در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امین تارخ در سال 1332 در شیراز به دنیا آمد. او در رشته هنرهای نمایشی تحصیل کرد و در سال 1356 فارغالتحصیل شد. زمان فارغالتحصیلی تارخ نشان میدهد که او در چه مقطعی فعالیتش را آغاز کرد و بنابراین بیربط نیست که تارخ را یکی از بازیگران نسل انقلاب به حساب میآورند. سالهای فعالیت او، دورانی بود که سینمای ایران نیازی به ستاره نداشت و فراتر از این، فیلمهایی که در آن زمان ساخته میشدند، رویکردشان دقیقا علیه نظام ستارهسالاری سینما در سالهای پیش از انقلاب بود. تارخ تحصیلاتش را در رشته مدیریت امور فرهنگی ادامه داد و سال 1364 مدرک کارشناسی ارشدش را هم گرفت. اما پیش از آن، بازی در سینما را برای نخستین بار در فیلم «مرگ یزدگرد» تجربه کرد. بهرام بیضایی که فیلم «چریکه تارا» یش دیده نشده بود، فیلم بعدیاش را براساس یکی از متون ارزشمندش کارگردانی کرد. بازیگر نخستش که معلوم بود پس از «چریکه تارا» بار دیگر سوسن تسلیمی خواهد بود و از قبل مهدی هاشمی نیز کاندیدای نقش آسیابان بود. اما برای نقشهای فرعیتر، بیضایی بار دیگر هنر استعدادیابی خود را به نمایش گذاشت و برای اولین بار از امین تارخ و علیرضا خمسه در 2 نقش بسیار متفاوت بهره گرفت. تارخ در این فیلم ایفاگر نقش یکی از سرداران یزدگرد را بازی میکند که در پی پادشاه سر از خانه آسیابانی درآورده که متهم به قتل یزدگرد است. شیوه بیان بازیگران این فیلم و نحوه قرار گرفتنشان در جلوی دوربین، علاوه بر این که سبک ویژه کارگردان را در میزانسن به نمایش میگذارد، محکی جدی بود برای سنجش عیار بازیگری بازیگران. بازیگران اصلی مانند تسلیمی و هاشمی با درخشششان خاطره خوبی از خود به یادگار گذاشتند و بازیگران نقشهای مکمل نیز در کنار آنان حضوری مؤثر داشتند. سابقه کار تارخ به تئاتر برمیگردد. او در نمایشهایی مانند «اتللو»، «انسان خوب سچوان»، «ارثیه ایرانی»، «الکترا»، «بکت» و «تسلیمشدگان» بازی کرد و پس از آن که در سینما و تلویزیون به جایگاهی رسید، این هنر را فراموش نکرد.
4 سال پس از فیلم بهرام بیضایی، تارخ در فیلمی به کارگردانی مرحوم جلال مقدم بازی کرد. «چمدان» با بازی عزتالله انتظامی، فیلمی بود که کارگردان مطرح سینمای ایران و صاحب آثاری چون «پنجره» و «فرار از تله» آن را ساخت. اهمیت این فیلم در کارنامه تارخ این بود که با آن به سینمای ایران شناسانده شد و از آن پس کارش را جدیتر دنبال کرد. «پرنده کوچک خوشبختی» سومین فیلم تارخ به کارگردانی پوران درخشنده بود. تارخ در این فیلم در کنار هما روستا بازی خوبی از خود به نمایش گذاشت؛ هم نقش محوریتری در این فیلم داشت و هم شایستگیهای خود را برای ایفای نقشهای رئالیستیتر نشان داد. این فیلم خوب به مدد بازیهای روان بازیگرانش، تاکنون بهترین اثر کارگردانش مانده است. تارخ در صحنههای گوناگون این فیلم در نقش پدری نگران کودک بیمارش، بازی خوبی را ارائه کرد. همان سال (1366) در «پاییزان» به کارگردانی رسول صدرعاملی جلوی دوربین رفت. تارخ بازیگر نوجو و جدیدی بود که در انتخاب فیلمهایش دقت زیادی میکرد. بسیاری از کارگردانانی هم که امروزه نامشان برای ما آشناست، در آن سالها تجربه چندانی در عرصه فیلمسازی نداشتند و به این ترتیب نسل تازه سینماگران دهه 60 شکل گرفت. «بوعلی سینا» ساخته کیهان رهگذر، فیلمی بود که در آن تارخ بار دیگر نقشهای تاریخی را تجربه کرد و در این میان نباید از یاد برد که سریال «سربداران( »محمدعلی نجفی) جزو آثار پربیننده آن سالهای تلویزیون بود که امین تارخ در آن در کنار علی نصیریان و سوسن تسلیمی بازی مؤثری از خود به نمایش گذاشت. پخش گسترده این سریال در سالهایی که از در و دیوار سریال تلویزیونی و تلهفیلم نمیریخت و با توجه به محدودیت شبکهها و برنامههای تلویزیون، تاثیر زیادی در تثبیت جایگاه تارخ به عنوان بازیگری مطرح داشت. «سربداران» جزو چند سریال برجسته و پرهزینه سالهای پس از انقلاب است که محبوبیت آن باعث محبوبیت بازیگران و دیگر عواملش نیز شد.
از این پس تارخ با دقت بیشتری فیلمهایش را انتخاب کرد و رفتهرفته کارگردانان سرشناس نیز به او تمایل پیدا کردند. یکی از این کارگردانان مسعود کیمیایی بود. کیمیایی سوای بحثهای همیشگی درباره سینمایش و صرفنظر از دیدگاههای هواداران و مخالفان سنتیاش، به تجربه ثابت کرده که یکی از بهترین کارگردانان سینمای ایران در انتخاب بازیگرانی متناسب با نقشها و نیز یکی از ماهرترین فیلمسازان در بازی گرفتن از آنهاست. نکته مهم درباره او این است که فیلم «سرب» یکی از آثار شاخص و تحسین شدهاش در سالهای پس از انقلاب به شمار میآید. تارخ به دعوت کیمیایی در «سرب» در کنار مرحوم هادی اسماعیلی، جمشید مشایخی، فریماه فرجامی و... بازی کرد و حاصل کار او، یکی از امیدبخشترین حضورهای جلوی دوربینش در سالهای نخستین فعالیتش بود. هنوز و با گذشت بیش از 20 سال از ساخته شدن این فیلم، چیزهایی برای کشف کردن در آن میتوان پیدا کرد؛ از جمله ظرایف کار امین تارخ. این بازیگر پس از تجربه کار با کیمیایی، یکی دو سالی از سینما دور ماند و به بررسی پیشنهادهایش پرداخت تا این که «مادر» از راه رسید و تجربه همکاری با یک کارگردان بزرگ دیگر به نام علی حاتمی. «مادر» ستایشنامهای است در منزلت و جایگاه مادر در فرهنگ ایرانی و اسلامی و یکی از گرمترین و محبوبترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران. درست است که در این فیلم بیش از امین تارخ، نام بازیگران دیگر مانند رقیه چهرهآزاد، محمدعلی کشاورز و اکبر عبدی همواره به میان میآید اما بازیگران فرعیتر آن مانند اکرم محمدی، حمید جبلی، محبوبه بیات و جمشید هاشمپور نیز میدرخشند. تارخ در این فیلم نقش یکی از برادران را بازی میکند که تحصیلکرده است و برخلاف برادر لمپنش و برادر کوچکتر که بیمار است، سعی میکند رفتاری خردمندانهتر با دیگران داشته باشد. دوبلوری که در این فیلم به جای امین تارخ صحبت کرد، خسرو خسروشاهی بود.
جستجوگر (محمد متوسلانی) رجعتی دیگر بود به نقشهای تاریخی از جنس «سربداران» و شقایق (مجید قاریزاده) ملودرامی که همسنگ فیلمهای مهم تارخ نبود. او پس از این 2 فیلم در سال 1370 بار دیگر در فیلمی از علی حاتمی با نام «دلشدگان» جلوی دوربین رفت و بعد از آن شاید برای نخستین بار تجربه بازی در نقشی کمدی را در «مجسمه» آزمود. کارگردان این کمدی ابراهیم وحیدزاده است که او را به عنوان یک کمدیساز باسابقه میشناسیم که هنوز هم از پا ننشسته است. «مجسمه»، جزو کمدیهای آبرومند و خوب آن سالها بود. از میان کارگردانان بزرگ، داریوش مهرجویی هم به تارخ توجه نشان داد و نقش مهمی در فیلم ارزشمندش «سارا» به امین تارخ پیشنهاد کرد. تارخ در این فیلم نقش همسر شخصیت اصلی را بازی میکند. تارخ، نیکی کریمی و مرحوم خسرو شکیبایی 3 بازیگر اصلی فیلم بودند که در این میان نقش کریمی و شکیبایی به نسبت تارخ پررنگتر بود. اما تارخ با بازی در نقشی که مثبت یا منفی بودن آن چندان واضح نبود، تصویری دقیق از یک مرد ایرانی را به نمایش گذاشت که همانقدر که نسبت به زن و زندگیاش حساسیت دارد، به همان میزان هم میتواند بیرحم و بیتفاوت باشد. این شخصیت منبعی بود برای کارگردان تا در اثر تحسین شده دیگرش با نام «لیلا» در طراحی شخصیت مرد اصلی، به آن مراجعه و از آن گرتهبرداری کند. آنها هیچکس را دوست ندارند (جعفر سیمایی)، آرزوی بزرگ (خسرو شجاعی)، توطئه (علی قویتن)، هفتسنگ (عبدالرضا نوابصفوی)، ماه و خورشید (محمدحسین حقیقی)، ساغر (سیروس الوند)، عشق به اضافه دو (رضا کریمی)، پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان) و رئیس (مسعود کیمیایی) دیگر فیلمهای این بازیگر قدیمی سینمای ایران هستند که هیچ کدام نتوانستند یاد و خاطره نقشهای بزرگ این بازیگر را در سالهای گذشته تکرار کنند.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: