گراس، یکی از نویسندگان قدر آلمانی و البته از کهنه سیاستمداران این کشور است. او که 50 سال پیش در یازدهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب فرانکفورت، رمان مشهورش «طبل حلبی» را رونمایی کرده بود، احتمالا آن موقع اصلا نمیتوانست تصور کند که نیمقرن بعد در همان نمایشگاه تولد 50 سالگی قهرمان کوچولویش «اسکار» جشن گرفته میشود و او این بار به روخوانی کتابش در همان محل میپردازد. گراس که سالها پس از انتشار این کتاب، جایزه ادبیات نوبل را دریافت کرد، میداند که این جایزه را برای نوشتن همین رمان دریافت کرده است.
با این حال در 50 سال گذشته و شاید بهتر باشد بگوییم 55 سال گذشته (آخر گراس این رمان را 5سال جلوتر نوشته بود و این همه مدت منتظر پیدا کردن یک ناشر شجاع بود تا کتابش را منتشر کند) گراس لحظهای از نوشتن فارغ نبود.
با یک حساب دو دو تا چهار تا میشود فهمید که گراس 82 ساله، نوشتن «طبل حلبی» را زمانی به پایان برد که هفت هشت سالی از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 میگذشت و او هم با همه جوانی (موقع پایان کتاب 27 سال داشت) احتمالا از همان روزهای پایانی جنگ داشت یک چیزهایی را در ذهنش میپروراند که بعد به این کتاب تبدیل شد.
با یادآوری صحنههایی که از آن روزهای آلمان در فیلمهای مستند و داستانی دیدهایم و به خاطر آوردن این که گراس وقتی خیلی جوان بود به اس.اس آلمان پیوست، میشود گفت این کتاب یک جور تصفیه حساب با «گراس»ی است که در ارتش هیتلر حضور داشت و در تضاد با اندیشههای جنگطلبانه هیتلر است. اندیشهای که نه فقط آلمان بلکه همه اروپا را به یک ویرانه بزرگ بدل کرد و میلیونها کشته بر جای گذاشت. برای همین هم هست که اروپاییها اینقدر تلاش میکنند تا با دیکتاتورهای جدیدی که در کنج وجود همه آدمها لانه دارند، مبارزه کنند و به هر قیمت از دموکراسی موجودشان که به قیمت خون میلیونها نفر به دست آمده محافظت کنند. در نمایشگاه بینالمللی امسال آلمان، نویسندهای ایتالیایی که جایزه صلح امسال این نمایشگاه را دریافت کرد، تاکید کرد که یادمان نرود فاشیسم در اروپا زاده شد و رشد کرد و حالا باید با همه وجود از سر برآوردن آن جلوگیری کنیم.
این نویسنده آلمانی از نخستین روزهای پس از جنگ، با شکلگیری گروهی به نام «گروه 47» به آن پیوست. این گروه از نویسندگان و هنرمندان پیشرویی تشکیل شده بود که با تجربه جنگ میخواستند از دموکراسی حمایت کنند. آنها بشدت با سیاستهای محافظهکارانه دولت انتقاد میکردند و به جنبش عدالتخواهی چپ باور داشتند. «گراس» هم از همان زمان فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. او هیچ گاه به این اعتقاد نداشت که فعالیت سیاسی و هنری باید از هم جدا باشد بلکه بر این باور بود و هست که کار ادبی باید در خدمت اندیشههای سیاسی باشد. به همین دلیل هم او همواره از حزب سوسیال دموکرات آلمان حمایت کرد.
گونتر گراس یکی از مخالفان حمله نظامی آمریکا به افغانستان و عراق بود. او همان موقع پیشبینی کرده بود که این جنگ به جنگی فرسایشی بدل میشود و جز ناامیدی و یاس و به دنبال آن سرخوردگی سیاسی نمیتواند چیزی به دنبال داشته باشد. او در گفتگوهایش مستقیما سازمان «سیا» را سازمانی تروریستی نامیده که با کشتن مخالفان و دگراندیشان در سراسر جهان سعی میکند تا منافع خودش را تامین کند. گراس «بن لادن» و القاعده را هم دست پروده «سیا» میداند که برای مقابله با شوروی در افغانستان پرورش داده شدند و خود آمریکا بود که از ابتدا موجب به وجود آمدن آنها شد. گراس با مطرح کردن عقاید سیاسیاش، هیچگاه از این نترسیده که با مخالفت روبهرو شود و نهتنها با سیاستهای آمریکا بسیار بیپرده مخالفت کرده و آنها را در جستجوی استیلا بر جهان نامیده، بلکه همین هفته پیش سیاستمداران کشور خودش را هم به باد انتقاد گرفت و گفت که آلمان با رسواییهای سیاسی و فساد دست به گریبان است.
این نویسنده سالمند، از طرفداران پر و پا قرص ویلی برانت، صدراعظم اسبق آلمان است. به نظر گراس، ویلی برانت سالها قبل، پیشبینی کرده بود که پس از پایان یافتن مبارزه دوقطبی شرق و غرب، مبارزه شمال و جنوب مطرح میشود و کشورهای غنی (شمال) به صفآرایی در برابر کشورهای ناتوان (جنوب) دست میزنند. او همواره خواستار این بوده که شمال با جنوب منصفانه برخورد کند و از امتیازهای خودش برای کسب قدرت بیشتر استفاده نکند. به نظر گراس، بحران اقتصادی فعلی نیز از همین جا ناشی شده و سودجویی پایانناپذیر کشورهای شمال، جهان را با چنین بحرانی رودررو کرده است.
گونتر گراس از منتقدان علنی اسرائیل هم هست و همواره از منافع فلسطینیها دفاع کرده و میگوید که سیاست چشم در برابر چشم که رژیم صهیونیستی همیشه به آن دامن زده، موجب میشود تا هیچ وقت مشکلی حل نشود. او برای طرح این عقاید سیاسی هرگز بیکار ننشسته؛ همین یک ماه پیش با گروهی از نویسندگان جوان در قالب یک برنامه کتابخوانی در چندین شهر کوچک آلمان یک تور ترتیب داد و از تجربیاتش سخن گفت.
با همه خشکی و جدی بودن دنیای سیاست که موجب شده گونتر گراس را به عنوان بچه تخس ادبیات بشناسند، او در دنیای ادبیات زبان خاص خود را دارد و همه مفاهیمی را که از دنیای واقعی سرچشمه میگیرد، با استفاده از عنصر «کمیک» در صفحه شطرنج داستانهایش مینشاند. گراس با استفاده از عنصر طنز نشان میدهد که چه نکات پوچ و بیارزشی از برخی از برخوردها حاصل میشود و همین چیزهای پوچ چگونه میتواند به شکل گرفتن چیزهای دیگر بینجامد.
گونتر گراس بجز وجه سیاسی و ادبی، یک وجه دیگر هم دارد و آن وجه کاملا هنری اوست. او سالهاست مجسمه میسازد و نقاشی میکند. هفته پیش مجموعهای از آثار نقاشی او در آلمان به نمایش درآمد.
آرزو پناهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم