در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر یک مربی بزرگ چون خوزه مورینیو یا گاس هیدینک از در باشگاه منچسترسیتی وارد میشد، اخراج ناگهانی هیوز میتوانست توجیهی داشته باشد؛ اما ایجاد این جنجال برای حضور مانچینی در این باشگاه معنی ندارد. او بیش از آن که بتواند اعتماد هواداران تیم چندصد میلیون دلاری منچسترسیتی را جلب کند، مربی جوانی است که سعی در کسب نام و شهرت دارد و حتی زمانی با اینتر به قهرمانی سریA رسید که یووه و میلان هر دو به دلیل موضوع تقلب و رسواییهای داوری جریمه شدند.
مانچینی بازیکن بزرگی بود و قطعا شخصیت مربی شدن و رسیدن به قلههای موفقیت از روی سکو را دارد؛ اما جانشینی او به جای هیوز کاملا بیمعنی است. مهمترین پرسشی که پس از شنیدن خبر انتصاب او به ذهن میرسد، این است که آیا با حضور او، منسیتی میتواند به مقام چهارم برسد؟ پاسخ این سوال قطعا منفی است. حضور مانچینی تنها میتواند به باشگاه آسیب بزند و شرایط را برای تیم دشوارتر کند. همه دنیا میدانند که هیوز قبل از اینکه رسما به او اعلام شود، از این تیم کنار گذاشته شده بود.
من در زمان بازی منسیتی و ساندرلند در استودیو برنامه ( Match of the Dayاز شبکه اسکای) نشسته بودم که پیامکهای اخراج هیوز و انتصاب مانچینی به دستم رسید؛ در حالی که هنوز نیمه اول بازی بود و هیوز روی نیمکت با هیجان بازی را دنبال میکرد.
منسیتی داستانی شنیدنی در سال قبل و هنگام حضور مالکان جدیدش داشت و خیلیها دوست دارند آنها را در بین چهار تیم بالای جدول ببینند؛ اما نباید شاهد باشیم که آنها همه چیز را برای رسیدن به این هدف زیر پا بگذارند و در مسیری گام بگذارند که هر 5 روز یک بار مربی عوض کنند؛ اما نکته غمانگیز اینجاست که چنین حوادثی در حال رخ دادن است. با این همه سیتی هرچقدر هم در ژانویه خرج کند، باز هم نمیتواند در لیگ برتر قهرمان شود و دستیابی به مکان چهارم هم دور از دسترس است؛ چون تاتنهام و آستونویلا موقعیت بهتری دارند.
باید پرسید اگر مانچینی پنجم یا ششم شود کاری که هیوز بسادگی میتوانست انجام دهد آیا در فصل بعد سر کار خواهد بود؟
او نباید روی پاسخ مثبت این سوال حسابی باز کند. او در کنفرانس خبریاش اشاره کرد که هدفش قهرمانی در لیگ برتر در فصل بعد است؛ ولی باید در این فصل مقدمات حضورشان در لیگ قهرمانان را فراهم کند، در غیر این صورت بازیکنان بزرگ در تابستان به این تیم ملحق نمیشوند؛ همان طور که کاکا و تری درخواست مدیران باشگاه را رد کردند و به این تیم نپیوستند.
من برای هیوز متاسفم. حدود 25 سال است او را میشناسم. او فردی مبارز و با روحیه است و زمانی که متوجه شد نمیتواند به هدفش در منسیتی که خلق یک تیم منحصر به فرد بود برسد، واقعا غمگین شد. حالا با این شرایط تازه فرد دیگری از راه رسیده تا از زحمات او بهرهبرداری کند.
او ناچار بود با بازیکنانی سر کند که چندان تمایلی به در اختیار گرفتنشان نداشت. این بازیکنان روبینیو و امانوئل آدبایور بودند. مالکان خواهان یک شوک به بازار نقل و انتقالات بودند و از این رو بزرگترین بازیکنان در دسترس را خریداری کردند؛ ولی هیوز را در انطباق این بازیکنان پرمدعا با سیستم تیم و مشکلات بعدی در رختکن تیم تنها گذاشتند.
این کار نمیتوانست ساده باشد. من چندین بار رفتار روبینیو را دیدم و به عنوان یک بازیکن حرفهای اسبق باید بگویم او هیچ وقت کوتاه نمیآمد و رفتار پرخاشگرانهای داشت.
از سوی دیگر هیوز به دلیل هزینههای گزاف بازیکنان تحت فشار بود و حقیقت این بود که هر زمان نام سیتی کنار هر بازیکنی قرار میگرفت، بهای این بازیکن به نحو عجیبی افزایش مییافت و بدون پرداخت این اضافه بهای غیرمنطقی، هیوز نمیتوانست به این بازیکن دست پیدا کند.
با این همه سابقه او در به خدمت گرفتن بازیکنان مثبت بود و شی گیون و کریگ بلامی در سیتی عالی کار کردند و البته حضور نایجل دی یونگ وگرت بری در منسیتی هم غنیمتی بود.
در دنیای فوتبال امروز موفقیت یکشبه به دست نمیآید و هیوز هم در مهلت 18 ماههاش پیشرفت خوبی داشت. رسیدن به نیمهنهایی جام اتحادیه و ششم شدن در لیگ برتر موفقیت کمی نبود. تیم او مساویهای زیادی داشت؛ اما این به دلیل ضعفهای دفاعی بود؛ ولی مالکان باشگاه بدون توجه به مشکلات عادی تیمشان تصور میکردند حضور یک مربی جدید دردسرها را از بین میبرد و شاید به همین دلیل بود که آنها بیش از خط دفاع، هیوز را مقصر این نمایش میدانستند.
مالکان موفق در تجارت هرگز درک نمیکنند که یک تیم فوتبال برای موفقیت نیاز به زمان دارد. شیخ منصور تصور میکند با توجه به هزینههای نجومی که برای این تیم متحمل شده، باید در لیگ برتر قهرمان شود و هواداران باشگاه باید امیدوار باشند که مالکان باشگاه خیلی زود این طرز فکرشان را تغییر دهند.
اما به عقیده من، بازیکنان بسرعت این باشگاه را ترک نخواهند کرد، حتی اگر از حامیان هیوز بوده باشند. فوتبالیست حرفهای کسی است که درک کند این باشگاه است که حقوق او را میپردازد و نه مربی.
شرایط منسیتی در جدول به گونهای است که برای رسیدن به اهداف تعیین شده از سوی مانچینی نمیتواند دیگر اشتباه کند. آنها شاید اینقدر ثروتمند باشند که بتوانند ترانسفر بد را جبران کنند؛ اما قطعا خرید امتیاز در جدول بازیها از عهدهشان خارج است.
مترجم: امیررضا نوریزاده
منبع: دیلی میرور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: