در حاشیه بازدید از ارزشمندترین گونه جنگلی مناطق نیمه گرمسیری در استان هرمزگان

مانگروها را تنها نگذاریم

کالبدی که روح ندارد، معنایی از وجود هم ندارد. وقتی نتوانی نفس بکشی دیگر ماهیت زندگی برایت معنا و مفهومی ندارد و اینجا وقتی در هوایی نفس می‌کشی که روح سبز زندگی در آن رو به نابودی است، یعنی حتی پایش را از مرز خطر هم فراتر گذارده است، دیگر حیات واقعی و زنده جاری در سرزمین آبا و اجدادیت چه معنایی دارد؟ جنگل‌هایی که به خاطر بی‌توجهی و بی‌مبالاتی ما رو به خاموشی همیشگی می‌روند، مراتعی که بیشترشان بر اثر چرای بی‌رویه دام نابود شده‌اند، گونه‌های گیاهی و جانوری در معرض انقراض منحصر به‌فردی که شاید دیگر هرگز قابل احیا نباشند، همه و همه از ماست که بر ماست. هر بار که همراه گروه خبری برای بررسی وضعیت جنگل‌ها و منابع طبیعی قسمتی از کشورمان می‌روم غمگین می‌شوم از شنیدن این همه فریاد استمداد جنگل‌ها و عرصه‌های طبیعی در انتظار حمایت.حمایت برای حفظ و احیای تمام آنچه برایشان باقی مانده است.
کد خبر: ۳۰۹۹۸۱

این بار هم به همت مسوولان سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری کشور به استان هرمزگان، استانی که 90 درصد گونه‌های جنگلی را در دل شهرستان‌های خود می‌پروراند، سفر کردیم، سفری که از بندرعباس یعنی مرکز استان هرمزگان آغاز شد، شهری که علی‌رغم شور و گرمی جاری در دل مردمانش، ساحل و آب‌های ساحلی آلوده به ترکیبات نفتی و زباله‌های شهری‌اش کاملا فراموش شده و رنگ غم‌آلودی به خود گرفته است. میراث فرهنگی‌اش بدون کوچک‌ترین توجهی در سکوت فرو رفته و مراتع، عرصه‌ها، گونه‌های طبیعی و جنگل‌های حرای ارزشمندش در تکاپوی حفظ بقا و در انتظار کمک و حمایت فرو رفته‌اند؛ کمکی که چند سالی است به مدد سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور آغاز شده، ولی برای به بار نشستن در حد نیاز منطقه، راه درازی در پیش دارد.

به جایی در 70 کیلومتری بندر عباس می‌رسیم، به بندر خمیر. گویا بیش از 50 درصد از ارزشمندترین گونه‌های جنگلی مناطق گرمسیری یعنی گونه حرا از میان دوگونه جنگل‌های مانگرو در استان هرمزگان در همین منطقه واقع شده است. جالب است بدانید از 4 میلیارد هکتار جنگل‌های جهان، 5/16 میلیون هکتار مربوط به مانگروهای دنیاست و 22 هزار هکتار نیز در ایران وجود دارد. این جنگل‌ها در جهان به عنوان اکوسیستم های منحصر به فرد مشهور هستند.

ریشه‌های قد کشیده از دل امواج

صحبت از جنگل‌های مانگرو شد که بهانه اصلی سفر ما به استان هرمزگان بود، جنگل‌هایی که از متنوع‌ترین زیستگاه‌های ایران در نواحی نیمه‌گرمسیری که در حد فاصل جزر و مد دریا و مصب رودها ظاهر می‌شوند. درخت حرا گیاهی زنده‌زا بوده و بذر آن روی درخت رشد می‌کند و نهال آن هم پس از تکامل از درخت جدا شده و از طریق جریان آب به سواحل دارای شرایط مساعد، منتقل می‌شود. ریشه‌های حرا به صورت ستون‌هایی از بستر رویشگاه خارج شده و در زمان مد قابل مشاهده است. جالب‌تر آن‌که ریشه حرا قابلیت جذب آب شور و تبدیل آن به آب شیرین را دارد. بعلاوه زیستگاه مناسبی برای تخم‌ریزی 80‌درصد آبزیان نظیر ماهی و میگو و پناهگاه امنی برای پرندگانی چون پلیکان و مرغ دریایی و دوزیستانی چون خرچنگ‌هاست.

دکتر پیمان یوسفی آذر، مدیرکل جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل‌ها و مراتع، از مدیران سازمان در این مسیر، پا به پای خبرنگاران با‌اشتیاق وصف‌ناپذیری از رشد و تولید و کاشت نهال درختان مانگرو در جنوب کشور می‌گوید: سازمان جنگل‌ها تا سال 1384 حدود 550 هکتار مانگرو کاری داشت. در چند سال قبل، تولید و کاشت نهال به جامعه محلی سپرده شده. به این ترتیب نه تنها افرادی که در گذشته شغلی نداشتند، در حال حاضر نهالستان دائمی دارند و از سال 84 تاکنون حدود 7000 هکتار نهال کاری شده است بلکه در تلاش هستیم تا در طول برنامه پنجم توسعه، سطح جنگل‌های مانگرو را به رقم گذشته آن یعنی 40 هزار هکتار برسانیم.

وی تاکید می‌کند: خوشبختانه همه 21 هزار هکتار جنگل مانگرو در ایران جزو مناطق حفاظت شده اعلام شده‌اند. یکی دیگر از اقدامات بسیار خوب سازمان جنگل‌ها، اختصاص ردیف مستقل اعتباری برای مدیریت پایدار جنگل ساحلی است. در عین حال آنچه هم اکنون در پی آن هستیم تدوین سند ملی مانگروهاست تا چارچوبی برای پایبند ساختن تمام دستگاه‌های اجرایی به رشد و توسعه رویشی این جنگل‌ها داشته باشیم. مهندس ناصرمقدسی، معاون مناطق خشک و نیمه خشک سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور نیز ضمن تاکید بر مشارکت دادن مردم در توسعه نوع دست کاشت جنگل‌ها می‌گوید: مردم محلی از برگ درختان مانگرو برای تعلیف دام استفاده می‌کنند که باعث ایجاد مشکل در جنگل‌های طبیعی می‌شود. در جنگل‌های دست‌کاشت می‌توان تا اندازه‌ای اجازه سرشاخه زنی و بهره‌برداری از برگ درختان مانگرو را به مردم محلی داد؛ چرا که با این کار، درختان دست کاشت هرس شده و در رشد آنها تاثیر مثبت خواهد داشت. همچنین در وضعیت معیشتی و اقتصاد جامعه محلی نیز نقش مثبت خواهد داشت.

دکتر یوسفی همچنین به کمبود اعتبارات به عنوان یکی از مشکلات اصلی مبتلابه طرح‌‌های منابع طبیعی کشور اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: در سال 1386 دولت مصوبه داشت که اعتبار خاصی برای جنگل‌های مانگرو در نظر گرفته شود. قرار به اعتبار یک میلیاردی بود که 300 میلیون از آن کم شد و بعدها سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی وقت گفت این اعتبار برای کل مانگروها نیست و فقط مربوط به مانگروهای هرمزگان است. جالب‌تر آن‌که چنین اعتباری به عرصه 300‌هکتاری مانگروهای سیستان و بلوچستان در خلیج گواتر نرسید.

خوشامدگویی به جاتروفا؟!

دکتر یوسفی علی‌رغم تاکید همیشگی‌اش بر سیاست سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور مبنی بر توسعه گونه‌های بومی، با هیجان از کشت آزمایشی بذر وارداتی از مصر با عنوان جاتروفا (از جمله گیاهان خاص نواحی تروپیکال)‌ در استان هرمزگان خبر می‌دهد.

وی در حمایت از کشت این گیاه در کشور می‌گوید: بذرهای جاتروفا بسیار سنگین هستند و خصوصیت تهاجمی برای آن در هیچ کجای دنیا گزارش نشده است؛ ولی مهم‌ترین انگیزه از کشت آن تولید سوخت‌های زیستی از این گیاه، آن هم بدون انجام عملیات فرآوری است، به گونه‌ای که روغن حاصل از بذر این‌گونه جایگزین مناسبی برای سوخت موتورهای دیزلی، هواپیما و تانک‌ها خواهد بود.

بعلاوه جاتروفا نسبت به شرایط سخت، بسیار مقاوم بوده و در اراضی غیرقابل استفاده برای زراعت کشت می‌شود. از سوی دیگر، آب مورد استفاده برای کشت گیاه هرز آب‌هایی است که در کشاورزی قابل بهره‌برداری نیست. همچنین نهال این‌گونه در 2 تا 3 سال ابتدایی نیاز به آبیاری داشته و پس از طی این دوره، نیاز آبی بسیار کمی دارد بعلا‌وه برای چرای دام نیز ارجحیتی ندارد؛ البته گفته می‌شود که این گیاه مصارف دیگری هم از جمله استفاده به عنوان آفت‌کش، کاربرد در تولید محصولات آرایشی و بهداشتی و استفاده‌های درمانی نیز دارد.

اگرچه به اعتقاد مسوولان سازمان جنگل ها و مراتع کشور توسعه جاتروفا و بازاریابی آن فرصتی مناسب برای روستاییان است و می‌تواند سبب کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و تعدیل فقر در جوامع محلی شود، با این حال نباید دچار قضاوت زود هنگام در ارتباط با کشت چنین گونه‌هایی شویم و خود را در معرض تکرار تجربه‌های تلخی چون کاشت کهور پاکستانی و مشکلات ناشی از آن قرار دهیم، بلکه باید منتظر نتایج قطعی تر ناشی از کشت آزمایشی آن بود...

ارزش‌های آلوئه‌ورا را نادیده نگیریم

آلوئه‌ورا گیاه بسیار ارزشمندی است که هنوز به فواید آن پی نبرده‌ایم. کمااین‌که بازارهای ما پر شده است از بسیاری از محصولات فرآوری حاصل از آن، غافل از آن که با سرمایه‌گذاری روی فرآوری این گیاه می‌توانیم نه‌تنها نیاز بازار داخلی‌مان را تامین کنیم، بلکه حتی به فکر صادرات آن هم در مراحل بعدی باشیم.

محمد درویش‌خواه، معاون فنی اداره کل منابع طبیعی استان هرمزگان با تاکید بر این‌که آلوئه‌ورا قابل کشت در اراضی غیرزراعی است و درآمد خوبی برای جوامع روستایی ایجاد خواهد کرد، می‌افزاید: در حال حاضر دغدغه مردم بومی برای فروش محصولات تولیدی بوده و در ارتباط با گسترش سطح زیرکشت مشکل خاصی وجود ندارد. بسیاری از کشاورزان منطقه بیم آن دارند که آلوئه‌ورای تولید شده به سبب نبود کارخانه فرآوری فروش نرود و همچون سبزی و صیفی با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو شود. البته بنا بر گفته مسوولان منابع طبیعی استان هرمزگان در حال حاضر سطح زیرکشت آلوئه‌ورا در این استان حدود 50 هکتار بوده و قرار است این سطح تا 350 هکتار افزایش یابد. بعلاوه از هر هکتار زمین نیز می‌توان 10 تن آلوئه‌ورا برداشت کرد.

دکتر یوسفی در تکمیل این گفته‌ها تاکید می‌کند: اگر ردیف اعتباری برای طرح ملی گیاهان دارویی تامین شود، سالانه 50 هزار فرصت شغلی در مناطق روستایی و محروم کشور ایجاد می‌شود.

افزایش نقش جنگل چگونه ممکن است؟

اگر شما هم از آن دست افرادی هستید که معتقدند اگر درختی قطع شود، دوباره آن را می‌کاریم، باید بدانید این کار غیرممکن است، حتی اگر قرار باشد به جای یک درخت، پنجاه درخت کاشته شود...

امروز نگرش حاکم بر مدیریت حفظ و حراست از منابع طبیعی به سمت افزایش نقش جنگل در برنامه‌ریزی‌های کلان کشور حرکت کرده است. رسیدن به چنین شرایطی از سکوی مشارکت دادن مردم و آموزش و فرهنگسازی برای استفاده از جنگل و تهیه برنامه‌های اجرایی با حضور ساکنان جنگل امکانپذیر است. در واقع حفاظت از جنگل تنها وظیفه سازمان جنگل‌ها نیست، وظیفه خود مردم هم هست.

دکتر یوسفی آذر در این باره می‌گوید: ما در دفتر مطالعات جنگل قصد داریم حفاظت از جنگل‌ها را در معادلات سیاستگذاری، استراتژیکی و راهبردی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگسازی وارد کنیم. چرا که درحال حاضر به جنگل‌ها به عنوان یک فاکتور مهم در برنامه‌ریزی‌های کشور توجه نمی‌شود. به بیان دیگر در کشور ما منابع طبیعی جزو اولویت‌های بالای سیاستگذاری نیست. دلایل آن هم یکی آن‌که ما در زمینه فرهنگسازی و اطلاع‌رسانی ضعیف هستیم یعنی بسیاری از تخریب‌ها از عدم آگاهی سرچشمه می‌گیرد و دوم انگیزه اقتصادی است. منفعت اقتصادی بسیاری از افراد، دراز بین بردن جنگل است. در عین حال هم اکنون فرهنگ غلطی در کشور شکل گرفته که هر جایی که زیباست در آن ویلاسازی می‌شود.

جنگل باید بتواند نقش کارآفرین را برای ساکنانش ایفا کند به بیان دیگر جنگل باید به مردم فقیر پول برساند تا هم انگیزه برای حفاظت از آن وجود داشته باشد و هم درآمد مردم از طریقش بالا برود. حال شاید بپرسید چگونه این دو هدف در کنار هم تحقق می‌یابد؟

مهندس مقدسی به نکات بسیار خوبی در این زمینه اشاره می‌کند: ابتدا آن‌که حرکت باید به سوی جنگلداری مشارکتی یعنی مشارکت دادن روستاییان برای جنگل‌کاری شکل بگیرد. دیگر آن‌که فرهنگسازی برای تولید و توسعه تولیدات غیرچوبی در جنگل شکل بگیرد. یعنی کانون‌هایی برای استفاده از بذر، برگ و ریشه جنگل و همین طور روغن‌های گیاهی قابل فرآوری شکل بگیرد کمااین‌که به طور مثال در حال حاضر گز روغنی در فرانسه کیلویی 700 دلار به فروش می‌رسد و ازگونه چریش، روغنی گرفته می‌شود که به نوعی یک آفت‌کش طبیعی محسوب می‌شود. مسلما برای رسیدن به چنین هدفی روش‌های جدید و نوآوری در منابع طبیعی باید شکل بگیرد.

در عین حال مهندس مقدسی به اکوتوریسم در مناطق جنگلی به عنوان نقطه عطف سرمایه‌گذاری به منظور کارآفرینی در جنگل نیز تاکید می‌کند: گردشگری ضابطه‌مند و پایدار یک حرکت مسوولانه برای استفاده و حفاظت از منابع طبیعی است و اگر بر اساس طرح مشخص و بر اساس ظرفیت و برد اکولوژیک صورت بگیرد، تعارضی با مبانی حفظ و حراست از جنگل نخواهد داشت. البته وی هم معتقد است منابع مالی مورد نیاز این بخش حداقل تا 10 برابر میزان کنونی باید افزایش یابد تا بتوان به نتیجه مطلوب رسید.

پونه شیرازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها