نوجوانان خشن معمولا والدینی پرخاشگر دارند که روشهای تربیتی آنها مبتنی بر سختگیری، خشونت و تنبیه بدنی است. نابسامانیهای خانواده یکی از عوامل بروز خشونت در فرزندان است، درگیریهای لفظی والدین و اختلاف آنها با یکدیگر و همچنین نبود تفاهم میان آنها ازجمله عواملی است که کودک یا نوجوان آنها را وادار میسازد که احساسات، خواستهها و عقایدش را از طریق آسیب رساندن به دیگران یا با داد و فریاد و عصبانیت به دیگری ابراز کند و فکر میکند که با این روش میتواند خواسته خود را به کرسی بنشاند و به هدف برسد؛ در واقع او رفتار آرام و توام با ملایمت را در خانواده یاد نگرفته است.
وجود پرخاشگری در بین کودکان پیامدهایی چون افزایش ترس و احساس بیگانگی و دوری از کودکان دیگر را به همراه دارد. یک روانشناس علوم تربیتی، تاثیر والدین بر رفتار پرخاشگرانه کودکان را اینگونه تعریف میکند: خانواده نظامی است که اعضای آن با هم کنش متقابل دارند و به رفتار یکدیگر واکنش نشان میدهند. در خانوادههایی که واکنشها همراه با خشونت و پرخاش از سوی والدین است کودکان نیز همان رفتار را ادامه میدهند. برای مثال مادر و پدر بر سر کودک فریاد میزنند، کودک هم بر سر خواهر کوچکترش فریاد میزند و ناسزا میگوید. یا حتی مشاهده شده است که کودک بر سر پدر و مادرش هم فریاد میکشد. گاهی اوقات نیز کودک به واسطه ترس شدید از خشم والدین در خانه رفتار خصمانه نشان نمیدهد ولی در بازی با کودکان دیگر پرخاشگر میشود بنابراین مادامی که رفتار والدین اصلاح نشود و نابسامانیها در خانواده تحت کنترل و ضابطه قرار نگیرد امیدی به اصلاح کودکان نخواهد بود. لذا والدینی که از داشتن فرزند پرخاشگر ناراحتند لازم است اول خود را اصلاح کنند. سپس از بروز عوامل و انگیزههای مربوط به نابسامانی و پرخاشگری در کودکان جلوگیری کنند.
علیرضا خانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم