بزرگان علوم نوین به دنبال بازتعریف هوش مصنوعی

هوش مصنوعی در بیراهه

فرآیند توسعه هوش مصنوعی تا حد زیادی به بیراهه رفته و این دقیقا همان چیزی است که اکنون به عنوان بهانه شکل‌گیری یکی از بزرگ‌ترین و غنی‌ترین گروه‌های علمی و تحقیقاتی جهان درآمده است. به نظر می‌رسد هر روز باید منتظر انتشار خبری حیرت‌انگیز از دانشگاه MIT بود.
کد خبر: ۳۰۰۴۳۳

این بار گروهی از پژوهشگران این دانشگاه، تلاش جسورانه‌ای را آغاز کرده‌اند که طی آن، در نظر دارند تعریف دوباره‌ای از هوش مصنوعی ارائه کنند. آنها معتقدند در گذشته خطاهای زیادی در این زمینه وجود داشته است و اکنون باید با بازگشت به عقب و جبران خطاهای بنیادین، تحقیقات تازه‌ای در زمینه هوش مصنوعی انجام داد. طراحی و تولید پردازشگرهای کمکی برای مغز انسان هدفی است که پژوهشگران این پروژه به آن فکر می‌کنند.

بسیاری از پژوهشگران متخصص در زمینه هوش مصنوعی بر این باورند که گرچه بیش از نیم قرن از آغاز این تحقیقات می‌گذرد، اما باید اعتراف کرد که در این مدت طولانی، تحقیقات یاد شده در مسیر پر از ابهام و نامشخصی به پیش می‌رفته است.

اکنون گروهی از پیشگامان این دانش جذاب با همکاری پژوهشگران قدیمی این عرصه، ایده‌های جدیدی را در این خصوص ارائه کرده‌اند. پروژه جدیدی که در این خصوص آغاز شده، یک طرح 5میلیون دلاری است که قرار است طبق جدول زمانی 5 ساله‌ای عملی شود. در پروژه ماشین مغز (Mind Machine Project) حدود 20 پژوهشگر گرد هم آمده‌اند تا ماشین‌آلاتی طراحی کنند که به معنای واقعی هوش مصنوعی به شمار آیند.

در این پروژه جدید، نگاه دوباره‌ای به هوش مصنوعی و تمامی جنبه‌های آن می‌شود که از آن جمله می‌توان به طبیعت هوش و حافظه و این نکته اشاره کرد که چگونه هوش را می‌توان در فرم فیزیکی نمودار ساخت. به باور دانشمندان، در 30 سال گذشته و به دلیل خطاهای محسوسی که در فرآیند توسعه فناوری هوش مصنوعی ایجاد شده است، برخی ایده‌های اصلی به فراموشی سپرده شده‌اند.

سال 1956 نخستین نظریه‌ها در زمینه هوش مصنوعی مطرح شد؛ زمانی که هربرت سیمون پیش‌بینی کرد 20 سال بعد، ماشین‌هایی تولید خواهد شد که توانایی خیره‌کننده در انجام هر کاری دارند که انسان می‌تواند انجام دهد اما از پایان آن 20 سال، 20 سال دیگر نیز گذشته و از منظر بسیاری صاحب‌نظران علوم نوین، آنچه پیش‌بینی شده بود، محقق نشده است.

گام اولی که پژوهشگران این پروژه برمی دارند، بازگشت به عقب و احیای تفکرات موجود در زمینه فناوری اطلاعات به عنوان مبنای توسعه هوش مصنوعی است. پژوهشگرانی که در زمینه هوش مصنوعی فعالیت دارند، 3 فاکتور مهم یعنی هوش، حافظه و جرم (بدن) را فاکتورهای بنیادین و مؤثر در زمینه توسعه ساختاری فناوری هوش مصنوعی می‌دانند. در این پروژه جدید، قرار است نگاه متفاوتی به این سه فاکتور شود. طبیعت هوش، نخستین فاکتور از مجموع 3‌فاکتوری است که تمرکز محققان پروژه بر آن بوده است. «چگونه می‌توان تفکر و هوش را مدل‌سازی کرد؟» این پرسش اساسی است که در این پروژه مطرح شده و برای آن پاسخی مناسب ارائه می‌شود درحالی که در نیم قرن گذشته پژوهشگران نتوانسته‌اند مدل‌هایی ارائه کنند که با استفاده از آنها می‌توان یک مسأله را به روش‌های مختلف حل کرد و این دقیقا همان چیزی است که مغز انسان براحتی آن را انجام می‌دهد. پژوهشگران این پروژه پیچیدگی‌های عمیق ساختار مغز انسان را یکی از مهم‌ترین عوامل این ناکامی در نیم قرن گذشته و بخصوص 30 سال اخیر می‌دانند. حوزه دوم در این فرآیند حافظه است و باید گفت، بخش اعظمی از تلاش‌ها در زمینه توسعه فناوری هوش مصنوعی، دستیابی به سازگاری مصنوعی میان سیستم‌ها و قوانین مختلف در یک جرم بسیار کوچک است. اینجاست که باید الگوبرداری دقیقی از طبیعت پیچیده حافظه انسانی انجام شود. مغز انسان در برابر حقایق پذیرفته شده به دنبال دلیل و منطق نیست، اما رایانه‌ها باید یاد بگیرند که برای انجام هرکاری چگونه دلیل و منطق مشخصی پیدا کنند.

صاحبنظران علوم نوین معتقدند زمان لازم برای تجدیدنظر در نگاه به هوش مصنوعی و چگونگی دستیابی به آن فرا رسیده است

و اکنون جرم (بدن) به عنوان سومین فاکتور. حقیقت این است که از چند دهه پیش علم رایانه و فیزیک از یکدیگر منشعب شدند. رایانه‌ها به واسطه نوشته شدن خطوط کدبندی شده به صورت متوالی، برنامه‌ریزی می‌شوند اما چنین فرآیندی درخصوص مغز وجود ندارد. در مغز هر چیز در هر زمانی به وقوع می‌پیوندد. با توجه به این حقیقت پذیرفته شده، گروهی از پژوهشگران گرایش جدیدی را در زمینه برنامه‌ریزی رایانه‌ای مطرح کرده‌اند که می‌تواند مبنای بازتعریف دقیق و اصولی هوش مصنوعی تلقی شود. در این گرایش جدید کهRALA نام دارد، تلاش می‌شود تمامی جنبه‌های علوم رایانه‌ای بر مبنایی به کار گرفته شود که شباهت زیادی به ساختارهای فیزیکی داشته باشد. این نگرش جدید می‌تواند به خلق رایانه‌هایی منجر شود که همانند مغز انسان عمل می‌کنند.

در این پروژه جدید 5 نسل از دانشمندان و محققان 5 دهه عمر تحقیقات مربوط به فناوری هوش مصنوعی به کار گرفته شده‌اند تا به این ‌ترتیب از تمامی تجربیات کسب شده در نیم قرن گذشته برای بازتعریف دقیق هوش مصنوعی استفاده شده باشد.

یکی از مهم‌ترین عواملی که نقش زیادی در به بیراهه رفتن تحقیقات مربوط به هوش مصنوعی داشته است، کاهش قابل توجه نظریه‌هایی است که در این زمینه ارائه شده است. این موضوع به کاهش شدید طرح نظریه‌های مختلف درخصوص علوم مغزی نیز منجر شده است و اکنون بسیاری امیدوارند با اجرای پروژه‌هایی از این دست، طرح نظریه در ارتباط با فناوری هوش مصنوعی و جنبه‌های مختلف آن متحول شود.

به هر حال باید پذیرفت که دانش بشری طی 3 دهه گذشته در زمینه توسعه فناوری هوش مصنوعی راه منطقی و هدف‌داری را طی نکرده است و هنوز هم با گذشت نیم قرن از طرح نخستین نظریه‌ها همچنان پرسش‌هایی مطرح است که در 30 سال گذشته مورد بحث بوده‌اند. بدون شک نامه‌ای که دکتر مک کارتی سال 1978 درخصوص هوش مصنوعی و چگونگی دستیابی به آن نوشته بود، نشان‌دهنده عقب‌ماندگی دانش بشری در این عرصه بوده‌ است.

وی در آن نامه آورده بود برای دستیابی به هوش مصنوعی که همسطح با هوش و مغز انسانی باشد به 7/1 اینشتین، 2 ماکسول، 5 فارادی و 3‌پروژه منهتن نیاز است.

این درحالی است که بسیاری از صاحب‌نظران علوم نوین معتقدند زمان لازم برای تجدیدنظر در نگاه به هوش مصنوعی و چگونگی دستیابی به آن فرا رسیده است. آنها علت چنین دیدگاهی را پیشرفت‌های خیره‌کننده می‌دانند که در عرصه‌های گوناگون علمی مرتبط با هوش مصنوعی روی داده است. هم اکنون دانشگاه MIT خود را به عنوان پیشگام اصلی در زمینه بازتعریف مشخصی از هوش مصنوعی معرفی کرده است، اما به جهت اهمیت موضوع و نگاه پنهان و پیدای جهانی به این فناوری، به نظر می‌آید که در ماه‌ها و سال‌های آینده شمار قابل توجهی از دانشگاه‌ها و مراکز معتبر تحقیقاتی جهان همکاری گسترده‌ای را با این دانشگاه آغاز کنند و آن زمان است که می‌توان هوش مصنوعی را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین بهانه‌های علمی برای نزدیکی نهادهای علمی و تحقیقاتی جهان به شمار آورد.

مترجم:‌ مهدی پیرگزی
منبع:‌ دانشگاه MIT

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها