در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نوشتن گاهی بهترین کار است. یک صفحه سپید را میگذاری روبهرویت و شروع میکنی به نوشتن و بعد انگار کلمات یواشیواش تو را از دنیای اطرافت دور میکنند. فقط تو میمانی و کاغذ و کلماتی که نوشته میشوند. روایتی که شکل میگیرد و...
نوشتن گاهی باعث میشود که آدم خیلی چیزها را فراموش کند، اصلا نوشتن بهانه خوبی است برای فراموشی، برای از بین بردن دلهرهای که گاهی به جانت میافتد و نمیدانی از کجا آمده؟ و چطور این همه هول و هراس را با خودش به همراه آورده است؟
نوشتن گاهی عین رهایی است، وقتی مینویسی و خط میزنی و دوباره مینویسی تا سطرها و جملات ارتباط معناییشان را پیدا کنند و کنار هم خبر از شکلگیری روایتی داستانی چیزی بدهند.
گاهی نوشتن بهانه میخواهد و گاه هیچ بهانهای لازم نیست، فقط باید دل و دماغ داشته باشی و خودکار را دستت بگیری و صفحه سپید کاغذ را روبهرویت بگذاری و گرم نوشتن شوی. مهم همین گرم شدن است. گرم که بشوی دیگر خیلی چیزها مهم نیست، مثل دقایقی که میگذرند یا...
گاهی نوشتن بهترین راه است، برای یافتن روزهایی که گمشان کردهای در تقویمهایی که هر کدام سالی را در دل خود بایگانی کردهاند. گرم نوشتن که میشوی، روزهای رفته انگار زنده میشوند، آدمهای رفته میآیند، صف میکشند، روبهرویت میایستند. آن وقت راحت میتوانی کوچهای را پیدا کنی که سالهای سال پیش گمش کرده بودی. کوچهای که خانه کودکیهایت توی آن بوده با پنجرهای که رو به آواز آفتاب باز میشده.گاهی نوشتن بهترین کار ممکن است، گاهی نوشتن خود رهایی است، رهایی از قید و بندهایی که زمان و مکان سر راهت قرار میدهند. فقط کافی است خودکار را برداری و بنویسی. شعر داستان، قطعه یا... اصلا قالبها مهم نیست، مهم خود نوشتن است گاهی که...
*سطری از احمدرضا احمدی شاعر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: