در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس، صبح روز 22 آبان سال 86 مأموران مرکز فوریت های پلیسی 110 از مرگ یک مرد جوان در بیمارستان سجاد کرج با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل بیمارستان دریافتند یک مرد جوان به نام سعید به شدت زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحت وارده در بامداد همان روز به قتل رسیده است.
جابری، قاضی واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران درباره این پرونده گفت: تحقیقات از خانواده مقتول آغاز شد تا اینکه برادر وی مدعی شد شب قبل برادرم به همراه 2 نفر از دوستانش بود که پس از آنها خبر مجروح شدن وی را شنیدم.2 مرد جوان شناسایی و دستگیر شدند اما مدعی شدند از چگونگی به قتل رسیدن سعید اطلاعی ندارند زیرا سعید این 2 نفر را از خودروی پراید پیاده کرده و به همراه یکی از دوستانش به نام علیرضا به مسیر خود ادامه داده است.
علیرضا شناسایی شد اما مشخص شد از محل سکونت خود متواری شدهاست تا اینکه پس از یک ماه خود را به مأموران پلیس آگاهی معرفی کرد و به ارتکاب قتل اعتراف کرد.
علیرضا در اعترافاتش مدعی شد پس از جدا شدن از 2 دوست سعید متوجه شدم وی مقدار زیادی مشروبات الکلی مصرف کرده و از حالت طبیعی خود خارج شده است. سعید در نزدیکی یک محل متروکه خودرو را متوقف کرد و با چاقویی که در دست داشت به من حمله ور شد من هم از خود دفاع کردم و با همان چاقو یک ضربه به وی وارد کردم. پس از مجروح شدن سعید وی را به بیمارستان رساندم و سپس محل را ترک کردم اما در صحبت تلفنی با برادر سعید به وی قول دادم خود را معرفی کنم.
قاضی واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران گفت: با توجه به روشن شدن زوایای پنهان پرونده برای علیرضا قرار مجرمیت صادر شد و قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری وی را به قصاص محکوم کرد که این حکم از سوی شعبه 7 دیوان عالی کشور تأیید شد. قرار بود حکم قصاص وی اجرا شود اما این فرد موفق شد تا از خانواده مقتول رضایت گرفته و به این ترتیب از طناب دار رهایی یافت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: