در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قاتلان اجارهای با وسوسه ثروت چنین جرم سنگینی را انجام میدهند و تصور میکنند میتوانند خود را از چشم قانون دور نگه دارند، درحالی که تجربه نشان داده است این افراد بسادگی بازداشت میشوند و مجازاتشان در صورت درخواست اولیای دم مقتولان قصاص نفس است.
هفته دوم دیماه سال 82، قضات دیوانعالی کشور حکم مرگ قاتلی را تایید کردند که به خاطر پول یک مرد جوان را کشته بود.
این پرونده غروب روز 26 اسفندماه سال80 با گزارش زنی که شوهرش به نام محمد ناپدید شده بود به جریان افتاد. این زن توضیح داد: «صبح امروز روز حادثه به من اطلاع دادند که مادرم به خاطر ناراحتی قلبی در بیمارستانی در کرج بستری شده است.
همراه همسر و فرزندم به بیمارستان رفتیم و پس از ملاقات شوهرم برای گرفتن مهری که سفارش ساختناش را داده بود از بیمارستان خارج شد ولی دیگر هیچ خبری از او نشد.»
یک روز بعد برادر محمد با مراجعه به پلیس آگاهی به کارآگاهان چنین گفت: «در حالی که به همراه همسر برادرم در جستجوی او بودیم در میدان هفتتیر کرج خودروی محمد را در حالی که 2 جوان در آن نشسته بودند مشاهده کردیم و پس از نزدیک شدن به خودرو، متوجه شدیم این دو نفر همان افرادی هستند که قرار بود مهر سفارشی برادرم را بسازند.
وقتی از آنها سراغ برادرم را گرفتم، گفتند محمد ماشین را به آنها داده و به کشور اتریش رفته است. آنها پس از گفتن این جمله بلافاصله فرار کردند، ولی من تعقیبشان کردم و موفق شدم یکی از آنها را دستگیر کنم.» این مرد سپس متهم را به پلیس تحویل داد و او دوستش را به عنوان قاتل معرفی کرد. او گفت: «صبح روز حادثه من به همراه محمد برای گرفتن مهر به خانه همدستم رفتم و تصمیم داشتیم با ریختن داروی بیهوشی در نان خامهای او را بیهوش کنیم، ولی من مخالفت کردم و از آنجا خارج شدم، اما زمانی که برگشتم محمد بیهوش روی زمین افتاده بود.»
کارآگاهان در تلاش برای دستگیری قاتل اصلی بودند که همسرش گفت او ایران را ترک کرده است. این زن توضیح داد: «یکشنبه آخر سال80، همسرم به خانه مادرزن محمد رفت و چند دقیقه با او صحبت کرد.
پس از چندروز وقتی من به طور اتفاقی کیف شوهرم را نگاه میکردم مقدار زیادی دلار و دینار عربی در آن دیدم. همسرم گفت این پول را بابت طلب قبلی گرفته است. او پس از چندروز از کشور خارج شد.» چندی بعد متهم به ایران بازگشت و با تلاش کارآگاهان به دام افتاد. او با اعتراف به قتل گفت: «مادرزن محمد به خاطر اختلاف با دامادش از من خواست با گرفتن 3 میلیون تومان محمد را بکشم. او به من قول داد بعد از قتل 3 کیلو طلا هم به من بدهد.»
پس از طرح نقشهای، مادرزن محمد خودش را به مریضی زد تا بتواند داماد و دخترش را به کرج بکشاند و وقتی آنها آمدند، با محمد تماس گرفتم و گفتم مهر سفارشیاش آماده است و زمانی که او برای گرفتن مهر آمد به وسیله یک میله فلزی به قتل رساندیمش و جسدش را در باغی در منطقه حصار دفن کردم.» این متهم بعد از محاکمه در شعبه 116 جزایی کرج به قصاص محکوم شد و قضات شعبه 37 دیوان عالی کشور نیز او را سزاوار مجازات مرگ دانستند. به این ترتیب قاتل اجیر شده به پایان خط رسید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: