چگونگی شکل‌گیری سریال «خاک و عشق»

حادثه جاودان در تاریخ لبنان

اگر به تیتراژ ابتدایی سریال «خاک و عشق» بخصوص بخش دوم آن، با آن حرکت‌ها و قاب‌بندی‌های داخل دیوارهای انیمیشنی توجه نکرده باشید، شاید شما هم جزو کسانی باشید که تصور می‌کنند این سریال محصول یکی از شبکه‌های عربی خارجی است، اما راه دور نروید، «خاک و عشق» محصول تلاش یک گروه برنامه‌ساز ایرانی برای شبکه جهانی الکوثر است. شبکه ماهواره‌ای ایرانی که یکی از 4 شبکه زیرمجموعه معاونت برون مرزی صداوسیماست و برای عرب‌زبانان جهان برنامه پخش می‌کند و دقیقا در محل سازمان یعنی جام‌جم مستقر است.
کد خبر: ۲۹۲۷۷۳

البته بینندگان تلویزیون حتما در همین سال‌های نزدیک، سریال «جابر بن حیان» الکوثر را هم که از شبکه سوم پخش می‌شد، به خاطر دارند. نقطه مشترک بین این دو سریال، حجت‌الاسلام محمدتقی انصاری است که در هر دو پروژه، نقش تهیه‌کننده را ایفا کرده است. هر چند او در خاک و عشق دامنه کار را گسترده‌تر کرده و آنچنان که در تیتراژ می‌بینیم، عناوینی مثل نویسنده و کارگردان را هم به خود اختصاص داده است.

به این ترتیب، باید به انصاری به خاطر احراز پست‌های تهیه‌کنندگی، نویسندگی و کارگردانی تنها و اولین سریال ایرانی با لوکیشن و بازیگر صددرصد خارجی تبریک گفت. در این مقوله، علی بیطرفان هم که به عنوان کارگردان مشترک با انصاری معرفی شده، سهیم است.

از «طلوع سرخ» تا جنگ 33 روزه

انصاری می‌گوید تولید اثری با موضوع مقاومت از سال‌های پیش دغدغه‌اش بوده؛ دغدغه‌ای که چند سال پیش به تصویب فیلمنامه‌ای از او با عنوان «طلوع سرخ» برای شبکه برون مرزی و با مشارکت شبکه 2 انجامیده است.

او اضافه می‌کند: «در همان اوان با زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور برای کارگردانی کار به نتیجه رسیدیم، بازنویسی فیلمنامه هم توسط او انجام شد ولی افتاد مشکل‌ها و کار متوقف شد. بعد از یک وقفه 5 ساله و درست همزمان با روزهای پایانی تصویربرداری سریال جابر بن حیان، شروع جنگ 33 روزه نقطه آغاز دیگری برای کار در زمینه مقاومت لبنان شد. کاری که قبلا در نظر داشتیم با رسول ملاقلی‌پور به نتیجه برسانیم، در مورد شکل‌گیری حزب‌الله و مقاومت‌های مردمی علیه اسرائیل بود، اما وقتی قضیه حمله به لبنان و مقاومت 33 روزه حزب‌الله پیش آمد و مخصوصا وقتی با آن شکل و هیات شگفت‌آور به پایان رسید، معاونت برون مرزی و شبکه الکوثر را با توجه به حوزه مخاطبان عربش مصمم کرد تا این حادثه جاودان تاریخ لبنان و خاورمیانه و بلکه جهان را در 2 قالب سینمایی و سریال، پرداخت تصویری کند.»

از صحبت‌های انصاری درمی‌یابم تصویب طرح «طلوع سرخ» او زمینه‌ساز شده تا ساخت سریالی با موضوعیت جنگ 33 روزه به او محول شود. در همین زمان شبکه الکوثر ساخت فیلم سینمایی تولدی دیگر را که از شبکه داخلی هم پخش شد به عباس رافعی سپرد. به این ترتیب، رافعی قبل از آغاز بازسازی و در شرایطی که تخریب وسیع در اثر جنگ، درجه باورپذیری روند داستان را هم بالا می‌برد، در لبنان حاضر شد و به ساخت فیلم سینمایی‌اش پرداخت. به قول خودش، «کار در چنان شرایط طبیعی و بدون نیاز به بازسازی لوکیشن و وضعیت، نشانگر روزهای جنگ و... ساخته شد که باید در تیتراژ کار نام ایهود اولمرت به عنوان طراح صحنه ذکر می‌شد.» موقعیت نظارت کیفی کار رافعی که به محمدتقی انصاری سپرده شده بود برای او که در ابتدا قرار بود سریالش را با نام «سقوط در مدار 33 درجه» بسازد، فرصت خیلی خوبی فراهم کرد تا در کنار مسوولیت نظارت کیفی تولدی دیگر، تحقیقات و نگارش ماجراهای سریال خودش را هم آغاز کند.

تمام فرزندان من

نویسنده خاک و عشق در مورد حال و هوای فیلمنامه‌اش می‌گوید: «هدف اصلی در فیلمنامه مروری بر تاریخ شکست‌های اسرائیل در لبنان بود با نگاه به فضای جدیدی که قبلا مورد توجه قرار نگرفته بود، یعنی توان عرض اندام و قدرت‌نمایی مضاعف اطلاعاتی و ضداطلاعاتی حزب‌الله. علت این عدم پرداخت تا آن زمان، البته در یک وجه بر‌می‌گشت؛ به این‌که اصولا منابع اطلاعاتی در زمینه بهره‌مندی حزب‌الله از این توان و ظرفیت بسترساز کار نظامی یا بسیار کم بودند یا قابلیت پردازش نداشتند اما جنگ 33 روزه و شکست مفتضحانه اسرائیل سدی را که پیش از این در مقابل خودمان تصور می‌کردیم از میان برداشت.»

پس از این بود که روحانی پرکار و مصمم، سلسله ملاقات‌هایش را با بالاترین رده‌های مقاومت یعنی شخص سیدحسن نصرالله تا مسوولان سیاسی و نظامی و رزمندگانی که در عملیات‌های مختلف حضور داشتند آغاز کرد؛ جمع ماجراهای واقعی و مستندی که این مصاحبه‌شوندگان برای او بازگو کردند، دراماتیزه شدند و به مقتضای روند داستان در جای خودشان قرار گرفتند و با تغییراتی که نگارش یک قصه منسجم و یکدست ایجاب می‌کرد، شد: «بین الحب و التراب» یعنی بین عشق و خاک که ما در شبکه 2 می‌بینیم. حتی داستان «میشل( »مازن معظمی) و «کلودیا( »رولا حمیل) هم که ما را در ابتدای سریال با خودشان درگیر می‌کنند یک داستان واقعی است که در لبنان اتفاق افتاده و ماجرای کسی است که به جای حمله به صهیونیست‌ها توان‌اش را مصروف دامن زدن به مسائل لبنان سوریه کرد و البته بیشترین ضربه را هم از صهیونیست‌ها دید.

از انصاری در مورد شکل ورود تصاویر مستند به کارش می‌پرسم و این‌که آیا پازل قصه‌ها را با توجه به مستندات تصویری چیده یا بعدا به آنها دست یافته و در متن ماجراها گنجانده؟ او با اشاره به تفاوت ساخت یک کار تاریخی یا مبتنی بر واقعیات با تولید یک اثر مبتنی بر یک داستان کاملا تخیلی، جواب می‌دهد: «لزوما همه واقعیت‌ها و قصه‌های مستندی که پشتوانه تحقیقی کار فراهم کرده بود در داستان دیده نمی‌شوند ولی ما هیچ نکته‌ای مخالف واقعیت‌های تاریخی مقاومت نداریم. تصاویر مستندی هم که شاهدید، بعد از طراحی داستان و پیشبرد قصه در سفر دیگری که به لبنان داشتم به دست آوردم. البته از بعضی حوادث، تصاویر کامل در دسترسمان نبود. ولی همه اطلاعات و اخبار لازمه را به تصویر کشیدن داستانی که کاملا در باور مخاطب مخصوصا بیننده‌های لبنانی و کسانی که در متن وقایع مربوط به مقاومت بوده و هستند بنشیند، جمع‌آوری کرده بودیم.»

انصاری در فیلمنامه‌ای که نوشته، همه ماجراها را حول محور شخصیتی به نام «سامر» سازمان داده که البته ما به ازای واقعی ندارد و ساخته ذهن انصاری است. شخصیت دیگری که نویسنده وارد داستان کرده، برخلاف سامر یک شخصیت واقعی، یعنی عماد (مغنیه) است. در یکی از داستان‌های واقعی که انصاری در تحقیقات اولیه‌اش با آن برخورد کرده و در دل فیلمنامه گنجانده، یک مجاهد حزب‌الله وجود دارد که اسرائیل بشدت در پی ترور و حذف فیزیکی او بوده است. هر دو طرف (اسرائیل و حزب‌الله) به وضوح نسبت به هویت این فرد آگاه بودند و قصد ترور هم علنی شده بود، اما در مسیر داستان، شخصیت عماد مغنیه جایگزین او می‌شود تا طلال (پیر داغر) کینه او را به دل بگیرد و همچنان به دنبال فرصتی برای به چنگ آوردن و ترور او باشد.

در نهایت آن که در خاک و عشق نه تنها هیچ بازیگر ایرانی دیده نمی‌شود و هیچ لوکیشن ایرانی به چشم نمی‌خورد که حتی هیچ شخصیت ایرانی هم در متن سریال وجود ندارد. این موضوع علاوه بر این‌که به سبب حساسیت‌های خاص داستان برای ترسیم ماجراهای اصلی امکان‌پذیر نبوده، با یکدست کردن وقایع و اتفاقات فیلمنامه، به باورپذیری هرچه بیشتر سریال هم کمک کرده است.

چه خون افتاد در دل‌ها

نه، فکر نکنید سریالی که پنجشنبه شب‌ها به تماشایش می‌نشینید، با سلام و صلوات ساخته شده، بلکه بر عکس، ریاضت‌های پشت دوربین و بگیر و نگیر‌های تولید خاک و عشق آنقدر بوده که بتواند یک مثنوی 70 من کاغذ را هم پشتیبانی محتوایی بکند. در واقع آنچه تا به حال خواندید، فقط مربوط به حکایت فیلمنامه و حال و هوای آن بود. بعد از نگارش فیلمنامه که حدود 6 ماه وقت گرفت و البته چند نوبت هم بازنویسی شد و پیش‌تولید و...؛ گروه تولید در 3‌مقطع زمانی که از ابتدای خرداد 87 شروع شد و اواخر فروردین 88 به مرز پایان رسید، داستان زندگی سامر (میشل غانم) را جلوی دوربین بردند.

در این گفتگو، انصاری از یک مقطع بسیار دشوار که ورود گروه به لبنان با بحران داخلی و اختلافات در لبنان مصادف شده بود، یاد کرد که طی آن 20 روز همه خیابان‌های منتهی به فرودگاه مسدود بود، آن هم درست در شرایطی که گروه مستقر و آماده تصویربرداری بودند. اما به علت باقی ماندن تجهیزات و... در فرودگاه و عدم امکان دسترسی به آنها، عملا کار تولید متوقف بود. این موضوع منجر به بازگشت افراد به ایران شد.

انصاری می‌گوید: «همان‌طور که بارها اتفاق افتاده گاهی تولید در داخل هم با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که طبیعی هم هست. این وضعیت اگر شما بخواهید در یک کشور خارجی برنامه بسازید، به مراتب دشوارتر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر هم می‌شود. اما خدا را شاکرم که این کار با همه افت‌وخیزها و مشکلاتی که هر روز بیشتر از پیش رخ نشان دادند، به نتیجه رسید و به بار نشست.»

بیطرفان وارد می‌شود

محمدتقی انصاری ابتدا عنوان کارگردانی را هم از آن خود کرد، ولی در مقطعی آنطور که خودش گفته، برای پیش بردن بخشی از کارها مجبور به بازگشت به ایران بوده و به همین دلیل از علی بیطرفان دعوت کرده تا به گروه تولید بپیوندد. گروه اول او را به عنوان مشاور کارگردان و بعد به عنوان کارگردان شناختند و چند ماه کار مداوم را در کنار بیطرفان تجربه کردند.

علی بیطرفان، رئیس انجمن سینمای جوان قم است و مثل خیلی‌های دیگر، از سال 1360 کارش را با تئاتر شروع کرد و تاکنون دو بار جایزه بهترین بازیگری را هم از جشنواره تئاتر فجر دریافت کرده است. کارگردان خاک و عشق سابقه همکاری با شبکه برون مرزی (سیمای عربی یا همان الکوثر) را هم در کارنامه‌اش دارد. 2 مجموعه داستانی «اسوه‌ها» و «جنگ‌های پیامبر (ص») از آن جمله‌اند. بیطرفان به خاطر سابقه طولانی همکاری و رفاقت با حاج آقای انصاری، پیش تولید اولین فیلم سینمایی‌اش «آتش مهر» را که امیرحسین شریفی تهیه‌کنندگی آن را به عهده گرفته بود و قرار بود با حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شود، متوقف کرد و حالا امیدوار است در آینده نزدیک، دوباره رشته گسسته تولید را گره بزند. بیطرفان اواخر خرداد سال گذشته به پروژه پیوست و تا اوایل آبان ماه در کنار گروه ماند.

از شمال تا جنوب

از جنوبی‌ترین نقطه مرز با سرزمین‌های اشغالی یعنی خیام و از کنار فنس‌های مرزی تا طرابلس در شمال لبنان، بیروت، عمشیت، صیدا، منطقه بقاع و بعلبک، جبل... و حتی منطقه انصاریه که بخش عملیات انصاریه یعنی یک فراز مهم از داستان را هم تشکیل می‌دهد، در آن ضبط شد؛ خلاصه هر لوکیشنی در لبنان که هم به تنوع و زیبایی بصری تصویرها کمک کند و هم مقتضای سیر حوادث داستان ایجاب کند، محل‌ تصویربرداری سریال بوده است.

درواقع همه مناظر طبیعی و جاهایی که شما در لبنان می‌بینید، یا کناره دریاست یا مناطق مرتفع و کوهستانی و به عنوان نمونه، منطقه‌ای که در مجاورت رودخانه باشد، کمتر دیده می‌شود؛ اما تیم تولید سریال برای گرفتن سکانس‌های ملاقات رزی و طلال یا سامر و طلال، برای تصویربرداری به کنار رودخانه ابراهیم (نهر ابراهیم) هم عزیمت کردند.

از هرچه بگذریم...

ماجرای بازیگران سریال هم خود حدیث مفصلی است که به ناچار باید از همین مجمل خواند. تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان سریال می‌گوید: «اواخر سال 86 برای انجام بخشی از پیش‌تولید به لبنان رفتیم. در این سفر بود که از 300 بازیگر لبنانی آزمون گرفتیم. یک شیوه کار به این صورت بود که به دانشگاه بیروت و دیگر دانشگاه‌هایی که رشته بازیگری و کارگردانی در آنها تدریس می‌شد، مراجعه کردیم و از دانشجویان و افراد معرفی شده توسط دانشگاه آزمون گرفتیم. بعضی بازیگران هم خارج از این چرخه انتخاب شدند؛ البته از بعضی افرادی که در این مراجعه در فهرست بازیگران سریال قرار گرفتند، عملا استفاده نشد. مثلا برای ایفای نقش سامر که قهرمان اصلی فیلم است، بازیگر دیگری مدنظر بود که چون باید به مصر می‌رفت، از فهرست هنرپیشه‌ها کنار گذاشته شد. حتی در مقطعی تصمیم داشتیم از بازیگر نقش میشل فعلی برای ایفای نقش سامر استفاده کنیم که قراردادهای همزمان او برای 3 کار دیگر مانع از این شد که فرصت کاملی را در اختیار گروه باشد و به نقش میشل اکتفا کند و سرانجام انتخاب ما منتهی شد به (میشل غانم)‌ که قبلا هم تجربه‌های بازیگری خوبی داشت.»

پی‌یر داغر خودمان!

جالب است که هم بیطرفان و هم انصاری از تجربه کار با پی‌یر داغر (بازیگر نقش طلال) راضی هستند. بیطرفان می‌گوید: «تجربه قبلی داغر با سریال مدار صفر درجه و حسن فتحی از آن جهت که همکاری با یک گروه کاملا حرفه‌ای را برای او رقم زده بود، تا حد زیادی کار را پیش می‌برد. نوع و جنس کار با ایرانی‌ها که برای بیشتر بازیگران پذیرفته نبود، برای پی‌یر شناخته شده و مانوس بود و دقت‌هایی مثل کات دادن‌های مداوم و تکراری برای جزئیات خیلی ریز مثل این‌که سر بازیگر کمی بیشتر پیچیده، گردنش به اندازه کافی خم نیست و مثلا اشاره انگشتش در حد میلی‌متر انحراف داشته که برای خیلی‌ها تعجب‌آور بود برای او و چند بازیگر بااستعدادتر لبنانی که اتفاقا آنها هم تجربه کار با گروه‌های ایرانی را داشتند، مسائلی عادی و حل شده بود.»

انصاری در همین زمینه می‌افزاید: «کار با بازیگرانی مثل لوریت حنینو (هانا) که سال‌های دور در یک کار ایرانی با نام «لبنان، عشق من» به کارگردانی حسن کاربخش بازی کرده بود، حسن حمدان (بسام) که در دو سه کار ایرانی مثل زخم زیتون بازی داشت و عدی رعد که در سریال وفا به ایفای نقش پرداخته بود، به مراتب راحت‌تر از کار کردن و انتقال حس بازی به دیگر بازیگران لبنانی بود. اساسا این کار در ذات خودش مشکل بود، چون شما به خاطر تفاوت زبان و فرهنگ و... در برقراری ارتباط مشکل داشتید و هرچند شخص خود من به عربی هم با هنرپیشه‌ها صحبت می‌کردم و مترجم هم در بخش‌های زیادی کمک می‌کرد؛ ولی جنس کار بازیگران عرب که بیشتر شبیه بازی در تئاتر و تله‌تئاتر و بسیار غلو شده است، خونسردی فوق‌العاده و دیر دستخوش هیجان بازی شدن آنها، معضلاتی بودند که روند کار را با مانع مواجه و آن را کند می‌کردند.»

بیطرفان از داغر خاطره خوشایندی دارد و همکاری او را مثبت ارزیابی و اظهار می‌کند: «پی‌یر بسیار باهوش و بازیگر توانایی است. به خاطر ندارم موضوعی را به فارسی گفته باشم که مترجم به او منتقل کند و پی‌یر منتظر ترجمه عربی مانده باشد. او بلافاصله اجرا می‌کرد و صحبت‌های مترجم فقط نقش مکمل و یادآوری را داشتند؛ البته در مسیر کار، ارتباط ما با بازیگران بسرعت روبه بازدهی بیشتر رفت؛ چون همزمان راف‌کات کار را می‌زدیم و نتیجه را می‌دیدند. همین امر باعث شد اعتماد آنها به فرجام و ثمره تلاش گروه جلب شده و انگیزه‌شان را ارتقا بدهد. البته نمی‌توان انکار کرد که اگر عضوی در گروه حضور داشت که به عنوان واسط عمل می‌کرد، یعنی زبان می‌دانست و در کار بازیگردانی هم متخصص بود، این هماهنگ شدن بسیار سریع‌تر و حرفه‌ای‌تر اتفاق می‌افتاد.»

تشابه یا تفاوت

از انصاری توضیحاتی در مورد رنگ‌آمیزی کلی کار، انتخاب نماها و قاب‌بندی تصاویر، حرکت دوربین و خلاصه رنگ و لعاب سریال که به نظرم می‌رسد آن را مشابه فیلم و سریال‌های عربی ساخته شده در کشورهای عربی نشان می‌دهد، یعنی همان رنگ‌های تند و شاد، درجه شارپ بودن بالا و حرکت‌های مشابه دوربین می‌خواهم. او معتقد است: «هرچند خاک عشق در ژانر جاسوسی معمایی می‌گنجد؛ اما همان طور که از اسمش هم پیداست، شخصیت‌های آن در نوعی تعلیق و تردید در انتخاب عشق‌شان در مقابل خاک یا وطن‌شان سرگردانند و اگرچه ماجراها در بستر یک مقطع 9 ساله از عملیات انصاریه سال 1997 تا مقاومت 33 روزه سال 2006 رخ می‌دهند و با کنش و واکنش‌های دلهره‌آمیز شخصیت‌ها به دنبال انتقال هیجان یک اثر جاسوسی معمایی است که البته لوازم و اسباب لازم خودش در همه بحث‌ها را هم می‌طلبد؛ اما 2 عامل یکی ذائقه مخاطب ما که عرب‌زبانان هستند و از دیگر سو نکته اول بحث یعنی وقوع و پیشرفت همه این اتفاقات در زمینه یک درام اجتماعی و عشق آدم‌ها به هم، سرگردانی‌هایشان و مردد ماندن در انتخاب‌هایشان و برگزیدن عشق یا خاک باعث شد تا رنگ و لعاب زنده‌ای به کار ببخشیم.

کارگردان خاک و عشق اضافه می‌کند: «اما در بحث شیوه ‌دکوپاژ به هیچ وجه روش‌های معمول در کارهای نمایشی عربی را در نظر نگرفتیم. کارگردان در فیلم و سریال‌های عربی که شما اشاره کردید، در یک قسمت 600 مورد کات نمی‌دهد. معمولا 3‌‌دوربینه کار می‌کنند و سرعت تصویربرداری بالاست. تفاوت و تنوع نماها و... هرگز به حجم این تنوع و تفاوت‌ها در تولیدات ما نمی‌رسند و در مجموع دکوپاژ یک کارگردان ایرانی با کارگردان عربی ماهیتا متفاوت است و فکر می‌کنم این موضوع تا حد زیادی به هدفی که می‌خواستیم نزدیک شده است؛ یعنی در عین هماهنگی با سلیقه بیننده به کار نیز نگاه حرفه‌ای داشتیم. البته در سریال جابربن حیان هم با انتقاداتی روبه‌رو شدم که می‌گفتند باید فیلتری گذاشته می‌شد تا رنگ تصویر، القاگر تاریخی بودن و کهنگی اتفاقات باشد؛ ولی هنوز هم به کاری که کردیم اعتقاد دارم و با صدای بلند می‌گویم که از دید من، بیننده امروز یک نگاه کاملا روشن به تاریخ دارد.»

می‌شد اگر ...

هم بیطرفان و هم انصاری برآنند که در هر حال و به هر دلیلی که این اتفاق افتاده «عشق و خاک» می‌توانست کار بهتری شود. اگر...اگر...اگر... اما و اگرهایی مثل شتاب تولید، محدود بودن منابع مالی در عین امکانات لازم برای ساخت سریالی با این حجم کار در یک کشور بسیار گرانقیمت، آن هم در فصل توریستی و... و... و... وجود نداشتند.

با توجه به بازخوردهای مخاطبان در طول و پس از پخش بین‌الحب و التراب از شبکه الکوثر، در ایام سالگرد مقاومت 33 روزه، این سریال را در زمره پربیننده‌ترین‌ها و شاید پربیننده‌ترین در این حوزه ‌معنایی می‌یابیم.

هرچند پخش داخلی عشق و خاک از 17 مهر از شبکه دوم سیما در شرایطی آغاز شد که می‌توانست با تبلیغات و اطلاع‌رسانی مقدماتی بیشتر برای سریال، شانس دیده شدنش را به مراتب بالاتر ببرد، این سریال تلاش خوبی برای جلب مخاطبان داخلی به کار بسته که در دوبله مناسب آن به نمایش گذاشته شده و در بخش‌های بسیاری نظیر انتخاب صداپیشگان و... با موفقیت ظاهر شده است.

بی‌تردید اگر خاک و عشق آن طور که قبلا برنامه‌ریزی شده بود، در ایام سالگرد مقاومت 33 روزه لبنان و در فضایی مناسب که البته با ترافیک پخش سریال‌هایی مثل جومونگ، مسافران، رستگاران و... عملا امکان‌پذیر نبود پخش می‌شد، بیشتر دیده می‌شد و تلنگر قصه در لایه‌های زیرین خودش که می‌خواهد نشان دهد فرزندان حزب‌الله نه‌فقط با آرمان لبنان که برای تحقق آرزوی فلسطین رها و جهان اسلام وارسته از قید و بند‌های بیگانگان در مقابل زیاده‌خواهی رژیم صهیونیستی مقاومت می‌کنند، بیش از این‌که شاهدیم در عمق جان بینندگانش می‌نشست.

«خاک و عشق»

سامر یک دانشجوی لبنانی مقیم فرانسه است که در رشته تحریر و نگارش تحصیل می‌کند.

او درگیر بازی سیاست شده و دوست قدیمی‌اش میشل را در یک عملیات تروریستی از دست می‌دهد.

با بازگشت سامر به لبنان و تاسیس دفتر روزنامه در بیروت، فصل جدیدی از زندگی او را شاهدیم.

نوال و هانا، 2 شخصیت با طرز فکرهای متفاوتی هستند که در طول سریال، وابستگی خاطرشان به سامر، ماجراهای بسیاری را رقم می زنند.

روند این سریال مربوط به حوادث سال‌های اخیر کشور لبنان بوده و داستانی جاسوسی معمایی را در بستر یک درام عاطفی و در عین حال محیطی پرتعلیق روایت می‌کند.

این سریال در 13 قسمت 45 دقیقه‌ای، به سفارش شبکه جهانی الکوثر در کشور لبنان تولید شده و در حال پخش از شبکه دوم سیماست.

شیدا اسلا‌می

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها