آمریکا و سیاست خارجی

استفاده آمریکا از "قدرت هوشمند"

گولینکر محقق مشهور آمریکایی نشان داده دولت ایالات متحده از "قدرت هوشمند " یعنی استفاده بهنگام از قدرت نرم و سخت برای مقابله با انقلاب‌های آمریکای لاتین و از جمله کودتا و برگزاری انتخابات در هندوراس استفاده کرده است.
کد خبر: ۲۹۹۶۰۳

هنری کیسینجر می‌گفت که دیپلماسی "هنر مهار کردن قدرت " است. مسلم است که این بانفوذترین نظریه‌پرداز سیاست خارجی آمریکا در قرن بیست و یکم به لزوم "مهار کردن قدرت " سایر کشورها و حکومت‌ها اشاره دارد و هدف او ابقای سلطه آمریکا بر جهان است.


روسای جمهوری که در رده "جورج دبلیو بوش " بودند از "قدرت سخت " از جمله تسلیحات، بمب‌ها، تهدیدات و حملات نظامی برای رسیدن به این هدف استفاده می‌کردند.


سایر روسای جمهور, مانند بیل کلینتون , از "قدرت نرم "‌از جمله جنگ فرهنگی، ‌هالیوود، آراء و نظریات دیپلماتیک، ‌اقتدار و تبلیغات اخلاقی و معنوی برای جلب "قلب ها و اذهان "‌مردم در میان کشورهای دشمن استفاده می‌کردند.


 دولت اوباما سیاستی متفاوت از این دو را انتخاب کرده است . او ‌قدرت نظامی را با نفوذ دیپلماسی ترکیب کرده و نفوذ سیاسی و اقتصادی را با نفوذ فرهنگی و مانورهای قانونی همراه و ممزوج نموده و نام آن را "قدرت هوشمند " گذارده است و اولین بار آن را در کودتای هندوراس به کار برد، که تا کنون به نحو کاملی موثر بوده است.


هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا هنگام اداء شهادت در مجلس سنا برای دریافت رای اعتماد گفت که "ما باید از آن سیاستی استفاده کنیم که "قدرت هوشمند "‌ نامیده شده است.


این سیاست دامنه کاملی از وسایل و تدابیر ( دیپلماتیک، اقتصادی،‌ نظامی، سیاسی، قانونی و فرهنگی ) را در اختیار ما قرار می‌دهد.


ما می‌توانیم بهترین وسیله و تدبیر یا ترکیبی از آنها را برای هر وضع خاصی بکار گیریم. با "قدرت هوشمند " دیپلماسی در راس سیاست خارجی ما قرار خواهد داشت .


" کلینتون بعدا این مفهوم را تقویت کرد و  بر این امر تاکید نمود که "عاقلانه‌ترین راه این است که ابتدا از سیاست ترغیب و تشویق استفاده کنیم . "


این سیاست چه چیز هوشمندانه‌ای در خود نهفته دارد؟ این تدبیر شکلی از سیاست است که مشکل بتوان آن را طبقه‌بندی کرد , مشکل بتوان آن را تمیز داد و مشکل بتوان آن را به اجزا متشکله‌اش تجزیه کرد.


هندوراس مثال بسیار روشنی است. از یک طرف، رئیس‌جمهور اوباما کودتا علیه رئیس‌جمهور زلایا را محکوم کرد و در عین حال سفیر او در "نگوسیگالپا " به صورت منظم با رهبران کودتا جلسه داشت. کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا طی چهار ماه گذشته بارها تکرار کرد که واشنگتن در نظر ندارد در وضع موجود در هندوراس "اعمال نفوذ کند"، یعنی اینکه لازم است هندوراس بحران خود را بدون دخالت خارجی حل و فصل کند. ولی، این خود واشنگتن بود که روند میانجیگری به "رهبری " رئیس جمهور کاستاریکا "اسکار آریاس " را به هندوراس تحمیل کرد ، و این واشنگتن بود که به تامین مالی رژیم کودتا و حامیان آن از طریق سازمان کمک‌های آمریکا USAID ادامه داد و این واشنگتن بود که نیروهای مسلح هندوراس را که به سرکوب مردم اشتغال داشتند و یک رژیم بی‌رحم را به آنها تحمیل کرده بود، از طریق حضور نظامی گسترده خود در پایگاه نظامی "سوتوکا نو " تحت کنترل و فرمان خود داشت.


به علاوه، این دلالان سیاسی واشنگتن بودند که در پایان مذاکرات میانجیگرانه متن “توافقنامه “، "سن‌خوزه " را تحریر کردند و این هیات بلندپایه وزارت خارجه آمریکا و کاخ سفید بود که هندوراس را “تشویق کرد “ این موافقتنامه را بپذیرد. به رغم دخالت مستمر آمریکا در کودتای هندوراس - با تامین مالی، طراحی و حمایت نظامی و سیاسی از آن -- بکارگیری سیاست "قدرت هوشمند " واشنگتن بود که توانست افکار عمومی را مغشوش نموده و دولت اوباما را پیروز بزرگ سیاست "چند جانبه‌گرایی " جلوه دهد.


دستاورد "قدرت هوشمند " این بود که یکجانبه‌گرایی آمریکا را چند جانبه‌گرایی جلوه دهد. از همان روز اول واشنگتن برنامه خود را بر اوضاع تحمیل کرد. روز اول ژوئیه سخنگویان وزارت خارجه در گزارش خود به مطبوعات اعتراف کردند که آمریکا قبلا از وقوع کودتا در هندوراس مطلع بوده است.


آنها همچنین اقرار نمودند که دوتن از مقامات سطح بالای وزارت خارجه، به نام‌های "توماس شانون " و "جیمز اشتاین‌برگ " یک هفته پیش از کودتا در هندوراس بوده و با گروه‌های نظامی و غیرنظامی درگیر در کودتا ملاقات داشته‌اند. آنها مدعی بودند که هدف مقامات وزارت امور خارجه آمریکا از این سفر جلوگیری از کودتا بوده است.


بنابر این آنها چگونه می‌توانند این واقعیت را توضیح دهند که هواپیمایی که رئیس‌جمهور زلایا را به زور به تبعید برد از پایگاه نظامی سوتوکانو و در حضور افسران نظامی آمریکا پرواز کرد؟


حقایق موجود بر واقعیت امر در مورد واشنگتن و مسئله کودتا، و به دنبال آن آزمایش موفق با بکارگیری "قدرت هوشمند " شهادت می‌دهند . واشنگتن از وقوع کودتا، قبل از انجام آن، اطلاع داشت ولی با این وجود به تامین مالی کودتاگران از طریق سازمان کمک‌های آمریکا USAID و بنیادملی دموکراسی NED ادامه داد.


پنتاگون به تبعید غیرقانونی رئیس‌جمهور زلایا کمک کرد و بعدا دولت اوباما سازمان کشورهای آمریکایی OAS را (در لحظه‌ای که این سازمان در مرز اضمحلال قرار داشت) به کار گرفت تا برنامه خود را به وسیله آن پیاده کند . مواضعی که از جانب وزارت خارجه آمریکا اتخاذ می‌شد بدون استثنا به رهبران کودتا مشروعیت می‌بخشید , و از دو طرف می‌خواست .... مسائل سیاسی مورد اختلاف را به نحو صلح‌آمیز و از طریق مذاکره حل و فصل کنند.” از کی تا به حال یک غاصب غیرقانونی قدرت " طرف مشروعی تلقی شده که می‌تواند به مذاکره بنشیند؟


این مسلم است جنایتکاری که به زور قدرت را تسخیر کرده، علاقه‌ای به مذاکره ندارد. بر اساس همین منطق واشنگتن، جهانیان می‌توانند از دولت اوباما بخواهند که "اختلافات سیاسی خود با القاعده را به نحوی صلح‌آمیز و از طریق مذاکره حل و فصل کند،‌نه جنگ. "


سیاست "قدرت هوشمند " اوباما/ کلینتون اولین پیروزی خود را در همان روزهای اول پس از کودتا به دست آورد. دولت اوباما اعضاء سازمان کشورهای OAS را تشویق کرد که 72 ساعت به رژیم کودتا در هندوراس فرصت دهند تا "در مورد عمل خود تامل کند "‌ . بلافاصله پس از آن کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا تلاش میانجیگرانه به رهبری آریاس (رئیس‌جمهور کاستاریکا) را به هندوراس تحمیل کرد و بدینوسیله فضای کافی برای واشنگتن فراهم شد تا وارد روند وقایع شده و عنان آن را در دست بگیرد.


زمانی که رئیس‌جمهور زلایا به واشنگتن رفت و با کلینتون ملاقات کرد دیگر روشن بود که کنترل اوضاع در دست کیست. بدین طریق بود که آنان سناریوی خود را به اجرا گذاردند، وقت خریدند و قضیه را تا دقیقه آخر کش دادند، تا بدین ترتیب حتی اگر زلایا به قدرت بازگردد هیچ فضا و زمانی برای اعمال حکومت در اختیار نداشته باشد.


مردم به کلی کنار گذاشته شدند. ماه‌ها خفقان و سرکوب، خشونت، آزار و اذیت، تجاوز به حقوق بشر، حکومت نظامی، تعطیل کردن رسانه‌ها، شکنجه و ترور سیاسی به فراموشی سپرده شد.


“خیالم راحت شد “ . این گفته معاون وزارت خارجه آمریکا "توماس شانون " است به هنگامی که وی امضا "میچلیتی " و "زلایا " را زیر “موافقتنامه “ نهایی دریافت کرد. منظور ایشان این بود که مسئله هندوراس بدون خشونت حل و فصل شد.


پس از دریافت امضا طرفین در زیر”موافقتنامه“نهائی در 30 اکتبر گذشته، واشنگتن بلافاصله موانع معدودی را که به عنوان فشار تاکتیکی به رژیم کودتا تحمیل کرده بود ملغی کرد  . اکنون  دیگر آنها می‌توانستند ویزا بگیرند و به شمال (ایالات متحده آمریکا ) سفر کنند. آنها دیگر در مورد دریافت میلیون‌ها دلار از سازمان کمک‌های آمریکا -- که حتی به تعلیق هم درنیامده بود -- نگرانی نداشتند. نظامیان آمریکا در سوتوکائو می‌توانند فعالیت خود را مجددا آغاز کنند . آه، یک لحظه صبر کنید .آنها اصلا فعالیت‌شان متوقف نشده بود.


فرماندهی جنوب (Southcom) پنتاگون درست چند روز پس از کودتا اعلام کرد که “ همه چیز در مورد نیروهای مسلح ما در هندوراس به حال طبیعی است “.
 آنها مشغول فعالیت‌های معمول خود در کنار همکاران هندوراسی خود هستند و واشنگتن از هم اکنون مشغول آماده کردن هیئت خود برای نظارت بر انتخابات 29 نوامبر ریاست جمهوری(هندوراس) است. آنها هم اکنون در راه رسیدن به هندوراس هستند.


قضیه "بیلی هویا " «Billy Joya»، شکنجه‌گر زمان جنگ سرد را که در کنار رژیم کودتا مشغول نقشه‌کشیدن برای مقاومت بود فراموش کنید. قضیه نیروهای شبه‌نظامی کلمبیایی را که برای کمک به رژیم کودتا جهت "کنترل " مردم به هندوراس اعزام شده بودند را نیز فراموش کنید . دیگر ذهن کسی را در باره به کارگیری تسلیحات جنگی صوتی (LARD) -- که برای شکنجه کسانی که در سفارت برزیل بودند بکار رفت تا آنها (رئیس‌جمهور) زلایا را از سفارت خود اخراج کنند -- مشوش نکنید . هیچ اتفاقی نیافتاده است.


همانگونه که توماس شانون گفت "ما به این دو مرد بزرگ به خاطر رسیدن به این توافق تاریخی تبریک می‌گوییم " و کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا نیز گفت که "این موافقتنامه یک دستاورد سترگ برای هندوراس است " صبر کنید ببینم!  برای چه کسی ؟


در پایان توافقنامه معروفی که توسط واشنگتن به هندوراس تحمیل شد فقط از کنگره هندوراس - همان کنگره‌ای که نامه استعفای زلایا را جعل کرد تا کودتا را توجیه کند، همان کنگره‌ای که از انتصاب غیرقانونی میچلتی به مقام ریاست جمهوری حمایت کرد- می‌خواهد که اعلام کند آیا می‌خواهد زلایا را مجددا به مقام ریاست ‌جمهوری منصوب کند یا نه. و تنها پس از دریافت نظر قانونی دیوان عالی هندوراس - همان دیوانی که زلایا را به خاطر برنامه‌ریزی برای همه‌پرسی غیرتعهدآور در مورد اصلاح بالقوه قانون اساسی آتی خائن خواند، همان دیوانی که به بازداشت خشونت‌آمیز او فرمان داد -- در این مورد اقدام کند. حتی اگر پاسخ کنگره مثبت باشد، دیگر زلایا در مقام رئیس‌جمهور هیچ گونه قدرتی نخواهد داشت.


 در” توافقنامه“معروف درج شده است که اعضا کابینه توسط احزابی که در کودتا دست داشتند تعیین خواهند شد، نیروهای مسلح تحت فرمان همان دیوان کشوری خواهد بود که از کودتا حمایت کرد و زلایا نیز می‌تواند به "جرم "‌ ادعائی "خیانت " محاکمه شود . چرا که او در نظر داشته دست به اجرای یک همه پرسی غیرتعهد آور در مورد اصلاح قانون اساسی بزند.


به موجب همین " توافقنامه " یک کمیسیون حقیقت‌یاب بر اجرای آن نظارت خواهد داشت. امروز اعلام شد که "ریکاردو لاگوس ", رئیس جمهور سابق شیلی و متحد بی‌چون و چرای واشنگتن، ریاست کمیسیون حقیقت‌یاب هندوراس را بر عهده خواهد داشت. لاگوس یکی از دو رئیس هیئت مدیره {سازمان} دیالوگ آمریکایی است . این یک سازمان فکری دست راستی است که در مورد سیاست‌های واشنگتن نسبت به آمریکای لاتین صاحب نفوذ ات.


 لاگوس همچنین مسئول ایجاد نسخه شیلیایی بنیاد ملی دموکراسی NED به نام La Foundacion Democracia y Desarrollo است که هدف آن "ترویج دموکراسی " مطابق مدل آمریکایی آن در آمریکای لاتین است.


لاگوس پس از پایان دوران ریاست جمهوری‌اش در سال 2006 به ریاست کلوپ مادرید برگزیده شد .این یک کلوپ انحصاری متشکل از آن دسته از روسای جمهور سابقی است که سرسپرده "ترویج دموکراسی " در دنیا هستند. چند تن از شخصیت‌های کلیدی که هم اکنون مشغول اجرای پروژه‌ بی ثبات کردن دولت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین هستند در این "باشگاه "عضویت دارند، از جمله "خورخه گوئیروگا " و "گونزالوسانچرد " "لوزادا " (روسای جمهور سابق بولیوی) , "فلیپه گونزالس " (نخست‌وزیر سابق اسپانیا) , "هاول " (رئیس‌جمهور سابق جمهوری چک) و خوزه ماریا آزنار(نخست‌وزیر سابق اسپانیا).


در پایان باید گفت که "قدرت هوشمند " به اندازه کافی هوشمند بود تا کسانی را که امروزه "پایان بحران " در هندوراس را جشن می‌گیرند گول بزند. ولی به نظر اکثریت مردم آمریکای لاتین پیروزی "قدرت هوشمند " اوباما در هندوراس چیزی نیست جز سایه سیاه و خطرناکی که دارد بر سر ما گسترده می‌شود.


 ابتکاراتی مانند ایجاد اتحادیه آلبا تازه پایه‌گذاری شده‌اند تا آمریکای لاتین به سطحی از استقلال از قدرت سلطه‌گر شمال دست یابد. برای نخستین بار در تاریخ، کشورها و مردمان آمریکای لاتین بصورت متحد برای عزت و حق حاکمیت و ساختن آینده خود قد علم کرده‌اند. و آنوقت اوباما ظاهر شد و به همراه "قدرت هوشمند‌ "‌اش.


  در نتیجه آن اتحادیه آلبا در اثر کودتا در هندوراس صدمه خورد، اتحاد یکپارچگی آمریکای لاتین در اثر گسترش نظامی آمریکا به داخل کلمبیا تضعیف شد،‌ و مبارزه برای استقلال وحق حاکمیت در حیاط خلوت آمریکا با لبخندی شیطانی و یک دست فشردن محیلانه سرکوب و خفه شد.


با تعظیم در مقابل واشنگتن، بحران در هندوراس حل و فصل شد. ولی از شگفتی روزگار اینکه این بحران با توطئه خود آمریکا ایجاد شده بود. صحبت از کودتاهای مشابه در پاراگوئه ، ‌نیکاراگوئه ، اکوادور و ونزوئلا در میان است. در این کشورها توطئه ، ‌عملیات ضد شورش و عملیات بی‌ثبات کننده هر روزه دامنه وسیع‌تری می‌یابند. مردم هندوراس علیرغم توافقی که صاحبان قدرت به آن دست یافتند به مقاومت خود ادامه می‌دهند. قیام مصممانه و تعهد آنها نسبت به دستیابی به عدالت، نماد شرف وعزت آنان است. تنها راه تحمیل شکست بر تهاجم امپریالیستی - تهاجم نرم، سخت و یا هوشمند- دستیابی مردم به اتحاد وهمبستگی است.



مقاله: اوباما و کلینتون از "قدرت هوشمند " علیه هندوراس استفاده می‌کنند
نویسنده: اوا گولینگر Eva Golinger
مورخ: 9 نوامبر 2009
منبع: سوشیالیست وویس Sociolist Voice


{این مقاله پیش از به نتیجه نرسیدن آخرین توافق برای بازگشت مجدد رئیس‌جمهور سلایا به قدرت نگاه شده است.}


فارس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها