در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گفتگوی زیر با امیر عبدالحسینی ، دبیر 2 دوره اکسپوی ملی تهران درباره اقتصاد هنر در ایران و لزوم توجه مسوولان به این مهم صورت گرفته است.
اگر موافق باشید از اکسپوی گذشته (سال 87) شروع کنیم. چگونه شد که نمایشگاه فروش آثار هنری در سال پیش شکل گرفت؟
پس از تغییر مدیریت مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تصدی مدیریت آقای دکتر شالویی، برنامههای متعددی در دستور کار این مرکز قرار گرفت و برگزاری نمایشگاه فروش آثار هنری با مشارکت نگارخانهداران هم به عنوان یکی از سیاستهای کلان این مدیریت مطرح شد. پس از جلسات متعدد با مدیریت مرکز و همچنین برخی نگارخانهداران، دبیری اکسپو به بنده واگذار و بر همین اساس با راهاندازی دبیرخانه و تشکیل شورای هنری و همچنین با مشورت نگارخانهداران مقدمات برگزاری اکسپوی 87 فراهم شد. از جزییات اجرایی و برگزاری پرهیز و به این بسنده میکنم که در نهایت با حضور 63 نگارخانه و موسسه و نزدیک به 1500 اثر از 600 هنرمند اکسپوی 87 به مدت 15 روز در تالار وحدت برگزار شد.
با وجود حمایتهای دولتی آیا میزان فروش آثار در اکسپوی 87 کافی بود؟
البته اگر منظورتان از حمایت دولتی، حضور و حمایت معاونت هنری و مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد، پاسخم مثبت است و حضور و حمایت شایستهای داشتند و خرید خوبی هم انجام دادند؛ اما نهادهای دیگر فقط بهبه و چهچه گفتند و عملا وارد بازار نشدند. بگذارید یک مطلب کلی را عرض کنم. وقتی تصمیم برگزاری اکسپو گرفته شد، بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان معتقد بودند با توجه به شرایط فرهنگی جامعه، فعالیت واسطهها و دلالان خرید و فروش طی سالیان اخیر و فعالیت گروههای خاص در عرصه بینالمللی، برگزاری اکسپو و جذب مخاطب موفقیتآمیز نخواهد بود. گروهی دیگر هم بر این اعتقاد بودند که خریداران و مجموعهداران با گالریداران و افراد خاصی در ارتباط هستند و آنها میتوانند خارج از قواعد نمایشگاه و خرید و فروش به شکل خصوصی، نظرشان را تأمین کنند. عدهای دیگر مباحث قانون نیمدرصدی در سال 83 و فروش آثار، عملی نشدن وعدههای مالی و عودت بیش از نیمی از آثار پس از یک سال را مطرح میکردند و بسیاری از موارد مشابه دیگر. حتی بحث وجود قیمتهای کاذب و برخوردهای کاسبمآبانه نیز مطرح بود.
برگردم به پاسخ پرسشتان، هدف برگزارکنندگان، اشاعه و ترویج فرهنگ و خرید و فروش آثار هنری بود تا درآمدزایی، همچنین ساماندهی به مقوله اقتصاد هنرهای تجسمی از جمله مهمترین اهداف برگزاری آرتاکسپو بود. به نظر من علیرغم برخی تبلیغات منفی و جریانسازیها، در آن شرایط اجتماعی و زمان کوتاه تجهیز دبیرخانه تا برگزاری اکسپو، فروش خوبی صورت گرفت. دیگر آنکه شرط اصلی واگذاری آثار در اکسپوی87، فروش نقدی بود.
در هر حال رضایت بیشتر نگارخانهداران حاضر در اکسپو، به جریان انداختن مصوبات بودجهای، تأسیس دبیرخانه دائمی، فعالیتهای سالانه دبیرخانه برای مصوبات جدید، قیمتگذاری کارشناسانه و صدور شناسنامه اثر را باید از نکات قابل توجه و دستاوردهای برگزاری اکسپو دانست.
ضمن آنکه فروش هم با توجه به تمامی شرایط موجود و مناسبات دیگری که عرصه فرهنگ و هنر را تحتتاثیر قرار میداد، مناسب و برای شروع برنامهریزی خوب بود. علاوه بر آن، موضوع مهم دیگر این است که برگزاری اکسپوی تهران توانست هاله کاذبی از قیمتهای سرسامآوری که در دور برخی آثار هنرمندان کشیده بود، کمرنگ کند و تصویر واقعیتری از قیمت آثار هنری پیش روی خریداران و مخاطبان قرار دهد.
آیا اکسپوی امسال در خانه هنرمندان یا به تعبیری اکسپوی88 را باید ادامه آن جریان دانست؟
در هر حال اولین گام در برگزاری مستمر آرتاکسپوی تهران را باید دورههای گذشته آن (یکی در سال 83 و دیگری در سال87) دانست و اکسپوی سال 88 نیز به نوعی ادامه آنهاست. با این تفاوت که در هر دوره چگونگی برگزاری با توجه به تجربههای گذشته و بر اساس شرایط روز شکل میگیرد و ممکن است این رویداد در هر دوره تغییراتی را شاهد باشد. اکسپوی 88 با همان اهداف و با تأکید بر ساماندهی اقتصاد هنر شکل گرفته ولی تفاوتهای عمدهای با دوره گذشته دارد که مهمترین آن حرکت به سمت خصوصی شدن برگزاری است. در اکسپوی گذشته مرکز هنرهای تجسمی برگزارکننده اصلی این رویداد بود و حتی پس از اتمام اکسپو دبیرخانه دائمی را نیز تأسیس کرد.
اما براساس اهداف اکسپو و نظرات کارشناسی قرار بر این بود تا اکسپو به سمت خصوصی شدن پیش برود و بخش دولتی به عنوان حمایتکننده ایفای نقش کند و از همین رو بود که دبیرخانه دائمی بخش دولتی شکل نگرفت و مباحث حول محور فعال شدن بخش خصوصی پیش رفت. از سوی دیگر، با مُد شدن برگزاری اکسپوهای متعدد فارغ از مباحث کارشناسی و بیتوجهی به جنبههای هنری و بازاری از سوی برگزارکنندگان و همچنین کم توجهی به حضور نگارخانهداران به عنوان بخش خصوصی فعال در اقتصاد هنرهای تجسمی، ضرورت ساماندهی اکسپو بیشتر احساس شد. اکسپوی 88 را باید گام جدی درخصوص غیردولتی شدن اکسپو قلمداد کرد. خانه هنرمندان در این میان، نقش مهمی را در تحقق این هدف به عهده دارد و معاونت هنری و مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با حمایت جدی بر غنای این رویداد افزودند.
یعنی معتقدید خصوصیسازی برگزاری و ساماندهی اکسپو، شرایط مطلوبی را فراهم میآورد؟ در صورتی که اگر برگزاری از سوی بخش دولتی انجام پذیرد، شاید خریداران دولتی که عمده هدف شماست، حضور پررنگتری داشته باشند.
خریدار دولتی ابتدا باید بپذیرد که خرید آثار علاوه بر ارزش افزوده و سود مادی آن میتواند در زیباسازی محل کارش نیز تأثیر مثبت روحی، روانی و البته فرهنگی بگذارد. وقتی برای خرید متقاعد شود، دیگر برایش فرقی نمیکند که چگونه خرید کند. میتواند با استفاده از مشاوران هنری خود، آثار مطلوب و با کیفیت با قیمت مناسب را خریداری کند. ضمن آنکه بخش خصوصی میتواند به بخش دولتی جهت خرید آثار مشاوره دهد. دوره گذشته هم که برگزاری کاملاً دولتی بود، غیر از خود متولیان که به این باور رسیدند که اقتصاد هنر باید رشد کند، ارگانها و نهادهای دیگر توجه آنچنانی نداشتند و فقط به تشویق لفظی اکتفا کردند. من کاملاً با خصوصی شدن برگزاری و مدیریت اکسپو موافقم، مشروط بر آنکه متولی اصلی رونق اقتصاد هنر یعنی دفتر تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر اساس آییننامه اکسپو، آن را به عنوان یک کانون غیردولتی مستقل فعال در امر اقتصاد هنر بپذیرد و امتیازات خاصی را به این بخش واگذار کند.
حال که به سمت خصوصی شدن پیش رفتهاید، آیا به خریداران خصوصی و مردم عادی هم فکر کردهاید و جایگاهی برای حضور و خرید آنها در نظر گرفتهاید؟
این اتفاق تا حدی افتاده است. در اکسپوی گذشته حدود یک سوم خرید آثار از سوی بخش خصوصی یا مردم عادی که مخاطب و بیننده اکسپو بودند، اتفاق افتاد. حتی به یاد دارم که از جوانترین خریدار در مراسم اختتامیه اکسپو تجلیل شد. به هر حال فردی که با سرمایه شخصی اثری خریداری میکند، در فرهنگسازی آن ارزشمندتر است. اما ابتدا باید ذائقه تصویری، هنری و فرهنگی افراد جامعه تغییر کند تا بتدریج ارزش معنوی آثار هنری برای او جلوه نماید و دست از خرید تابلوهای چاپی و چوبی و متفرقه ساخت چین و تایلند که فقط ارزش تزئینی دارد، دست بردارد. نکته مهم دیگر آنکه یک کارمند با حقوق ماهانه ثابت که حتی برای خرید محصولات فرهنگی مثل کتاب و CD و... به سختی پول میدهد، آیا میتواند به خرید اثر هنری بپردازد؟
این مثلث هنرمند (خالق اثر)، گالریدار (مدیر هنری یا بازرگانی) و خریدار (دولتی، خصوصی و افراد جامعه) باید با برگزاری مداوم اکسپو و ساماندهی کارشناسانه آن دوام و قوام بیابد. آن موقع و طی سالهای دیگر میتوان به تکمیل این مباحث و رسیدن به سطح مطلوب پرداخت و جایگاهی هم برای خرید آثار هنری در سبد کالای خانوادهها در نظر گرفت. اما ابتدا باید قدمهای اول را محکم برداشت. باز هم تأکید میکنم مهمترین مقوله در عرصه اقتصاد هنرهای تجسمی، فرهنگسازی آن در تمامی سطوح جامعه است و این اتفاق هم یکشبه به وجود نمیآید و نیازمند تداوم و حرکت پله به پله است.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: