هنگام فروش یکی از فرش‌های مسروقه

سارق فرش‌های ابریشم دستگیر شد

مرد کلاهبردار که فرش فروشان را به عنوان طعمه‌های خود انتخاب می‌کرد در هنگام فروش یکی از فرش‌های مسروقه نفیس دستگیر شد.
کد خبر: ۲۹۳۸۲۳

به گزارش فارس ،‌ فرش فروش مالباخته‌ای 22 مهر امسال با مراجعه به پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان این پایگاه گفت: در یکی از هتل‌های تهران مغازه فرش فروشی دارد اما مورد کلاهبرداری قرار گرفته است.

این فرد مدعی شد صبح 21 مهر فردی با کت و شلوار، عینک دودی، کیف چرم و ظاهری بسیار موجه وارد مغازه‌ام شد. در حالی که وانمود می‌کرد با موبایلش مشغول صحبت با مادرش است، خطاب به فردی که به ظاهر پشت خط تلفن بود، گفت: من دیشب پیش شما بودم، امشب هم می‌روم فرودگاه و الان هم آمده‌ام 2 تخته فرش بخرم و به عنوان سوغاتی با خود ببرم.

فرش فروش میانسال مدعی شد این فرد پس از تمام شدن مکالمه تلفنی، حال و احوال گرمی با من کرد و خود را دکتر مسگرزاده معرفی و 2 تخته فرش نفیس ابریشم که اصطلاحاً به آن زربافت گفته می‌شود، انتخاب کرد که ارزش ریالی آنها حدود 3 میلیون و 500 هزار تومان بود. این فرد زمانی که من فاکتور مشتری را صادر کردم، شروع به جست و جو در جیب‌ها و کیف خود کرد و در ادامه نیز مثلاً به همسرش زنگ زد تا در مورد کیف پول خود از او سؤال کند.

فرش فروش مالباخته در مورد مکالمه دکتر مسگرزاده با همسرش مدعی شد در چند دقیقه صحبت تلفنی که من فقط گفته‌های دکتر قلابی را می‌شنیدم، او سعی داشت، داستان خود را برایم باور پذیرتر کند. او که به ظاهر با همسر خود صحبت می‌کرد، گفت: خانه را بگرد ببین کیف پول من آنجا نیست.

وی ادامه داد: پس از کمی مکث در ادامه چند بار تکرار کرد، خانم من که از صبح مطب نرفتم. در پایان هم رو به من کرد و آدرسی در ولنجک را به من داد و گفت، بعد از ظهر با من تماس می‌گیرد تا من دو تخته فرش را برایش بفرستم و او همان موقع پول را به من خواهد داد.

مرد مالباخته در مورد ادامه ماجرا و قرار بعد از ظهر با مرد فریبکار که خود را پزشک معرفی کرده بود، گفت: حدود ساعت یک بعد از ظهر بود که تلفن مغازه‌ام زنگ خورد و این مرد از من خواست فرش‌های ابریشم را برایش به آدرسی که داد، ببرم. من هم همین کار را کردم و وقتی که به آنجا رسیدم، دیدم او با ظاهری مرتب در خیابان ایستاده است. با دیدنم به من اشاره کرد و پس از سوار شدن به خودروام از من خواست او را به مقابل پاساژی در ولنجک ببرم و من نیز که فکر می‌کردم او آدم با شخصیتی است، قبول کردم.

مرد شاکی ادامه داد: وقتی به مقابل پاساژ رسیدیم، مرد شیاد آخرین مرحله نقشه خود را اجرا کرد و بسته‌ای را که به ظاهر حاوی چند جلد شناسنامه بود، به من داد و گفت این بسته را ببر به پسر جوان کراواتی که در پاساژ ایستاده بده و بیا. این مرد حتی برای جلب اعتماد من و افزایش ضریب موفقیت نقشه خود زمانی که قصد پیاده شدن از خودروی خود را داشتم، گفت هر بار که از خودرو پیاده می‌شوی، موبایل و سوییچ را با خود ببر تا احتمال سرقت را کم کنی. من هم به حرفش گوش دادم و خودروام را با اطمینان کامل به او پارک کردم و به داخل پاساژ رفتم تا بسته را تحویل دهم، اما بر خلاف انتظار کسی با آن مشخصات را در هیچ جای پاساژ ندیدم و وقتی برای پرس و جو به سراغ دکتر رفتم، دیدم از او نیز خبری نیست.

وی مدعی شد ابتدا فکر کردم برای خرید یا انجام کار دیگری از خودرو پیاده شده است اما با بررسی دقیق تر موضوع در کمال ناباوری پی بردم که از دکتر و فرش‌ها که در خودرو بود، خبری نیست.

با توجه به اظهارات مالباخته، کارشناسان چهره نگاری پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ اقدام به ترسیم چهره فرضی متهم کردند و پس از تأیید چهره متهم توسط مالباخته، با مراجعه کارآگاهان به بانک اطلاعات مجرمان سابقه ‌دار پلیس مشخص شد که متهم متواری یکی از مجرمان سابقه‌دار پلیس آگاهی به نام محمد 40 ساله است که پیش از این نیز بارها به اتهام جرایم مختلف از جمله جعل تراول چک و کلاهبرداری دستگیر و روانه زندان شده است.

با اطلاعات به دست آمده از متهم متواری، کارآگاهان به مخفیگاه متهم مراجعه کردند که در بررسی‌ها مشخص شد که متهم پس از خروج از زندان اقدام به جابه‌جا کردن محل مخفیگاه خود کرده است.

در ادامه تحقیقات، کارآگاهان با استفاده از اطلاعات به دست آمده از مالباخته در خصوص مشخصات ظاهری فرش‌ها، در کنار سلسله اقدامات اطلاعاتی خود در کنترل نامحسوس مجرمان سابقه‌داری که در زمینه خرید و فروش فرش‌های نفیس دارای سوء سابقه هستند، مشخصات فرش‌های نفیس سرقت شده و تصویر متهم را با توجه به شیوه و شگرد متهم در خصوص انتخاب مالباختگان احتمالی دیگر، در اختیار آن دسته از فرش فروشی‌های سطح تهرانی قرار دادند که در زمینه خرید و فروش فرش‌های گران قیمت و نفیس فعالیت داشتند.

در تاریخ 26 مهر صاحب یکی از مغازه‌های فرش فروشی تهران در منطقه سیدخندان ضمن تماس با پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ از حضور متهم در داخل مغازه‌اش به بهانه فروش یک فرش ابریشمی خبر داد. بلافاصله کارآگاهان پایگاه سوم در این مغازه حاضر و متهم متواری را که با صاحب فرش فروشی و یکی از دوستانش درگیر شده بود، دستگیر و به پایگاه سوم پلیس آگاهی منتقل کردند.

مغازه‌داری که متهم در مغازه او دستگیر شده بود در مورد نحوه اطلاع از کلاهبردار بودن متهم گفت: من این مرد را نمی‌شناسم و تا روزی که در مغازه ما دستگیر شد، او را ندیده بودم. در روز دستگیری او دقایقی بعد از آنکه وارد مغازه شد، یکی از همکاران که نزدیکی ما مغازه دارد و از آنجا نیز به مغازه ما دید دارد به من زنگ زد و گفت فردی که وارد مغازه شد، کلاهبردار است و احتمالاً قصد فروش فرشی ابریشمی را دارد.

وی ادامه داد: به این ترتیب بود که ما ابتدا بر سر قیمت با او چانه زنی کردیم و به بهانه اینکه پول نقد کافی برای پرداخت مبلغ مورد توافق را نداریم و باید از عابر بانک برداشت کنیم او را معطل کردیم، اما او پس از چند دقیقه تصمیم به خروج از مغازه گرفت. بنابراین ما مجبور شدیم او را به زور در مغازه نگه داریم تا مأموران از راه برسند و او را دستگیر کنند.

متهم در تحقیقات کارآگاهان در خصوص تعداد فقره‌های کلاهبرداری خود گفت: تا کنون از 3 مغازه سرقت کرده‌ام که از هر کدام 2 تخته فرش را با شیوه‌ای مشابه بردم و در موردی که از فرش فروشی هتل کلاهبرداری کردم، چون فروشنده با این تصور که من واقعاً خریدار هستم، فاکتور را همراه فرش‌ها آورده بود در هنگام فروش با مشکل کمتری روبه‌رو بودم اما در موارد دیگر نیز مشکل چندانی نداشتم و پس از رفتن به چند مغازه موفق شدم مشتری خوبی برای آنها پیدا کنم و هر کدام از فرش‌ها را به قیمت بین 500 هزار تا یک میلیون تومان فروختم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها