گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

مراقب باشیم از ترکیه عقب نمانیم

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «پیگرد متهم ردیف اول پرونده ریگی»،«چرا باید وزیر راه استیضاح شود»،«همبستگی الهی»،«درباره کاهش بودجه فرهنگی در مجلس»،«خاورمیانه اسلامی و فرجام محتوم اسرائیل غاصب»،«نظام قیمت‌ها پس از هدفمندی یارانه‌ها»،«مراقب باشیم از ترکیه عقب نمانیم»و...که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۱۴۴۷۳

کیهان:پیگرد متهم ردیف اول پرونده ریگی

«پیگرد متهم ردیف اول پرونده ریگی»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن می‌خوانید؛بازداشت عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) پرده ای دیگر از اقتدار ایران اسلامی در طی همین چند ماه گذشته را به نمایش گذاشت. اقتداری که دشمنان بیرونی نظام در ائتلافی نانوشته و از مجرای فریب خوردگان و معاندان داخلی آن را نشانه رفته بودند و سعی داشتند با لطایف الحیل و با به صحنه آوردن تمامی ظرفیت مادی و رسانه ای خود این اقتدار را تضعیف نمایند اما فرجام کار نتیجه معکوسی را درپی داشت؛ بطوری که در امتداد فتنه پس از انتخابات در چندین مقطع ایران اسلامی اقتدار و قدرت مادی و متافیزیکی خود را با صلابت به رخ دشمنان کشید و از سوی دیگر ناکامی بزرگ دشمنان تابلودار و دنباله های داخلی آنها در این برهه زمانی برای همیشه در تاریخ ثبت شد.

در شرایطی که رسانه های غربی و ضد انقلاب طی ماه های گذشته یکسره و به کرات علیه اقتدار ایران اسلامی سمپاشی می کردند و می کوشیدند دروغ و شبهه و تفرقه را در مقیاسی وسیع به افکار عمومی پمپاژ کنند، حمایت چند ده میلیونی آحاد ملت در 9 دی و 22 بهمن از نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبری آن ثابت کرد که مردم سرمایه واقعی این نظام هستند و دشمنان لایعقل و فریب خوردگانی که در توهم به سر می بردند- و کماکان در لانه توهم آشیانه کرده اند- از درک این واقعیت عاجز و ناتوانند.

جمهوری اسلامی افزون بر این عقبه بی نظیر مردمی، در آستانه دهه فجر و پس از آن پیشرفت های دفاعی خود را با تولید انبوه موشک های ضد مرکاوا و آپاچی به نمایش گذاشت و در همین راستا پیشرفت های فضایی خود را تکمیل کرد و علاوه بر رونمایی از ماهواره های طلوع و مصباح 2، برای اولین بار کاوشگر 3 را با موجودات زنده به فضا فرستاد.

در ادامه این موفقیت های چشمگیر نظامی و دفاعی، دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی سرکرده گروهک تروریستی جندالشیطان را به دام انداخت تا اقتدار ایران اسلامی با مولفه هایی چون عقبه چند ده میلیونی مردمی، توانمندی نظامی و تکنولوژیک، اشراف اطلاعاتی و از همه مهمتر «ماهیت ایدئولوژیک نظام» (که در ساختار امت- امامت معنا می شود) بیش از پیش در صحنه بین المللی رخ بنماید.

اما درباره موفقیت دستگاه اطلاعاتی در دستگیری عبدالمالک ریگی که رسانه های غربی از وی به عنوان «بن لادن ثانی» یاد کردند و نقش آمریکا در حمایت از ریگی باید گفت؛ اعترافات صریح و بی پرده «ریگی» در شبکه تلویزیونی پرس.تی.وی که در تمام جنایات ددمنشانه خود از حمایت، پشتیبانی و تشویق سازمان اطلاعاتی آمریکا- CIA- برخوردار بوده است آشکارا بر این نکته دلالت دارد که به رغم ادعای مخالفت آمریکا با تروریسم، این کشور خود عامل و حامی اصلی اقدامات تروریستی محسوب می شود همچنان که با اعلام خبر دستگیری عبدالمالک ریگی، برخی رسانه های غربی با بازتاب این خبر از نقش آمریکا در حمایت از تروریسم پرده برداشتند و در حالی که کاخ سفید بلافاصله پس از خبر دستگیری «ریگی» هرگونه ارتباطش را با گروهک تروریستی جندالله تکذیب کرد، روزنامه های آمریکایی «کریستین ساینس مانیتور» و «مک کلاچی» نوشتند: «گزارش های زیادی وجود دارد که نشان می دهد سازمان جاسوسی آمریکا، ریگی را حمایت و تشویق کرده است.»

البته سابقه حمایت واشنگتن از اقدامات تروریستی و ضد انسانی گروهک ریگی به چند سال قبل برمی گردد؛ زمانی که شبکه خبری «ای.بی.سی» آمریکا طی گزارشی در آوریل سال 2007 تصریح کرد گروهک جندالله به طور مخفیانه از سال 2005 به بعد از سوی سازمان اطلاعاتی آمریکا مورد تشویق و حمایت قرار گرفته و مشورت های لازم به این گروهک داده می شده است.

برخی از رسانه های انگلیسی همچون گاردین و دیلی تلگراف نیز حمایت های مالی آمریکا(با ذکر ارقامی هنگفت) به گروهک تروریستی ریگی را افشاء کردند. طرفه آن که؛ نام گروهک تروریستی جندالله در فهرست 45 گروهی که توسط وزارت خارجه آمریکا به عنوان تروریست شناخته می شود ذکر نشده است. عبدالمالک ریگی تحت اختیار دستگاه های اطلاعاتی و قضایی جمهوری اسلامی است و قطعا در زمانی مناسب پس از محاکمه در دادگاه صالح در ایران به جزای اعمال پلید و سبعانه اش می رسد اما از آنجایی که عقبه اقدامات تروریستی او به عملکرد تروریسم دولتی آمریکا برمی گردد و با توجه به اسناد متقن و غیرقابل خدشه که جمهوری اسلامی علاوه بر اعترافات ریگی و یا افشاگری های برخی از رسانه های غربی در این باره در دست دارد (همچنانکه حجت الاسلام مصلحی وزیر محترم اطلاعات هفته گذشته در نشست خبری با خبرنگاران ابعادی از این قضیه را فاش کرد).

آنچه ضروری می نماید؛ این است که جمهوری اسلامی نسبت به حمایت آمریکا از اقدامات تروریستی گروهک ریگی در محیط بین الملل طرح دعوا نماید و با پیگیری قضایی و حقوقی از حق مسلم خود صرفنظر ننماید.

از همین روی؛ پرسشی که به ذهن خطور می کند این است که جمهوری اسلامی برای پیگیری قضایی این قضیه و تحت پیگرد قراردادن مقامات کاخ سفید که در واقع عاملان اصلی جنایات تروریستی در سطح منطقه و جهان هستند چه ابزارهای حقوقی برای اقامه دعوا بطرفیت آمریکا در اختیار دارد و مجموعه مقررات حقوق بین الملل چه مکانیسم هایی در این باره پیش بینی کرده است؟

واقعیت آن است که ساختار نظام بین الملل و سازمان ملل متحد و همینطور نهادهای قضایی بین المللی به گونه ای طراحی و مهندسی شده است که جنبه پشتیبانی آن از باج خواهی ها، چپاولگری ها و جنایات پیدا و پنهان قدرت های غربی و بخصوص آمریکا به وضوح قابل رویت است و سیاست های دوگانه و تبعیض آمیز چند کشور مستکبر و زورگو و زیاده خواه بر تصمیم گیری های قضایی و حقوقی سیطره دارد و خروجی این مسئله ارمغانی جز تضییع حق مظلوم و جرات بخشیدن به ظالم در پی ندارد.

مثالی که در این خصوص ناخودآگاه به ذهن متبادر می شود مسئله رژیم جعلی و کودک کش صهیونیستی است که در واقع نماد تروریسم دولتی است و در کارنامه سراسر سیاه آن طی 6 دهه گذشته کلکسیونی از جنایات بی شرمانه و گستاخانه ثبت شده است و همواره نیز مقامات آدم کش تل آویو از پیگرد قضایی در محیط بین الملل با پشتیبانی آمریکا و نفوذ در نهادهای قضایی بین المللی گریخته اند.

البته پس از جنایات مقامات صهیونیستی در غزه، موج و خروش ملت های مسلمان و آزاده دنیا در اقصی نقاط عالم در حمایت از فلسطینی ها و محکومیت اقدامات صهیونیست ها سبب شد تا ناگزیر کمیته حقیقت یاب سازمان ملل به ریاست قاضی گلدستون تشکیل شود و انواع و اقسام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت و نسل کشی این رژیم را محکوم کند اما باز می بینیم که آمریکا متعهد شده است که گزارش گلدستون به شورای امنیت ارجاع نشود و یا در غیر این صورت آن را وتو کند.

بنابراین در مسئله پیگیری قضایی جمهوری اسلامی ایران نسبت به تروریسم دولتی آمریکا که اسناد و مدارک و شواهد متقنی بر آن تاکید دارند طرح دعوا در مجامع بین المللی و از جمله شورای امنیت سازمان ملل متحد- که وظیفه اصلی آن حفاظت از صلح و امنیت بین المللی است- با مانعی چون حق وتوی آمریکا و برخی دیگر از همپیمانانش روبروست.
همچنین طرح دعوا در نهادهای قضایی بین المللی نیز با توجه به وظایف و صلاحیت آنها و خلأهای نظام حقوق بین الملل موانعی را بوجود آورده است.

به عنوان نمونه می توان به دیوان کیفری بین المللی (ICC) بعنوان یک نهاد قضایی بین المللی اشاره کرد که طبق اساسنامه، این دیوان صلاحیت رسیدگی به جرایم «نسل کشی»، «جنایات جنگی»، «جنایت علیه بشریت» و بالاخره «تجاوز» را داراست و به علت اختلاف نظر در تعریف «تروریسم» این پدیده مجرمانه در فهرست جرایم تحت صلاحیت دیوان نیامده است.

و اما، اگرچه به لحاظ حقوقی اینطور به نظر می رسد که طرح دعوا در مجامع بین المللی یا نهادهای قضایی بین المللی علیه آمریکا به اتهام بزرگ، «تروریسم دولتی» با موانعی روبرو خواهد شد اما با این حال، جمهوری اسلامی باید نسبت به پیگیری قضایی خود در عرصه بین المللی اقدام کند و از همین رهگذر دستگاههای دیپلماسی، قضایی و اطلاعاتی کشور باید به کمک یکدیگر و از طریق مجاری و کانال هایی همچون سازمان کنفرانس اسلامی و یا حتی مجمع عمومی سازمان ملل متحد اقدامات قضایی خود علیه مقامات تروریست آمریکا را دنبال نماید.

در این میان اگر مجامع بین المللی بخواهند با مسئله به گونه ای سیاسی- و غیرحقوقی- برخورد نمایند بدون تردید حقانیت جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل بطور رسمی ثبت خواهد شد و افکار عمومی دنیا عاملان تروریسم دولتی را محکوم و مطرود خواهند کرد و از سوی دیگر این اتفاق به محرکی تبدیل خواهد شد تا هرچه زودتر ملت ها و دولت های آزاده با جدیت و با پیگیری مستمر شرایط تغییر در ساختار نظام فرسوده و بی خاصیت سازمان ملل و مخصوصا حذف حق ظالمانه وتو را دنبال کنند.

مردم سالاری:چرا باید وزیر راه استیضاح شود

«چرا باید وزیر راه استیضاح شود»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم نعمت احمدی است که در آن می‌خوانید؛هرچند قدرت لابی های دولت در مجلس قدرتمند است. از طرفی ظاهرا قراراست رویه ساده و معمولی جهانی که درپی وقایع ملی، حداقل وزیرمربوطه نه ازباب تقصیریا حتی قصوراستعفا دهد، بلکه راه را برای نیروی کارآمدتری باز کند، در کشورما نه وزیری یا مسوولی استعفا می دهد و نه مردم دیگرباوردارند که حوادث مهم درسطح ملی باعث جا به جایی مسوولی بشود، اما ممکن است اندک اختلاف رئیس جمهور با فلان وزیر باعث شود حتی وزیر قدرتمندی مانند وزیر اطلاعات یا وزیری مانند وزیر کشور در میانه انتخابات میان دوره ای از کار برکنار شود.

اما استیضاح که به گفته آقای دکترکواکبیان یکی از فرازهای 8 گانه استیضاح ... وعده های غیرعملی بدون پشتوانه قانونی و تخلفات مکرر از وعده های قبلی داده شده و بی اعتنایی به مطالبات و خواسته های مردمی نمایندگان مجلس که به صورت مکررهم اتفاق افتاده است ... (روزنامه مردم سالاری شماره 2298) و هریک از حوادثی که دروزارت راه درطول این سالها خصوصا سقوط های مکرر هواپیما که آسمان هوایی ایران را به یکی ازپرمخاطره ترین خطوط هوایی تبدیل کرده است کافی بود که به احترام مردم، وزیرراه حداقل از شغل خود طوعا استعفا بدهد و به مردم احترام بگذارد.

تخلفاتی در همین سقوط های هوایی درخصوص حقوق کشته شدگان صورت می گیرد که دقیقا خلاف قانون است. کسانی که در سانحه هوایی کشته می شوند، مشمول قانون بیمه ایران یا دیه ثابت درقانون ایران نیستند و برابر کنوانسیون های مربوط به خطوط هوایی باید خسارتی معادل بین المللی آن در ایران بگیرند و جای تعجب است که مثلا در سانحه هوایی منجربه فوت مسافرین عازم ارمنستان که یکی از دوستان خانوادگی نگارنده نیز جزو کشته شدگان بود، می گویند باید معادل دیه را بگیرید که جای تعجب دارد. ازحوادث ریلی نمی گویم و از 28 هزار کشته جاده های کشورحرفی نمی زنم که این میزان کشته ها به اندازه شهدای سالیانه جنگ تحمیلی است و نگارنده در مطلبی در گذشته نوشتم: جنگ در جاده ها ادامه دارد.

من به عنوان عضوی کوچک ازجامعه دانشگاهی به جایگاه علمی آقای دکتر بهبهانی احترام می گذارم ولی به عنوان وزیرراه ناموفق می باشد. فراموش نمی کنم ازرادیو مصاحبه ایشان را در مورد فرودگاه امام(ره) شنیدم که ضمن بازدید از فرودگاه به خبرنگاری می گفتند، این فرودگاه هیچ اشکالی ندارد تنها دستشویی ها بودند که دستورات لازم داده شد. قطعا جناب وزیربه کشورهای مختلف سفر کرده اند و می داند فرودگاه مبدا کشور، ویترین آن کشور و نخستین چشم انداز مسافربه داخل سرزمینی است که وارد آن می شود. الحق و الانصاف فرودگاه امام خمینی(ره) تهران در شان نام حضرت امام(ره) و کشور بزرگ ایران است؟ این فرودگاه از فرودگاه های پرواز داخلی کشورهای اروپایی هم بی اهمیت تر است.

باوردارم کشورهای کوچکی مانند گینه بیسائو و کومور و جزایر شیسل هم فرودگاهی بهتراز فرودگاه امام خمینی(ره) دارند که به گفته وزیرراه تنها مشکل دستشویی داشت که همین مشکل هم متاسفانه هنوز برطرف نشده است. بگذریم، اگر قرار است وزیرراه استیضاح شود که کاش بشود و دانشجویان حداقل ازمراتب علمی ایشان سود ببرند و راه های کشوررا به مدیری توانمند واگذارند و مرتبه استادی و شاگردی هم دیگر کافی است، اما آنچه نمایندگان در طرح استیضاح خود نگفته اند و باید در این طرح بگنجانند، بی قانونی حاکم برادارات راه در کل کشوراست و ادارات راه هر زمان که تمایل داشتند به دلخواه خود حریم جاده ها را افزایش می دهند.

ظاهرا قرارنیست دراین وزارت خانه، قانون نحوه تملک اراضی به وسیله دولت و شهرداری ها مصوب شورای انقلاب (58/11/17) اعمال و اجرا شود، قانونی که مقرر می دارد: هرگاه برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و غیرو به اراضی متعلق به اشخاص حقیقی یا حقوقی نیاز باشد، دستگاه اجرایی برطبق مندرجات این قانون اراضی را خریداری و تملک نماید و دستگاه اجرایی - موظف - است بهای عادله اراضی و سایر حقوق و خسارات وارده را یا از طریق توافق بین دستگاه اجرایی و مالک و درصورت عدم توافق، توسط هیاتی 3 نفره از کارشناسان یک نفرازطرف دستگاه اجرایی و یک نفر از سوی مالک و نفر سوم به انتخاب طرفین و در صورت عدم توافق یا استنکاف به معرفی دادگاه صالحه محل وقوع ملک انتخاب و رای اکثریت هیات مزبور قطعی و لازم الاجراست و ملاک تعیین قیمت هم بهای عادله روز تقویم اراضی وابنیه و تاسیسات و حقوق و خسارات مشابه واقع در حوزه عملیات طرح بدون در نظر گرفتن تاثیر طرح در قیمت آنها می باشد.

اما برخی ادارات راه خصوصا در اراضی کشاورزی به بی اطلاعی کشاورزان توجه نمی کنند و در موارد عدیده و بعضا با مراجعه به محل - که این بخش از اراضی در طرح قرارگرفته - بیچاره کشاورز را ازحقوق اولیه خود محروم می نمایند، برای نمونه، به شیوه نامه نگاری غیرحقوقی و غیرقانونی یکی ازادارات راه اشاره می کنم.  با سلام ... طبق بازدید و تذکرات شفاهی مبنی بر حفاری و درخت کاری محور ... بدون مجوز!!! لازم است سریعا نسبت به تعطیلی عملیات مذکور؟؟!! اقدام و جهت تعیین تکلیف به این اداره مراجعه در غیراینصورت این اداره برخورد قانونی خواهد نمود؟؟!! لازم به توضیح است هرگونه عملیات درمحدوده 138 متری از آکس جاده؟؟!! مذکورممنوع می باشد. داستان حاکمی است که یکی از افراد را محکوم به 10 هزار ضربه شلاق نمود، محکوم خندید و حاکم ازخنده محکوم ناراحت شد که به حکم او می خندد؟ محکوم گفت نه به حکم شما نمی خندم به این می خندم که شما یا شلاق نخوردید یا حساب و رقم را رعایت نمی کنید!

 138 متر از آکس - جاده یعنی کل مزرعه یک نفر، آنهم بدون رعایت قانون این نادیده گرفتن آشکاربه حقوق مردم و نحوه آمرانه مامورین ادارات راه را باید درجایی متوقف کرد تا بیش ازاین حقوق اولیه مردم خصوصا قشرمظلوم کشاورزکه هستی او قطعه زمینی است که از بد حادثه درکنارجاده قرارگرفته و باید تاوان عدم اجرای قانون توسط وزارت راه را بدهد تضییع نشود.

رسالت:همبستگی الهی

«همبستگی الهی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛هفته وحدت فرصتی است که به دردها و آلام دنیای اسلام و مناسبات آن با دنیای کفر بیندیشیم. بیش از نیم قرن است که ملت فلسطین زیر بار فجیع ترین و گسترده ترین مظاهر نقض حقوق بشر قرار دارد و مردانه در برابر ارتش صهیونیستی که متکی به ارتش ناتو است مقاومت می کند. آزادی قدس اکنون به عنوان اصلی ترین آرمان مسلمانان درآمده و همین باعث شده است که مسئله فلسطین اولین مسئله جهان اسلام باقی بماند.

آمریکا با راهبردهایی چون «نقشه راه» و «خاورمیانه جدید» نتوانست مشروعیتی برای رژیم روسیاه صهیونیستی پدید آورد. طی سه دهه گذشته نقشه های شوم آمریکا در خاورمیانه با ظهور انقلاب اسلامی و برپایی پرچم مقاومت یکی پس از دیگری به شکست منجر شده است.

اکنون این تفکر در جهان اسلام و بویژه در سرزمینهای اشغالی روز به روز ریشه می دواند که آمریکا مغلوب قطعی مقاومت ملت فلسطین است و شمارش معکوس فروپاشی آمریکا از همین نقطه شروع خواهد شد.

50 سال ستم،50  سال کشتار وحشیانه یک ملت،50  سال شکنجه در زندانها،50  سال به گلوله بستن مردم در خیابانها و50 سال تجاوز به دیگر سرزمینهای عربی اکنون در یک نقطه متوقف شده است و آن نقطه «مقاومت ، جهاد و استقامت» است.

مسئله فلسطین غیر از اینکه اصلی ترین مسئله دنیای اسلام است یک چالش جدی برای آزمون تمدن غرب در خصوص احترام به دموکراسی و پرهیز از نقض حقوق بشر است.

غرب در مواجهه با مسئله فلسطین در هر دو مقوله کم آورده است، از یک سو حاضر نیست از راه حل دموکراسی برای فیصله بخشی به فجایع فلسطین استفاده کند و از پیشنهاد جمهوری اسلامی مبنی بر برگزاری رفراندوم برای تعیین سرنوشت مردم فلسطین استقبال نماید و از سوی دیگر ادامه حیات رژیم صهیونیستی در گرو نقض حقوق بشر آن هم در گستره یک ملت و تجاوز به همسایگان است.

این دو مهم ریخت نظام لیبرال دموکراسی غرب و در راس آن آمریکا را به زشت ترین وجه ممکن نشان می دهد و هر چه رسانه های غرب می خواهند با شعارهای انسان دوستانه آن را گریم نمایند موفق نمی شوند. جنگ33  روزه حزب الله در لبنان و جنگ22  روزه حماس در غزه با رژیم صهیونیستی توهم شکست ناپذیری رژیم اشغالگر قدس را فروریخت و نشان داد عده قلیلی از مومنان به خدا و قیامت می توانند در برابر بزرگترین ارتش منطقه بایستند و آن را شکست دهند.

همایش همبستگی ملی و اسلامی برای آینده فلسطین فرصتی است برای گردهمایی رهبران و نخبگان گروههای جهادی تا در آن راههای آزادی قدس شریف و آزادی سرزمین اسلامی فلسطین را مورد بازخوانی قرار دهند.

نبض مقاومت در تهران می زند و عزم واقعی استقامت و جهاد در مرزهای لبنان و غزه با فلسطین اشغالی بیش از پیش دیده می شود. این یک واقعیت بزرگ است که غرب و بویژه رژیم صهیونیستی از همبستگی الهی ملت فلسطین رنج می برد.

ابتکار:درباره کاهش بودجه فرهنگی در مجلس 

«درباره کاهش بودجه فرهنگی در مجلس»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی ابتکار به قلم سینا کلهر است که در ان می‌خوانید؛زمانی که رئیس جمهور از افزایش بودجه فرهنگی در لایحه بودجه 89 خبر داد و فرهنگی بودن را یکی از خصوصیات لایحه بودجه اعلام کرد، گمانه زنی های فراوانی در خصوص نحوه و میزان این افزایش در میان کارشناسان فرهنگی و رسانه ها صورت گرفت.

به گونه ای که برخی از سایت ها و رسانه ها با اشاره به درصدهای افزایش اعتبار دستگاههای فرهنگی به نقد عملکرد این دستگاهها پرداخته و برخی دیگر نیز نحوه اختصاص بودجه را زیر سئوال بردند. با مطرح شدن این بحث ها به مرور این ظن تقویت شد که چه اتفاقی در خصوص فرهنگ رخ داده است و یا دولت در این خصوص چه اقدامی انجام داده است که تا این حد رسانه ها به موضوع حساس شده اند.

برای روشن شدن وضعیت واقعی بودجه فرهنگی در لایحه 89 و میزان افزایش آن ابتدا بایستی مشخص کرد بودجه فرهنگی در بهترین حالت و با خوشبینانه ترین محاسبه، چند در صد بودجه کل کشور را شامل می شود و آیا با این میزان افزایش و با این میزان سهم از کل بودجه، می توان از فرهنگی بودن بودجه دفاع کرد.برای مشخص شدن سهم بودجه فرهنگی از کل بودجه باید به دو اتفاقی که برای اولین بار در لایحه بودجه در ارتباط با بخش فرهنگ افتاده است توجه کرد.

-در جز» (ج) بند 9 ماده واحده لایحه بودجه1389 آمده است: «به منظور توسعه امور فرهنگی، ورزشی، اجتماعی و حمایتی، سه(3) درصد از درآمدهای عملیاتی شرکت های دولتی موضوع ماده(5) قانون مدیریت خدمات کشوری و بانک ها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت در سال 1389، توسط خزانه کسر و به حسابی که به همین منظور ایجاد می شود واریز و توسط معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور بین دستگاههای ذیربط توزیع خواهد شد.»

اینکه رقم دقیق این سه درصد چقدر بوده و آیا منظور از درآمدهای عملیاتی دلیلی برای عدم امکان تعیین دقیق مبلغ می باشد و یا اینکه بر این مورد اشکالات حقوقی و قانونی متعددی وارد است، مواردی است که به اشکالات حقوقی بند مربوط می شود. در هر حال حتی اگر 3 درصد از بودجه کل شرکت های دولتی را نیز فرض کنیم و فرض بر این باشد که همه 3 درصد به امور فرهنگی اختصاص می یابد،( که این طور نیست و در بهترین حالت 1 درصد سهم امور فرهنگی خواهد بود)طبق محاسبه مرکز پژوهش ها (گزارش5) مبلغ محاسبه شده برای 3 درصد تقریبا معادل 11 هزار میلیارد تومان است.

-در لایحه بودجه سال 1389 در قالب جدول در ردیف های متفرقه مبلغی معادل 1500 میلیارد تومان برای ارتقای شاخص های فرهنگی در استان ها اختصاص یافته است.

علاوه بر این دو مورد، فصل فرهنگ و هنر، رسانه های جمعی و گردشگری نیز دارای اعتباری معادل 3 هزار117 میلیارد تومان است. که به این مورد می توان رقم 814 میلیارد تومان ردیف های متفرقه و 90 میلیارد تومان جدول 19 کمک به اشخاص حقیقی و حقوقی را که عمدتا کمک به نهادهای فرهنگی است اضافه کرد که در مجموع رقمی بالغ بر 16هزار و 521میلیارد تومان می شود. کل بودجه بخش فرهنگی با در نظر گرفتن بالا ترین رقم 3 درصد، رقمی معادل 16 هزار و 521 میلیارد تومان است.

با توجه به اینکه بودجه کل کشور رقمی معادل 368 هزار میلیارد و 505 میلیون تومان است، بودجه بخش فرهنگ تنها 48.4 درصد بودجه کل کشور است. یعنی بودجه بخش فرهنگ با تمام افزایش ها هنوز به 5 درصد بودجه کل کشور نیز نمی رسد.

در حالی که رقم مذبور کل رقم ممکن از جز» (ج) بند 9 ماده واحده را هم شامل می شود حال اگر فرض کنیم از 3 درصد این رقم 1 درصد به امور فرهنگی اختصاص یابد در آن صورت از11 هزار میلیارد تومان تقریبا 3 هزار 630 میلیارد تومان سهم بخش فرهنگ خواهد بود که با احتساب این رقم کل بودجه بخش فرهنگ تقریبا معادل 9 هزار میلیارد تومان می شود که 48.2 درصد از بودجه کل کشور خواهد بود.

مقصود این نوشتار رد ایرادات حقوقی وارد بر احکام بودجه فرهنگی نیست بلکه هدف صرفا نشان دادن سهم بودجه ای بخش فرهنگ از کل بودجه کشور است. و این در حالی است که همه این اتفاقات در سال های اخیر و در دولت های نهم و دهم رخ داده است.

حتی اگر بودجه فصل تربیت بدنی را نیز به بخش فرهنگ اضافه نماییم (که معلوم نیست تا چه حد مجازیم بودجه ای را که صرف ساخت ورزشگاه فوتبال برای بازیکنانی می شود که هر از چند گاهی یکی را در حین... و دیگری را هنگام... در خیابان های شهر دستگیر می کنند و بلافاصله آزاد می شوند را فرهنگی به حساب آورد،) باز هم درصد قابل ملاحضه ای نخواهد بود.

بودجه ای فصل تربیت بدنی تقریبا 10 هزار میلیارد تومان است که اگر به 9 هزار میلیارد تومان بخش فرهنگ اضافه شود رقمی معادل 19 هزار میلیارد تومان می شود که تقریبا 5 درصد از کل بودجه خواهد بود. به عبارت دیگر بودجه دو فصل تربیت بدنی و فرهنگ تنها 5 درصد بودجه کل کشور است.

برای همین رقم 2 درصدی بخش فرهنگ بود که در روزهای اخیر بسیاری به جان فرهنگ افتاده اند و فغان سر داده اند که این یا آن دستگاه فرهنگی با چنین و چنان ضعفی چرا باید چنین پولی بگیرد.در حالی که عمده افزایش صورت گرفته در بودجه بخش فرهنگ مربوط می شود به جز» (ج) بند 9 ماده واحده، و ردیف های متفرقه که اعتبارات دستگاههای فرهنگی لحاظ نشده است.

مساله نظارت بر عملکرد دستگاههای فرهنگی نیست( که این امر از ضروری ترین امور است) بلکه اگر قرار بر نظارت بر عملکرد بخش ها بر مبنای بودجه دریافتی باشد( که باید باشد و یکی از وظایف اصلی مجلس شورای اسلامی نیز همین مورد است) در آن صورت مثلا بودجه فصل آموزش که به تنهایی رقمی معادل 16 هزار میلیارد تومان است و نتیجه آن تحصیل کردگان دانشگاهی هستند که در واقع اخیر... و یا مثلا به فصل منابع آب، انرژی و بخش صنعت هم توجه شود و میزان بودجه دریافتی آنها و همچنین عملکرد این بخش ها که حاصل آنها صنعت فعلی کشور که... است نیز مورد بررسی قرار گیرد تا در مقایسه تطبیقی اثر بخشی و یا نا کارآمدی بخش خاصی معین شود.

نکته مهم دیگری که در خصوص بودجه بخش فرهنگ وجود دارد این است که تنها رقم 3 هزار میلیارد تومان بودجه فصل فرهنگ، بودجه دستگاههای فرهنگی است و بودجه جز» (ج) بند 9 ماده واحده که طبق محاسبه مرکز پژوهش ها 11 هزار میلیارد و بودجه جدول متفرقه که حدود 2 هزار میلیارد تومان است طبق لایحه در اختیار معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری قرار دارد و به صلاح دید این معاونت هزینه خواهد شد.راهبرد دولت نهم در امور فرهنگی افزایش اعتبارات دستگاههای فرهنگی بوده و با همه تلاش های دولت این رقم هنوز درصد ناچیزی از بودجه را تشکیل می دهد.

اینکه آیا به صرف افزایش بودجه نهادهای فرهنگی می توان کارایی و اثر بخش آنها را افزایش داد، پاسخش روشن است اما از پاسخ منفی به این سئوال نمی توان منطقا این حکم را استنتاج گرد که نباید بودجه دستگاههای فرهنگی افزایش یابد.افزایش بودجه فرهنگی یکی از شروط لازم و نظارت و سیاست گذاری و حمایت درست نهادهای مسئول برخی از شروط کافی برای موفقیت نهادهای فرهنگی است. در لایحه بودجه سال 1389 نسبت به قانون بودجه 1388 بودجه دستگاههای فرهنگی دارای افزایش بوده است.

جمهوری اسلامی:صهیونیستها دشمنان هویت اسلامی فلسطین

«صهیونیستها دشمنان هویت اسلامی فلسطین»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛رژیم صهیونیستی در اجرای سیاست هویت زدایی از فلسطین و یهودی سازی مناطق اشغالی دستور مصادره دو مکان مقدس و باستانی متعلق به مسلمانان را در شهرالخلیل واقع در کرانه باختری صادر کرد.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر جنایتکار و افراطی رژیم صهیونیستی در نشست روز دوشنبه کابینه این رژیم اعلام کرد که درصدد است دو مکان حرم ابراهیمی و « مقبره راحیل » (مسجد بلال بن رباح ) را بر فهرست آثار باستانی متعلق به این رژیم بیفزاید.

توطئه تازه کابینه نتانیاهو مرحله تازه ای از اعلان جنگ آشکار علیه مقدسات اسلامی و اقدامی بسیار خطرناک محسوب می شود و این موضوع نشان می دهد که کابینه فعلی رژیم صهیونیستی برای اجرای اهداف این رژیم و تحقق رویاهای دیرینه صهیونیستها کاملا مصمم و جدی است . در این زمینه گزارش یک موسسه فلسطینی موسوم به « یاری بیت المقدس » تاکید می کند صهیونیستها درصدد ارائه فهرستی به سازمان ملل در زمینه الحاق 150 مکان باستانی و مقدس در فلسطین به آثار دینی و تاریخی قوم یهود هستند که در میان آنها حتی مسجدالاقصی و کلیسای قیامت نیز به چشم می خورد.

توطئه جدید صهیونیست ها در الخلیل پس از آن صورت می گیرد که اقدامات گسترده ضد اسلامی تل آویو در بیت المقدس در طول یکسال گذشته با برخورد انفعالی و سکوت کشورهای عربی و اسلامی مواجه بوده و همین امر رژیم صهیونیستی را به تسریع در اجرای اهداف شومش ترغیب کرده است .

نتانیاهو از زمان به قدرت رسیدن در زمینه تحقق اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی کاملا تهاجمی عمل کرده و با بی شرمی تمام و بدون هیچ گونه پایبندی به مقررات و قواعد بین المللی و حتی بی اعتنا به نظرات متحدان عربی خود به موازات اقدامات نظامی سیاست یهودی سازی کامل فلسطین را به اجرا گذاشته و مکان ها و بناهای متعلق به مسلمانان را یکی پس از دیگری به نفع یهودیان مصادره می کند. ترکیب کابینه نتانیاهو که ائتلافی از احزاب راست گرا و افراطی رژیم صهیونیستی است تاکیدی براین واقعیت است که نتانیاهو برای بقای خود و حفظ ائتلاف حاکم سیاست های افراطی را با شدت پیگیری خواهد کرد و این هشداری برای فلسطینی ها اعراب و تمامی مسلمانان است که درصورت ادامه سکوت و بی عملی آنها صهیونیست ها در آینده ای نه چندان دور اهداف خطرناک خود را در سرتاسر فلسطین به اجرا خواهند گذاشت .

در چارچوب همین برنامه رژیم صهیونیستی در طول یکسال گذشته حفاری هایی در زیر مسجدالاقصی انجام داده است که به گفته منابع فلسطینی حجم حفاری های یکسال اخیر در مقایسه با سالهای گذشته غیرقابل قیاس است . در این باره موسسه فلسطینی « موقوفات الاقصی » از تکمیل چندین تونل به طول 250 متر طی ماه جاری خبر داده است .

صهیونیستها همچنین طی دستورالعملی به اسرائیلی ها توصیه کرده اند در هر منطقه بیت المقدس که مایل باشند می توانند با تسهیلات دولتی اقدام به خریداری زمین و ساخت خانه بکنند. رژیم صهیونیستی در همین مدت سیاست شهرک سازی در بیت المقدس را با شتاب بی سابقه ای به اجرا گذاشت . روزنامه صهیونیستی هاآرتص در این باره از ساخت شمار زیادی شهرک یهودی نشین در مناطق مختلف بیت المقدس خبر داده است .

در چارچوب سیاست هویت زدایی از فلسطین صهیونیستها چندی قبل طرح تقسیم مسجدالاقصی را مطرح ساختند و قصد داشتند با کمک صهیونیستهای افراطی آنرا به مرحله اجرا برسانند که با اعتراضات گسترده و بموقع مردم فلسطین این طرح مجال پیاده شدن نیافت .

صهیونیستها اقدامات توسعه طلبانه اخیر را نیز همچون گذشته در سایه حمایت های مستقیم و غیرمستقیم دولتهای غربی و در راس آنها آمریکا انجام می دهند کما اینکه ادامه شرارتها و سیاستهای اشغالگرانه این رژیم نیز با چراغ سبز دولت کنونی آمریکا صورت می گیرد و ادعاهای اوباما که شعار صلح طلبی و تجدیدنظر در سیاستهای گذشته آمریکا را می داد دروغین و پوچ بود و او نیز در عمل مخالفتی با قانون شکنی ها و اقدامات شرورانه تل آویو ندارد. قطعا اگر این حمایت ها نبود صهیونیستها با این آسودگی خیال به پیگیری توطئه خود نمی پرداختند.

بی ارادگی و ضعف دولتهای عرب و حاکمان کشورهای اسلامی دومین عاملی است که صهیونیستها را در ادامه سیاست های خود گستاخ می کند. متاسفانه دولتهای عرب و بسیاری از حکومت ها در جوامع اسلامی تحت تاثیر شعارهای دولت جدید آمریکا قرار گرفته و دچار این توهم شده اند که دولت فعلی آمریکا برخلاف سایر دولت های این کشور درصدد استقرار صلح در خاورمیانه است و با تکیه بر همین برداشت نادرست موضع کاملا منفعلی اتخاذ نموده اند.

البته بسیاری از دولتمردان حاکم بر جوامع عرب و مسلمانان به دلیل اینکه نماینده واقعی مردم خود نیستند و تداوم حکومت خود را مدیون حمایت های آمریکا و غرب می دانند در واقع شعارهای اغوا کننده اوباما را بهانه ای قرار داده اند تا سکوت خود را توجیه کنند.
تنها تحرکاتی که هم اکنون در میان سران عرب و کشورهای اسلامی منطقه مشاهده می شود منحصر به این شده است که دولت آمریکا را متقاعد سازند تا نخست وزیر افراطی رژیم صهیونیستی را به توقف شهرک سازی متقاعد نماید.

بهرحال اکنون هویت اسلامی فلسطین در خطر است و اقدام فوری و عاجل مسلمانان و مجامع اسلامی را طلب می کنند. قطعا مسلمانان با توجه به ظرفیتها و توانایی های خود قادر هستند اگر اراده کنند توطئه های خطرناک رژیم صهیونیستی را خنثی کنند. اکنون که تمامی راه ها و گزینه ها برای اینکه رژیم صهیونیستی از راه گفتگو و بر سر میز مذاکره به رعایت حقوق ملت های منطقه ترغیب شود بی تاثیر و بدون نتیجه بوده است کشورهای اسلامی باید حامیان این رژیم را از طریق اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی تحت فشار قرار دهند.

در این میان نقش مجامع اسلامی به خصوص سازمان کنفرانس اسلامی اتحادیه عرب و کمیته بین المللی قدس بسیار تعیین کننده است . این سازمانها باید به سرعت وارد عمل شوند و راه را برای توطئه های صهیونیستها علیه هویت تاریخی و اسلامی فلسطین سد کنند زیرا هرگونه تعلل و ادامه سکوت و بی تفاوتی شرایطی را پدید خواهد آورد که قطعا جبران آن اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود.

اگر چه مسلمانان درحال حاضر تاوان بی تفاوتی و سکوت حاکمان گذشته کشورهای عربی و اسلامی را در اشغال خاک فلسطین می دهند ولی اکنون که صهیونیست ها برای اشغال و محو نمودن هویت اسلامی فلسطین خیز برداشته اند سکوت و تعلل ضربه جبران ناپذیر دیگری را بر پیکره جهان اسلام وارد خواهد ساخت و قطعا تاسف و ندامت بیشتری را در پی خواهد داشت .

تهران امروز:خاورمیانه اسلامی و فرجام محتوم اسرائیل غاصب

«خاورمیانه اسلامی و فرجام محتوم اسرائیل غاصب»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم حسام‌الدین کاوه است که در آن می‌خوانید؛نگرش وحیانی به تاریخ و تبیین الهی آن یکی از ضرورت‌های امروزین جوامع اسلامی است که همگی در قالب کلی امت اسلامی تعریف می‌شوند. در این نگرش دیروز، امروز و فردای تاریخ و احوال امم و جوامع نه بر اساس دیدگاه‌های غیرالهی که بر اساس متن وحی تفسیر و تشریح می‌شود. قضیه فلسطین نیز اگر بر اساس نگرش وحیانی به تاریخ تفسیر و تعبیر شود، آنگاه درمی‌یابیم که بشارت مقام معظم رهبری، مبنی بر فرجام خوشایند این سرزمین و آزادی ملت فلسطین از قید سلطه و غصب رژیم ضدبشری اسرائیل، نه تنها دور از دسترس نیست که بشارتی مبتنی بر وعده‌های خداوند صادق است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در دیدار رهبران گروه‌های جهادی فلسطین با ایشان و در نخستین روز از هفته وحدت فرمودند: فلسطین و قدس شریف در پرتو مقاومت و جهاد و استقامت به آغوش امت اسلام بازخواهد شد و اسرائیل غاصب سرنوشتی جز شکست و نابودی نخواهد داشت.

پایان سرنوشت محتوم اسرائیل غاصب یعنی شکست و نابودی آن، مستلزم تحقق یافتن دو مفهوم بنیادین است. نخست استقامت و جهاد ملت فلسطین و دوم تشکیل خاورمیانه اسلامی. واقعیت این است که ریشه‌های شکل‌گیری و تداوم حیات اسرائیل غاصب را در مناسبات پیچیده آن با نظام سلطه و استکبار از یک سو و روابط پنهان و مکتوم آن با دولت‌های وابسته به نظام سلطه در خاورمیانه از سوی دیگر‌باید جست‌وجو کرد. تشکیل خاورمیانه اسلامی طرحی قابل اجراست. این طرح نیازمند همکاری‌ها، هماهنگی‌ها و همراهی‌های جوامع مسلمان خاورمیانه در دستیابی به استقرار دولت‌های اسلامی است. بدیهی است که رژیم صهیونیستی درون چنین طرحی هیچ جایگاهی نخواهد داشت و سرانجام آن به نابودی و شکست خواهد انجامید.

 این معنا در بیانات مقام معظم رهبری به روشنی و وضوح دیده و شنیده می‌شود. فرموده ایشان معطوف به این آموزه قرآنی است که می‌فرماید: «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم؛ پیروزی و ثبات قدم در گرو یاری خداست و هر که به خداوند تبارک و تعالی یاری برساند، پیروزی از آن اوست.» همین آموزه و آموزه‌های دیگری از این دست در متن قرآن کریم هستند که تبیین وحیانی تاریخ را ضروری می‌سازند. تاریخ نشان داده است که مکاتب الحادی و مادی راه به جایی نمی‌برند و فلسطین باید به متن معارف قرآنی عطف نظری مجدد داشته باشد.

حقیقت این است که هرگونه تبیین معارضات فلسطین و رژیم صهیونیستی براساس مفاهیمی غیر از آموزه‌های الهی و اسلامی، تبیینی دشمن پسندانه است، چه دشمن – و در این جا نظام سلطه و استکبار و فرزند نامشروع آن رژیم صهیونیستی – براساس همین انواع و اشکال مختلف تبیین‌های غیرالهی است که تاکنون توانسته‌اند به غصب حقوق ملت فلسطین ادامه دهند.

از دیگر سو مفهوم خاورمیانه اسلامی تمامی طرح‌های نظام سلطه را که براساس دکترین «نظم نوین جهانی» تبیین و تعریف می‌شد را نقش برآب می‌کند. طرح «خاورمیانه جدید» تنها بخشی از طرح کلی‌تر «نظم نوین جهانی» است. رسانه‌های غرب درباره «نظم نوین جهانی» و زیربخش‌های آن از جمله «خاورمیانه جدید» انبوهی از اطلاعات، اخبار، گزارش‌ها و گزاره‌ها را تولید و منتشر کرده‌اند. آنها کوشیده‌اند افکار عمومی غرب را به پذیرش این مفهوم و افکار عمومی جهانی و به‌ویژه جوامع خاورمیانه‌ای را به کرنش و نرمش در برابر آن وادارند. اما جوامع اسلامی امیدوارانه به تاریخ و تحولات آن می‌نگرند.

همچنان که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند، با وارد کردن عنصر معنویت به مبارزه و ایمان و توکل به خداوند با امید و حسن ظن به تحقق وعده‌های پروردگار صادق، بر جد و جهد خویش می‌افزایند و نبرد و مبارزه را حدت و شدتی بیش از پیش خواهند بخشید. مفهوم آزادی فلسطین بازتابی از ضرورت تشکیل خاورمیانه اسلامی است و این مفهوم اخیر بازتابی از پشتوانه‌های رهایی‌بخش فلسطین است. «الیس بصبح قریب؟ / آیا صبح نزدیک نیست؟» قطعا صبح نزدیک است. به نزدیکی صبح، ایمان داریم.

دنیای اقتصاد:نظام قیمت‌ها پس از هدفمندی یارانه‌ها

«نظام قیمت‌ها پس از هدفمندی یارانه‌ها»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم حمید زمانزاده است که در آن می‌خوانید؛یکی از مهم‌ترین مزایای اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها که موجب شده اقتصاددانان زیادی از این طرح حمایت کنند این است که حذف یارانه‌های غیرمستقیم به کالاهای مختلف اعم از انرژی و پرداخت آن به صورت مستقیم به مردم و تولیدکنندگان،می‌تواند موجب شفافیت بیشتر نظام قیمت‌ها در بازار و در نتیجه بهبود خاصیت علامت‌دهی قیمت‌ها در اقتصاد کشور شود. براساس مبانی علم اقتصاد، قیمت‌ها در بازار آزاد آشکارکننده فرصت‌های کسب سود و رفع‌کننده کمبودها و مازادها در بازار است.

در بازار هر یک از کالاها، خدمات و دارایی‌ها، اگر مازاد عرضه‌ای وجود داشته باشد، قیمت‌ها شروع به کاهش می‌کند، به نحوی که از یک طرف با کاهش قیمت و در نتیجه کاهش سودآوری منابع تولید از آن بازار خارج شده و عرضه کاهش می‌یابد و از طرف دیگر با کاهش قیمت مقدار تقاضای آن کالا افزایش می‌یابد.

در نتیجه، کاهش قیمت موجب می‌گردد تا با کاهش عرضه و افزایش تقاضا، مازاد عرضه در آن بازار حذف شده و آن بازار خاص به تعادل برسد. به همین ترتیب در یک بازار خاص، اگر کمبود عرضه‌ای وجود داشته باشد، قیمت‌ها شروع به افزایش می‌کند، به نحوی که از یک طرف با افزایش قیمت و در نتیجه افزایش سودآوری، منابع تولید به آن بازار وارد شده و عرضه افزایش می‌یابد و از طرف دیگر با افزایش قیمت، مقدار تقاضای آن کالا کاهش می‌یابد، در نتیجه افزایش عرضه و کاهش تقاضا، کمبود عرضه در آن بازار حذف شده و آن بازار خاص به تعادل می‌رسد.

البته باید تاکید کرد که در این جا بحث بر سر قیمت‌های نسبی در بازار است و نه سطح عمومی ‌قیمت‌ها؛ بنابراین روشن است که شفاف‌سازی قیمت‌ها که یکی از نتایج اجرای این قانون خواهد بود، موجب بهبود تخصیص منابع در سطح اقتصاد ایران شده و کارآیی و بهره‌وری را هم در بخش تولید و هم در بخش مصرف اقتصاد کشور افزایش داده و از اتلاف منابع جلوگیری خواهد کرد.

اما در عرصه عمل، در حال حاضر در راستای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، دو سناریوی عمده پیش روی نظام قیمت‌ها در اقتصاد کشور قرار گرفته است؛ سناریوی اول که شرح آن رفت، این است که حذف یارانه‌های غیرمستقیم، یکی از مهم‌ترین بهانه‌های دولت در دستکاری و کنترل قیمت‌ها را در اقتصاد کشور از بین ببرد و در نتیجه دولت با پذیرفتن حذف یارانه‌های غیرمستقیم، بازارها را به مکانیسم قیمت بسپارد و از کنترل قیمت در بازارها خودداری نماید، که حرکت رو به جلویی در راستای افزایش کارآیی در اقتصاد کشور است. روشن است که در این صورت، مهم‌ترین مزیت قانون هدفمندسازی یارانه‌ها به ثمر خواهد نشست.

اما سناریوی دوم در نقطه مقابل سناریوی اول قرار دارد. مطمئنا یکی از پیامدهای اجرای این قانون، تغییرات گسترده هم در سطح عمومی ‌قیمت‌ها و هم در سطح قیمت‌های نسبی خواهد بود. سناریوی دوم این است که دولت با مشاهده افزایش قیمت‌ها در بازارهای مختلف و هراس از افزایش شدید تورم، نه تنها در جهت آزادسازی بیشتر نظام قیمت‌ها در بازار حرکت ننماید، بلکه بر عکس به هدف جلوگیری از گرانی، محدودیت و کنترل قیمت در بازارها را افزایش دهد، در نتیجه این امر، نه تنها اقتصاد کشور از مهم‌ترین مزیت قانون هدفمندکردن یارانه‌ها یعنی افزایش کارآیی بی‌بهره خواهد ماند، بلکه با گسترش مداخلات دولت در نظام قیمت‌ها، کارآیی اقتصاد کشور در تخصیص منابع هم در تولید و هم در مصرف، تنزل خواهد یافت.

مساله‌ مهم این است که در نهایت کدام سناریو در عمل محقق خواهد شد؟ متاسفانه به نظر می‌رسد که با توجه به فضای حاکم بر مدیریت اقتصاد کشور، وقوع سناریوی دوم محتمل‌‌تر است. در این راستا، اطلاعیه شماره یک سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولید‌کنندگان درباره هدفمندسازی یارانه‌ها قابل تامل و هشداردهنده است.

در این اطلاعیه آمده است: «در راستای تصویب و اجرای قانون اصلاح ساختار اقتصادی ایران از جمله هدفمند کردن یارانه‌ها به عنوان گامی‌اساسی در راستای تحول اقتصادی جامعه و بالطبع آثار و تبعات اجرای این قانون بر اقتصاد کشور و با عنایت به پیش‌بینی‌ها و تمهیدات اندیشیده شده به منظور جلوگیری از سوءاستفاده افراد سودجو و معارضان که قصد دارند در موقعیت زمانی کنونی موجبات افزایش غیرمنطقی نرخ دستمزد و فروش کالاها و خدمات به مشتریان و گروه‌های آسیب پذیر جامعه را فراهم کنند، در یک اقدام همگام و هماهنگ، بازرسان سازمان‌های بازرگانی در کنار روسای شعب سازمان تعزیرات حکومتی، امر نظارت و رسیدگی بر عملکرد واحدهای صنفی و غیرصنفی در سراسر کشور را انجام می‌دهند». بنابراین اطلاعیه، هرگونه افزایش قیمت کاذب کالاها و خدمات به بهانه هدفمند کردن یارانه‌ها، غیرقانونی بوده و در صورت مشاهده تخلف، از طریق ابزارهای قانونی با متخلفان برخورد قاطع صورت خواهد گرفت.

زمانی که چنین اطلاعیه‌ای را در کنار طرح پرسر و صدای «نهضت قیمت تمام شده» قرار دهیم، به نظر می‌رسد این نتیجه محتمل خواهد بود که دولت با علم به اینکه اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها اثرات قابل توجهی هم بر قیمت‌های نسبی و هم بر سطح عمومی‌قیمت‌ها (گرانی) خواهد داشت، چندان خود را مهیای پذیرش این تبعات گریزناپذیر نکرده است. جای هشدار و تاکید مجدد نیست که حرکت در چنین مسیری، نه تنها اقتصاد کشور را از مهم‌ترین مزیت اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها، یعنی آزادسازی نظام قیمت‌ها و افزایش کارآیی حاصل از آن بی‌نصیب خواهد ساخت، بلکه بزرگ‌ترین نقطه قوت طرح را بدل به بزرگ‌ترین نقطه ضعف آن خواهد کرد.

آفرینش:ثبت بین المللی نوروز و مسئولیت ما

«ثبت بین المللی نوروز و مسئولیت ما»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش است که در آن می‌خوانید؛ثبت بین المللی نوروز، مهمترین یادگار به جامانده باستانی ساکنان حوزه فلات ایران در سازمان ملل متحد به عنوان روزی بین المللی بر اهمیت این جشن تاریخی افزود. جشن نوروز مصادف با اول فروردین ماه یا 21 مارس میلادی، جشنی است که در حوزه گسترده ای از کشورهای مشترک فرهنگی گرامی داشته می شود.

کشورهایی که شبه قاره هند، آسیای صغیر، آسیای میانه، قفقاز و حتی بالکان را فرامی گیرد و بیش از هرچیزی نشان گر اهمیت این روز در فرهنگ مشترک کشورهای این حوزه است.

همکاری کشورهای متعدد حوزه نوروز شامل ایران، ترکیه، آذربایجان، افغانستان، ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و حتی برخی کشورهای حوزه بالکان نشان از اهمیت نوروز در میراث معنوی این کشورهاست. در این حال این همکاری و همگرایی کشورها در ثبت نوروز در تقویم سازمان ملل متحد و پیش از آن در ثبت نوروز به عنوان میراث مشترک در سازمان علمی فرهنگی ملل متحد(یونسکو) امری آشکار بود. امری که هرچند در طول چندسال گذشته با فراز و نشیب هایی روبرو شده بود اما آنچه در پایان به دست آمد توجه به میراث معنوی مشترک نوروز بود. میراثی که هرچند ریشه در فلات ایران دارد و به هزاره های گذشته برمی گردد اما اکنون در سطحی وسیع از مردمان حوزه های اطراف فلات ایران گسترده شده است.

بی شک قطعنامه سازمان ملل متحد درباره رسمیت این روز و هرچند تاکیدی بر جایگاه فرهنگی ایران بود اما مسئولیت سیاست مداران و نخبگان حوزه فرهنگی و مجریان این امور را افزایش داده است چرا که امروزه جدا از کشور ما که ریشه ای به درازای تاریخ چندهزارساله دارد بسیاری از کشورهای تازه به استقلال رسیده و برآمده از جریان های سیاسی و تحولات ژئوپلیتیک در صدد نشان دادن غنای فرهنگی و پیشینه های گذشته خود هستند. در این راستا برخی از این کشورها با دست یازیدن به شخصیت های میراث و تاریخ کهن سرزمین کشورهای دیگر در صدد شناسایی این میراث گران بها در جامعه بین المللی و سازمان یونسکو و حداقل در سطح رسانه های جهانی با نام کشور خود هستند.

در این راستا در سالهای گذشته همواره این نگاه ها وجود داشته است و از آنجا که سرزمین فلات ایران و شخصیت های جهانی و شناخته شده فرهنگی و بین المللی آن در طول سده ها با میراث جهانی بشر گره خورده است، برخی از کشورها درصدد بوده و هستند تا با شناسایی چهره های فرهنگی و علمی و انتساب این شخصیت ها به کشور خود و آغاز ثبت و شناسایی آنها در سازمان ها و مجامع بین المللی بر پرستیژ بین المللی و غنای فرهنگی کشور خود بیافزایند.

در این حال در طول یک دهه گذشته پرونده هایی همچون عرب دانستن ابوعلی سینا و قزاق انگاشتن ابونصرفارابی در کنار سایر پرونده هایی این چنینی وجود داشته و دارد. در این میان هرچند مسئولان فرهنگی ایران در برخی از موارد واکنش های متناسبی با این ادعاها داشته اند اما ضعف سیاست گذاری در حوزه فکر و عمل و تعاملات بین المللی نامناسب باعث شده است تا کشور ما همواره در معرض آسیب هایی از این دست باشد.

براستی چگونه ترکیه تنها به صرف وجود آرامگاه مولوی در خاک خود سالانه میلیون ها گردشگر را میزبانی می کند و اکنون مولوی به عنوان  چهره های بین المللی ترکیه شناخته می شود تا ایران آیا این رویکرد بیشتر ناشی از غفلت ماست یا سیاست فرهنگی ترکیه؟

قدس:مقاومت؛ ثابت قدم در تحقق آرمانها

«مقاومت؛ ثابت قدم در تحقق آرمانها»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی قدس به قلم مهدی شکیبایی است که در آن می‌خوانید؛طی یک ماه گذشته کشورهای غربی با محوریت آمریکا و رژیم صهیونیستی با انجام برخی تحرکات مرموزانه از جا به جایی استحکامات نظامی در پیرامون منطقه خاورمیانه، اعلام خبر استقرار سامانه موشکی، تمرینهای نظامی مشترک و اقدام به ترور مسؤولان مقاومت گرفته تا رفت و آمدهای دیپلماتیک و تلاش برای انتصاب سفیر جدید آمریکا در دمشق، سعی در ایجاد شکاف و رعب در محور مقاومت در منطقه داشتند. این تهدیدها همچنین می کوشید، جمهوری اسلامی ایران را وادار به عقب نشینی از برنامه صلح آمیز هسته ای خود کند.

درمقابل این اقدامهای کنشگرانه غرب که فضای منطقه خاورمیانه را تا حد زیادی نظامی و امنیتی کرده بود، نشست سران مقاومت در دمشق و تهران، پاسخ در خوری به این تهدیدها بود.

دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه و سید حسن نصرا... دبیرکل جنبش حزب ا... لبنان طی نشستی یک روزه در دمشق، تأکید کردند محور مقاومت در برابر منافع استعماری آمریکا، نه تنها تردیدی در ادامه همراهی هم ندارند که با تکیه بر دستاوردهای تقریباً سه دهه اتحاد، همچنان ثابت قدم در مسیر حرکتی خود گام برمی دارند. نشست سران مقاومت در دمشق واکنشی به رفتارهای تهدیدآمیز رژیم صهیونیستی علیه مقاومت فلسطین، حزب ا... لبنان، سوریه و ایران بود.

رزمایش نظامی اخیر صهیونیستها این گونه القا می کرد که رژیم تل آویو تصمیم دارد با بهانه قرار دادن خطر موشکهای حزب ا...، دست به حمله نظامی علیه لبنان بزند، این در حالی بود که پایگاه اینترنتی «گلوبال ریسرچ» چند روز پیش گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه اسرائیل در آستانه تجاوز زمینی گسترده به جنوب لبنان و بقاع شرقی است و قصد دارد در این حمله پایگاه های موشکی حزب ا... را نابود کند. گابی اشکنازی رئیس ستاد ارتش صهیونیستی نیز به ژنرال «ژان لویی گیروگلین» همتای فرانسوی خود گفته بود اسرائیل چنین تصمیمی دارد.

در کنار این گزارشها، ترور محمود المبحوح توسط سازمان جاسوسی موساد در دبی که به رسوایی بزرگی منجر شد، به همراه کودتای نافرجام نظامیان ترکیه علیه دولت قانونی اردوغان - که به تازگی برافزایش روابط خود با سوریه و ایران تأکید کرده است- همگی گویای این موضوع بود که رژیم صهیونیستی در صدد فراهم کردن زمینه های روحی- روانی برای یک ماجراجویی جدید در منطقه خاورمیانه است و سعی دارد با انجام این قبیل اقدامها شکافی در محور جدید منطقه ای با حضور ایران، ترکیه، عراق و لبنان ایجاد نماید، اما این اقدامهای اسرائیل با پاسخ قاطعانه ایران از طریق ساخت ناوشکن فوق مدرن «جماران» و دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندا... در چارچوب یک کار اطلاعاتی بی نظیر روبه رو شد. همزمان با این اقدامها، گروه های فلسطینی از آغاز یک انتفاضه مردمی جدید علیه اسرائیل خبردادند.

پس از این اقدامهای واکنشی، تصمیم سران مقاومت برای برگزاری نشستی مشترک در دمشق گویای این حقیقت بود که محور مقاومت با درک درست از فضای بشدت تبلیغی- روانی دشمن صهیونیستی و با تکیه بر دستاوردهای چند سال اخیر، هدفهای اصلی خود را شناخته و در مسیر تحقق این هدفها از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.

بی شک بازیگران خارجی تحولات اخیر خاورمیانه در صدد محک محور مقاومت در ادامه مسیر خود بودند که صلابت کشورها و گروه های شرکت کننده در نشست دمشق برتعقیب هدفهای خود و تکرار این پایبندی در نشست تهران به همراه خودباوری آنها بویژه در طرف سوری از استقرار و آمادگی کامل محور مقاومت در مقابله با هرگونه ماجراجویی احتمالی رژیم صهیونیستی علیه منطقه حکایت دارد.

در آن سوی معادله رژیم صهیونیستی همچنان بر طبل جنگ می کوبد، اما واشنگتن سعی دارد با رفتارهای دیپلماتیک در سطح منطقه و بین الملل به زعم خود محور مقاومت را زمینگیر نماید. در این بین، اما رفتار اروپایی ها جالب توجه است. طرفداران اروپایی اسرائیل دچار تردید کم سابقه ای در خصوص حمایت از رژیم صهیونیستی هستند. فرانسویها از برگزاری یک همایش سیاسی برای حل موضوع فلسطین خبرداده اند. اروپاییان در مجموع همانند جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه از اسرائیل حمایت نکرده اند.

همزمان با این تحولات فلسطین نیز به دلیل هتاکیهای اخیر مقامهای صهیونیستی در الحاق آثار باستانی فلسطین به میراث یهودیان آبستن حوادث مهمی است که رهبران مقاومت از آغاز انتفاضه جدید علیه اسرائیل یاد می کنند. هرچند به تعبیر «نواف الموسوی» عضو جنبش حزب ا... در پارلمان لبنان، اسرائیل خود را برای انجام یک اقدام نظامی جنون آمیز آماده می کند، اما با توجه به آمادگی کامل جریان مقاومت در منطقه بین «آمادگی برای جنگ و تصمیم برای جنگ» تفاوتهای بسیاری است.

آرمان: مراقب باشیم از ترکیه عقب نمانیم

«مراقب باشیم از ترکیه عقب نمانیم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آرمان است که در آن می خوانید؛سند بالا دستی " چشم انداز بیست ساله کشور" مهم ترین سند راهبردی کشور است که آرمان ها و اهداف بلندی را برای حرکت در جهت توسعه همه جانبه ترسیم کرده است. در این سند راهبردی - که 4 سال نخست آن طی شده -  اشاره شده که ایران در سال 1404 قدرتمندترین ، پیشرفته ترین و با ثبات ترین کشور واقع در منطقه آسیای جنوب غربی خواهد بود که دارای تعامل مثبت و سازنده با جامعه جهانی و الهام بخش در میان کشورهای جهان اسلام و در حال توسعه خواهد بود.

رسیدن به چنین قله‌ای از پیشرفت و اقتدار طبیعتا کار آسانی نیست ، اما باید توجه داشت که در منطقه آسیای جنوب غربی رقبایی داریم که هم گام با ما  و بعضاً با سرعتی بسیار بیشتر از ما در حال توسعه و پیشرفت هستند که جمهوری ترکیه یکی از این نمونه کشورها است که بالقوه و بالفعل رقیب قدرتمندی برای ایران به حساب می‌آید. نکته قابل توجه این است که ترکها نیز همانند ما یک طرح توسعه همه جانبه در دستور کار دارند که بنا به اعلام مقامات این کشور – از جمله نطق هفتگی (جمعه 26 فوریه ) رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه – این کشور هدف قرار گرفتن در جمع 10 کشور پیشرفته دنیا در سال 2023 (صدمین سالگرد تاسیس جمهوری ترکیه ) را در سر می‌پروراند.

این هدف برای ترک ها هدفی غیر قابل دسترس نیست.  اگر ترکیه در سال مذکور در جمع 10 کشور برتر جهان هم نباشد ، با روند حرکت کنونی خود جایگاهی بسیار بهتر از امروز خواهد داشت. این در حالی است که طبق سند چشم انداز 1404 ، در همان حوالی زمانی ، این ایران است که باید کشور برتر منطقه باشد و نه ترکیه. نخست وزیر ترکیه در نطق هفتگی این هفته خود آماری از شاخص های رشد و توسعه ترکیه ارایه داد که از نظر خود او بسیار دلگرم کننده بود.
اردوغان در نطق هفتگی خود به موارد زیر اشاره کرد.

1- کاهش ریسک سرمایه گذاری خارجی در ترکیه در سال 2009 در مقام مقایسه با سال 2008 علی رغم بحران اقتصادی جهانی.
2- افزایش آمار جذب توریست ترکیه در سال 2009 در مقام مقایسه با سال 2008. در سال 2008 ترکیه پذیرای  26 میلیون و سیصد هزار توریست بوده است در حالی که در سال 2009 علی رغم بحران اقتصادی جهانی این رقم به 27 میلیون و صد هزار نفر رسیده است
3- رشد جذب سرمایه گذاری خارجی ترکیه در سال 2009
4- رشد سریع طرح های عمرانی در بخش هایی چون راه و جاده سازی ، سد سازی و آبیاری صنعتی. فقط در یک پروژه از پروژه های عظیم آبیاری اراضی کشاورزی در شرق و جنوب شرق ترکیه بیش از 2 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی واقع در این منطقه به سیستم آبیاری مکانیزه مجهز می‌شوند که این خود به تنهایی انقلابی در کشاورزی در این منطقه محسوب می‌شود.

5- رشد سریع صنعت هوایی ترکیه به طوری که اردوغان به مردم ترکیه قول داد که در سال 2015 نخستین هواپیمای مسافربری ترکیه مطابق با آخرین فناوری های روز جهان به بازار عرضه خواهد شد.

6- رشد سریع علمی ؛ اردوغان خبر از ساخت هزاران واحد دانشگاهی ، خوابگاهی ، مدرسه و... در بخش های مختلف ترکیه به ویژه در منطقه شرق و جنوب شرق ترکیه داد.
7- نخست وزیر ترکیه همچنین خبر داد که علی رغم بحران اقتصادی کشورش در سال 2009 موفق به صادرات بیش از 102 میلیارد دلار کالا و خدمات به جهان شده است.(قابل توجه اینکه صادرات ترکیه عموما در بخش کالاهای صنعتی و تولیدی و صنایع غذایی و محصولات کشاورزی و دامداری و میوه و... است و از این جهت افزایش صادرات برای این کشور به معنای رونق یافتن بازار کار نیز محسوب می‌شود.)

بنابراین با مشاهده شاخص ها و آمارهای فوق باید توجه شود که این تنها ما نیستیم که می‌خواهیم به توسعه برسیم و در همسایگی ما کشوری با توان و پتانسیل  بسیار بالا با سرعتی بیشتر از ما در حال حرکت است و نکته اینکه متاسفانه همین الان هم در زمینه های متعددی از ما جلو است و طبیعتا وقتی سرعت حرکت آن بیش از ما باشد ، بسیار زودتر از ما به نقطه‌ای که ما می‌خواهیم از آن خود کنیم خواهد رسید و او زودتر پرچم خود را به زمین خواهد زد.ارایه آمارهای فوق برای ایجاد جو دلسردی و ناامیدی نیست بلکه بر عکس یادآوری این نکته است که باید با سرعت هر چه تمام تر حرکت کنیم.

یادآوری تلاش های کشورهایی چون ترکیه – که از هر جهت با ما قابل مقایسه است – از این جهت است که ما برای رسیدن به اهداف عالی سند چشم انداز هم اکنون با دو مشکل جدی روبرو هستیم.

- اول برخی برنامه‌ها و سیاستگذاری‌ها مطابق با سند چشم‌انداز نیست
- دوم رقبایی چون ترکیه که با سرعتی بسیار زیاد دارند به همان جایی که ما در سند چشم انداز تعریف کرده ایم می‌تازند.آیا این شرایط باعث نگرانی نیست ؟ و اگر هست برای تدبیر آن چه باید کرد ؟  

جهان صنعت:آمار را سیاسی نکنیم‌

«آمار را سیاسی نکنیم‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت است که در آن می‌خوانید؛بحث آمار‌های اقتصادی در دولت نهم یکی از موضوعات داغ مورد بحث در ایام انتخابات بود که در بسیاری از مواقع با آمارهای منابع رسمی همخوان نبود و مورد اعتراض واقع می‌شد. در دولت دهم عدم تطابق برخی آمارها که از سوی منابع رسمی و مسوولان دولتی اعلام می‌شد این تردید آماری را تشدید کرد که به واقع کدام آمار رسمی است؟ بدون در نظر گرفتن مسوولان رده‌های مختلف دولت‌و تنها با مدنظر قرار دادن سه مسوول اصلی در آمار رشد اقتصادی‌، درمی‌یابیم که اعداد اعلامی رییس‌جمهور، وزیر اقتصاد و بانک مرکزی همخوانی لازم را نداشته و این آشفتگی بیانی تا جایی پیش رفته که وزیر اقتصاد اعلام می‌کند مرجع تعیین آمار افراد نیستند و بانک مرکزی مرجع رسمی است.

جای خوشحالی است که بالاخره مرجع رسمی آمارها از سوی سخنگوی اقتصادی دولت اعلام و تکلیف معلوم شد که آمار رشد اعلامی در کلام هیچ فردی رسمی نبوده و شاید هم تاکنون اشتباهی صورت گرفته باشد!

به هر حال فارغ از این اقرار سر بسته شمس‌الدین حسینی باید به نکته دیگری در کلام وی اشاره داشت که در جمع خبرنگاران آرزو کرده است ‌ای کاش می‌شد خبرنگاران سیاسی را از اقتصادی جدا کرد.

وی با طرح این موضوع گفته است که وزن اخبار سیاسی و اجتماعی در رسانه‌ها بیشتر از اخبار اقتصادی است. ایشان وعده تلاش برای ارتقای وزن اخبار اقتصادی در رسانه‌ها را داده‌اند و از رسانه‌ها ‌خواسته‌اند اخباری منتشر نکنند که وضعیت اقتصادی کشور را نامناسب جلوه دهد.

حال باید از ایشان بپرسیم مگر می‌توان نگاه سیاست‌زده حوزه اقتصاد را انکار کرد که بتوان خبرنگاران اقتصادی را  از سیاست‌زدگی این حوزه دور کرد؟ آیا عزل و نصب‌های سیاسی درحوزه اقتصاد و به کارگیری مدیران غیر مرتبط در اقتصاد چیزی جز سیاست است که انتظار دارید خبرنگاران از آن دور باشند؟

 باید توضیح داد که درحوزه اقتصادی چه چیزی وجود داشته که رسانه‌ها به آن کم پرداخته‌اند؟ ایشان خود اعلام کرده است در شش ماه نخست سال اول 87 رشد بخش صنعت 4/7 درصد و رشد بخش خدمات 9/7 درصد بوده و این بخش از صحبت‌های خود را برجسته ساخته و اعلام کرده که این رشد را اگر بی‌نظیر نگوییم، کم نظیر است. حال آنکه کاهش رشد بخش نفت از 3/1 به منفی‌ 3/3 درصد و کاهش رشد بخش کشاورزی از 5/6 مثبت به منفی 10 درصد را با ظرافت وبسیار خفیف جلوه داده است.

ایشان بدون مانور بر ضعف‌های دولت و اقتصاد رو به نزول کشور، عملکرد وحشتناک بخش کشاورزی را تنها به دلیل خشکسالی اعلام کرده است و نتیجه نزول اقتصاد را تابعی از قیمت نفت و خشکسالی دانسته و بس!آیا این ساده‌گویی سخنگوی محترم، مصداق سیاسی کاری نیست؟

مقایسه آمار شش ماهه سال 87 دربخش کشاورزی که یکی از ارکان اقتصاد ایران است از رشد تا نزولش کاهش 5/16 درصدی داشته است و اگر رسانه‌ای بگوید چرا ؟... می‌شود نامناسب جلوه دادن اقتصاد!!

آقای وزیر آیا سقوط کشاورزی و رکود صنعت با مقاله‌نویسی روزنامه‌ها مثبت می‌شود؟ آیا استخراج تیتر منفی که از حقیقت نشات گرفته را در راستای منافع ملی نمی‌دانید؟ شما گفته‌اید همه ما باید تلاش کنیم که چهره جذاب برای اقتصاد کشور معرفی کنیم اما نگفته‌اید زمانی که به زعم منابع رسمی آمارها مثبت نیست چه کنیم؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها