jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۳۱۵۹۹۷   ۱۵ اسفند ۱۳۸۸  |  ۱۹:۰۰

در این سال‌ها در ایام محرم کارهای زیادی در زمینه داستانی، مستند و انیمیشن یا این موضوع ساخته‌شده و خیلی از آنها هم از تلویزیون پخش شده است. بخش زیادی از این فیلم در قالب مستند به معرفی شیوه‌های مختلف عزاداری در مناطق و روستاهای مختلف کشور می‌پردازد. اما می‌شود گفت که نگاه مستندسازان در بسیاری موارد نگاهی توریستی است و به نمایش و نشان دادن این آیین‌ها و مناسک‌ اکتفا می‌کنند. نگاه کلی آنها به این مقوله یک معرفی کلی از آیین مرسوم در آن منطقه خاص و تاکید بر تفاوت‌ها و جذابیت‌های آن نسبت به نقاط مرکزی و شناخته شده‌تر کشور است.

وقتی بنا شد مجموعه «کربلا از سال 61 هجری تاکنون» را در 13 قسمت 30 دقیقه‌ای و در قالب مستند بسازیم، طی تحقیقات وسیع و گسترده‌ای که داشتیم به این نتیجه رسیدیم که شیوه‌های عزاداری بسیار مختلف و متفاوتی در کشورهای شیعه یا حتی در اقلیت شیعه‌ای که در کشورهای اهل تسنن وجود دارد، رواج یافته است که هیچ‌کدام از آنها در خود کربلا به عنوان محل شهادت امام حسین(ع)‌ وجود ندارد. بنابراین سعی کردیم در این مجموعه مستند علاوه بر معرفی نمایش و نشان دادن این آیین‌ها به سراغ پیشینه و تاریخچه آن و نمادها و نشانه‌هایی که در آنها وجود دارد برویم و از آنها رمزگشایی کنیم. مثلا طبق تحقیقات ما در شمال کشور در دیلمان و در منطقه سیاهکل مراسمی اجرا می‌شود که در آن چوب‌های قطوری را که به آن قفل و زنجیر بسته‌اند، بلند می‌کنند و به زمین می‌کوبند. به نظر من وقتی من به عنوان یک مستندساز به سراغ این رسم و آیین می‌روم، وظیفه دارم که بگویم این رسم و آیین قبلا چه بوده و از کجا به اینجا رسیده و رمز و رازش چیست و چه هدفی را دنبال می‌کند. به گمانم این خلأیی است که در این زمینه وجود دارد و کمتر به این موضوع این طور نگاه شده، اگر هم چیزهایی بوده در سطح وسیعی نبوده و دیده نشده است.

در این جور کارها باید تلاش کنیم نگاهمان را از سطح فراتر ببریم و مخاطب را هم به همان سمت و سو راهنمایی کنیم. نگاه مخاطب باید با دیدن کار ما عمق و وسعت بیشتری پیدا کند و کنه مطلب و موضوع را بهتر درک کند. مثلا این که نخل چیست و از کجا آمده و در کجاها وجود دارد و تفاوت‌هایش در شیوه اجرا کدام است و این که چیزهایی مثل آینه و چیزهای دیگری که به‌ آن آویزان است چه معانی و مفاهیمی دارند و ریشه هر کدام از آنها کجاست. به این طریق تلاش کرده‌‌ایم با چنین نگاهی وارد فضای اسطوره‌ای عاشورا و روابط متقابل این دو موضوع به هم بشویم.

اساسی‌ترین چیزی که ما را از آن نگاه توریستی جدا می‌کند، همین تحقیقات است. برای انجام تحقیقات کار سعی کردیم به سراغ همه اساتیدی که به فن آیین‌ها و مخصوصا آیین‌های عزاداری به عنوان یکی از زیرشاخه‌های مباحث آیینی می‌پردازند برویم و از نتیجه تحقیقات آنها که در قالب کتاب و پایان‌نامه و رساله منتشر شده هم استفاده کنیم. در حقیقت بهترین روش این است که پای این حرف‌ها بنشینیم و خودمان را در توفان این تفاوت‌ها بیندازیم تا از رهگذر این اتفاق به حقیقتی که باید برسیم. یکی از نکاتی که در جریان تحقیقات به‌ آن رسیدیم این بود که متاسفانه ما در باب آیین‌ها نظریه‌پرداز نداریم. اما نکته عجیب و غریب دیگری که وجود دارد این است که در این زمینه اصلا منابع کم نیستند. وقتی وارد موضوع شدیم،‌ دیدیم تعداد منابع آنقدر زیاد است که حتی می‌شود یک مجموعه کامل را به معرفی آنها اختصاص داد و بعد به سراغ اصل موضوع رفت. خوشبختانه این منابع بسیار غنی و مفید هستند. اگر مردم با این منابع در تماس باشند و مرتب آنها را بخوانند و ارتباطشان با موضوع کربلا و عاشورا به همان 10 روز محرم محدود نشود، بعد از مدتی سلیقه جامعه در این زمینه آنقدر بالا می‌رود که نحوه عزاداری آنها هم با قبل متفاوت خواهد بود.

اما به هر دلیل مردم ما کمتر حوصله می‌کنند که به صورت مستقیم به سراغ این منابع بروند و برای همین وظیفه ما است که خوانده‌هایمان را به شیوه مستند یا داستانی به آنها منتقل کنیم و این سطح سلیقه را بالاتر ببریم. این اتفاق در کارهای داستانی بهتر و شدنی‌تر است. چون کربلا و اتفاقاتش با هر نگاهی یک تراژدی بسیار بزرگ است که بار دراماتیک و داستانی خیلی زیادی دارد و بر همه چیزش هم روابط علی و معلولی حاکم است یکی از دلایلی که فیلمسازان ما کمتر به این عرصه پا می‌گذارند این است که دست‌ آنها برای نمایش خیلی از اتفاقات باز نیست. مثلا به نظر شما چه پروداکشن و امکاناتی لازم است تا تصویر و مفهوم «سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت» روی پرده سینما به تصویر کشیده شود؟ اما قدم‌هایی که با «ملک سلیمان» و در جلوه‌های ویژه این فیلم اتفاق افتاده و همین‌طور «روز رستاخیز» که احمدرضا درویش در حال ساخت آن است، اتفاقات امیدوارکننده‌ای است که ما را برای تولید بیشتر در این زمینه آماده می‌کند.

داریوش یاری (کارگردان سینما و تلویزیون)‌

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر