در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هفته نامه آلمانی اشپیگل در گزارشی تحلیلی، با اشاره به پدیده "چیمریکا" که برگرفته و برآمده از قدرت پیوند خورده آمریکا و چین و تلفیق نام این دو کشوراست، نوشت:
«"وقتی که چین عطسه میکند، جهان شروع به سرفه کردن میکند". این جمله معروف که از بیل کلینتون، رییس جمهور آمریکا نقل شده و در چند روز اول دوران ریاست جمهوری وی عنوان شد، از احتمال بوجود آمدن چالش احتمالی برای آمریکا آن هم به دلیل وجود یک چین قدر خبر داد و به طور همزمان نسبت به تهدیدی که از جانب یک چین ضعیف شده برمیآید، هشدار داد؛ چرا که وجود یک چین ضعیف، بخش بزرگی از آسیا را به بیثباتی میکشاند.
باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، دوست هم حزبی کلینتون، اکنون به دنبال راه جدیدی است که بتواند همکاریهای نزدیکتری را با این امپراطوری یک میلیارد و 300 میلیون نفری داشته باشد. به گونهای که از اعلام نظر مقامات کاخ سفید در دوران فعلی برمیآید که میتوان استنباط کرد که آمریکا بدون حضور چین نمیتواند به راحتی در حل مشکلات جهانی موفق عمل کند و تنها در صورتی که این دو بتوانند به هم کمک کنند، خواهند توانست به اهداف مشترک و موفقیتهایی برای مثال در زمینه تغییرات جوی، مبارزه با بحران اقتصادی و یا منع گسترش سلاحهای اتمی دست یابند. البته باید گفت که نقطه نظرات و مواضع سیاستمداران، مقامات نظامی و اقتصاددانان چین نیز تا کنون از اقبال مقامات چینی برای ارتباط با آمریکا حکایت داشته است؛ به گونهای که هو جینتائو، رییس جمهور چین، درمورد رابطه با آمریکا اظهار داشت که روابط چین و آمریکا جزو اصلیترین مسائل جهان در قرن 21 است. مفهوم نهفته شده در پشت این عبارت شاید این واقعیت باشد که چینیها بدون کمک متحدان آمریکایی خود، نمیتوانند رفاه همه مردم این کشور را تامین کرده و وعدههای داده شده به مردم چین را تحقق بخشند.
چین و آمریکا هرگز تا این حد به یکدیگر نزدیک نبودهاند، به گونهای که میتوان گفت بدون وجود آمریکا و بدون سرمایه گذاریهای آمریکا، اوضاع اقتصادی چین متفاوت از وضعیت فعلی بود و به طور متقابل نیز باید گفت که بدون کالاهای وارداتی و ارزان چین برای بسیاری از آمریکاییها آن هم در دوران بحران اقتصادی، مشکلات زیادی ایجاد میشد.
درهمین راستا، زبیگنیو برژینسکی، مشاور اسبق امنیت ملی کاخ سفید، از چین و آمریکا به عنوان گروه دو مولفهای که میتواند جهان را تغییر دهد، سخن به میان آورد. حتی عبارتی تحت عنوان "چیمریکا" از سوی نیال فرگوس، دانشمند آمریکایی آن هم به دلیل روابط و پیوندهای نزدیک اقتصادی دو کشور مطرح شده است.
با این وجود نمیتوان این مساله را نادیده گرفت که قدرت اقتصادی جدیدی چون چین برای آمریکا دلواپسی و نگرانیهای بسیاری را ایجاد کرده است و برای سرمایه داران و سیاستمداران آمریکایی، این مساله احساسی نامعمول و ناخوشایند است که کشورشان به گونهای روز افزون وابسته به تصمیماتی شود که در آن سوی جهان اتخاذ شود؛ به ویژه بدتر آن که این تصمیمات از سوی صاحبان قدرت کمونیستی اتخاذ شود.
سوزان شیرک، یکی از مقامات بلند پایه سابق وزارت امور خارجه آمریکا، در کتابش تحت عنوان "چین، ابرقدرت بیثبات و متزلزل"، آورده است: ما گرمای نفس اژدهای اقتصادی را بر پشت خود احساس میکنیم.
جیمز اشتاین برگ، یکی دیگر از مقامات وزارت امور خارجه آمریکا، از عبارت "بیمه مجدد استراتژیک " در روابط آمریکا و چین سخن میگوید. اندیشهای که پشت این عبارت کلیدی نهفته است، این است که اگر واشنگتن و متحدانش قرار است از وجود چین به عنوان یک قدرت موفق در عرصه جهان استقبال کنند، پکن باید متقابلا به همه رقبای خود اثبات کند که نقش رو به رشد و کلیدی این کشور به قیمت از دست رفتن امنیت و آسایش بقیه تمام نخواهد شد.
پنتاگون با نگرانی نظارهگر است که چین چگونه ارتش و نیروی دریایی خود را مجهز میکند؛ به گونهای که نمایش تسلیحاتی چین در شصتمین سالگرد تاسیس جمهوری خلق چین در اول اکتبر سال گذشته، جهانیان را تحت تاثیر قرار داد و منجر به ترس آنان شد. سوالی که اکنون به شکل یک معما در ذهن آمریکاییها باقی مانده است، این است که آیا چینیها موفق به داشتن موشکهایی میشوند که بتواند کشتی و ناوهای هواپیمابر آمریکا را هدف قرار دهد.
ارتش چین پیشتر اعلام کرده بود که توانسته است سیستم دفاعی خود را تا حدی توسعه و تکامل بخشد که بتواند موشکهای قاره پیما را نابود و تخریب کند.علاوه بر این، اعلام خبر اخیر یک ژنرال چینی مبنی بر آن که پکن نیازمند پایگاههای ثابت دریایی در اقیانوس آرام است، باعث ایجاد احساس بیاعتمادی بین طرفین شده است.
چین در حالی همچنان به عنوان قدرت مقابل آمریکا مطرح است که بسیاری از کشورهای آسیایی معتقدند که آمریکا باید به عنوان یک وزنه مقابل چین رو به رشد، باقی بماند. لی کوان یو، سیاستمدار سنگاپوری که به "روباه پیر سیاست آسیا" معروف است، اظهار داشت: چین بزرگ این مساله را برای ژاپن غیرممکن کرده است که بتواند به عنوان یک وزنه متقابل و قدرت بزرگ ایفای نقش کند. ما به آمریکاییها برای حفظ توازن و تعادل نیازمندیم.
هشدار "لی" که به دلیل قدرت نظامی و اقتصادی رو به رشد چین مطرح میشود، بیانگر طرز فکری است که در سطح بسیاری از آسیاییها نیز در جریان است. با این وجود سیاستمداران چین دلایل بسیاری برای نداشتن اعتماد به آمریکاییها دارند. سیاستمداران این کشور معتقدند که آمریکا میخواهد چین را از مسیر رشد صعودی خود متوقف کرده و این کشور را مجبور به داشتن ارزشهای غربی همچون دموکراسی غربی کند.
در زمینه اقتصادی، آمریکا همچنان سعی در کاهش ارزش "یوآن" دارد. اقتصاددانان آمریکایی نیز از سیاستهای اقتصادی چین مبنی بر افزایش مصنوعی قیمت کالاهای آمریکایی و کاهش قیمت کالاهای چینی گلایهمندند و معتقدند که این سیاست بیکار شدن هزاران تن از مردم آمریکا را به دنبال دارد.
رقابت نظامی در اقیانوس آرام، جنگ تجاری خطرناک دو طرف، جنگ بر سر "یوآن" و دیدار احتمالی اوباما با دالایی لاما به نظر میرسد که دوران پرتنشی را برای روابط آمریکا و چین در آینده ترسیم کند. آخرین نمونه از تنشهای اخیر در روابط طرفین نیز در اعلام خبر اوباما مبنی بر انعقاد قراردادهای تسلیحاتی با تایوان ایجاد شد. چین با واکنشی خشمگینانه تهدید کرد که هر سازمان، موسسه و نهادی را که در این قرارداد تسلیحاتی دخالت داشته باشد، تحریم خواهد کرد.
اکنون سوالی که مطرح است، این است که "چیمریکا"ی اقتصادی چگونه به کار خود ادامه خواهد داد. اکنون در بین حزب کمونیست چین این احساس در حال گسترش است که هرچه زودتر باید از یک همزیستی رها شد. "چیمریکا" دیر یا زود به پایان میرسد، اما سوالی که مطرح است این است که آیا بعد از این مساله آمریکا و چین به عنوان دو شریک سابق میتوانند در صلح با یکدیگر زندگی کنند.»
ایسنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: