در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: ساعت 7 صبح فرزندم خانه را برای رفتن به مدرسه ترک کرد، اما هنگام ظهر به خانه بازنگشت. وقتی به محل تحصیل او رفتم، مسوولان مدرسه عنوان کردند پسرم اصلا امروز به مدرسه نرفته است.
شاکی اضافه کرد: با مشکوک شدن به اوضاع، به خانه دوست صمیمی پسرم رفتم که او عنوان کرد خودروی سواری مقابل در ورودی مدرسه توقف کرد و مرد جوانی پس از صحبت کردن با پسرم، او را با خود برده است.
ردپای خواستگار در کودکربایی
شاکی گفت: با شنیدن مشخصات مرد جوان، متوجه شدم او، خواستگار دخترم بوده که پیش از این پاسخ منفی شنیده بود. گمان میبرم او به قصد انتقامگیری، فرزندم را ربوده است.
سرهنگ رفیعی ادامه داد: با تشکیل پرونده قضایی در این ارتباط، کارآگاهان اداره آگاهی شهرستان ساوه جستجوی خود را برای دستگیری مرد آدمربا و آزادی کودک 10 ساله آغاز کردند تا اینکه ساعت 22 شامگاه حادثه مرد شاکی به اداره پلیس مراجعه و عنوان کرد مرد آدمربا پس از تماس با وی، ادعا کرده که پسر ربوده شده را در شهرک فجر شهرستان ساوه رها کرده است.
به این ترتیب، تیم تحقیق با هماهنگی قضایی به محل رها شدن کودک اعزام شدند و آن محل را محاصره کردند که پس از جستجوی فراوان متوجه شدند پسر 10 ساله حوالی یک ساختمان نیمهکاره در شهرک فجر در حال پرسه زدن است و گریه میکند.
ماموران با یافتن کودک، او را تحویل خانوادهاش دادند و با این احتمال که مرد آدمربا در آن محله تردد دارد، جستجوی ویژهای را آغاز کردند و سرانجام پس از 30 دقیقه جستجو متوجه مرد جوان شدند که حوالی شهرک بسرعت در حال دویدن است. او را تعقیب و در یکی از کوچههای منتهی به شهرک شناسایی و دستگیر کردند.
با انتقال این مرد به اداره پلیس شهرستان ساوه، وی مورد بازجویی قرار گرفت و به ربودن کودک 10 ساله اعتراف کرد.
کودکربایی، بهانهای برای ازدواج
حسن متهم پرونده در اظهاراتش به پلیس گفت: یک سال قبل، پس از آشنایی با دختر شاکی، به او علاقهمند شدم و تصمیم به ازدواج با او گرفتم، اما چند ماه قبل، او و خانوادهاش به خواستگاری من پاسخ منفی دادند. بعد از آن روز چند بار دیگر دختر مورد علاقهام را دیدم و حتی تلفنی با وی صحبت کردم تا او را متقاعد کنم، ولی گفتههای قبلیاش را تکرار کرد، تا اینکه از او کینه به دل گرفتم و تصمیم گرفتم با ربودن برادر 10سالهاش، او و خانوادهاش را مجبور کنم با ازدواج ما موافقت کنند، ولی نمیدانستم دچار دردسر بزرگتری میشوم.
متهم ادامه داد: روز حادثه پس از تعقیب پسر 10 ساله خانواده به حوالی مدرسه وی رسیدم و به بهانه این که به درخواست خواهرش دنبالش آمدهام، پسربچه را فریب دادم و با خود به خانه پدریام بردم و در یکی از اتاقهای خانه محبوسش کردم.
وی افزود: هنگام عصر وقتی متوجه شدم خانوادهام قصد بازگشت از مهمانی را دارند و پلیس در تعقیب من است، تصمیم به رها کردن کودک گرفتم.
خواستگار آدمربا ادامه داد: آن شب کودک را به حوالی شهرکی که منتهی به خانهاش بود، بردم و پس از رها کردن وی، با والدینش تماس گرفتم و فرار کردم اما از سوی پلیس دستگیر شدم.
بنابراین گزارش، متهم با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: