در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران: غدیر ولایت
«غدیر ولایت» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ایران به قلم ابوالفضل رافعی است که در آن می خوانید:
هشت روز از عید قربان میگذرد. مسلمانان حجگزار به سرزمین جحفه و بیابانهای خشک و سوزان غدیر خم رسیدهاند.
در چهارراهی که مسلمانان از هم جدا میشوند و هرکس به سمت خانه خود میرود، یک مرتبه فرشته وحی بر پیامبر اکرم(ص) نازل میشود و از طرف خداوند ندا میدهد: ای پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی، پیامش را نرساندهای و خدا تو را از گزند مردم نگاه میدارد – سوره مائده آیه 67، پیامبر اکرم(ص) مسلمانان را که بعضیها شمار آنان را تا 124 هزار نفر اعلام میکنند در آن مکان جمع میکند و با قرائت خطبهای دست حضرت علی(ع) را بالا میگیرد و جمله معروف من کنت مولاه فهذا علی مولاه را با صدای بلند اعلام میکند و برای او از مردم بیعت میگیرد.
غوغایی در میان مردم به راه میافتد و همگان به حضرت علی(ع) به خاطر این موقعیت تبریک میگویند. از جمله ابوبکر و عمر که میگویند: «آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، ای پسر ابوطالب. تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی» البته هنوز مردم متفرق نشدهاند که ناگهان آیه «... امروز کسانی که کافر شدهاند از [کارشکنی در] دین شما نومید گردیدهاند پس از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما [به عنوان] آئینی برگزیدم...» (سوره مائده آیه 3) نازل میشود.
در این موقع پیامبر (ص) میفرمایند: «الله اکبر بر تکمیل دین و اتمام نعمت پروردگار و خوشنودی خداوند از رسالت من و ولایت علی(ع) بعد از من»
سپس میفرمایند: «هر کس من مولای اویم، علی(ع) مولای او است. خداوندا آن کس که او را دوست دارد، دوست بدار و آن کس که او را دشمن دارد، دشمن بدار. هر کسی او را یاری کند، یاری کن و هر کس از یاریش دست بردارد، دست از او بردار.»
کفار که انتظار داشتند آئین اسلام قائم به شخص پیامبر(ص) باشد و بعد از او، این موضوع به حالت سابق برگردد و اسلام به تدریج برچیده شود، با نزول این آیه و بعد از آنکه میبینند مردی که از نظر تقوی، علم، قدرت و عدالت بعد از پیامبر(ص) در میان مسلمانان بینظیر است به جانشینی وی انتخاب میگردد، دچار یأس و ناامیدی میشوند.
در واقع آن چیزی که باعث اکمال دین و تمام شدن نعمت الهی شد و موجب ناامیدی دشمنان شد، نعمت ولایت بود که ادامه این ولایت در دوران غیبت کبری به فرموده امام عصر(عج) که در حوادث و پیشامدهای بعد از ما به امینان دین رجوع کنید، تا زمانی که در دنیا وارد نشدهاند» بر عهده نواب عام حضرت مهدی(عج) و در رأس آنها ولایت فقیه است.
یعنی تا زمانی که نعمت ولایت در جامعه حضور دارد، دشمن از دستیازی به دین مأیوس است. لذا با این اعتقاد بود که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «ولایت فقیه شعبهای از ولایت رسول اکرم(ص) است» و در جای دیگر میفرمایند: «اگر بخواهید به مملکت شما آسیبی نرسد، پشتیبان ولایت فقیه باشید.»
یعنی تا زمانی که ولایت فقیه در جامعه حضور دارد و سکان هدایت کشور به دست اوست، کشور از گزند توطئهها و فتنهها در امان خواهد بود که ما اثرات و بهرههای این نعمت را در فتنههای بعد از پیروزی انقلاب و خصوصاً سالهای اخیر به وضوح دریافتیم و البته باید اذعان داشت که دشمن، اهمیت این جایگاه را به خوبی درک کرده و به همین خاطر نوک پیکان حملات خود را سمت ولایت فقیه نشانه گرفته است.
دنیای اقتصاد: وقتی استثنا قاعده میشود
«وقتی استثنا قاعده میشود» عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد به قلم پویا جبلعاملی است که در آن می خوانید:
1 - در سراسر دنیا به علت آنکه شکاف بزرگی بین درآمد افراد عادی و قیمت مسکن وجود دارد، بازار پول و سرمایه تامینکننده اعتباراتی میشود که در نهایت منجر به خانهدار شدن افراد خواهد شد.
در کشورهای توسعه یافته فارغ از وجود یک سیاست اقتصادی از سوی سیاستگذار، بانکها به علت تقاضای بسیار برای وام مسکن، وارد این حیطه شده و به عنوان یک بنگاه اقتصادی به نقشآفرینی پرداخته و در ضمن آن، موجب تسهیل خانهدار شدن افراد میشوند.
پررنگ بودن نقش واسطههای مالی در این بازار آنجا مشخص میشود که رکود اخیر از همین بخش به آنان ضربه زد و ای بسا اگر آنان در بخشهای دیگری این چنین فعال بودند، رکود به این شکل بهوجود نمیآمد.
اما مساله قابل توجه در فعالیت بانکها این است که نرخ بهره وامدهی در مکانیسم عرضه و تقاضا تعیین میشود. به عبارت بهتر، نرخ بهرهای بر بانکها تحمیل نمیشود تا بعد سیاستگذار از آنها بخواهد با این نرخ اقدام به وامدهی کنند.
در نتیجه فارغ از وضعیتهای استثنایی چون رکود اخیر، از آنجا که بانکها به عنوان یک بنگاه اقتصادی فعالیت میکنند و سیاستهایشان را بر ابقای بلندمدت از طریق سودآوری میگذارند، وامدهی آنان برای بخش مسکن بدون خلل ادامه مییابد.
2 - در ایران اما بانک قدرت تاثیرگذاری بر قیمت کالای عرضه شده خود را ندارد و باید گوش به فرمان باشد. از این جهت وقتی با نرخ بهره غیرطبیعی اقدام به وامدهی میکند، باید زمانی را متصور بود که دیگر قدرت چنین کاری را نداشته باشد.
از این جهت باید چشمانتظار کمکهایی باشد که بانک مادر (مرکزی) به او میکند. در حقیقت نرخ بهره دستوری باعث اختلال در وظیفه بانک شده و وامدهی نیز نمیتواند مانند اقتصادهای توسعهیافته فرآیندی مداوم و همیشگی داشته باشد، ضمن آنکه این اختلال خود را در بازار هدف هم نشان میدهد.
به این معنا که با نرخ بهره پایینتر از سطح تعادل، تقاضای مضاعفی برای وام وجود دارد که پاسخ به این تقاضا باعث افزایش نقدینگی در بازار مسکن شده و موجبات افزایش قیمت را فراهم میکند.
این پدیده در آخرین موج قیمتی مسکن خود را نشان داد و باعث شد که مقامات پولی، سیاستهای انبساطی را از دستور خارج کنند.
با این وجود با رکودی که امروز دست به گریبان ساختوساز است، گویی قصد بازگشت به سیاست گذشته در دستور کار قرار گرفته است، لیک مشکل هنوز پابرجا است. تا بانکها قدرت تعیین قیمت وامها را نداشته باشند و در ضمن گوش به فرمان کامل سیاستگذار باشند، همان خواهد شد که اتفاق افتاده است.
اصولا اگر امروز مساله ما این شده است که مقامات پولی در بازار مسکن دخالت بکنند، تنها به خاطر این است که دست بانکها برای قیمتگذاری کالایشان توسط همان مقامها یا مقامات بالاتر بسته شده است.
اگر مثل تمام دنیا بانکها میتوانستند مانند یک بنگاه رفتار کنند، آن زمان مشاهده میکردید که دیگر لازم نبود بانک مرکزی دغدغهای از جهت وامدهی در این بازار داشته باشد؛ ضمن آنکه افزایش و کاهش قیمتها در این بخش هم به حساب سیاستهای ناظر بر وامدهی گذاشته نمیشد.
3 - در بهوجود آمدن بسیاری از ادوار تجاری در بازار مسکن ایران، نمیتوان نقش سیاستگذار پولی را نادیده گرفت. هر دخالتی در یک مقطع، دخالت دیگری را در زمانی دیگر موجب میشود و آنچه بهوجود نمیآید، تعادل است.
یک بار و برای همیشه باید این تصمیم گرفته شود و با بازگذاردن دست بانکها، مقامات پولی مسوولیت خود را در این بخش مانند همه جای دنیا به مقاطع استثنایی محدود کنند، وگرنه چون امروز استثنا به قاعدهای متداول تبدیل میشود و آنچه وجود ندارد، یک بازار متعادل و در عین حال پویا است.
حیات نو: مدیریت فرهنگستان با سه شرط
«مدیریت فرهنگستان با سه شرط» عنوان یادداشت روز امروز روزنامه حیات نو به قلم محمود جوادى پور است که در آن می خوانید:
امکانات هنرى کشور در این سالها پیشرفتهایى کرده و دارایىهایى هرچند اندک به این عرصه افزوده شده است. این پیشرفتها در برخى از دولتها روندى شتابندهتر داشته و در دورههایى با روندى کند حرکت کرده است و حتى گاهى متوقف شده تا آنجا که به نظر رسیده وادى هنر، عقب گرد مىکند.
اما برآیند کلى آن است که اکنون شرایط هنر نسبتا بد نیست. تعداد گالرىها افزایش یافته است و امروز حدود 80 گالرى در پایتخت آماده میزبانى آثار هنرمندان را دارند البته نمىتوان از این واقعیت صرف نظر کرد که از همین گالرىها هستند مواردى که به محل تجارت تبدیل شدهاند و صاحبانشان به جاى ارائه آثار هنرى و فعالیت در این عرصه در گالرىهایشان تجارت مىکنند.80 گالرى براى بیش از 8 میلیون جمعیت پایتخت به واقع نه تنها تناسب مطلوبى ندارد حتى این تعداد گالرى بسیار کم به نظر مىرسد...
اما وقتى جمعیت گالرى رو ما آن قدر کم است که در طى یک روز در بهترین شرایط 10 تا 15 نفر به یک گالرى مراجعه مىکنند آیا نمىتوان 80 گالرى را تعداد قابل قبولى براى شرایط کنونى دانست.
این اعداد و ارقام به همدیگر ارتباط دارند. البته نقدى هم به عملکرد هنرمندان وارد است و آن هم این که بسیارى از هنرمندان ما فعال نیستند یا اگر فعال هستند نتیجه کارشان چیزى نیست که علاقهمندى مردم به هنر را برانگیزد.
کارهایشان تازگى ندارد و حرفهاى تکرارى مىزنند، پرواضح است که مردم از تکرار استقبال نمىکنند.در چنین شرایطی، جایى هست به نام فرهنگستان هنر که زمینه فعالیت را براى هنرمندان فعال و علاقهمند به حضور در این عرصه فراهم مىکند.
هنرمندان زیادى با این مرکز در ارتباط هستند و از عملکرد آن ابراز رضایت مندى دارند، چراکه فرهنگستان جایى براى ارائه آثار هنرى است، جایى براى نقد و بررسى و برگزارى نشستها و همایشهاى اثربخش. حالا سخن از تغییر شرایط تعیین مدیریت فرهنگستان به میان مىآید و هنرمندان واکنشهاى مخالف نشان مىدهند.
درحال حاضر نمىشود درباره پیامدهاى واگذارى تعیین مدیریت فرهنگستان به شوراى عالى انقلاب نظر داد، چراکه نتیجه بستگى به نوع انتخاب دارد و اینکه آیا کسى که به عنوان مدیر فرهنگستان سرکار مىآید، هنرمند، هنرشناس و هنردوست خواهد بود یا نه؟اما واقعیت این است؛ وقتى بحث از فرهنگستان به میان مىآید تنها کسى مىتواند مدیریت این مجموعه را برعهده بگیرد که سه شرط هنرمندی، هنرشناسى و هنردوستى را دارا باشد.
که اگر غیر از این باشد؛ هنر آن طور که باید عرضه نخواهد شد. پیشرفتها روند کندى به خود مىگیرد و تکنیکهاى مدیریت در این عرصه درستى خود را از دست مىدهد. ورود مدیرانى که هنرمند نیستند؛ به این عرصه، منجر به ادارى شدن کارها مىشود و جنبههاى هنرى و اثربخشى را از دست مىدهد.
فارغ از کسانى که به نام هنرمند وارد این وادى شدهاند اما سیاهى لشکرهایى هستند که نمىتوان آنها را در جرگه هنرمندان واقعى به حساب آورد درحال حاضر اکثر هنرمندان از عملکرد فرهنگستان راضى هستند و هنرمند حس مىکند مرکزى هست که به او کمکهاى معنوى و مادى مىکند.
صرف نظر کردن از حساسیتهایى که درباره مدیریت فرهنگستان وجود دارد، به معناى محروم کردن هنرمندان از داشتهاى است که سالها به خوبى فعالیت کرده و اکنون بن مایههاى قابل قبولى در این وادى دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: