خواستم تجربه کنم. همین شد که از ارتفاع 100 متری با طناب پایین آمدم. خیلی هیجان انگیز بود. در مجموعه دیگری به اسم «روباه» آقامیرزاده بالاخره مجبور می‌شود ماجراجویی را کنار بگذارد: «در یک صحنه من باید از داخل یک ماشین در حال حرکت، به روی یک زن که نقشش را میترا کرمی بازی می‌کرد، شمشیر می‌کشیدم و او را می‌کشتم. در این صحنه خانم کرمی کمی زخمی شد. به همین دلیل این صحنه حذف شد و قرار شد صحنه قتل در نمای داخلی و ایستاده باشد.» اما چگونه است که او همیشه به دنبال هیجان است و دیگران نیستند؟ این بازیگر توضیح می‌دهد: «من ورزشکارم و ماجراجو. بازیگری هم شغل دوم من است. اما دیگر همکاران بازیگری حرفه اصلی‌شان است و چون امنیت شغلی ندارند از آسیب دیدگی می‌ترسند. آنها به این موضوع فکر می‌کنند که اگر دست و پایشان بشکند، خانه نشین می‌شوند. شاید من هم اگر شغل اصلی ام بازیگری بود احتیاط بیشتری می‌کردم.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها