بی‌سامانی نتیجه 16سال ساماندهی

نبض تپه مرادآب کرج دیگر نمی زند

حوالی سال 74 بود که دولت سازندگی تصمیم گرفت ارتفاعات بالای هزار و 400 متر منطقه اسلام آباد را ساماندهی کند اما پس از گذشت 14 سال همچنان طرح ساماندهی تپه اسلام آباد در بی سامانی به سر می برد.
کد خبر: ۳۱۲۶۸۳

اسلام آباد منطقه ای در کرج است که در گذشته به «زورآباد» معروف بود و هنوز هم برخی از قدیمی ترها ترجیح می دهند از این نام استفاده کنند. این بخش از شهرداری منطقه هشت کرج که بعدها رخت عوض کرد و جامه مفخر «اسلام آباد» را به تن گرفت، نمی دانست که چاره اندیشی مسئولان برای این منطقه محروم نشین در حد تغییر نام باقی می ماند و در گذر زمان، روح و روان شهروندان فرسوده و فرتوت می شود اما بخت اسلام آباد همچنان بسته می ماند.

منطقه ای که شاید در ذهن خیلی ها آئینه «پایین شهر» باشد اما بلندی دیوارِ معرفت اهالی اش را کسی نمی تواند انکار کند، مردمی که شاید سفره هایشان را با بوقلمون شکم پر یا ماهی قزل آلا تزئین نکنند اما بی شک «پایِ چپرهاشان جای پای خداست»

منطقه ای که با مشکلات عدیده ای چون تراکم جمعیت ، جرم خیز بودن ، مشکلات زیست محیطی، نبود شبکه فاضلاب شهری ، ساخت و سازهای غیرمجاز، عدم استحکام بناها در برابر زلزله و سایر بلایای طبیعی، آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، معابر تنگ و باریک با دسترسی های محدود، خدمات رسانی نامناسب و... دست و پنجه نرم می کرد و همان 16 سال پیش به مرز خطر رسیده بود؛ چه برسد به امروز که سال 88 را پشت سر می گذرانیم.

آری اسلام آباد با بقچه ای از خاطرات تلخ و شیرین، با سبدی از بایدها و نبایدها و صورتی سیلی خورده از بد و خوب روزگار تا سالها نقل مجالس و محافل می ماند تا  در آینده تاریخ به قضاوت طرحی بنشیند که ماحصل آن چیزی نبود جز اشک و غم و حسرت!

اسلام آباد در ذهن و ضمیر شهروندان زنده است

هنوز ارتفاعات اسلام آباد در ذهن و ضمیر شهروندان زنده است و تصویر افراد مسنی که عصا به دست خود را از سراشیبی های اسلام آباد بالا می کشیدند و هر 10 متر یکبار نفسی تازه می کردند، صدای کپسول هایی که روی زمین غلط می خوردند تا از صف گاز عقب نمانند.

زنبیل هایی که برای حمام عمومی بسته می شد و بچه هایی که پشت سر پدرشان راهی گرمابه می شدند، پسر بچه هایی که با دمپایی جلو بسته فوتبال بازی می کردند و بعضی وقتها برای آوردن توپشان بدلیل سرازیری باید از (میدان کرج) مسافتها دورتر سر در می آوردند، کوچه هایی که عرض آن برای عبور یک نفر هم کافی نبود چه برسد برای خانواده های شلوغی که خود را در قوطی های کوچک کبریت جا کرده بودند. پاتوق های زنانه در ته کوچه و پس کوچه ها و... ، جلوی چشم ها رژه می روند و در سن تئاتر حافظه انسانی به نمایش در می آیند تا خاطرات روزهای گذشته در برابر چشم زنده شوند.

روزهایی که هنوز دولت روی اسلام آباد دست نگذاشته بود تا به بهانه «رفع مشکلات منطقه و ساماندهی تپه مراد آب» فریاد ساکنان منطقه را در بیاورد، مردمی که در اثر صواب دولت کباب شده اند، خون دل خورده اند و خانه و کاشانه شان را برای ایجاد « زورآباد» های جدید ترک کرده اند.

تپه ای که این روزها قله بی حسی و عادت است

امروز 16 سال از آن روزهایی که وعده گل و بلبل به مردم می دادند گذشته است و علامت سئوالی به طول و عرض همان 16 سال بالای سر مردم سبز شده است که پس چه شد آن شعارهای قشنگی که در قاب سخنرانی هایتان نقاشی کردید اما در عمل به آن، درجا زدید؟

امروز سکوت تنها صدایی است که از گلوی مدیران و مجریان طرح ساماندهی تپه مراد آب به گوش می رسد. تپه ای که این روزها قله بی حسی و عادت است. سمبل کم کاری و نماد بروکراسی است. تپه ای که ساماندهی آن بعد از 16 سال به این نقطه ختم شده است ، «پُز عالی و جیب خالی».

مردم می روند و می آیند و از تکلیف خانه هایی می پرسند که یکی در میان خراب شده اند ، حال جواب چیست: «پول نیست» ، همین و بس !

وضعیت اسفبار تپه مراد آب کرج با حرکت قلم بر تن رنجور کاغذ وصف شدنی نیست، کوچه هایی که از فرط تنگ و باریکی نفس کم آورده اند و از دم و بازدم آنها بوی مرگ می آید، کوچه هایی که هم سن و سال پدر بزرگ و مادر بزرگهای ما هستند و امروز بعد از سالها کمرشان زیر قدم های چند نسل آدمی که در اسلام آباد بزرگ شده اند، خم شده است.

نخاله های ساختمانی که از آنها بوی تعفن می آید؛ ترکیبی مشام نواز از کم کاری و بوی بد مصالح کهنه ساختمانی ، هزاران موش سیاه و سفیدی که با خنده های موذیانه خود به ریش اهالی منطقه می خندند ؛ به اراده هایی که در مقابله با آنها عاجز مانده اند، سگهای ولگردی که هم بازی بچه ها شده اند و دل کندن از خانه مخروبه های تپه مرادآب برایشان آسان نیست.

مردمی که فریادشان به جایی نمی رسد، مردمی که مُهر محرومیت بر پیشانی آنها نشسته است تا راحت تر با واقعیت زندگی در حلبی آباد کنار بیایند، با برخورد سرد مسئولان، با بی توجهی ها و.... ، زباله هایی که تمام زمین های مخروبه تپه مرادآب را محصور کرده اند و مدتهاست در ایستگاه «بی خیال‍ی» منتظر ماشین جمع آوری زباله شهرداری منطقه هشت کرج هستند.

معتادانی که شب ها در خانه های مخروبه ، خماری خود را رفع می کنند و... ، تنها گوشه ای از مشاهدات خبرنگار مهر در کرج است که باید برای مسئولان بازگو شود تا پنبه نشنیدن را از گوش خود بیرون آورند و نیم نگاهی هم به مشکلات مردم ساکن در تپه مرادآب کرج داشته باشند.

مردمی که سالهاست خاکِ خانه های مخروبه را می خورند و منتظرند تا نوبت به خانه های خودشان هم برسد البته به شرط انصاف در قیمت خرید.

اعصاب مردم ؛ توپی در زمین ستاد ساماندهی و شهرداری منطقه هشت

جلال مددی شهروند ساکن در کوچه 15 متری شریعتی اسلام آباد در گفتگو با مهر به شدت از مجریان طرح ساماندهی انتقاد کرد و گفت: می خواهند خانه صد متری من را 15 میلیون تومان خریداری کنند که عین بی عدالتی است.

وی با بیان اینکه این روزها اعصاب مردم مثل توپی است که در زمین ستاد ساماندهی و شهرداری منطقه هشت کرج پاسکاری می شود، از نبود امنیت کافی، وجود سگهای ولگرد در منطقه، هجوم هزاران موش و حیوان موذی به محل زندگی مردم، عدم حمل نخاله های ساختمانی ناشی از تخریب املاک، مشکلات رفت و آمدی، تجمع معتادان در خانه های مخروبه، افزایش آمار سرقت از منازل و... به عنوان مهمترین مشکلات منطقه یاد کرد.

وی افزود: مردم محروم منطقه را لای منگنه قرار داده اند و برای خرید خانه هایی که قیمت سرجمع آنها چند میلیارد تومان بیشتر نمی شود، سالهاست که با اعصاب و روان همه بازی می کنند.به هر حال هر طرح نقطه آغاز و پایانی دارد و قرار نیست ستاد ساماندهی تپه مرادآب تا قیامت کار را کِش دهد، یکسال، دو سال،...، آخر امروز 16 سال از آغاز این طرح می گذرد و هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

سکینه خدابنده لو دیگر شهروند اسلام آبادی با انتقاد از سیاستهای دولت در حوزه ساماندهی تپه مرادآب اظهار داشت: خدمات رسانی به منطقه اصلا مناسب نیست و شهروندان در معرض مشکلات بهداشتی قرار دارند که می تواند برای سلامت عمومی خطرآفرین باشد.

وی اضافه کرد: آیا این وضعیت با سیاستهای دولت مبنی بر عدالت محوری سازگار است، آیا مردم باید تاوان عدم اختصاص ردیف بودجه دولتی به این طرح را بپردازند؟ گناه کودکانی که در انبوه آسیب های فرهنگی و اجتماعی پرورش می یابند، چیست؟ آیا مدیران و مجریان طرح ساماندهی تپه مراد آب کرج حاضرند به مدت یک ماه در این منطقه ساکن شوند تا از نزدیک مشکلات مردم را لمس کنند؟ آیا آنها طعم فقر و محرومیت و شرمندگی نزد فرزندان را چشیده اند که انتظار دارند خانه هایمان را با قیمت های غیرکارشناسی در اختیارشان قرار داریم؟

عملکرد ضعیف ستاد ساماندهی تپه مراد آب

ستاد ساماندهی تپه مراد آب کرج از سال 74 به صورت هیئت امنایی آغاز به کار کرد و وظیفه اصلی آن ساماندهی 77 هکتار از اراضی بالای هزار و 400 متر منطقه بوده است. بنا بر پیش بینی های موجود این ستاد موظف است تعداد حداقل 4200 ملک واقع در طرح را تملک کرده و بعد از انجام عملیات تخریب و مسطح سازی، نسبت به ایجاد فضای سبز در آن اقدام نماید.

نیم نگاهی به کارنامه ستاد ساماندهی تپه مراد آب کرج نشان می دهد حرکت لاک پشتی در تملک املاک واقع در طرح همواره موجب نارضایتی شهروندان و تشدید کننده آسیب های فرهنگی و اجتماعی بوده است، به نحوی که ساختار عریض و طویل اداری این طرح با عملکرد نه چندان مطلوب آن سازگاری ندارد و باید مورد تجدید نظر مقامات بالادستی قرار گیرد.

این در حالی است که وظیفه ذاتی و تخصصی این ستاد چیزی جز تملک و ساماندهی اراضی تپه مراد آب نیست که با این حساب هرگونه توجیهی برای عملکرد منفعلانه مجریان این طرح پذیرفتنی نیست.

تملک تنها 35 خانه از ابتدای سال 88 تاکنون خود گواه حرکت لاک پشتی و روند نامناسب ساماندهی اراضی تپه مراد آب است که به هیچ وجه جای دفاع ندارد.

این در حالی است که این ستاد طی سال گذشته 213 باب ملک را تملک کرده است که کارنامه بهتری نسبت به عملکرد سال 88 است. همچنین استقرار این ستاد در مکان دیگری غیر از اسلام آباد نشانگر آن است که مدیران این طرح سعی می کنند خود را از معرض پاسخگویی به شهروندان دور نگه دارند.

همچنین خبر می رسد وزارت مسکن و شهرسازی قصد دارد در طرحی مشابه اراضی خط چهار حصار را جهت ساماندهی واگذار کند که مسلما اوضاع کنونی تپه مرادآب کرج می تواند درس عبرت مناسبی برای مسئولان ارشد این وزارتخانه باشد، چرا که مسئولان ستاد طرح ساماندهی تپه مرادآب کرج بدون ردیف بودجه های مصوب دولتی دستشان در حناست و نمی توانند قدم از قدم بردارند که در نهایت چیزی جز« ناراضی تراشی» برای مسئولان حاصل نمی شود.

کارشناسان امور شهری باور دارند واگذاری چنین طرح هایی به مجموعه های دولتی - خصوصی بهترین گزینه جهت مدیریت حذف سکونتگاه های غیر رسمی است که امید می رود در واگذاری اراضی خط چهار حصار لحاظ شود تا دست مردم در پوست گردوی عده ای سیاه نشود.

مهر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها