در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این ماجرا بار دیگر به یادمان آورد که اسیدپاشی تنها از سر انتقامجوییهای عشقی نیست و دلایل دیگری هم پشت آن است. با اینکه در باور عموم اسیدپاشی عموما از سوی مردان در مورد زنان و به دلایل انتقام شکست در عشق صورت میگیرد، بررسیها نشان میدهد تعداد قربانیان اسیدپاشی در مرد و زن برابر است. شکست عشقی تنها انگیزه این جرم محسوب نمیشود. اسیدپاشی، خشونتی است که در سرقت و اختلافات خانوادگی و کینههای قدیمی و انتقامجوییهای ناموسی به کار گرفته میشود.
مروری کوتاه بر حوادث نشان میدهد که اسیدپاشی جرمی مردانه نیست. مثلا فرحناز 18 ساله، وقتی بعد از 5 سال دوستی با پسری مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفت، روی صورت او اسید پاشید. سارا زن دیگری که از اعتیاد شوهر خود به تنگ آمده بود و نابسامانی روحی داشت، به صورت کودک 20 ماهه خود اسید پاشید.
در ماجرای دیگری، پسری که به دختری تجاوز به عنف کرده و از وعده ازدواج با او سر باز زده بود، قربانی اسیدپاشی پدر دختر شد.
اختلافات خانوادگی یکی دیگر از انگیزههای اسیدپاشی عنوان شده است. مردی میانسال به نام غلامحسین با همین انگیزه به صورت همسرش اسید ریخت و او را از یک چشم نابینا کرد و اکنون در زندان به سر میبرد.
گوناگونی انگیزههای اسیدپاشی، آسیبشناسی آن را مشکل کرده است. رابعه موحد محمدی، روانشناس معتقد است که نمونههای مختلف اسیدپاشی نیاز به بررسیهای جداگانه دارد. او تصریح میکند: «جنایت در گروه، عموما خشنتر و عمیقتر از جنایات فردی است. روانشناسی این 2 مقوله نیز متفاوت است. مثلا درباره 3 نوجوانی که هنگام سرقت دست به اسیدپاشی زدهاند، این مساله را میتوان اقدامی نه صرفا به دلیل مشکلات مالی، بلکه به دلیل حس جنونآمیز لذت بردن از رنج بردن دیگران دانست.»
این روانشناس ادامه میدهد: «وقتی این اتفاق در گروه افتاده و 18 بار تکرار شده، ماجرا از یک احتیاج ساده مادی فراتر میرود و نشان میدهد که این 3 نوجوان از جامعه نفرت داشتهاند و جامعه را مقصر اصلی مشکلات خود میدانند. به همین خاطر نسبت به تمام اجزای جامعه احساس نفرت میکنند و دوست دارند جامعه را تباه کنند. در نظر آنها، راننده تاکسی هم مقصر مشکلات آنهاست. پیش خود فکر میکنند این آدم ماشین دارد، اما ما نداریم. او مستحق داشتن ماشین نیست.»
به نظر موحد این افراد فاقد آگاهی و شعور اجتماعی لازم هستند و نمیتوانند تحلیل کنند که راننده تاکسی هم مشکلات خاص خود را دارد. او تاکید میکند که در جنایات گروهی، باید به روانشناسی اجتماعی تکیه کرد و اضافه میکند: «وقتی جنایت گروهی است، هر یک از افراد خود را تبرئه میکنند و میگویند ما نیستیم که این کار را میکنیم، همه این کار را میکنند. در واقع، افراد یک گروه همدیگر را تشویق میکنند. قبح یک عمل وقتی در گروه انجام میشود، شکسته میشود.»
عدهای که مشکلات روانی خاصی دارند، از پاشیدن اسید به چهره فرد برای زشت کردن او احساس لذت میکنند. عده دیگری میخواهند به قربانی لطف کنند. این افراد فکر میکنند کشتن گناه دارد و فرد را نمیکشند، اما با پاشیدن اسید به او درس عبرت میدهند. عدهای هم به دلیل راحتتر بودن استفاده از اسید نسبت به آلات جرم دیگر، از آن استفاده میکنند. اسید را میتوان از دور پاشید و بدون درگیری قربانی را از پای درآورد.
به گفته موحد، تاثیر گروه همسالان در این پرونده کاملا مشهود است: «وقتی نوجوانان جذب گروه میشوند، ممکن است احتیاج به پول نداشته باشند و قبلا سابقه جنایت هم نداشته باشند، اما جو گروه آنها را وادار میکند به سمت جنایت بروند. یک هیجان جنونآمیز در گروه شکل میگیرد و هیچکس جرات ایستادگی دربرابر گروه را ندارد.»
به نظر این روانشناس، فقدان آموزش مهارتهای زندگی به نوجوانان باعث میشود آنها قدرت «نه» گفتن در برابر گروه بزهکار همسالان را نداشته باشند.
درباره اسیدپاشیهای فردی، موحد نظر دیگری دارد. «شیوههای اعمال خشونت، همه جنایت و بزه هستند و نمیتوان ریشههای آنها را از هم تفکیک کرد. کسی که دست به اسیدپاشی میزند، ممکن است همان انگیزههای جنایات دیگر را داشته باشد اما اینکه چرا از اسید استفاده کرده، دلایل مختلفی دارد.»
او توضیح میدهد: «عدهای که مشکلات روانی خاصی دارند، از پاشیدن اسید به چهره فرد منفورشان و زشت کردن او احساس لذت میکنند. عده دیگری میخواهند به قربانی لطف کنند. این افراد فکر میکنند کشتن گناه دارد و فرد را نمیکشند، اما با پاشیدن اسید به او درس عبرت میدهند. عدهای هم به دلیل راحتتر بودن استفاده از اسید نسبت به آلات جرم دیگر، از آن استفاده میکنند. اسید را میتوان از دور پاشید و بدون درگیری قربانی را از پای درآورد.»
اما راهکار پیشبینی شده برای کم کردن این آسیب چیست؟ مجازات یا پیشگیری؟ قاضی غلامرضا بومی، مستشار دادگاه کیفری استان تهران میگوید که مجازاتهای تعیینشده در قانون، تا اندازه زیادی جلوی اسیدپاشی را گرفته است. مطابق مادهواحده تشدید مجازات اسیدپاشی، فردی که اقدام به اسیدپاشی کرده، در صورت درخواست شاکی به قصاص محکوم میشود و اگر شاکی قصاص نخواهد، قانون تا 10 سال مجازات حبس و دیه تعیین میکند.
بومی با اشاره به پرونده آمنه، دختری که در یک ماجرای اسیدپاشی چشمان خود را از دست داده، میگوید: «خواستگار آمنه که بعد از شنیدن جواب رد روی صورت او اسید پاشیده بود به قصاص محکوم شد و پزشکی قانونی مکلف شد در هر چشم او 20 قطره اسید بچکاند. مطرح شدن این ماجرا از سوی رسانهها، باعث شده از آن تاریخ تاکنون هیچ مورد اسیدپاشی دیگری اتفاق نیفتد.»
البته تاکنون هیچ مورد قصاصی در زمینه اسیدپاشی اجرا نشده، به گفته بومی علت این مساله نابرابری دیه زن و مرد است.
او تاکید میکند که باید برای پیشگیری از اسیدپاشی در زمینه فروش اسید محدودیت و ممنوعیت ایجاد کرد: «در قانون برای کسی که با اطلاع از نیت ضارب به او اسید بفروشد، به عنوان معاونت در قتل مجازات تعیین شده. اما در صورتی که ثابت شود فروشنده از نیت فرد اسیدپاش اطلاعی نداشته، مجازاتی وجود ندارد. در این زمینه باید در قانون بازنگری شود. چون افراد اگر بخواهند میتوانند با فریب از فروشنده اسید تهیه کنند.»
بازنگری در قانون و سختتر کردن شرایط تهیه اسید، به گفته بومی از مهمترین راههای جلوگیری از اسیدپاشی است.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: