در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کبری وقتی 18 سال بیشتر نداشت به خاطر فقر شدید مالی به یک ازدواج نامتعارف تن داد و به عقد مردی به نام علیرضا درآمد که 65 سال داشت. کبری که میدانست تنها پناهگاه خانه شوهرش است علیرغم تمام سختیها زندگیاش را تحمل کرد تا این که شوهرش تصمیم گرفت او را به خانه پدریاش بازگرداند. این اتفاق برای کبری بسیار تلخ و سخت بود به همین خاطر تمام تلاشش را به کار گرفت تا در منزل شوهر بماند ولی کوششهای او بی ثمر ماند. روز حادثه همسر کبری 20 هزار تومان پول به او داد و زن جوان را زیر پل سید خندان رها کرد. کبری که میدانست اگر به خانه پدری برگردد سربار زندگی آنها میشود تصمیم گرفت بار دیگر به خانه علیرضا برود و او را برای ادامه زندگی مشترک قانع کند. زن جوان وقتی به آنجا رسید که فقط مادرشوهر80 سالهاش در منزل حضور داشت. پیرزن با دیدن کبری خشمگین شد و شروع به فحاشی کرد، زن 20 ساله در حالی که مستاصل و عصبی شده بود یک لحظه اختیار خود را از دست داد و با 20 ضربه چاقو مادر شوهرش را کشت. او سپس به خانه پدرش فرار کرد و در آنجا دستگیر شد. اگرچه آن زمان قاضی وقت جنایی کبری را مستحق قصاص دانست، او را قربانی شرایط نا مطلوب زندگیاش معرفی کرد و تلاشهای زیادی توسط آیتالله شاهرودی و سایر مقامات و مردم برای نجات او از مرگ انجام شد ولی سرانجام با پافشاری اولیای دم مقتول کبری پای چوبه دار رفت ولی حکم به طرز معجزه آسایی متوقف شد. بعد از آن بود که شورای حل اختلاف ماموریت یافت رضایت اولیای دم را جلب کند ولی فرزندان مقتول به هیچ وجه حاضر به گذشت نشدند و کبری همچنان در زندان زیر سایه مرگ زندگی میکند.
مریم عفتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: