در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمد البرادعی بتازگی آخرین گزارش خود را درخصوص فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد. این گزارش را چگونه ارزیابی میکنید؟
آقای البرادعی از یک سیاق خاصی پیروی میکند و در این گزارش هم تقریبا شاهد همان سیاق گذشته هستیم، اما نکته بارز گزارش این است که آنچه درباره فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران از جمله درخصوص سایت «فردو» عنوان شده، دقیقا موید همان چیزی است که ایران به آژانس اعلام کرده بود و گزارش بازرسان آژانس هم در واقع تایید مسائل اعلامشده از سوی ایران بود.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این گزارش تایید کرد هیچگونه انحرافی در فعالیتهای هستهای ایران صورت نگرفته و نتایج بازرسیهای آژانس دقیقا منطبق با آن چیزی است که ایران اعلام کرده است.
البته انتظار بود آقای البرادعی در آخرین گزارشی که در سمت مدیرکلی آژانس ارائه میکند از سیاق گذشته خود خارج شود و اشارات دوپهلوی گذشته را نداشته باشد. به عنوان مثال، البرادعی در گزارش خود اعلام کرده است، در هر حال ما نمیتوانیم درباره نبود مراکز سری در ایران نظر قطعی بدهیم. بیان چنین مسالهای دوباره فضا را برای اتهامآفرینی علیه ایران بازمیگذارد.
نکته مهم این است که آقای البرادعی براساس وظیفهاش باید درخصوص شواهد و واقعیتهای موجود گزارش کند و وظیفهای ندارد که درباره احتمالات قضاوت کند. به هر حال، هیچکس از غیب اطلاعی ندارد و هرگز نمیتوان در مورد نیات افراد پیشگویی کرد و آقای البرادعی هم با ورود به چنین مبحثی که در حیطه وظایفش نیست، در واقع فضا را بازمیگذارد. البرادعی باید براساس آنچه میبیند و براساس آن چیزی که اساسنامه آژانس اقتضا میکند، گزارش خود را تنظیم کند. انتظار این بود که مدیرکل آژانس بینالمللی در آخرین گزارش فقط روی جنبههای فنی و حقوقی کار، متمرکز شود و اتفاقا هرقدر آژانس در مسیر وظایف ذاتی خود حرکت کند، هم به ایجاد اعتماد نسبت به هویت آژانس کمک میرساند و هم به تقویت صلح در نظام بینالملل که بخشی از وظایف غایی آژانس است، کمک میکند.
حرکت آژانس در مسیر صحیح، در واقع حرکت کشورها را به منظور استفاده صلحآمیز هستهای به همراه خواهد داشت و این چیزی است که آژانس براساس آن شکل گرفته است. بنابراین من این انتقاد را در مورد گزارش اخیر آقای البرادعی وارد میدانم که همچون گزارشهای پیشین فضا را برای اتهامات کشورهای غربی بازگذاشته است. اما در مجموع گزارش البرادعی نشان میدهد که فعالیتهای هستهای ایران هیچگونه انحرافی نداشته و منطبق با همان چیزهایی است که به طور رسمی اطلاعرسانی شده است.
البته دوپهلونویسی آقای البرادعی هم چیز جدیدی نیست و ما به این روش او عادتکردهایم.
البرادعی چه هدفی را از این گزارشهای دو پهلو دنبال میکرد و اساسا چه مسائلی باعث میشد تا او به این روش روی آورد؟
به اعتقاد من آژانس تحت نفوذ و تاثیر برخی قدرتهاست و فشارهایی که به آقای البرادعی وارد میشود، قابل درک است.
بالاخره غربیها برای فشار آوردن به برخی کشورها از جمله ایران باید به گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی استناد کنند و بنابراین همواره این انتظار را از البرادعی داشتهاند تا گزارش خود را در جهت خواست آنها تنظیم کند و در این ارتباط هم همواره از ابزارهای فشار خاص خود استفاده کرده و میکنند. این وظیفه مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که تسلیم این فشارها نشود و در واقع مسائل گذشته میتواند تجربه خوبی برای مدیر کل جدید باشد که بزودی این سمت را تحویل میگیرد. به هر حال هر اندازه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، عنصر سیاست را که اصلا در وظایف آژانس جایگاهی ندارد در کار خود وارد کند، شاکن و موقعیت آژانس تضعیف میشود. انتظار این است که آژانس یک سازمان کاملا تخصصی باشد و روی جنبههای تخصصی خودش کار کند.
اتفاقا آقای البرادعی در یکی از مصاحبههای خود اعلام کرد که ما به دلیل انحراف از وظایف ذاتی خودمان فجایعی را که در عراق اتفاق افتاد، شکل دادیم. این نکته بسیار مهمی است و انتظار این است که وقتی آژانس چنین تجربه سخت و خسارتباری را دارد، از تکرار آن پرهیز کند و مسوولیتهای ذاتی خودش را انجام دهد.
مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی همواره بحث اعتمادسازی را به عنوان راهکار حل مساله هستهای ایران مطرح کرده است. جمهوری اسلامی ایران باید چه تدبیری بیندیشد تا ضمن دفاع از خود در مقابل اتهامات، از حقوق خود عقب ننشیند؟
مسیر طیشده در 4 سال گذشته، مسیری است که هم از حقوق حقه ملت ایران صیانت کرده و میکند و هم به دلیل رعایت کامل مقررات آژانس و رعایت شفافیت لازم توانسته زمینههای اتهامزنی غربیها را خنثی کند.
باید توجه داشت که طرح موضوعاتی چون اعتمادسازی یا نیتسنجی از سوی غربیها آدرسهای غلط و طرحهای فریب برای انحراف افکار عمومی است، چرا که نفس تولید مقررات و پادمانها و برقراری سیستمهای نظارتی و بازرسی در جنب معاهدات با هدف تامین اطمینانهای لازم صورت گرفته و میگیرد و اگر در مقطعی نیاز به ارتقای سطح اطمینان باشد، غربیها قطعا از طریق تولید مقررات و پادمانهای تکمیلی و جدید اقدام میکنند که تاکنون نیز چنین کردهاند.
موضوع تامین سوخت رآکتور تهران که یک موضوع ساده و از وظایف آژانس بینالمللی انرژی اتمی است، بتازگی به مساله اصلی در گفتگوهای هستهای ایران و کشورهای 1 + 5 تبدیل شده است. کشورهای غربی از مانور رسانهای در این قضیه چه هدفی را دنبال میکنند؟
ابتدا باید این نکته را خاطر نشان کنم که موضوعی به نام گفتگوهای هستهای با 1 + 5 مدتهاست از دستور کار سیاست خارجی ایران خارج شده است و گفتگوهای اخیر و حتی مذاکره 5/1 سال قبل هم در چارچوب بسته پیشنهادی صورت گرفت. در موضوع تامین سوخت رآکتور تهران، همانطور که شما مطرح کردید، موضوع ساده و در زمره وظایف ذاتی آژانس است و ملاحظه میکنید که چگونه کشورهای غربی میکوشند چنین موضوع سادهای را با برخورد غیرمسوولانه و با استفاده از جنجال تبلیغاتی به فرصتی برای اهداف غیرقانونی خود تبدیل کنند و این یعنی پاگذاشتن بر حقوق حقه ایران که در چارچوب عضویت ما در آژانس و معاهده ان. پی. تی تعریف شده است. چنین رویکردی از سوی غربیها یعنی تحمیل محدودیتهای ناشی از عضویت در این سازمانها و معاهدات و محروم کردن کشورها از مزایای پیشبینیشده در آنها که با اهداف و وظایف آن سازمان و روححاکم بر معاهده در تضاد است.
با توجه به اینکه تامین سوخت رآکتورهای تحقیقاتی جزو وظایف آژانس است، بهتر نبود ایران از ابتدا در گفتگوهای مربوط به مبادله سوخت شرکت نمیکرد؟
طبق بند 4 ان. پی. تی و اساسنامه آژانس، نهتنها تامین سوخت برای رآکتورهای تحقیقاتی بلکه ارائه کمکهای فنی و تکنولوژیک به تمامی اعضا در مسیر برخورداری از فناوری صلحآمیز هستهای از جمله وظایف این سازمان است و انجام این گفتگوها اگرچه با نظارت آژانس صورت گرفت، اما در هر حال گویای میزان دور شدن این سازمان از وظایف و مسوولیتهای پیشبینی شده در اساسنامه آن است.
اگر ایران بحث غنی سازی در خارج از کشور را نپذیرد، احتمال نمیدهید با تحریمهای غرب مواجهشویم؟
باید فرض کنیم که تحریمها قطعی است، اما این سوال مطرح میشود که طی این 30 سال بعد از انقلاب، غربیها مشغول چه کاری بودهاند و آیا مقطعی را سراغ داریم که ما بیرون از تحریم آنها به سر برده باشیم؟ تجربه این 3 دهه گذشته نشان میدهد ایستادگی روی مواضع و منافع ملی خوشایند قدرتها نبوده و نیست و برای شکستن مقاومت ملت ایران در پیگیری چنین مسیری، از وارد کردن هیچ فشاری از جمله به کارگیری زبان تهدید و استفاده از اهرم تحریم خودداری نورزیدهاند و در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تبدیل این فشارها به فرصت توانسته است مسیر رشد و توسعه خود را با شتاب بیشتری دنبال کند.
اگر قرار بود ایران غنیسازی در خارج از کشور را نپذیرد، چرا آقای سلطانیه با این صورتجلسه به وین رفت و در مذاکرات تهیه سوخت شرکت کرد؟
هرگز چنین قرار و توافقی در میان نبوده است. به نظر میرسد رسانههای ما نیز در اطلاعرسانی به افکار عمومی تحت تاثیر تبلیغات غربیها قرار گرفته باشند. غنیسازی یک توانایی علمی و دستاورد ملی افتخارآمیز است که امکان عبور از آن حتی برای لحظهای از مخیله هیچ ایرانی غیرتمندی وجود ندارد، اما همانطور که ابتدا اشاره شد، صورت مساله بسیار ساده است. این که ما برای سوخت رآکتور تهران نیاز به سوخت با غنای 20 درصد داریم و خواهان تامین آن از طریق آژانس یا هر کشوری که بتواند آن را ارائه کند، هستیم و به نظر میرسد تامین آن از این طریق با صرفههای اقتصادی و فنی بیشتری برای ما همراه باشد، هر چند خود ما نیز قادر به تامین آن هستیم.
رسانههای غربی، طولانی شدن پاسخ ایران را به پیشنهاد آژانس، ناشی از اختلافات داخلی مسوولان ایرانی در این باره ارزیابی کردهاند، نظر شما در این خصوص چیست؟
این قبیل تبلیغات بخشی از دیپلماسی غربیها در مسیر پیچیدهسازی صورت مسالهای ساده است. این که تلاش دارند از این طریق به ظرفیت هستهای کشور نقب زده و اگر بتوانند آن را مورد حمله قرار دهند، قرار نیست آنها برای ما زمان و زمین بازی را تعیین کنند. در دنیای امروز ابتکار عمل با خریدار است و هوشمندی و ابتکار عمل تیم هستهای ایران است که زمان، نوع و چگونگی پاسخ را تعیین میکند، چون ابتدا ما پیشنهاد خرید را مطرح کردیم، بنابر این طبق عرف بازار، آنها هستند که باید به درخواست خرید ما پاسخ دهند.
طبق مقررات آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران تا چه حدی میتواند اورانیوم را غنی کند و گذشته از این قضیه آیا ایران توانایی غنی سازی سوخت با درصدهای بالاتر را دارد؟
طبق مقررات آژانس هیچ محدودیتی در امر غنیسازی اورانیوم برای فعالیت صلحآمیز کشورها پیشبینی نشده است. توانایی غنیسازی یک قابلیت است که بحمدالله ایران به این توانایی دست یافته و انجام آن در درصدهای مختلف صرفا تغییر در شرایط تکنیکی است.
حسین نیکپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: