در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران یک هفته قبل مخفیگاه وی را شناسایی و او را در کیانمهر کرج دستگیر کردند و خودروی مسروقه هم که پلاک جعلی روی آن نصب بود، کشف و ضبط شد.
ماموران هنگام انتقال مرد سارق به مرکز پلیس متوجه شدند، دختری در انبار خانه زندانی است که با داد و فریاد تقاضای کمک میکند که با عزیمت به این محل، وی را نجات دادند و در تحقیقات مشخص شد، دختر جوان پس از آن که به درخواست ازدواج حسن پاسخ منفی داده، حسن متهم دستگیر شده او را در یکی از محلههای مرکزی تهران ربوده و پس از آزار و اذیت، 2 ماه زندانی و وی را معتاد کرده است.
به این ترتیب پس از شناسایی دختر جوان، وی تحویل خانوادهاش شد.
با انتقال حسن متهم پرونده به پایگاه دوم آگاهی تهران نیز ماموران به بررسی سوابق کیفری او پرداختند که مشخص شد او 9 فقره سابقه کیفری درخصوص سرقت، زورگیری و شرارت دارد و چندی قبل از زندان آزاد شده است.
با مشخص شدن موضوع، جوان شرور مورد بازجویی دوباره قرار گرفت و راز تبهکاری خود و اعضای باندش را برملا کرد.
اعتراف به جرایم خشن
حسن متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: دختر جوان را به خاطر اینکه خانوادهاش را مجبور کنم تا با ازدواج ما موافقت کنند، ربودم و 2 ماه به اسارت گرفته، او را مورد آزار و اذیت قراردادم و زندگیاش را تباه کردم. از اوایل سالجاری با 3 همدستم که از افراد سابقهدار بودند، باندی تشکیل دادیم و سرقتهایمان را شروع کردیم.
ابتدا با تعارف آبمیوه مسموم به مغازهداران و افرادی که احتمال میدادیم، وضعیت مالی خوبی دارند، آنها را مسموم میکردیم و پس از آن که به منازل آنها راه مییافتیم، طلا، پول، اقلام قیمتی و خودروهایشان را به سرقت میبردیم. در بزرگراههای شهر هم پرسه میزدیم و با سد کردن راه رانندگان خودروهای مدل بالا، راننده را از خودرو خارج و با قمه و چاقو زخمیاش میکردیم و خودروی او را به سرقت میبردیم.
به دنبال اعتراف متهم به جرایم خشن خود و همدستانش معلوم شد یکی از همدستانش یک ماه قبل به اتهام قتل از سوی ماموران اداره 10 آگاهی تهران دستگیر شده است.
در حالی که تحقیق از متهمان و جستجو برای یافتن همدستان فراری آنها ادامه داشت، مردی به پایگاه دوم آگاهی تهران مراجعه و از متهمان شکایت کرد.
مالباختهای که زنده شد
این مرد در اظهاراتش به پلیس گفت: چند ماه قبل، ساعت 6 بامداد در بزرگراه شهید چمران تهران بودم که متهم و همدستانش، راه خودرویم را سد کرده، مرا از آن بیرون آوردند و با زور و تهدید قصد داشتند سوییچ خودرو را از من بگیرند که مقاومت کردم و با قمه و چاقو به من حمله و زخمیام کردند که بیهوش شدم. چند هفته بعد هم روی تخت بیمارستان بههوش آمدم و پی بردم سارقان با خودرویم متواری شدهاند و یک راننده عبوری پس از مشاهده من در حاشیه خیابان، مرا به بیمارستان انتقال و از مرگ نجات داده است.
پس از ثبت اظهارات مرد شاکی وی در مواجهه با متهم او را شناخت و به این ترتیب، متهم مورد بازجویی دوباره قرار گرفت و بیان کرد، هنگامی که این مرد در مقابل خواسته ما مقاومت کرد، تصمیم گرفتیم پس از قتل وی، خودرویش را به سرقت ببریم. بنابراین او را با قمه و چاقو بشدت زخمی کردیم و گمان نمیبردیم زنده بماند.
بنا بر این گزارش، تحقیقات تکمیلی از متهمان ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: