در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
5) در قسمت دیگری از بیانیه آقای مهندس موسوی اصرار به وجود بحران جلب توجه میکند. در این بیانیه آمده است: «تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد.»
این نکته یا واقعاً از سر غفلت و ناآگاهی است و یا از سر وابستگی و خیانت.
کدام انسان هوشمند و آشنا به مسائل اداره کشور است که به این راحتی چنین درخواستی داشته باشد؟ همه سیاستمداران دنیا تلاش میکنند در بحرانیترین شرایط هم حتیالمقدور به وجود بحران اذعان نکنند، چرا که عوارض آن را بر بخشهای مختلف کشور میدانند و شما چون خود دچار بحران شدهاید یا به دنبال آن عوارض هستید، خواهان آن هستید که یک بحران آن هم بحران جدی به رسمیت شناخته شود. این درخواست شما مثل دیگر موارد، بزرگنمایی در جهت خواست دشمن است.
بله، کشور به دلیل هواهای نفسانی فردی از خانواده انقلاب و جرقهای که از آتش حسادت یا کینه او جهیدن گرفت و عدم هوشیاری برخی خواص با معضلی روبهرو شده است و دشمنان قسمخورده انقلاب و مردم با سوار شدن بر بستری که فراهم شده، تلاش میکنند کشور را بحرانی کرده و اهداف شوم خود را به اجرا بگذارند، ولی زهی خیال باطل، انتحار براندازان در روز عاشورا و سیل خروشان مردم آگاه و همراه ولی امر معادلات را به هم زد.
ضمنا آقای موسوی احتمالاً این را هم میداند که اعلام شرایط بحرانی، ابعاد و اقتضائاتی دارد که همه آن به نفع ایشان و براندازان نیست.
6) در پایان بیانیه هفدهم، آقای موسوی 5 راهحل را برای برونرفت از شرایط کنونی کشور پیشنهاد کرده است که هریک جای سخن فراوان دارد و در اینجا فقط به دو مورد آن میپردازیم.
نخست اینکه آقای موسوی درخواست کرده دولت مستقیماً در مقابل ملت و مجلس و قوه قضاییه اعلام مسوولیتپذیری کند و نیز دولت مستقیماً پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است.
در این پیشنهاد که به طور ضمنی آقای موسوی دولت را به رسمیت شناخته است (که البته مهم نیست) هیچ حرف تازهای نیست. کجا و توسط چه کسی دولت از خودش سلب مسوولیت کرده یا کسی دولت را مسوول ندانسته است؟
همه دولتها از جمله دولت فعلی باید پاسخگوی تصمیمات و اقدامات خود باشند و هرگاه مردم، مجلس یا قوه قضاییه نیز احساس کنند وظیفهای دارند به آن عمل میکنند؛ مردم با را‡ی خود در هنگام انتخابات یا شیوههای دیگر، مجلس و قوه قضاییه نیز مطابق قانون. البته این نکته را نیز میتوان اینجا مطرح کرد که این دولت چگونه یکمرتبه قانونی شد و باید مسوولیتپذیر باشد. آیا جدیداً اتفاقی افتاده است؟
اگر دولت قانونی بوده است که بوده است چرا آقای موسوی از ابتدا به آن احترام نگذاشت و با همین بهانه مشکلات متعددی را برای کشور به وجود آورد یا به قول خود وی، کشور را با بحران جدی مواجه کرد؟ و اگر قانونی نبوده است و موضع ایشان حق بوده چرا از موضع خود کوتاه آمده است؟ شاید ایشان و برخی دوستان ایشان بگویند آقای موسوی انعطاف نشان داده است تا خیرخواهی خود را ثابت کند و ما ضمن استقبال، سوال میکنیم چرا این انعطاف پس از این همه هزینه باید باشد و مسوولیت هزینههای مادی و معنوی که به دلیل عدم انعطاف ایشان به کشور و مردم تحمیل شده به عهده کیست؟
نکته دیگر اینکه اگر واقعا بحث دولت است چرا در هیچ تجمع آشوبطلبان شعاری علیه دولت مطرح نیست و همه شعارها علیه ارکان و اصول نظام و قانون اساسی است؟
پیشنهاد دوم آقای موسوی تدوین قانون شفاف و اعتمادبرانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد، است.
اولاً اصلاح و تکمیل همه قوانین بخصوص قوانین مهمتر و سرنوشتساز از جمله قانون انتخابات، اقدامی لازم و منطقی است که در دستورکار دستگاههای ذیربط بوده است و باید باشد. ثانیاً آحاد مردم تا زمانی که امثال شما و به خاطر خودمحوری و هواهای نفسانی مسائل را زیر سوال نبرید به نظام و کشورشان اعتماد داشته و دارند.
بهترین گواه آن، حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم است. آیا اگر اعتماد به قوانین و امکان یک رقابت آزاد نبود این میزان مشارکت تحقق مییافت؟ و خود شما آقای موسوی، چه شد که یکمرتبه پس از انتخابات و ناکامی در آن به این مهم پی بردید؟ آیا قوانین کشور اعتمادساز بود و منصفانه و قانعکننده تا اینکه یکمرتبه شما ناکام ماندید و آنگاه همه چیز معکوس شد؟
آنچه از مجموع بیانیههای جناب موسوی برمیآید این است که وی هیچ حرفی غیر از حرف خود را بر نمیتابد و این درست همان دیکتاتوری است. راستی اگر آقای موسوی به ریاست جمهوری دست پیدا میکرد در موضع قدرت این روحیه چه آثاری به دنبال داشت؟
به هر حال وضعیت کشور به برکت حضور آگاهانه و گسترده مردم بسان رودخانهای همچنان خروشان و زلال و شفاف است، اگر جریانهای آلوده با ورود به این رودخانه آن را آلوده نسازند. هرچند این خروش آنگونه است که این بار نیز هر جریان آلودهای را مغلوب خواهد ساخت و پس از چندی مجدداً شاهد تداوم جریان زلال و پاک آن خواهیم بود.
و سخن آخر اینکه نویسنده این سطور نیز موافق اهانت به هیچکس حتی کسانی که در مسیر براندازی نظام قرار میگیرند نیست و بر این باور است که مبانی اسلام ناب محمدی همواره اخلاقمحور است و با براندازان و محاربین نیز صرفاً مطابق قانون عمل میکند، ولی جناب آقای موسوی خوب است شما هم به فهم مردم توهین نکنید؛ کاری که در این بیانیه و بیانیههای قبلی انجام دادهاید!
مهدی فضائلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: