موشکافی در یک پرونده جنایی نادر

ماجرای قتل خواهرزاده

قتل خواهرزاده به دست خاله از اتفاقات نادر دنیای حوادث است. در زندگی بچه‌ها خاله معمولا جایگاه ویژه‌ای دارد و مادر معنوی محسوب می‌شود. خواهرزاده‌ها هم برای خاله‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند اما چه شده است که سینا به دست خاله‌اش به قتل رسید و خانواده‌اش ‌تحت‌تاثیر این قتل قرار گرفت؟
کد خبر: ۳۱۵۵۹۷

خاله قاتل

علی عطار نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: 2 سال قبل ماموران پلیس جنوب تهران در جریان درگیری بین زن و مردی قرار گرفتند که به گفته شاهدان منجر به قتل مرد جوان شده بود. ماموران در اولین اقدام پس از حضورشان جسد پسر جوان را به پزشکی قانونی انتقال دادند و متوجه شدند عامل این قتل رعنا، خاله مقتول است.

عطار می‌گوید: ما افراد زیادی را مورد بازجویی قرار دادیم. شاهدان ماجرا همگی تایید کردند که رعنا ضربه چاقو را به سینه سینا وارد کرده است. همسایه‌ها همگی این موضوع را شهادت دادند. البته رعنا خیلی مقاومت می‌کرد و می‌گفت که او قاتل نبوده است.

رعنا در نهایت چطور به قتل اعتراف کرد؟ نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: بعد از چندین جلسه بازجویی و زمانی که رعنا دید همه چیز علیه اوست و شواهد پلیس آنقدر زیاد است که دیگر نمی‌تواند انکار کند اعتراف کرد. او گفت که
به‌خاطر اختلاف مالی دست به این کار زده است. البته ما هم بر این باوریم که رعنا در یک نقشه طراحی شده این کار را نکرده، این قتل اتفاقی بوده است و زمانی که درگیری بین آنها به‌وجود آمده رعنا یکباره خواهرزاده‌اش را به قتل رسانده است.

این به آن معنا نیست که او قصد کشتن نداشته است. رعنا با خود چاقو حمل می‌کرده است و این نشان می‌دهد که او می‌دانسته امکان درگیری بین آنها وجود دارد.

اختلاف بین خاله و خواهرزاده چطور به وجود آمد؟ نماینده دادستان تهران در این‌باره توضیح می‌دهد: اعضای این خانواده همگی در کار قاچاق مواد مخدر هستند و مسلما افرادی که قاچاق مواد می‌کنند مانند انسان‌های عادی زندگی نمی‌کنند. اختلافات ناشی از 200هزار تومان اختلاف حساب بوده که رعنا به طور کامل در پرونده توضیح داده است. متاسفانه مواد مخدر سر تا پا آسیب است و همه جور آسیبی به افراد وارد می‌کند. در این پرونده هم همین موضوع اتفاق افتاده است. در واقع اختلاف بین رعنا و خواهرش بوده و موضوع به فرزندان آنها کشیده شده و در نهایت این اتفاق افتاده است.

رعنا می‌گوید که به عمد این کار را نکرده و یک حادثه باعث این ماجرا شده است، اما نماینده دادستان عمد بودن این موضوع را تایید می‌کند و حرف‌های رعنا را قبول ندارد. او می‌گوید: این حرف‌ها اصلا درست نیست. رعنا به عمد چاقو را وارد سینه خواهرزاده‌اش کرده است. مطابق نظریه پزشکی قانونی، جوان مقتول قدبلند و درشت‌اندام بوده است بنابراین امکان این‌که چاقو خودبه‌خود وارد بدن او شده باشد امکان نداشته و قطعا کسی چاقو را وارد بدن او کرده و سینه‌اش را هدف گرفته، چرا که اگر قرار بود او اتفاقی روی چاقو بیفتد چاقو به سینه‌اش برخورد نمی‌کرد، بلکه به قسمت پایین‌تر بدنش برخورد می‌کرد. این اتفاق نیفتاد و شواهد نشان می‌دهد چاقو به عمد وارد بدن او شده است. آنچه در این باره گفته شد نظریه علمی است که پزشکی قانونی آن را گفته، نه این‌که نظر من نماینده دادستان باشد.

حتی شاهدان نیز ضمن تایید این موضوع که رعنا و سینا دعوا می‌کردند و سینا بود که درگیری را آغاز کرده، گفته‌اند که رعنا به عمد خواهرزاده‌اش را زده است، بنابراین نمی‌توان حرف رعنا را پذیرفت.

عفونمی‌کنم

روی دیگر این سکه خواهر رعنا یعنی مادر سینا است او می‌گوید حاضر نیست خواهرش را ببخشد و برای گرفتن انتقام پسرش حاضر است تمام دارایی‌اش را بدهد. این زن می‌گوید: پسرم کاری نکرده بود و مرگ حق او نبود. او ‌24 ساله بود و آرزوهای زیادی داشت که هنوز به آن دست نیافته بود. من می‌خواهم خواهرم مجازات شود تا بداند معنای آدم‌کشی چیست .

این زن می‌گوید: من می‌خواستم پول خواهرم را بدهم اما او قبول نمی‌کرد و می‌گفت هر آنچه نزد من دارد باید بدهم. او به دخترم بدهکار بود و من می‌خواستم از حق دخترم دفاع کنم. به هر حال 200 هزار تومان پولی نبود که او بخواهد به خاطرش فرزندم را از من بگیرد. حالا که او این کار را کرده است من هم همه زندگی‌ام را می‌دهم تا زندگی‌اش را بگیرم.

این زن نمی‌خواهد به گذشت فکر کند و از این‌که شوهرش رضایت داده است هم چندان راضی نیست. او می‌گوید: تصمیم گرفتم تمام دارایی‌ام را بفروشم و سهم دیه شوهرم را بپردازم، سهم دیه نوه‌ام را هم می‌پردازم و قاتل فرزندم را قصاص می‌کنم. من از شوهرم خواستم که رضایت ندهد اما او حرفم را قبول نکرد و گفت که چون ما و رعنا عضو یک خانواده هستیم پس باید از او بگذریم. اگر رعنا هم خودش را عضو خانواده می‌دانست پسرم را نمی‌کشت من از این کار او اصلا گذشت نمی‌کنم و به انتقام فکر می‌کنم.

قتل غیر عمد

رعنا ‌در دفاعیاتش موضوع را طور دیگری ‌مطرح می‌کند و تاکید دارد که به عمد این کار را نکرده است بلکه این سینا بود که خودش را روی چاقو پرت کرد.

موضوع اختلاف تو و خواهرزاده‌ات چه بود؟

ما با هم اختلافی نداشتیم. من در واقع با خواهرم اختلاف داشتم و موضوع ربطی به خواهرزاده‌ام نداشت. او در حمایت از مادرش این کار را کرد.

چرا او را کشتی ، می‌توانستید با هم صحبت ‌و موضوع را حل کنید؟

من اصلا با سینا کاری نداشتم. من او را دوست داشتم. او مثل پسر من بود و دلم نمی‌خواست آزارش دهم یا این‌که او را از بین ببرم. من فقط می‌خواستم کاری کنم که به این درگیری پایان دهد و همه چیز را تمام کند اما این اتفاق نیفتاد.

چرا روی خواهرزاده‌ات چاقو کشیدی؟

شما خیلی راحت این جمله را به کار می‌برید. من چاقوکش نیستم و این کار را هم نکردم. سینا به سمت من حمله کرد. او مرا زد و چون مرد بود و قدرت بدنی‌اش از من بیشتر ‌من نمی‌توانستم زیر دست او دوام بیاورم. برای این‌که خودم را نجات دهم چاقویی را که در کیفم بود بیرون آوردم و به او گفتم که عقب برود، فکر می‌کردم اگر او چاقو را ببیند کنار می‌رود اما این کار را نکرد. او به سمت من یورش آورد و من که چاقو را مستقیم گرفته بودم وارد بدنش شد. من تاکید می‌کنم که خواهرزاده‌ام را دوست داشتم.

خواهرزاده‌ات همسر و فرزند داشت، چرا بدون توجه به این موضوعات به سمت او حمله کردی و او را زدی؟

من هم مثل سایر اعضای خانواده نگران فرزند کوچکش هستم. باور کنید نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد. نمی‌دانم بعد از این چه اتفاقی می‌افتاد. من نمی‌خواستم کاری بکنم که همه چیز این طور خراب شود.

اختلاف تو و خواهرت بر سر چه مساله‌ای بود؟

من مستاجر خواهرم بودم. بعد از مدتی تصمیم گرفتم که خانه او را ترک کنم و پول پیشی که به او داده بودم را خواستم. اما خواهرم 200 هزار تومان به من کمتر از قبل داد ، من هم قبول نکردم و درگیری بین من و او و در نهایت خانواده‌هایمان شروع شد.

چرا خواهرت پول تو را نمی‌داد؟

پسر من 200 هزار تومان از دختر خواهرم پول قرض کرده بود. خواهرم هم می‌گفت که این پول را از پولی که من به عنوان پول پیش به او دادم کم می‌کند و مابقی پول را هم به من جنس می‌دهد. من قبول نمی‌کردم و این موضوع باعث اختلاف بین ما شده بود.

منظور از جنس که می‌گویی چیست؟

او می‌خواست مابقی پول را به من مواد مخدر بدهد تا آن را بفروشم، من هم قبول نمی‌کردم.

مگر خواهرت مواد فروش بود؟

بله، ما همگی مواد می‌فروختیم. شغل ما این بود. پول و کاری نداشتیم و این کار را می‌کردیم تا بتوانیم زندگی‌مان را تامین ‌کنیم.

خواهرزاده‌ات چطور وارد این دعوا شد؟

او به تحریک مادرش وارد این درگیری شد. می‌خواست من را بزند من هم جلوی او را گرفتم اما متاسفانه به قیمت جانش تمام شد.

چرا بعد از مجروح شدن خواهرزاده‌ات او را به بیمارستان نرساندی؟

می‌خواستم این کار را بکنم اما از ترس فرار کردم. خواهرزاده‌ام معتاد بود، وقتی روی زمین افتاد من فکر کردم به خاطر اعتیادش بی‌حال شده است و اصلا فکر نمی‌کردم که ضربه خورده باشد. اگر می‌دانستم او چاقو خورده سعی می‌کردم کمکش کنم.

شوهر خواهرت تو را بخشیده اما خواهرت این‌کار را نمی‌کند فکر می‌کنی چرا؟

شوهر خواهرم می‌داند که من مقصر اصلی نیستم. ضمن این‌که ما سال‌ها با هم زندگی کردیم و همدیگر را بخوبی می‌شناسیم. او می‌داند من چقدر از این ماجرا ناراحتم و عذاب می‌کشم، به همین خاطر هم من را بخشیده است. اما خواهرم حاضر به گذشت نیست.

خواهرت برای تو تقاضای قصاص کرده است آیا حرفی داری که با او بزنی؟

من فقط به خواهرم می‌گویم که نمی‌خواستم پسرش را بکشم و سینا مانند فرزند خودم بود. من هم به اندازه او داغدارش هستم و از خداوند می‌خواهم که من را ببخشد و از خواهرم هم طلب بخشش دارم.

علیرضا رحیمی‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها