ایتالیا بدون حتی یک شکست در گروه هشتم انتخابی جام جهانی نوزدهم در قاره اروپا مجوز صعود را گرفت و زمانی سفرش به آفریقای جنوبی را قطعی کرد که در بازی ماقبل آخر خود در این گروه در شنبه شب 18 مهر در دوبلین از ایرلند جنوبی، دیگر تیم بیشکست گروه تساوی 2 2 را گرفت و با حفظ برتری 4 امتیازیاش بر تیم جیووانی تراپاتونی (هموطن مشهور لیپی) عدم دستیابی ایرلند به خود را قطعی و بازیهای واپسین شب انتخابی (چهارشنبه شب 22 مهر) را که طی آن با زحمت فراوان با نتیجه 2 3 بر قبرس چیره شد، در سرنوشت کلی بیتاثیر ساخت و البته مردان تراپ را راهی مرحله پلیآف کرد.
اینها قاعدتا ناظران را به این باور میرساند که ایتالیا بخت عالی برای تکرار عنوان قهرمانی دوره گذشتهاش در جام جهانی خواهد داشت ولی نمایش تاسفآور این تیم در پیکارهای امسال جام کنفدراسیونها و لرزش آشکار حتی در برابر تیم درجه چندم قبرس در مسابقههای انتخابی جام جهانی نشان داد شرایط و کلاس کار کنونی این تیم ایدهآل نیست و بعید نیست این تیم 8 ماه بعد در آوردگاه اصلی هم کم بیاورد و قادر به کسب پنجمین عنوان قهرمانیاش در جامهای جهانی نشود.
حتی اگر این احتمال و آنچه را خرداد و تیر در آفریقای جنوبی در جدیدترین دوره جام کنفدراسیونها روی داد مبنا و ملاک خود قرار ندهیم، لیپی از حالا هشدارهای لازم را به نفرات کنونی تیم و امیدهای ضروری را به مدعیان بیرون خط مانده داده است تا بر تلاش خود بیفزایند و هیچ چیز را قطعی ندانند و سطح کار خود را بالاتر ببرند زیرا تیم ملی ایتالیا در مرحله تکوین مجدد قرار دارد و باید حتما تکامل بیابد و از آنچه هست قویتر شود.
یک نام بزرگ
یکی از کسانی که پیرامون حضور مجددش در تیم ملی ایتالیا همواره بحث شده، فرانچسکو توتی است. با این که کاپیتان محبوب و ستاره دیرپای رم 34 ساله شده و اغلب مصدوم و کمرنگ است، اما از زمان بازنشسته شدن در سطح ملی (اتمام جام جهانی 2006) به تمامی درخواستها برای بازگشت به این تیم جواب منفی داده و با وجود این، اکنون نیز درخصوص رجعت او به اردوی ملی گمانهزنیها و تصوراتی دائمی وجود دارد. لیپی که همواره در مورد توتی حرفهایی دوپهلو زده و در عین نیاز فنی به وی بر بازگشت او اصرار نکرده است، اما حرفش اکنون نوعی اشتیاق مهار شده برای رجعت توتی را بهاذهان متبادر می کند.
او با ادغام شوخی و جدی میگوید: «دوستی به من گفت خیالت را راحت کن و هر کس که رسانهها و مردم بر او اصرار دارند، به اردوی ملی دعوت کن. شاید همین کار را انجام بدهم! آنچه از نظر من قطعی است، تواناییهای بالقوه فراوان توتی به عنوان یک بازیگردان و گلساز است و او در بیرون میدان هم بازیکنی خوشکردار و یک دوست قابل تکیه برای همراهانش است. بنابراین هر مربی از داشتن او در تیمش استقبال میکند و من نیز این مساله را رد نخواهم کرد. من اصولا مایلم از هر نیروی بالقوهای در تیم خود و در راه پیروزیهای آتزوری سود جویم، اما قبل از آن باید همگی بنشینیم و کیفیت تیم ایتالیا را از نو و در یک منظر کلی بررسی کنیم و ببینیم کجا ایستادهایم و برای بهبودی کارها چه باید کرد و سپس براساس آن دست به اقدامات لازم بزنیم. بررسی دقیق در این ارتباط الزامی است. یک بحث ما مربوط به نفراتی است که هماینک نیز در اردوی ما حضور دارند و باید مشخص شود آیا همگی قابلیت درخشش در مرحله پایانی جام جهانی را هم دارند یا آن عرصه برایشان بیش از حد دشوار و سنگین است. بحث دوم به کسانی ارتباط پیدا میکند که به اعتقاد عدهای باید به اردوی ملی اضافه شوند و این توانایی را دارند که در سطحی بالا همچون جام جهانی هم بدرخشند، اما من معتقدم در این زمینهها نیاز به مطالعه بیشتری است. خوشبختانه وقت تا زمان تشکیل اردوی نهایی تدارکاتیمان (از اواخر اردیبهشت 89) زیاد مانده است و تا آن زمان میتوان از خیلی چیزها سر درآورد و بهترینها را شناخت و فقط کسانی را به تیم اضافه کرد که جوهره لازم برای درخشش در میدانی همچون جام جهانی را داشته باشند وسر بزنگاه کم نیاورند. برای عضویت در تیم ملی ایتالیا، یک سری فاکتورها مورد نیاز است و صرف درخشش در مسابقات باشگاهی این کشور کافی نیست و من باید کلاس کار منتخبان را هم بررسی کنم. این شامل کسانی هم میشود که هرگز به تیم ملی دعوت نشده و به تبع آن در این سطح هیچ گاه امتحان پس ندادهاند. تیم ملی ایتالیا و بازی در جام جهانی یک سری خصلتهای خاص را میطلبد و بدون آن نمیتوان در این تیم یا چنان میدانی مفید واقع شد.»
یک مدعی جوان
اگر بحث توتی 3 سال و اندی بعد از بازنشستگی او در سطح ملی همچنان ادامه دارد، یک بازیکن بسیار جوانتر همچون جوزپه روسی نیز موقعیت خاصی را در ارتباط با تیم ملی ایتالیا دارد و در مورد او به رغم تمام مهارتها و آیندهدار بودنش ابهامهایی به چشم میخورد.
روسی که 23 سال دارد و بازیکن خط حمله و متولد آمریکا اما ایتالیاییتبار است، زندگی ورزشی پرماجرایی را گذرانده است. او ابتدا 5 سال را در تیم جوانان و بزرگسالان پارما گذراند و سپس به منچستر یونایتد رفت و دو سال در آنجا بازی کرد و 5 ماه را به طور موقتی و به عنوان بازیکن قرضی از نو در پارما گذراند و سرانجام به ویارئال اسپانیا رفت و اینک از عناصر تهاجمی زیردریایی زرد به حساب میآید.
روسی که در جام کنفدراسیونهای 2009 از معدود خوبهای ایتالیا بود و دیدار با ایرلند جنوبی و قبرس در واپسین مسابقههای انتخابی جامجهانی 2010 در روزهای 18 و 22 مهرماه را وسیله و محلی برای درخشش احتمالی و تثبیت جایگاه خود در اردوی آتزوری میدانست، میگوید: «از حالا تا ژوئن 2010 (خرداد 89) که جامجهانی شروع میشود کشورم چیزی حدود 8 دیدار تدارکاتی دارد که میادینی برای بررسی مجدد نحوه بازی پرتجربهها و میزان کارایی جوانترها به حساب میآید. لیپی قطعا در پارهای از این میادین از من نیز سود خواهد جست و با من است که برای بهرهگیری کامل از این موقعیت آماده باشم. اینها سکوهای پرتاب برای کسانی است که میتوانند و باید در میدانهای بزرگ ملی خودنمایی کنند و وسیله و عامل پیروزی تیمهای ملی کشورهای خویش باشند. خوشبختانه لیپی کسی نیست که از حالا 23 نفر انتخابیاش و ترکیب نهایی تیم ملی را شناخته و دفاترش را بسته باشد. من اینک در اسپانیا راحت و در (ورزشگاه اختصاصی ویارئال) موفقم اما انتقال همین رضایت و موفقیت به اردوی ملی به قصد متقاعد کردن لیپی نیز الزامی است.»
به یاد روزهای خوش
لیپی در مسابقههای اخیر در غیاب دلپیهرو که در این فصل غایب و ناپیدا بوده از مهاجمانی چون یاکینتا از یوونتوس و آنتونیو دیناتاله در تیمش سود جسته اما از دعوت مجدد آنتونیو کاسانو مهاجم احیاشده سمپدوریا که در دو فصل اخیر تولدی نو در این باشگاه جنوایی و در سریA داشته، (ولی پیشینهای طولانی و مفصل در دردسرسازی دارد) بهرغم اصرار بخش عمدهای از رسانهها و درخواستهای مردمی تاکنونسرباززده و اگر هم تغییر رویه بدهد و او و حتی توتی را به اردوی ملی برگرداند، باز راهها به روی روسی و فابیو کوالیارلا و نظایر آنها بسته نیست. این چیزی است که لیپی پرتجربه قول آن را داده است. در حالی که شایعه بازگشت او به یوونتوس تیم باشگاه سابقش بعد از اتمام جامجهانی نوزدهم بشدت شنیده میشود، این مربی مونقرهای با تفکر درباره روزهای بسیار خوش جامجهانی آلمان، زمانی که وی آتزوری بحرانزده را در میان حیرت ناظران قهرمان جامجهانی 2006 کرد، به تکرار آن در ژوهانسبورگ میاندیشد. به رغم حضور امثال کامورانزی، گاتوزو، زمبروتا و حتی کاناواروی 37 ساله (بعد از رفع و رجوع شدن ماجرای دوپینگ اخیرش) هماهنگیها در اردوی ایتالیا و توان بالقوه در تیم فعلی این کشور بوضوح کمتر از گذشته نشان میدهد، ولی همسو با بیمها، از امیدها نیز در اردوی لاجوردیپوشان موجود و محسوس و دلخوشی لیپی به این نکته است که ایتالیا 3 سال و نیم پیش جامجهانی آلمان را با بحران موسوم به کالچو پولی (تقلب باشگاههای بزرگ سریA برای کسب نتایج دلخواه) و در فضای بدبینی و بدنامی شروع کرد و در طول مسابقههای ممتد ، در نهایت قهرمان شد. با آن دیدگاه و پیشینه تیم آشکارا کمرنگ شده، لیپی نیز لابد برای فتح این رقابتها بدون اقبال نخواهد بود.
مترجم : وصال روحانی
منبع: 4 /Channel اکتبر 2009
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم