در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردی که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی صدایش برای چند نسل از مردم ایران خاطرهساز شد.
از همان روزهایی که صدایش از بلندگوی بوقی خاکستری رنگ و رو رفتهای در کوچههای شهرمان پخش میشد که «ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش»، تا روزهایی که صدایش در هور و اروند دهان به دهان رزمندهها میچرخید که «بربند محمل را و برپا کن علم را.»
سالها گذشت، جنگ تمام شد. اما دغدغههایش هیچ تغییری نکردند. حاج صادق آهنگران این روزها هرچند موهایش سفید شده است، ولی هنوز در حرفهایش میتوان غیرتی جنوبی را سراغ گرفت که او نسبت به انقلاب و البته جنگ دارد.
صادق آهنگران را شاید بتوان پایهگذار مداحی امروزی ایران لقب داد؛ مردی که خواست با تلفیق مضمون عاشورای حسینی با کربلای جبههها، نجواگر آرزوهای نسلی باشد که شهادت نهایت آمالشان بود و البته راه قدس برایشان از کربلا میگذشت.
او چند روز پیشتر به موزه هنرهای معاصر تهران رفت تا در مدرنترین مکان هنری ایران و در کنار جمع زیادی از هنرمندان نقاش زیارت عاشورا بخواند. گفتگوی زیر در پایان این مراسم با وی صورت گرفت.
شاید برای بسیاری از مردم جالب باشد بدانند مفهوم مداحی و ریشههای تاریخی آن که به شکل امروز رسیده، از کجا نشات گرفته است؟
خیلیها اعتقاد دارند مداحی از همان موقعی که حضرت زینب سلامالله علیهما بالای گودال قتلگاه آمد و شروع به مرثیهخوانی کرد، شروع شد و این موضوع ادامه یافت تا زمان امام صادقع و هنگامی که ایشان داشتند از دنیا میرفتند به اطرافیان گفتند بعد از من 10 سال در منا روضه جد غریبم امام حسینع را بخوانید.
تصور من بر این است که روضه و روضهخوانی از آن موقع شروع شد و در تار و پود عاشقان امام حسینع و شیعیان علی ریشه دوانید و به گونهای شد که روضهخوانان توانستند مصائب امام حسینع و فضایل آن بزرگوار را و حتی شجاعت ایشان و یاران دلاورش را به شکل هنری مانند شعر، تعزیه، سبکهای سینهزنی و روضهخوانی به نسلهای بعدی منتقل کنند.
اما نکته مهم آن بود که چون ترویج این کار چه از نظر شعری و چه از نظر سبک و ظرافتهایی که در مرثیهخوانی به کار میبرند و چه در قالبهایی مثل تعزیهخوانی، به صورت هنری بود، موجب شد این مساله خیلی خوب به نسل بعدی انتقال داده شود، بهگونهای که شاید همین روضهخوانیها سالهای سال بعد از قیام عاشورا، یکی از دلایل اصلی به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ایران شد.
به نکته خوبی اشاره کردید. پس از انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی ما شاهد ایجاد تغییراتی در مداحی بودیم، زیرا تا پیش از آن مداحیها محدود به برپایی مراسمهایی برای ائمه بود، اما با انقلاب و آغاز دوران دفاع مقدس شاهد بودیم که مفاهیم امروزی با الگوگیری از مفاهیم تاریخ اسلام و زندگی ائمه به مداحیها راه یافتند. در مورد این اتفاق کمی توضیح میدهید؟
مداحی ما تا پیش از انقلاب همینگونه که شما میگویید بود تا آن که در انقلاب ایران رنگ و رویی دیگر به خود گرفت و البته خودش را نشان داد. مانند نوارهایی که در آن زمان بیرون میآمد و در دست مردم میچرخید. یادم میآید یکی از نوارها در همان زمان با این شعر شروع میشد که «کاخت کنم من زیر رو یابن مرجانه» که بسیار مهیج و اثری کاملا انقلابی بود و مناسب برای مبارزه با دشمن و رژیم شاهنشاهی و در آخر دیدیم که نتیجه داد.
اما تجلی بیشتر مداحیها در 8 سال دفاع مقدس نمود داشت. حماسهخوانیها که از اوایل جنگ آغاز شده بود تا آخر جنگ نیز ادامه یافت. ما اگر دفتر نواهای حماسی جنگ را ورق بزنیم تقریبا در 8 سال دفاع مقدس میبینیم همه چیز در تمامی شعرها، نوحهها و سرودها نهفته است. هم حماسهخوانی دارد، هم سوز و هم دارای پیام هستند. به تصور من پس از این رویداد دشمن فهمید که اثر مداحی چقدر بالاست. سندش را نیز میتوان از استقبال جوانان از این موضوع در 8 سال دفاع مقدس و ایجاد تهییج در جوانان برای به جبهه رفتن سراغ گرفت. جالب است این اثر در پیش از انقلاب برای مبارزه با ظلم و ستم شاه نیز دیده شده بود.
شور و علاقه به مداحی نیز همین الان هم به وفور دیده میشود. میبینیم که برای استقبال از جلسه یک مداح چقدر علاقهمند میآید.
چنین موضوعی در آن زمان دشمن را به فکر فرو برد تا با برنامهریزی آن را به انحراف بکشاند و ناگفته نماند که در این راه پس از جنگ درخصوص مداحی نیز تا اندازهای موفق شد.
اما مثل همیشه که مراجع و علمای ما دلسوزتر از دیگران به دین هستند و شناختشان نیز در این زمینه بیشتر است، احساس خطر را درک کردند و حمایت از راه اصلی این امر مهم که اکنون به عنوان مداحی شناخته میشود، آغاز شد. این مساله به گونهای شد که مراجع و خبرگان دینی جامعه به میدان آمدند تا اینکه نهایتا رهبر معظم انقلاب بحثاش را پیش کشیدند. تا قبل از آن، ایشان در جلسات خصوصی در مورد راه صحیح مداحی تذکراتی داده بودند، اما زیاد عملی نشده بود تا اینکه رهبر معظم انقلاب علنی موضوع را به عنوان یک دغدغه پیش کشیدند. ایشان این موضوع را مطرح کردند و پس از آن بچههایی که دلسوز این قضیه بودند بخصوص پیشکسوتهایی که از این قضیه رنج میبردند، تشکلها و همایشهایی راه انداختند تا راه صحیح مداحی را انتقال دهند. بعد از آن ما شاهد بودیم چه از نظر سبک و چه از نظر محتوا و شعرها برای ارائه یک مداحی خوب تلاشهایی شد تا مداحی راه صحیح خویش را بیابد.
متاسفانه هنوز میبینیم در گوشه و کنار کشورمان برخی جوانان مداح چیزهایی را که باید در مورد یک مداحی خوب رعایت کنند، به کار نمیبندند و سبکهای غربی را در مداحی میآورند؛ در حالی که ما از نظر الحان و نغمات عاشورایی، فرهنگی قوی داریم و چرایی استفاده از سبکهای غربی توسط برخی مداحان جوان برایم ناشناخته مانده است.
استفاده از سبک غربی در حالی است که از سویی دیگر ما شاهد هستیم در برخی مداحیها همین مداحان جوان، شعرهای محاورهای بیمحتوا را به نسل جوانی که پرشور و عاشق هستند، ارائه میکنند که این نیز قابل تامل است.
شما از بهکارگیری سبک غربی در مداحی اهل بیتع گفتید. مگر نمیتوان الحان ایرانی و نغمات ایرانی اسلامی را در یک مداحی خوب به کار برد؟
چرا، بخوبی میتوان از نغمات ایرانی برای یک مداحی خوب استفاده کرد. تقریبا خود من طی 8 سال دفاع مقدس هر سبکی که در مداحی به کار بردم و خواندم از سبکهایی بود که 30 یا 50 سال پیش در خوزستان متداول بوده است. بر همین اساس یا همان سبکها را زنده کردم و دوباره خواندم یا از آنها الهام گرفتم و به روشهای سنتی اصیل خوزستانی خودمان به کار بردم.
همین سبکهای سنتی که سالها در خراسان و مازندران در روزهای عاشورا به عنوان مداحی از آن یاد میشود نمیتواند الگوی مناسبی برای مداحی کردن باشد؟ مگر غیر از این است که همین سبک بوشهری که اکنون بسیار متداول شده و خیلی هم مورد توجه قرار گرفته است از همین بنمایههای بومی ما ریشه گرفته است. اینها همه از دل فرهنگ خودمان میآیند و البته اینچنین هم جواب میدهند.
نگاه کنید به آدمهایی که از دل این فرهنگ با همین نواهای عاشورایی ساخته شدند. به اعتراف بسیاری از همین بچههای جنگ 60 تا 70 درصد کار تبلیغاتی جنگ در همین نوحهها خلاصه میشد که دهان به دهان میچرخید. ما در جبههها که ابزارآلات موسیقی نداشتیم تا برای تهییج جوانان در مقابل دشمنی که آمده به سرزمینشان حمله کند، استفاده کنیم. تنها یک مداحی بود که با ورق یا یک دفتر نوحه مداحی میکرد.
متاسفانه این قضیه به گونهای پیش رفت که من احساس میکنم از سوی دشمن کار حسابشدهای برای مقابله با این انرژی بالا صورت گرفته و در حال شکلگیری است.
شاید بهترین مورد برای این هجمه دشمن، استفاده از همین سبک غربی یا همان ریتمیک خواندن برخی مداحان جوان است که میخواهند با مفهوم مداحی مقابله کنند.
بالاخره از سویی جوان هم شور دارد و میخواهد نواهای پرشور به گوشش بخورد، اما از دیگر سو این نیاز جوانان ما نیست که ریتمیک برایش بخوانند، بلکه القای مسموم یک حرکت حسابشده از سوی دشمن است. دشمن میخواهد پس از القای سبک مداحی ریتمیک غربی، چیزهای دیگری را نیز در مداحی ارائه کند که بتواند مفهوم مقدس آن را که ابزار پرقدرتی برای شیعه به شمار میرود، بگیرد.
ریتمیک بودن مداحیها... به نکته خوبی اشاره کردید. فکر نمیکنید این موضوع به تغییر ذائقه نوای موسیقیایی مردم برگردد؟
خب، از نگاهی ما نمیتوانیم سبک شور را کلا رد کنیم زیرا سبک شور در فرهنگ ما وجود دارد و حتی من و دوستان دیگرم در زمان جنگ و جبههها نیز این سبک را میخواندیم. به عنوان مثال سبکی مانند ضربهای سهضربی که در بهبهان در استان خوزستان نیز به کار برده میشود و یا حتی سبکهای تندی که در دزفول خودمان است یا سبکهای تندی که بچههای خراسان یا حتی تهران اجرا میکنند، اینها همه سبکهای شور بودند و خواهند بود. منتها این سبکهای ریتمیک پاپی که این روزها باب شده است متفاوت با همه این چیزهایی است که تا به حال به عنوان سبک شور از آن یاد میشود. بحث اول آن است که چرا باید این سبک ریتمیک وام گرفته از غرب باشد و میدان را برای حضور فرهنگ نامانوس غربی در ایران باز کند و دیگر اینکه در یک کلام سبکهای این مداحان جوان که ریتمیک میخوانند مبتذل است.
ما در کجای فرهنگمان از این سبکهای ریتمیک داشتهایم که اینچنین سبک و بیمحتوا باشند؟ اما الان طوری شده که سبکهای غربی که به پاپ معروفند وارد میدان شده و همانطور که شما گفتید، در حال تخریب نواهای عاشورایی هستند. این یک واقعیت است که اینها هم از نظر محتوایی چیزی به شنونده نمیدهند و هم ریشه ندارند. مطمئن باشید این مداحیهای ریتمیک روزی برچیده خواهند شد، اما متاسفانه در این میان ما تلفات خواهیم داد و البته در این فاصله ضررهایی نیز کردهایم.
تصور من این است که بسیاری از این مداحیهای ریتمیک بیشتر شور است تا شعور و مداحان جوانشان نیز به دنبال تخلیه هیجانات درونی به جای فکر کردن به مفهوم قیام عاشورا هستند، البته با حزنی که در کلام نهفته است. شما با این موافق هستید؟
بله، البته در بعضی جاها، نه در همه جا.
منظور من نیز همین است. چه کار باید کرد که مداحیها بیشتر شعور باشد تا شور؟ این یک واقعیت است که بسیاری از جوانان تنها برای فلان مداح جوانی که شش و هشتی و ریتمیک میخواند در آن مجلس حضور پیدا میکنند تا خود را تخلیه هیجانی کنند بدون آنکه به مفاهیم ارائه شده در آن مجلس دقت کنند.
بله، دقیقا با این موضوع موافق هستم. من توصیهام در این زمینه بیشتر به جوانان مداح است، چرا که اگر جوانان بخواهند در این زمینه رشدی کرده باشند که باقیالصالحاتی برای آخرتشان بماند، اول باید جلوی پیشکسوتها زانو بزنند و سر کلاسهایشان بیایند و از آنها در سبکها و شعرها و محتواها درس بیاموزند، دیگر اینکه پا به پای مراجع در مسیر مداحی صحیح حرکت کنند.
آموزش مداحی از سوی ارگانها و سازمانهای مسوول هم در این زمینه میتواند اثر گذار باشد.
اما میخواهم بگویم برای یافتن مسیر صحیح مداحی، من خودم بهترین فردی را که در ریز و درشت این کار بوده و در مساله مداحی وارد شده، تنها رهبر انقلاب میدانم. نگاه ایشان به این مفهوم طوری اندیشمندانه و البته دغدغهگر است که نشان میدهد گویا ایشان انگار هم مداح بوده، هم هیاتی بوده، هم هیاتداری کرده، هم شعر خوانده، هم سبک خوانده و هم شعر گفته است. تقریبا تمام ریز رهنمودها را در این چند سالی که من در جلسات خصوصی و علنی با ایشان بودم از زبانشان شنیدهام.
اما نکته دیگری که باید در این میان به آن اشاره کنم این است که مجالس روضه ما نباید مداحمحور باشد. الحمدلله صدا و سیما چند وقتی است که این موضوع را به دیده تامل نگاه کرده است. حرفهایی که سخنران میزند اصل معرفت و شعور و راه و سیره ائمهعاست. حال جوان تنها میخواهد از بخشی که مداحی است استفاده کند. البته سالها روضهخوانی ما مداحمحور بوده است که باید این موضوع را تغییر داد.
به کرات مشاهده میشود بسیاری از جوانان مقابل ورودی مجلس روضهای میایستند تا سخنران مجلساش تمام شود و بعد که مداح میرود، داخل مجلس به دنبال او راه میافتند و زیر منبر مداح مینشینند و عزاداری میکنند؛ بنابراین مداح باید هم حواسش باشد شعری که انتخاب میکند پرمحتوا باشد یعنی فضایل اهل بیتع را بگوید و هم بنا به گفته رهبر معظم انقلاب ابتدا پندیاتی بخواند، سپس به بیان مطالبی درخصوص عدم تعلقات دنیوی و ظلمستیزی و البته سفارش به نماز اول وقت بپردازد و بعد از آن هم شگردهایی که مداحان در ذوق خودشان بلد هستند که چگونه شروع کنند، چگونه وارد مدح اهل بیتع شوند بعد مرثیه، نوحهخوانی و سپس سینهزنی.
پرسش صریحی از شما دارم و البته جوابی صریحتر میخواهم. شما که سالهاست در این حوزه فعالیت دارید، ورود مضامین سیاسی در مداحی را چطور ارزیابی میکنید؟
بنا به گفته آن بزرگ، سیاست ما از دیانت ما جدا نیست و بهعکس. اما مجلس مداحی مانند یک زیارتگاه است، مثل امامزادهای است که هر قشری به آنجا میرود و کسب فیض میکند و سپس بیرون میآید. به نظر من اگر یک مداح وارد جناحبندیها شود، تنها جناح خاصی از او پیروی میکند. در این صورت به عنوان مثال اگر مخالف جناح او در مجلس نشسته باشد، با شنیدن این موضوع از مجلس بیرون میآید و فیض نمیبرد. البته در این میان بحثی هم وجود دارد که من آن را جناحی نمیدانم و آن بحث کلیات اصول نظام جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه است. به نظر من ولایت جزو این جناحبندیها نیست و هر مداحی در این زمینه میتواند ورود داشته باشد. چون ما شیعه هستیم و تا حالا هم زیر بیرق ولایت این پیروزی را کسب کردیم و موفقیت به دست آوردیم و الان هم که داریم پیش میرویم، اگر ولایت نبود محال بود شیعه به این شکل پیش برود. اصلا استثنایی که شیعه با کل مکاتب دارد فقط به خاطر ولایت است. من معتقدم که خود اصل ولایت باید اصل کار این عزیزان مداح باشد. اما در جناحبندیها اگر چنین عمل کنند که فلان شخص را تایید یا فلان شخص را رد کنند، این کار مداح نیست. مگر آنکه زیر بیرق ولایت و آن هم چیزی که ولایت دست روی آن گذاشته باشد تا از خط ولایت خارج نشوند.
نکته خوبی بود که به آن اشاره کردید، اما من میخواهم به نکته دیگری اشاره کنم که اکنون شاید بتوان به آن به دیده دغدغه نگاه کرد. چند سالی است که بحث نوچهپروری در مقوله مداحی رایج است. این موضوع در برخی موارد مثل پامنبریهای خاص برخی از مداحان و شاید برخی از سینهزنان جلوه میکند که بعضی از مداحان بدون ایشان حتی به نوحهخوانی نمیپردازند. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظرم این موضوع در مواردی مانند صوفیگری و دراویش وجود دارد. البته در مداحی اثرش تا اندازهای پیدا شده و این بسیار بسیار کار زشتی است. یک مداح اگر واقعا اخلاص داشته باشد و بخواهد برای خدا کاری کند، از این کارها پرهیز میکند، زیرا این کارها که مثلا چند نفر را دور خودش جمع کند فقط نفسانیات است. یا مثلا زانو بزنند جلویشان و دستشان را ببوسند یا همانطور که شما گفتید به قولی نوچهشان باشد. این موضوع زشتی است که همه خط و خطوط فکری برخی از پامنبریها از شخص مداح گرفته شود. حال اگر مداح انحراف فکری داشته باشد، با اینکار دیگران را نیز به انحراف میکشاند. به نظر من مستمعین باید با این حرکت برخورد کنند. خود جوانان نیز حواسشان باشد. اتفاقا به عقیده من مداحی خوب است که اگر دید چند نفری آمدند جلویش تا این کار را انجام دهند او آنها را از این کار منع کند. ما مداحان نمیدانیم که گاهی مستمع، شیطان نفس میشود. گاهی کسانی که تعریف آدم را میکنند و طیبالله میگویند، باعث انحراف مداح از خط اصلی میشوند.
آیا برای اینکه ما مفهوم و جان مداحی را حفظ کنیم، میتوانیم به روز شویم یا خیر؟ منظورم این است که برای آنکه مداحی زنده بماند، میشود همه ابزارهایی که در این روزها وجود دارد برای جذب مخاطب استفاده کرد یا خیر؟
ما میگوییم مداحان هر چه انجام میدهند، باید در شأن والای اهل بیت ع باشد. هر کاری چه در رابطه با سبکها، چه در رابطه با سینهزنیها، حتی زمان سینهزنی و الفاظی که در شعر به کار برده میشود و حتی حرکاتی که یک مداح از خودش هنگام روضهخوانی نشان میدهد، اینها همه باید در شأن اهل بیت باشد. حالا سبک جدید میتواند سبک نوآورانهای باشد که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها از بحث سبک نو، نیز در این زمینه یاد کردهاند.
ایشان گفتهاند نوآوری کنید تا مداحی جذابیت بیشتری داشته باشد. اینها بد نیستند، اما اگر در شأن اهل بیت نباشد مطرود است. ولی هر سبک نو و جدیدی که سنگین و در شأن اهل بیت باشد و مبتذل نباشد؛ ما باید آن را گسترش نیز دهیم.
و سوال آخر، تفاوت مداحی و عزاداری درایران و کشورهای دیگری که شیعه هستند، چیست؟
من در این زمینه زیاد تحقیق نکردهام، اما براساس اطلاعاتم، در کشورهایی مانند پاکستان و هندوستان بحث قمهزنی هنوز وجود دارد و حتی بتازگی شنیدهام برای عزاداری با پای برهنه توی آتش میروند.
اینطور نیست که در این کشورها عالم دینی برای جلوگیری از این انحراف در عزاداری عاشورایی وجود نداشته باشد اما به نظرم باز اینها کسانی هستند که در کشورشان از مراجع و بزرگانشان فاصله گرفتهاند.
ولی در کشور ما به خاطر وجود بزرگان دین و حساسیتی که صدا و سیما نسبت به موضوع مداحی مناسب دارد و البته نگاهی که رهبر معظم انقلاب و خبرگان ما در این زمینه دارند به طور یقین چنین انحرافاتی به نام عزاداری عاشورایی شکل نخواهد گرفت و احساس میکنم در آینده خط سالم مداحی را ایران به کشورهای دیگر صادر خواهد کرد.
تجربه متفاوت حضور در میان هنرمندان
حضور من در موزه هنرهای معاصر تهران برای خواندن زیارت عاشورا در کنار هنرمندان نقاش و مجسمهساز فرصت مغتنمی بود تا از نزدیک تجربهای متفاوت را لمس کنم.
من میدانستم که چنین موزهای با این حال و هوای مدرن از پیش از انقلاب تاکنون برگزاری مراسم زیارت عاشورا با حجم بالای مخاطبان را به خود ندیده است. وقتی این پیشنهاد به من داده شد من هم سریع پذیرفتم تا نگاهی نو را پایهگذار باشم.
ابتدا تصور میکردم که شاید تنها استارت یک حرکت فرهنگی زده میشود تا در خوشبینانهترین حالت 10 نفری از هنرمندان حوزه تجسمی نیز حضور پیدا کنند و شاید سالهای بعد با ایجاد زمینه، تعداد بیشتری مخاطب برای شرکت در مراسم زیارت عاشورا به این مکان بیایند، اما با شروع مراسم دیدم که جمعیت زیادی از هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی کشورمان که تصور نمیکردم اینچنین عاشقانه مخاطب برنامه باشند به موزه هنرهای معاصر تهران آمدند تا در این مراسم شرکت کنند. باور نمیکنید، اشک در چشمانم حلقه زد وقتی این تعداد هنرمند را دیدم که عاشقانه در حال سیاهپوش کردن این موزه هستند. من در پایان جلسه به هنرمندان گفتم این مجلس از جلساتی که بیش از 20 هزار نفر مخاطب دارد، کیفیت بالاتری داشت و البته مطمئن هستم که برای آخرت من نیز بهتر است.
از سویی دیگر خوشحال شدم که با پیشنهادی قرار است از ماههای آینده این برنامه در همین موزه و دیگر موزههای کشور پیگیری شود تا هر ماه در یکی از مراکز هنری کشور به خواندن زیارت عاشورا بپردازم. جالب است بدانید اولین استارت این موضوع هم با برنامهای که قرار است به طور مرتب در تالار وحدت برگزار شود، زده شده و بزودی در دهه بعد از عاشورا برنامه داریم.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: