در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یادم میآید زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر به این نکته اشاره کردید که نقش محسن خیلی مثبت نیست و به همین خاطر دوستش دارید.
این نقش منفی صرف نیست. حال و هوای خاکستری دارد. ممکن است یک مقدار منفی بودنش بچربد. برای این شخصیت قبلا اتفاقاتی افتاده که ما آن را نمیبینیم، در فیلمنامه به این اتفاقات پاتکس میگویند.
یعنی چیزهایی که در متن فیلمنامه با آن برخورد نمیکنیم. درپی این اتفاقات او به یک موجود سرسخت بدل شده است. محسن دنبال این میگردد که از دیگران نقطه ضعف بگیرد. او درپی خراب کردن شخصیتی است که باعث آزارش شده است.
به همین خاطر روحیه پرخاشگری را در او میبینیم؟
بله. اینها همهاش به حال و هوای شخصیت محسن برمیگردد. او آدم بلندپروازی است و دوست دارد همیشه اولین باشد. دوست دارد رهبری کند و همه چیز زیر نظرش باشد و خلق و خوی آدمهای اینچنینی را با خودش یدک میکشد.
اتفاقاتی را که به قول شما در فیلمنامه نبود، چطور در ذهنتان ساختید؟
بخشهایی را آقای حاتمیکیا پیشنهاد میکردند و بخشهایی را هم خودم حدس میزدم و با او در میان میگذاشتم.
به یکتوافقی میرسیدیم و شخصیت شکل میگرفت. آقای حبیب رضایی هم در این صحبتها حضور داشت و نظر میداد. همانطور که میدانید از سوی حبیب رضایی برای این نقش انتخاب شدم.زمانی که نمایشی را روی صحنه داشتم، او کارم را دید و مرا برای نقش محسن در فیلم به رنگ ارغوان انتخاب کرد.
به نظر میرسد محسن آدم حسودی باشد. درست است؟
بله. او به رابطه ارغوان و هوشنگ حسادت میورزد. در یکی از سکانسهای فیلم این نکته را میبینیم. ارغوان دارد در قهوه خانه ساز میزند و هوشنگ با چشمانی خیره به ارغوان نگاه میکند. محسن که این صحنه را میبیند، غائلهای به راه میاندازد تا به این ماجرا پایان دهد.
خودتان در سینمای حاتمی کیا کدام فیلمها و سکانسهایش را بیشتر از بقیه دوست دارید؟
علاوه بر به رنگ ارغوان، فیلمهای از کرخه تا راین، خاکستر سبز، آژانس شیشه ای، روبان قرمز و ارتفاع پست فیلمهای ارزشمندی هستند.
سکانس خوب خیلی زیاد دارد.
در به رنگ ارغوان، سکانسی است که مامور امنیتی محسن را به جنگل برد و صورت و دستهایش را بست که جزو بهترین و سختترین سکانسها بود. در آنجا از طریق صدا حس را منتقل کردم.
در بین فیلمهای دیگر این کارگردان، من فقط از فیلم از کرخه تا راین را مثال میزنم.
در این فیلم سکانسی هست که علی دهکردی کنار رود راین فریاد میزند. فردی آلمانی که حالت عادی ندارد هم کنار او میایستد و یک جورهایی با خدا صحبت میکند. این سکانس را خیلی دوست دارم. سکانسی که تلویزیون مراسم خاکسپاری امام را نشان میدهد و دهکردی دستش را به سمت تلویزیون دراز میکند خیلی زیباست. صحنهای که یک پلاک روی قطار اسباب بازی میافتد، جزو بهترین سکانسهای فیلم است. در بقیه فیلمهای حاتمیکیا هم لحظههای زیبایی هست که اشاره به همه آنها ممکن نیست.
فکر میکنید جذابیت سینمای حاتمی کیا از کجا ناشی میشود؟
حاتمیکیا شرایط زمانی را که در آن زندگی میکند بخوبی میشناسد. همیشه در جریان امور است و مهمترین مسائلی را که وجود دارد، دستمایه کارش قرار میدهد. همین باعث میشود که سینمایش به روز باشد و فیلمهایش مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. او در فیلم آخرش سراغ موضوعی رفت که تاکنون در سینمای ما تجربه نشده بود. در تمام دنیا چنین فیلمهایی مخاطبان زیادی دارند. این کار جسارت خاصی میخواست که حاتمیکیا آن را داشت.
شیوه بازی گرفتن حاتمیکیا از بازیگرانش چه تفاوتی با بقیه دارد؟
عمدهترین تفاوتش این است که به خاطر ارزش زیادی که برای کارش قائل است، زمان زیادی را به تمرین اختصاص میدهد. تا زمانی که صحنه مورد نظر شکل نگیرد و به فرم نهایی خودش نرسد، آن صحنه را فیلمبرداری نمیکنند. از اینرو کارهایش به لحاظ ساختاری با دیگر کارگردانها متفاوت است.
بازی شما در این فیلم در چارچوب فیلمنامه است یا این که تغییراتی هم نسبت به متن ایجاد میکنید؟
بستگی دارد. اگر پیشنهاد خوبی داده شود آقای حاتمیکیا میپذیرند. در به رنگ ارغوان هر کدام از بازیگران در جایگاه خودشان پیشنهادهایی میکردند. اگر بهتر از متن نوشته شده بود، حاتمیکیا میپذیرفت.
نام شما در میان فهرست نامزدهای بهترین بازیگر نقش مکمل بود، اما سیمرغ را فرد دیگری گرفت. داوریهای امسال را چطور ارزیابی میکنید؟
من چون فیلمهای دیگر را ندیدهام نمیتوانم نظری بدهم، اما به هیات داوران خسته نباشید میگویم.
امسال در سریال «خسته دلان» هم بازی کردید. مدیوم سینما را بیشتر دوست دارید یا تلویزیون؟
برایم نقش مهم است و کارگردان و گروهی که قرار است با آنها کار کنم. هر وقت پیشنهادی داشتهام، با این معیارها کار را سبک و سنگین کرده ام. برایم فرقی ندارد که کار مربوط به سریال باشد یا سینما یا تئاتر. میکوشم به بهترین شکل نقشم را ایفا کنم.
تعریف کوروش تهامی از نقش جذاب چیست؟
نقشی که دارای پستی و بلندی زیادی باشد. نقش باید یک روح تاثیرگذاری در سرتاسر کار داشته باشد. فرقی نمیکند نقش اول یا دوم باشد. نقش تک بعدی را دوست ندارم. دوست دارم چالشی در شخصیت وجود داشته باشد.
احسان رحیمزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: