سفرهای عاشقانه فوتبالی

این مردان، جوان نیستند. شغل‌های جدی دارند و از همه مهم‌تر این‌که همگی دارای همسر و فرزند هستند. اما هر 2 سال یکبار در فصل تابستان این 6 نفر خانواده را به دست فراموشی می‌سپارند و به دنبال عشقشان به راه می‌افتند. به نوشته دویچه وله، فریدبرت مویرر یک روزنامه‌نگار آلمانی ساکن در شهر کلن است. هر 2 سال یکبار برای او و 5 دوست صمیمی‌اش، موعد یک سرگرمی هیجان‌انگیز و دیوانه‌کننده فرامی‌رسد: «جام‌جهانی فوتبال و مسابقات جام قهرمانی فوتبال اروپا.»
کد خبر: ۳۰۲۲۴۱

11 سال است که همسران این 6 مرد با این حقیقت کنار آمده‌اند که شوهرانشان عاشقان سینه‌چاک فوتبال هستند و تابستان‌ها برای 2 هفته تمام غیبشان می‌زند تا به دنبال عشقشان در کشورهای میزبان بروند و چادر بزنند. دیرک زندکولر با 52 سال سن پیشکسوت گروه به شمار می‌رود، یک طرفدار دوآتشه فوتبال که معتقد است چادر زدن این امکان را به آنها می‌دهد تا با طرفداران تیم‌های دیگر ارتباط برقرار کنند.

به باور دیرک زندکولر تب و تاب تعویض بلیت یکی از هیجان‌های این گونه مسافرت‌های فوتبالی است. او هیچ‌وقت از تورهای مسافرتی استفاده نمی‌کند که یک مسابقه را ببیند. «نکته‌ جذاب این است که به کشوری سفر کنی، دست‌کم یک یا دو هفته وقت داشته باشی که آن کشور را تجربه کنی، شهرهایش را ببینی و همراه با مسابقات فوتبال رشد کنی»! البته چنین مسافرت‌هایی نیازمند یک برنامه‌ریزی دقیق است که به هیچ‌وجه نمی‌توان آنها را در دقیقه‌ 90 انجام داد.

فریدبرت مویرر در زمان جام جهانی فوتبال 2006 مسوول یکی از همین تعویض‌ها می‌شود: «من برای بازی آلمان برابر لهستان 6 بلیت گیر آوردم. تهیه‌ 6 بلیت برای این بازی کار خیلی سختی بود. از چند هفته پیش‌تر این بلیت‌ها را سفارش داده بودم که تنها 4 بلیت نصیبم شد، 2 بلیت کم داشتم که مجبور شدم آنها را با دو بلیت بازی برزیل و کرواسی تعویض کنم. بعد از مدت زیادی گشتن، خانمی را در برلین پیدا کردم که حاضر شد بلیت‌هایش را با من عوض کند و به این ترتیب بالاخره بعد از چند ماه توانستم هر 6 بلیت را جور کنم.»

در زمان جام جهانی خانه‌ این 6 نفر پایگاه طرفداران تیم‌های دیگری بود که از کشورهایشان راهی آلمان شده بودند. قرار بود که در خانه‌ فریدبرت مویرر 2بریتانیایی 40 ساله ساکن شوند، اما به جای آن به یکباره 6 دانشجوی انگلیسی دم خانه‌ وی سبز می‌شوند که فورا به دنبال جایی برای اقامت می‌گشته‌اند.

دانشجوها در حیاط خانه‌ مویرر چادر می‌زنند و بعد از 10روز اقامت آنچنان مهرشان به دل بچه‌های او و همین‌طور همسایگانش می‌افتد که دلشان راضی به بازگشت آنها نمی‌شده است: «روز آخر آنها به من لباس تیم ملی انگلیس را هدیه دادند که تا به امروز هم در کمد از آن نگهداری می‌کنم. واقعا هدیه‌ زیبایی بود.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها