در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، روز 21 خرداد 83 مأموران پلیس از وقوع قتل زن مسنی با خبر شدند و با حضور در خانه این پیرزن جسد غرق در خون او را یافتند.
تحقیقات برای شناسایی قاتل پیرزن ادامه داشت و برادر پیرزن به عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد. با وجود تحقیقات و بازجویی 40 روزه از برادر مقتول، مدارک مستند برای معرفی او به عنوان قاتل پیدا نشد و او تبرئه شد.
حدود 5 سال از این ماجرا گذشت و هیچ نشانی از قاتل پیرزن به دست نیامد تا اینکه چند ماه قبل و بعد از گذشت 5 سال از وقوع حادثه، رد پای جدیدی از قاتل به دست آمد.
قاتل که تعدادی از تراولهای مقتول را با خود برده بود بعد از چند سال، به بانک مراجعه کرده و تراولها را وصول کرده بود که این موضوع باعث لو رفتن او شد.با انجام تشریفات قضایی متهم به قتل در شهر ساوه دستگیر و به تهران منتقل شد.
مدتی قبل نخستین جلسه رسیدگی به اتهام قتل عمد در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران، برگزار شد و چند روز بعد از این جلسه، اولیای دم از شکایت خود گذشتند.
جلسه رسیدگی به جنبه عمومی جرم، امروز در این شعبه برگزار شد.
شفیعی، نماینده دادستان ضمن قرائت کیفرخواست گفت: با توجه به اینکه کیفرخواست به اتهام قتل عمد تقدیم دادگاه شده است و نظر به اینکه اولیای دم نسبت به متهم اعلام گذشت کردهاند، لذا از جهت جنبه عمومی جرم، تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
قاضی تردست خطاب به سعید 29 ساله متهم به قتل عمد گفت: شما متهم به قتل عمد، سرقت به عنف توأم با آزار و اذیت و شرب خمر هستید ، آیا اتهام خود را قبول داری؟
متهم: فقط اتهام قتل را قبول دارم. چرا که نه سرقتی انجام دادم و نه در آن زمان در حال مستی بودم.
قاضی: انگیزه و نحوه ارتکاب قتل را تشریح کن.
متهم: از سال 82 در بنگاه معاملات ملکی فعالیت میکردم و همان زمان با مقتول آشنا شدم. از آنجاییکه مقتول به خاطر سن بالا نیاز به کمک داشت، من تصمیم گرفتم برای پیدا کردن خانه و دیگر کارها به او کمک کنم.
خرداد سال 83 بود که خانهای برای او پیدا کردم و صبح یک روز که مقتول به همراه برادرش به بنگاه آمده بود، با برادرش جر و بحث کرد. مقتول به خاطر سن بالایش بسیار عصبی بود و من هم به خاطر همین موضوع دیگر علاقهای برای کمک کردن به او نداشتم.
بعد از دعوای آنها به خانه مقتول رفتم و به او گفتم که دیگر برای او کار نخواهم کرد در آنجا مقتول با من نیز شروع به جروبحث کرد و من برای اینکه با او درگیر نشوم او را هل دادم.
روی مبل نشستم تا او آرام شود ولی به یکباره به سمت من حملهور شد و من برای اینکه او را بترسانم، میز عسلی کنار مبل را روی هوا چرخاندم که ناگهان به سر او برخورد کرد.
پیرزن بعد از ضربهای که به سرش خورد، روی زمین افتاد، ولی من فکر نمیکردم اتفاق خاصی افتاده باشد. چند بار او را صدا کردم، تکانش دادم ولی بدنش سرد شده بود و تازه فهمیدم که مرده است.
خواستم به اورژانس تلفن بزنم ولی اراده این کار را نداشتم و وقتی دیدم بدنش سرد شده است، کولهپشتی خود را برداشتم و فرار کردم.
بعد از 5 سال و زمانی که تراولهایی که از مقتول نزد من بود را به نام خودم نقد کردم، توسط پلیس دستگیر شدم.
قاضی: چرا متهم به شما پول داده بود؟
متهم: او به من اعتماد داشت و من تمام خریدهای او را انجام میدادم.
قاضی: در تحقیقات نزد بازپرس، به سرقت تراولها اعتراف کردی. چه جوابی داری؟
متهم: من چنین اقراری نکردم، بلکه گفتم پولهای مقتول نزد من بود.
قاضی: مقتول با چه انگیزهای به تو حدود 5 میلیون تومان تراول داده بود؟
متهم: او به من اعتماد داشت و بعد از حادثه نتوانستم تصمیم درستی بگیرم، به همین خاطر تراولها را با خود بردم و مجبور شدم آنها را خرج کنم.
قاضی: در تحقیقات اقرار کردی که زمان ارتکاب قتل ، مشروب خورده بودی. قبول داری؟
متهم: به هیچوجه مشروب مصرف نکرده بودم.
بعد از دفاع متهم، قاضی از وکیل تسخیری متهم خواست اظهارات خود را بیان کند، که وکیل مدافع گفت: موکل من با تصمیم قبلی وارد خانه مقتول نشده است و در آن لحظه دچار جنون آنی شده است.
رابطه عاطفی خاصی بین موکل من و مقتول بوده است و موکل من از قبل تصمیمی برای ارتکاب قتل نداشته است.
مقتول به علت کهولت سن، عصبی بوده است و ناراحتی روزهای آخر را به موکل من نیز منتقل کرده بود. با توجه به اظهار ندامت موکل از اقدام خود از دادگاه تقاضای عفو و گذشت در حق موکل دارم.
وی درباره اتهام سرقت اموال مقتول گفت: تمام امور مالی، اداری، تهیه خانه و خرید منزل مقتول را موکل من انجام میداده و برادر مقتول که در دادگاه حاضر است، میتواند اظهارات من را تأیید کند.
وکیل تسخیری متهم درباره اتهام شرب خمر متهم گفت: موکل من به هیچ وجه شرب خمر نکرده است و زمان بازجویی به تصور اینکه اگر بگوید در حال مستی مرتکب قتل شده است، اتهام قتل عمد منتفی میشود، این ادعا را کرده است.
قاضی تردست از برادر مقتول که به نمایندگی از اولیای دم در دادگاه حاضر شده بود، خواست در جایگاه قرار بگیرد و اظهارات خود را بیان کند. برادر مقتول گفت: 3 روز از خواهرم خبری نداشتم و با نگرانی به خانه او رفتم. زمانی که او در را باز نکرد با کمک همسایه ها در را باز کردیم و بعد از ورود به خانه با جسد وی روبرو شدیم.
وی افزود: خواهرم تمام طلا، جواهر و پول نقد خود را در صندوقی نگهداری میکرد و زمانی که احتیاج به آنها داشت، کلید را به متهم میداد تا برایش از صندوق خارج کند.متهم تمام طلا و جواهری که در دستان و گردن خواهرم بود را بعد از قتل او سرقت کرده است و زخمهای روی بدن خواهرم مؤید این ادعا است.
در ابتدا من مظنون اصلی قتل خواهرم بودم، ولی بعد از گذشت 39 روز از بازجویی از اتهام قتل تبرئه شدم. 27 میلیون تومان از خانواده متهم دریافت کردیم و از قصاص او گذشت کردیم.
قاضی خطاب به متهم: شما نزد بازپرس مدعی شدید که مقتول از شما تقاضای ارتباط نامشروع کرده است و یکی از انگیزههای ارتکاب قتل از سوی شما، همین مورد بوده است. قبول داری؟
متهم: من در آن زمان نمیدانستم چه میگویم، ولی الان میگویم که مقتول چنین درخواستی نکرده بود.
قاضی: با توجه به گذشت اولیای دم، متهم هستید به اخلال در نظم عمومی با بیم تجری ناشی از قتل عمد، سرقت و شرب خمر. از خودت دفاع کن.
متهم: اتهام قتل عمد را قبول دارم، ولی سرقت را قبول ندارم و شرب خمر را نیز دروغ گفتهام.
قاضی: به عنوان آخرین دفاع، اگر مطلبی داری عنوان کن.
متهم: از دادگاه تقاضای عفو و بخشش دارم.
در انتهای این جلسه، قاضی تردست ختم جلسه را اعلام کرد و اعلام نتیجه را به بعد از مشاوره با اعضای دادگاه موکول کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: