یک داستان عاشقانه از مایکل مور

فیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» در بیشتر رسانه‌ها مثل نیویورک تایمز و یو.اس.ای تودی و ورایتی نقد شده و به عنوان یکی از بهترین آثار مایکل مور شناخته شده است. با این حال، منتقدان دیگری هم از نیویورک یا نیویورک پست آن را خیلی دور از معیارهای لازم ارزیابی کرده‌اند.
کد خبر: ۲۹۰۲۱۲

حالا مایکل مور در حال برگزاری یک تور مطبوعاتی برای حمایت و معرفی فیلمش است. او در این سفرها با همان سرو صدا و هیاهوی همیشگی ظاهر می‌شود و البته عکس‌العمل‌های متفاوتی را نیز تجربه می‌کند. یکی از عجیب‌ترین آنها، واکنش‌ها شخصی میزبانان فوکس نیوز بود که رک و راست درباره دیوانگی‌های موجود در فیلم او سخن ‌گفتند. در این مصاحبه مطبوعاتی «بک» یکی از چهره‌های مشهور این شبکه گفت که فکر می‌کند واقعا می‌تواند مایکل مور را بکشد و «اوریلی» همکار او هم گفت که گرچه حتی با کشتن یک گیاه هم مخالف است اما فکر می‌کند درباره مایکل مور قادر به انجام این کار باشد.

«کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» هرچند احتمالا دیگر فیلم‌هایش با نسبت به موفقیت کمتری روبه‌رو خواهد شد، اما شبیه دیگر فیلم‌های پر سر و صدای اوست. یک فیلم 2 ساعته پر حرکت که او در آن هر چه را که به مسایل اقتصادی مربوط می‌شود سر هم کرده تا بتواند استدلال‌های خودش را بکند: از کمک 700 میلیارد دلاری دولت بوش که در مجلس آمریکا به تصویب رسید تا مشکلات صنعت خودروسازی آمریکا، بیمه و خط مشی مدیران آن و ...

منتقد دیلی نیوز درباره این فیلم نوشت: «20 سال از نخستین باری که مایکل مور مستندساز پشت دوربین قرار گرفت تا فیلم «راجر و من» را بسازد می‌گذرد؛ فیلمی‌که به رکورد اقتصادی در شهر زادگاهش «فلینت» می‌پرداخت. او در فیلم‌های بعدی‌اش به سراغ مسایل مهم اجتماعی دیگر مثل کنترل فروش اسلحه، مراقبت‌های بهداشتی و جورج دبلیو بوش رفت، اما بار دیگر به ریشه‌هایش برگشت و با فیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» فیلم دیگری را به دیدگاه‌های چپ درباره اصلاحات و واگذاری مالکیت اختصاص داد؛ فیلمی‌که با دیدن آن احساس می‌کنید احتمالا دیدگاه‌های سیاسی‌تان دارد بد جوری با دیدگاه‌های کلی یک فیلم قلقلک می‌شود.»

در «کاپیتالیسم ...» مور به جستجو در بحران اقتصادی جاری می‌پردازد و مستقیما سیطره شرکت‌های آمریکایی را زیر سوال می‌برد. با این حال، بحث‌های جالبی وجود دارد که مور به عنوان یک فیلمساز در آن نقش بازی می‌کند. عجیب‌ترین لحظه فیلم صحنه‌ای درباره یک خانواده است. آنها که به وسیله بانک از خانه‌شان رانده شده‌اند، در کارخانه‌ای در شیکاگو پس از تعطیل‌شدن نشسته‌اند و درباره مشکلات‌شان صحبت می‌کنند.

مور، همچنین تصویری خشن از حرص و طمع انسانی به تصویر می‌کشد. او نشان می‌دهد که چگونه خلبانان خطوط اصلی پرواز در تلاشند شغل دومی‌ به دست بیاورند، چون میزان درآمد سالانه‌شان به طور نگران‌کننده‌ای پایین است، در حالی که سود شرکت‌های بزرگ بیشتر و بیشتر می‌شود.

در چنین لحظه‌هایی است که مور قدرتش را به عنوان یک مستندساز نشان می‌دهد و اجازه می‌دهد تا موضوع‌ها ارزش خودشان را بر او تحمیل کنند.

وقتی مور پشت دوربین می‌ایستد، «کاپیتالیسم» به سرعت اوج می‌گیرد. در لحظاتی شبیه آنچه مور بر شرکت‌هایی مثل آ.آی.جی و سیتی کورپ می‌تازد، متوقعانه درصدد است تا از زبان یک شهروند آنچه را می‌خواهد را نشان بدهد. چنین صحنه‌هایی بدترین لحظات فیلم مور را می‌سازند و حتی برای آزادیخواه‌ترین افراد هم حمایت از این خط فکری را سخت می‌کند.

او همچنان می‌خواهد ثابت کند که با بوش مخالف است و اینجاست که خیلی‌ها مجبور می‌شوند بگویند «آقای مور قبول داریم که شما فکر می‌کنید بوش رئیس جمهور بدی بود.» با این حال، خوشبختانه بیشتر فیلم در ارتباط با مردم است و کمتر به حملات مور به جناح راست می‌پردازد.

منتقدان دیگری هم بودند که از دیدن این فیلم حسابی کیف کردند و از این که مایکل مور به سراغ سرمایه‌داری رفته است، مشعوف شدند. آرچی کارول یکی از این منتقدان است که می‌گوید «شما مجبورید با این فیلم جواز ورود به اسکار را به مایکل مور بدهید.» او می‌گوید زمانی که مایکل مور برای ساختن این فیلم انتخاب کرده، بهترین زمان ممکن برای انتقام گرفتن از سیستم سرمایه‌داری است: «در هیچ زمان دیگری از شرایط تاریخی دهه‌های اخیر به جز امروز که جهان درگیر یک بحران عظیم اقتصادی و مالی است، نمی‌شد چنین فیلمی‌ساخت. سالی که پشت سر گذاشتیم، سال بدی برای سرمایه‌داری بود و با وجود این که سیستم مالی تلاش می‌کند دوباره روی پاهای خودش بایستد، هنوز موفقیت چندانی حاصل نشده است.»

این منتقد از اسم فیلم هم تعریف می‌کند و می‌گوید مایکل مور نام پرقدرتی را برای فیلمش برگزیده است و منظور او از اسم «کاپیتالیسم‌: یک داستان عاشقانه» این است که تنها «ارزش افزوده» است که می‌تواند یک رابطه عاشقانه با سیستم سرمایه‌داری برقرار کند و این تمام چیزی است که او می‌خواهد در این فیلم به نمایش بگذارد.

باوجود این که خیلی‌ها در کشورهای غربی به سیستم سرمایه‌داری به عنوان بهترین سیستم مالی دنیا اعتقاد دارند و فکر می‌کنند بهتر از این سیستم نمی‌توان نظمی‌برای گردش مالی جهان یافت، اما مایکل مور می‌گوید می‌تواند ثابت کند که بهتر از این هم می‌تواند وجود داشته باشد. او می‌خواهد به ما نشان دهد که می‌توان یک سیستم درست را به درست‌تر بدل کرد و با گوش دادن به بحرانی که همه از نزدیک چهره آن را دیده‌اند؛ تلاش کرد تا صدای بحران درست شنیده شود.

مور در این فیلم با استفاده از چند مصاحبه و گذاشتن دام‌هایی برای مصاحبه شوندگان، می‌خواهد نشان دهد که در چند دهه گذشته، سیستم اقتصادی دنیا چقدر غیرمنصفانه عمل کرده است، اما برنامه‌ریزی و نمایشی که او برپا کرده، خیلی هم منصفانه به آنچه رخ داده نگاه نمی‌کند. او بیشتر مواقع دست روی نقاط ضعف می‌گذارد و با تبلیغات‌ تر و تمیزی که به شیوه خودش ارائه می‌کند، حرفش را پیش می‌برد. با این حال، نمی‌توان پذیرفت که او با این روش خیلی طنزآمیز و گاه احمقانه، می‌تواند همه تحسین‌کنندگانش را برای همیشه در اطراف خودش نگه دارد. مور که در فیلمسازی و کات‌های به موقع حسابی استاد است، از همین روش برای این فیلم هم استفاده کرده است. او عاشق این است که صحنه‌های متناقض را از دوره‌های زمانی مختلف کنار هم بگذارد و برای همین، بعضی وقت‌ها کلیپ‌هایی که از آنها استفاده می‌کند، خیلی به موضوع مربوط نیستند.

در هر حال، فیلم «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» بیش از آن که درباره سیستم سرمایه‌داری باشد درباره سیاست‌های مالی وال استریت و پرداخت وام مسکن در سال گذشته است. او به این مساله هم نمی‌پردازد که سرمایه‌داری در کنار شرکت‌های بزرگ، از بی‌نهایت شرکت‌های کوچک و متوسط تشکیل شده که در مجموع سیستم مالی جهان را شکل می‌دهند.

مور در بخشی از این فیلم به سراغ مرگ صنایع اتومبیل‌سازی میشیگان می‌رود و آن را ناشی از رقابت خارجی می‌داند که تاحدودی هم درست است. او با شور و شوق بسیار از اتحادیه‌ها حمایت می‌کند و هرگز اعتراف نمی‌کند که قوانین سخت آنها، پرداخت‌های بالا و مزایای سخاوتمندانه‌شان به عدم وجود رقابت در صنایع اتومبیل‌سازی آمریکا کمک کرده است.

مترجم: آرزو پناهی
منابع: لس‌آنجلس تایمز - دیلی نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها