لذتی فراتر از انتقام

چهارشنبه آخر هر ماه، بدترین روز برای محکومان به اعدام است. آنها در این روز بسته به وضعیت پرونده‌ها، در زندان‌های کشور پای چوبه‌دار می‌روند که بعضی‌ها اعدام می‌شوند و بعضی از آنها نیز بخشیده می‌شوند. بیشتر این افراد در اثر ارتکاب قتل محکوم به قصاص شده‌اند و عده کمی هم جرایم سنگین دیگر مانند قاچاق مواد مخدر انجام داده‌اند. همه افرادی که محکوم به قصاص شده‌اند البته، قاتلان بالفطره نیستند. عده‌ای با نقشه قبلی، در جریان سرقت یا در اثر اختلافات خانوادگی مرتکب قتل شده‌اند، اما بسیاری نیز در اثر نزاع‌های خیابانی یا اختلافات باعث درگیری و سپس مرگ مقتول شدهاند. با این همه، تمام این افراد مرتکب قتل شده‌اند و مجازاتشان قصاص است. تنها راه نجات آنها نیز رضایت اولیای دم است. اما اولیای دم که داغدیده و عزادارند به سختی حاضر به بخشش قاتل عزیز خود می‌شوند و موارد عفو و بخشایش استثناست.
کد خبر: ۳۰۰۸۹۱

سال گذشته، مردی که همسر خود را به قتل رسانده بود و محکوم به قصاص بود، با رضایت اولیای دم از اعدام نجات پیدا کرد. همچنین علی که جوانی به اسم بهروز را به قتل رسانده بود، به همراه سینا که در نوجوانی مرتکب قتل شده بود و قرار بود همزمان اعدام شوند، هر دو با رضایت اولیای دم فرصت زندگی دوباره یافتند. چندی پیش نیز جوانی به اسم بنیامین که فردی به اسم حسین را به قتل رسانده بود، با جلب رضایت اولیای دم، از مرگ رهایی یافت.

در روایات اسلامی، در کنار تاکید بر حق قصاص، بر بخشش و عفو نیز تاکید شده است. اما راه درست کدام است؟ حجت‌الاسلام حسن عموزادی، قاضی دادگستری در این باره می‌گوید: «عفو و گذشت، در را‡س ارزش‌های اسلامی قرار دارد. امام علی (ع) می فرماید عفو و گذشت، زینت فضایل اخلاقی است. پیامبر اکرم (ص) نیز میفرماید بخشیدن کسی که به شما آسیب رسانده، بهترین اخلاق دنیا و آخرت است. در مقابل، نداشتن روحیه گذشت، بدترین عیب محسوب می‌شود. از امام علی (ع) روایت است که کمی عفو و گذشت، زشت ترین عیب‌ها و شتاب کردن برای انتقام، بزرگ‌ترین گناه است.»

قاضی عموزادی تاکید می‌کند: «وقتی گذشت می‌کنیم، هم رضایت خدا را جلب می‌کنیم هم خانواده‌ای را از داغدار شدن نجات می‌دهیم. درست است که قصاص حق است، اما روایت داریم که لذتی که در عفو هست در انتقام نیست. قتلی که واقع شده، چه عمدی باشد و چه غیرعمدی، با مرگ یک نفر دیگر، جبران نمی‌شود. روایت داریم که ایثار و از خودگذشتگی از بهترین فضایل است. قصاص نتیجه‌ای دربر ندارد و در بسیاری موارد خانواده‌هایی که تقاضای قصاص کرده‌اند و قاتل را مجازات کرده‌اند، بعدا پشیمان ‌شده‌اند.»

عطش انتقام از کجا ناشی می‌شود و در بعضی موارد پشیمانی از کجا می‌آید؟ همه اینها به گفته علیرضا کیهان نیا، روان شناس، از بحرانی روحی ناشی می‌شود که خانواده‌ای که عزیزی را از دست داده‌اند، به آن دچارند. او تصریح می‌کند: «هرکسی عزیزی را از دست می‌دهد، حق دارد اندوهگین شود. چون با کسی که از دست داده خاطراتی داشته، برایش زحمت کشیده و دوستش داشته است. این داغ اگر با ضایعه دیگری همراه باشد، مثلا متوفی نان آور خانواده باشد یا کسی باشد که از اعضای خانواده مراقبت می‌کرده، ناراحتی مضاعف به همراه دارد. خانواده مقتول حق دارند ناراحت و عصبانی باشند. معمولا زمان برای این افراد درمانگر است. بعد از مدتی می‌توانند به احساسات خود غلبه کنند و ماجرا را بازبینی کنند. ببینند سهم قاتل و مقتول در اتفاقی که افتاده چه بوده و خودخواهی را کنار بگذارند.»

به گفته این روانشناس، روحیه انتقام جویی، به تیپ خانواده مقتول بستگی دارد: «اگر خانواده مقتول ذاتا عصبی، متشنج و انتقام جو باشند، فکر می‌کنند با مجازات قاتل به تسکین می‌رسند. اما اگر انسان‌های متعالی و خودیافته‌ای باشند، به این نتیجه می‌رسند که در عفو لذتی است که در انتقام نیست. یا به قول مولا علی (ع) کسی که انتقام می‌گیرد یک روز خوشحال است و کسی که می‌بخشد یک عمر.»

این روانشناس ادامه می‌دهد: «این افراد باید سعی کنند واقع گرا باشند و خود را جای قاتل یا خانواده‌اش بگذارند. مثلا در قتل‌هایی که در اثر نزاع خیابانی به وجود آمده، خانواده مقتول تصور کنند اگر در یک لحظه غفلت، فرزندان آنها دیگری را می‌کشت ، چه میشد ؟ این اتفاق ممکن بوده بیفتد، اما به صورت دیگری رخ داده. در زمان التهاب روحی، ما به قصاص فکر می‌کنیم. اولیای دم معمولا بعد از قصاص به طور موقت تسکین پیدا می‌کنند اما بعد از مدت کوتاهی، بخش دیگری از وجودشان بیدار می‌شود و پیش خود می‌گویند آیا بهتر نبود می‌بخشیدیم؟ این تضاد، شخصی را که انتقام گرفته دچار افسردگی می‌کند و آینده اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این افراد باید مصلحت‌اندیشی کنند. با خود بگویند اگر قاتل قصاص شود اتفاق بهتری خواهد افتاد؟»

اما برای تقاضای بخشش چه باید کرد؟ خانواده قاتل خود اقدام کنند یا افراد دیگر را واسطه قرار دهند؟ به گفته کیهان‌نژاد، گاهی خانواده‌ها در اثر وساطت افراد دیگر، دچار نوعی لجبازی می‌شوند: «بهتر است خود خانواده‌ها برای طلب بخشش اقدام کنند و خود مجرم نیز اظهار پشیمانی و عذرخواهی کند. خانواده مقتول داغدیده‌اند و نیاز به تسکین دارند. اگر خانواده از رافت اسلامی و مقام والای انسانیت بهره‌مند باشند، عذرخواهی را قبول می‌کنند.»

این روانشناس به افرادی در این شرایط توصیه می‌کند که هرگاه خواستند کسی را مجازات کنند، ابتدا خود را جای او بگذارند: «اگر خود را جای کسی بگذاریم که آماده اعدام است، احساسات انتقام‌جویانه ما کمرنگ‌تر و میزان بخشش بیشتر می‌شود.»

در کنار خانواده‌هایی که تا آخرین لحظه برسر تصمیم خود برای اعدام می‌مانند، خانواده‌هایی هستند که نظرشان عوض می‌شود و می‌بخشند. محبوبه رمضانی، یکی از این افراد است که «علی»، قاتل برادرش «بهروز» را بخشیده است. او نیز ابتدا احساس همه اولیای دم را داشته و شب و روز منتظر روز قصاص بوده است. او می‌گوید: «تا لحظه‌ای که قاتل برادرم پای چوبه‌دار برود من فقط به انتقام فکر می‌کردم. پدر و برادرهایم مایل به بخشش بودند، اما چون من از همه به برادرم نزدیک‌تر بودم و مادر هم نداشتیم، این حق را به من دادند تا انتخاب کنم. وقتی همه می‌گفتند در عفو لذتی است که در انتقام نیست، من می‌گفتم نه، خدا انتقام را گذاشته که ما آرام بگیریم.»

رمضانی ادامه می‌دهد: «شب اعدام برادرهایم از تهران بیرون رفته بودند تا شاهد التماس‌های خانواده نباشند. برادرهایم هم به من التماس می‌کردند که ببخشم، اما من می‌گفتم اگر رضایت بدهید من خودم را آتش می‌زنم. حتی وقتی خانواده قاتل می‌آمدند و گریه می‌کردند، من با خونسردی به 110 زنگ می‌زدم. پیش خودم می‌گفتم من هم این روزها را گذرانده‌ام و گریه کرده‌ام. حالا نوبت آنهاست. تا این‌که روز اعدام4‌نفر را برای اعدام آوردند.»

به گفته رمضانی، با این‌که حضور او در زندان ممنوع بوده، به اصرار پدرش او را هم راه می‌دهند: «پدرم گفت اگر می‌خواهید رضایت بدهد بگذارید بیاید. شاید دلش به رحم بیاید. من 3 سال منتظر آن لحظه بودم. دیدم زنی به شدت گریه می‌کند. دلم به درد آمد. گفتند این مادر سینا پایمرد است که قرار است اعدام شود. به برادرهایم گفتم این زن چرا گریه می‌کند؟ گفتند یکی مثل تو می‌خواهد پسرشان را اعدام کند.»

او در ادامه می‌گوید: «من طرف برادرهای کسی رفتم که سینا به قتل رسانده بود. گفتم نمی‌شود ببخشید؟ گفتند تو خودت می‌خواهی قصاص کنی. تو دیگر چه می‌گویی؟ وقتی سینا را آوردند داشت مثل ابر بهاری گریه می‌کرد و می‌گفت یا امام حسین، یا فاطمه زهرا! پدرم گفته تو را صدا کنم. من به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم. وقتی طناب را به گردن آن 4 نفر انداختند، سینا نی‌لبکش را خواست و شروع کرد به نی زدن. من معتقدم این نی دیگر هیچ وقت نواخته نمی‌شود. آنجا همه گریه می‌کردند و من ناگهان به پای کسانی افتادم که تقاضای قصاص برای سینا را داشتند. پایشان را بوسیدم و گفتم این بچه تا آخر عمرش کارد میوه‌خوری هم نمی‌تواند دست بگیرد. تو را به خدا ببخشید. اما آنها نمی‌بخشیدند و با تشر می‌گفتند خانم شما خودت داری قصاص می‌کنی! من هم طرف پدرم رفتم و گفتم پدر بیا ما ببخشیم بلکه اینها هم ببخشند.»

پدر از دخترش می‌پرسد آیا مطمئن است و بعد‌ها پشیمان نمی‌شود؟ دختر به او اطمینان می‌دهد و رضایت می‌دهد.

حالا محبوبه رمضانی از این‌که بخشیده خوشحال است: «خدا را شکر می‌کنم. مطمئنم اگر قصاص می‌کردم تا آخر عمرم پشیمانی می‌کشیدم و از خدا شرمنده بودم. ما که خود قادر به بخشیدن نیستیم چه طور از خدا می‌خواهیم ما را ببخشد؟ حالا هر خانواده‌ای را ببینم که در شرایط آن روز من است می‌روم با آنها صحبت می‌کنم که رضایت بدهند. نه به خاطر خانواده قاتل، به خاطر خودشان. به خاطر این‌که لذت بخشش را درک کنند و هرگز احساس پشیمانی نکنند. به آنها می‌گویم که خدا جای حق نشسته و اگر قاتل لیاقت زندگی دوباره را نداشته باشد، به هر نحوی جان او را می‌گیرد. قاتل برادر من یک‌سال‌و‌نیم بعد در اثر تصادف فوت کرد. از مرگ او خوشحال نشدم. از این مساله خوشحال شدم که مرگ او گردن من نیفتاده و توانسته‌ام او را ببخشم.»

ماجرای محبوبه رمضانی، تنها یک نمونه از ماجراهای خانواده‌هایی است که بعد از بخشش احساس رضایت و غرور کرده‌اند.

او به اولیای دم که در شرایط آن روز او هستند، توصیه می‌کند به حرف مردم توجه نکنند و بخشنده باشند: «من همان روزها مقابل زندان اوین خانواده‌ای را دیدم که می‌خواستند رضایت بدهند اما از حرف مردم می‌ترسیدند و می‌گفتند مردم می‌گویند ما بی‌غیرت هستیم. از همه اولیای دم خواهش می‌کنم به بزرگی خدا ایمان داشته باشند و مطمئن باشند اگر ببخشند تا آخر عمر سرافرازند اما اگر نبخشند و قصاص کنند بزودی پشیمانی به سراغشان می‌آید.»

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها