منظورم همان کارتی است که صدور آن در زمان اشتغال به کار آقای ملکزاده در سمت معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، یکی از افتخارات این سازمان نام گرفت و روی آن تصویری از مقبره حافظ بود و به اقشار کمدرآمدی که دستشان برای دیدن آن آرامگاه تنگ است، وعده میداد اگر پول رفتن تا حافظیه شیراز را ندارند دستکم با این کارت میتوانند از موزههای استانشان رایگان بازدید کنند؛ همان کارتی که معاون گردشگری آن روزها به عنوان نمادی از توجه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به مقوله تشویق اقشار مختلف برای بازدید از موزهها و افزایش بازدیدکنندگان آنها مطرحش کرد؛ همان کارتی که روی آن نوشته بود: «اعتبار تا سال 1392» و معاون گردشگری میگفت بین همه دانشآموزان کشور پخش شده است؛ همان کارتی که او در نشست خبری اعلام صدورش، سخاوتمندانه به خبرنگاران حوزه گردشگری و میراث فرهنگی هدیهاش داد؛ همان کارتی که به دانشجویان، جانبازان و خانوادههای شهدا و ایثارگران هم رسید و....
با وجود هزینه کلانی که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، صرف تهیه کارتهای بازدید رایگان از موزههای کشور کرد، با وجود خبرسازیها درباره مزایایش، با وجود جوابیههای عریض و طویلی که روابط عمومی این سازمان به خبرنگاران خیرهسری چون من نوشت و آنها را به کوچکانگاری دستاوردهای عظیم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری متهم کرد، عمر این طرح هم مثل فرزندی نارس، کوتاه شد و هزینه کلانی را که صرف صدورش شده بود، هدر داد.
بین من و شما بماند اما از همین حالا که این یادداشت برای چاپ میرود، چترم را برای باران تند جوابیه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باز کردهام و به خودم تلقین میکنم که پوستکلفتتر از آنم که با خواندن سخنان تند آن جوابیه رنجیده شوم، اما کاش در آن طومار بلندبالای ارسالی، مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به این پرسش هم پاسخ دهند: آیا مردم پس از شنیدن خبر ابطال این کارت، حق دارند به اعتبار دیگر اخبار منتشر شده از سوی مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم شک کنند؟
مریم یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم