در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شواهد این واکاوی جغرافیای انسانی نشان میدهد، عامل فرهنگ و نه فقط ژنها نقش مهمی در برآیندهای توسعه و تکامل اجتماع بشری ایفا کرده است. محققان دریافتهاند، بیشتر مردم کشورهایی که در طیفی گسترده با عنوان ملل «هواخواه اصول اجتماعی در زندگی» خطاب میشوند، از جهشی مخصوص در ژن تنظیمکننده نقل و انتقال سروتونین برخوردارند که به عنوان یک ترکیب شیمیایی عصبی، تأثیر عمیق خود را بر خلق و خوی انسان آشکار کرده است.
تحقیقات نشان میدهد در چین و سایر ملل شرق آسیا، حدود 80 درصد جمعیت، حامل آلل S بخشی از رشته دی.ان.ای موسوم به HTTLPR - 5 هستند که بنابه تعریف ژنتیک آلل غالب محسوب میشود. این در حالی است که تحقیقات اولیه، از ارتباط تنگاتنگ آلل S با طیفی از احساسات و تظاهرات منفی از جمله اضطراب و افسردگی حکایت دارد و حتی به طرز بحرانی و حیاتی میتواند با انگیزش ناگهانی برای دور ماندن فرد از آسیب و گزند مرتبط باشد.
بر عکس، در کشورهایی با خاستگاه اروپایی که ابراز وجود و پیروی فردی بیشتر از اهداف گروهی مغتنم شمرده شده امتیاز محسوب میشود، آلل بلند یاL غالب است و تنها 40 درصد جمعیت مردم حامل متغیرS هستند.
به باور محققان، یافتههای این پژوهش که شرح آن در شماره اخیر اقدامات آکادمی سلطنتی علوم زیستشناسی بریتانیا آمده است توصیف بدیع و تازهای از نحوه رویداد این واگرایی و انشعاب را مطرح میکند، به نحوی که جدا از انگارههای فاقد اعتبار مرتبط با علم ژنتیک و نژاد، محققان میگویند فرهنگ و ژنها ممکن است در طول زمان تأثیر متقابل بر یکدیگر داشته باشند و ضمن این تقابل، زمینه شکلگیری و تکامل فرآیند زندگی، بقای فردی و اجتماعی و همیاری افراد و همچنین جوامعشان را برای بقا و پیشرفت فراهم کنند.
تحقیقات نشان میدهد، فرهنگهای کهن آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین در طول حیات خود، بسیار در معرض عوامل بیماریزای مهلک بودهاند و گمانهزنی محققان از این واقعیت نیز پرده برمیدارد که جوامع فرهنگمدار جهان در طول زمان ممکن است به منظور مقابله بهتر با بیماریها و عوامل تهدیدکننده حیات به سمت هنجارها و اصول مبتنی بر جمعگرایی و تمایل به رعایت اصول زندگی اجتماعی گرایش یابند و چه بسا گردن نهادن به همین اصول و قواعد جمع محور و توام با همیاری توانسته است حیات غنی و ماندگار این گونه جوامع بزرگ کهن را رقم بزند. در این میان، دگرگونی و تغییر اجتماعی نیز به نوبه خود توانسته است در غالب شدن تدریجی آلل S به عنوان عامل پرهیز از خطر نقش مساعدی ایفا کند.
جان چیائو دانشیار دانشگاه نورث وسترن شیکاگو و سرپرست این پژوهش معتقد است، طبق یافتههای اخیر، موضوع توسعه و تکامل حیات بشری دستکم در 2 سطح دایر و فعال بوده است. در این میان، سطح زیستشناختی آن، طرف توجه و فهم لازم قرار گرفته اما از بعد دیگر نباید غافل ماند که بیان میکند، صفات و خصوصیات فرهنگی درباره خودشان هم دست به انتخاب زدهاند و در جهت همخوانی با انتخاب انواع مختلف ژنها بروز یافتهاند.
در همین خصوص، یکی از نمونههای بارز و معروف، «نظریه تحول توام فرهنگی ژنی» مربوط به نوشیدن شیر گاو است که تایید میکند انسانها فی نفسه برای انجام این فعل تغییر و سازگاری نیافتهاند؛ بلکه در طول زمان، مصرف شیر هم منجر به انتخاب ژنتیک ژنهای پروتئین در گله گاوها شده و هم به انتخاب ژنتیک نوعی ژن در انسانها انجامیده که مسوول رمزگذاری آنزیم لاکتوز به عنوان تنها عامل تجزیه قند غیر قابل هضم لاکتوز در لبنیات شناخته شده است.
نقش توا‡م فرهنگ و ژن در سیر توسعه و تکامل حیات اجتماعی بشر و استناد به نمونههای مرتبط با این نظریه و حتی موردی مثل فرهنگهای اجتماع محور در حالی مطرح میشود که به ادعای محققان، هدف درگیر شدن در قضیهای مثل پرسش قدیمی مرغ و تخم مرغ نیست؛ بلکه آنچه پیشنهاد میشود، این است که فرآیند انتخاب فرهنگی و ژنتیک عملا به صورت نمایشی پشت سر هم و با 2 بازیگردان عمل کرده که طی آن، 2 عامل پردازشگر به موازات یکدیگر و همزمان، شکلگیری این فرآیند را به عهده داشتهاند. از سوی دیگر، این پیشنهاد چشماندازی است که میتواند برای مشاهده رفتار انسان به عنوان محصول و برآیند سیر تحول و تکامل توا‡م فرهنگ ژن پیش روی محققان گشوده شود.
محققان معتقدند، پژوهش آنها ناظر بر این استدلال نیز هست که فرهنگهای جمع محور و قائل به اصول اجتماعی در زندگی، ممکن است به حفاظت افراد جامعه در برابر ریسکهای ژنتیکی هیجانات منفی نظیر افسردگی که از آللS نشأت میگیرد کمک کند. به نظر میرسد، چنین ویژگیهای حمایتی برای افرادی که در برابر خطرات محیطی یا عوامل تنشزا که حکم محرک را در ایجاد حوادث و حاشیههای افسردهکننده دارند به عنوان سپری محافظ و دفاعی عمل کند.
نقش بارز و حمایتی صفات ژنتیک برخاسته از جوامع فرهنگی که در زندگی اجتماعی خود، هواخواه اصول مبتنی بر همیاری و جمعگرایی هستند، در حالی مطرح میشود که اختلالات اضطرابی و خلقی در جوامعی نظیر ایالات متحده و اروپا روبه افزایش است و داشتن آللL نیز ممکن است در زندگی فرهنگهایی با محوریت بالای فردگرایی باعث ایجاد استرس شود.
با این اوصاف، محققان بر این باورند که جغرافیای ژنتیکی یا تنوع ساختارهای ژنی و فردی انسانها در میان جمعیتها و خاستگاههای متفاوت جغرافیایی از اهمیت برخوردار است و نشان میدهد افراد بشر بسته به جوهره فرهنگی و اندوخته ژنتیک خود و صد البته، تأثیر متقابل این دو فاکتور بر همدیگر، رویکردهای انتخابی متفاوتی در قبال سازگاری یا رویارویی با دنیای اطراف و عوامل تهدیدکننده بقای خود اتخاذ کردهاند؛ نگاهی دوباره به یافتههای جدید ممکن است به ما برای درک بهتر چگونگی کارکرد 2 عامل تعیینکننده فرهنگ و ژن در طول تاریخ حیات بشر چه در بعد فردی و چه در بعد زیست بوم کمک کند و با عنوان جغرافیای ژنتیک، ظهور مرزهای جدید علوم تجربی و اجتماعی را با هدف پژوهشهای بهتر و بیشتر نوید میدهد.
مترجم: مهریار میرنیا
منبع: دیسکاوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: