بررسی علل کودک‌سالاری در خانواده‌ها

بابا، مامان! دست‌ها بالا

کد خبر: ۲۸۷۰۰۵

اما ماجرا فقط به برآورده کردن خواسته‌های او ختم نشد، هر چه قدش بلندتر شد حیطه اختیارات و تصمیماتش وسیع‌تر شد، او برای سفرهای خانوادگی تصمیم گرفت، برای نوع غذایی که می‌خوردند تصمیم گرفت، برای برنامه‌های تفریحی خانواده تصمیم گرفت، برای لباس و سر و وضع دو سرباز فرمانبردارش تصمیم گرفت، برای اهداف آینده خانواده تصمیم گرفت و...

یک روز که پدر و مادرش از فرصتی کوتاه که در نبودش دست داده بود برای خوردن چای استفاده می‌کردند پدر با غصه به مادر گفت: «داشتم فکر می‌کردم، اگر سن من و تو را با هم جمع بزنیم می‌شود چیزی حدود 80 سال اما هیچ اختیاری در زندگی نداریم در حالی که دخترمان فقط 18 سال دارد و برای هردو ما تصمیم می‌گیرد ! به نظرت عجیب نیست ؟»!

پنجشنبه هفته‌ای که گذشت روز جهانی کودک بود و تقریبا همه رسانه‌ها برای احقاق حقوق کودکان مطلبی نوشتند، اما گاهی وقت‌ها همین تلاش ما برای حق دادن به بچه‌ها به ضررشان تمام می‌شود، مثلا حق کودکان برای داشتن آزادی و اختیار که در مواردی به فرزندسالاری تبدیل می‌شودو آینده‌شان را تباه می‌کند.

فرزندسالاری یعنی...

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید اصطلاح «فرزندسالاری» اصطلاحی ویژه کشور خودمان است و در فرهنگ غربی چنین واژه‌ای وجود ندارد. به عبارتی دیگر پدیده فرزندسالاری که امروزه بسیاری از خانواده‌های ایرانی با آن مواجه شده‌اند، در دیگر کشورها چندان مطرح نیست و به همین دلیل نتایج جستجوی مقالاتی درباره آن در کتابخانه‌های دیجیتال معمولا صفر است!

دکتر حمید سپهر، روان‌شناس تربیتی و استاد دانشگاه در تعریف فرزندسالاری توضیح می‌دهد: در فرزندسالاری والدین خود را در معرض سلطه‌ورزی کودکان‌شان قرار می‌دهند و بیش از اندازه به درخواست‌های آنها پاسخ مثبت می‌دهند.

به عقیده سپهر فرزندسالاری را می‌توان برداشتی منفی و نادرست از مقوله فرزند محوری در جوامع غربی دانست.

این کارشناس در توضیح چیستی فرزندمحوری می‌گوید: فرزندمحوری اصطلاحی مثبت است که در آن بر اهمیت توجه والدین به نیازهای کودکان شان در حد اعتدال تاکید شده است در فرزند محوری پدر و مادر نیازهای کودک را از طریق گفتگو با او شناسایی می‌کنند و سپس با تشخیص میزان اهمیت این نیازها به آنها در حدی معقول و منطقی پاسخ می‌دهند، اما همین توجه وقتی از شکل متعادل خارج می‌شود به رابطه‌ای غیراصولی بدل می‌شود که فرزندسالاری می‌خوانیمش.

شادی حدیث، کارشناس ارشد مشاوره نیز درتوضیح معنای فرزندسالاری اظهار می‌کند در پدیده فرزندسالاری والدین در تلاشند به تمام خواسته‌های فرزندان خود بی چون و چرا جامه عمل بپوشانند و به آنها برای به اجرا درآوردن آرزوهایشان، آزادی عمل کامل بدهند.

این مشاور هم پدیده فرزندسالاری را حاصل تقلیدی ناصواب از آزادی بخشی معقول به کودکان در کشورهای دیگر می‌داند و اضافه می‌کند: بخشیدن دامنه‌ای از اختیارات به کودکان که در جوامع پیشرفته صورت می‌گیرد گاه در جوامع در حال توسعه به گونه‌ای غلط تقلید می‌شود به طوری که والدین تفویض استقلال به کودکان را به معنای خودداری شان از ابراز عقیده و ارزیابی اعمال فرزندانشان می‌گیرند و از این که باید چارچوبی از بایدها و نباید‌ها به وسیله والدین برای کودکان در خانواده تعریف شود غافل می‌شوند.

بازنده‌های فرزندسالاری

هرچند فرزندسالاری معمولا حاصل نقص رفتاری پدر و مادرهاست، اما قربانیان اصلی آن، فرزندان هستند.

دکتر سپهر می‌گوید آزادی مطلقی که در خانواده‌های فرزند سالار به کودکان داده می‌شود اگر چه در ظاهر سبب کامیابی مقطعی فرزندان خانواده می‌شود، سطح انتظارات آنها را از پیروزی و موفقیت در زندگی آینده بالا می‌برد.

این استاد دانشگاه تاکید می‌کند که بخشیدن آزادی عمل بیش از اندازه به این کودکان نه تنها آنها را توانمند نمی‌کند، بلکه راه یادگیری مهارت‌های لازم اجتماعی را بر آنها می‌بندد و در واقع تضمین شکست‌شان محسوب می‌شود.

حدیث نیز با تایید شکست حتمی ‌این کودکان در زندگی آینده درباره ویژگی‌های شخصیتی آنها توضیح می‌دهد: فرزندان خانواده‌های فرزندسالار انتظار «نه شنیدن» از هیچ‌کس را در زندگی اجتماعی آینده ندارند. آزادی مطلق این کودکان در خانواده آن را لوس و خودخواه می‌کند.

چینین فرندانی معمولا کم اراده و خودکم بین هستند، آزادی مطلق‌شان در بزرگسالی ممکن است به بی‌بند و باری اخلاقی و حتی روی آوردن‌شان به بزه منجر شود، آنها ناشکیبا هستند، در برابر نافرمانی دیگران به سرعت خشمگین و ناراضی می‌شوند، به تلاش برایبه دست آوردن خواسته‌های‌شان عادت ندارند و اعتماد به نفس‌شان برای شرکت در هر رقابتی پایین است چون قبلا هرگز شکست را تجربه نکرده‌اند و از آن بشدت می‌ترسند.

پدر و مادر نگو! جن چراغ جادو!

دلایل زیادی برای این که چرا خانواده‌ای فرزندسالار می‌شود وجود دارد مثلا این که بعضی از پدر و مادرها اعتقاد دارند باید همه کمبود‌ها و محرومیت‌هایی را که در دوران کودکی و نوجوانی با آن مواجه بوده‌اند، در مورد فرزندشان در حد کمال جبران کنند این جور والدین خیال می‌کنند پدر و مادرهای ایده‌آل، موجوداتی در حد جن چراغ جادو هستند که وظیفه دارند همه آرزوهای فرزندشان را چه منطقی و چه غیرمنطقی برآورده کنند چنین والدینی عزت و شان والای انسانی خود را با میزان خدمتی که به فرزندشان کرده‌اند یا امکاناتی که برایش فراهم کرده‌اند، می‌سنجند.

گاهی هم شرایطی ناخواسته و دست تقدیر سبب بروز پدیده فرزندسالاری می‌شود مثلا خانواده‌هایی که یک فرزندشان را از دست دادند معمولا در مورد فرزند دیگر با وسواس و نگرانی عمل می‌کنند و یا خانواده‌هایی که تک فرزندی هستند بیشتر گرایش به فرزندسالاری دارند. در این زمینه یکی از بهترین نمونه‌ها جامعه چین است که چند سال پیش کارشناسان تربیتی‌اش در نشریات این کشور اعتراف کرده بودند تک فرزندی خانواده‌های اینچنینی ، باعث شده حیطه تصمیم‌گیری‌های فرزندان در حدی غیرمنطقی، گسترده شود.

از سویی دیگر، در هر خانواده‌ای معمولا یکی از 4 نظام مادرسالاری، پدرسالاری و فرزندسالاری و سرانجام نظام اشتراکی حاکم است که سه نظام نخست بر اصل مدیریت واحد متمرکز شده‌اند و نظام آخر بر مدیریت گروهی تاکید دارد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد خانواده‌های مادرسالار یا پدرسالار که در آنها مشارکت پدر و مادر برای تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی در حد بسیار پایینی است، در بزرگسالی فرزندان با پدیده فرزندسالاری مواجه می‌شوند چون در این جور موارد فرزندان رفتار پر تحکم پدر یا مادر را در قبال خودشان تقلید می‌کنند.

اما دکتر سپهر دلیل فرزندسالاری را با دیدی کلی‌تر، ناآگاهی والدین از چگونگی روش‌های فرزندپروری بیان می‌کند و می‌گوید: ناتوانی والدین در هدایت تربیتی صحیح فرزندانشان باعث می‌شود به مرور زمان نقش تربیتی و هدایتی‌شان را در خانواده رها کنند و همه توانشان را صرفا بر برآورده کردن نیازهای مادی کودکانشان متمرکز کنند و تسلیم خواسته فرزندان شوند.

این استاد دانشگاه معتقد است بعضی از والدین امروزی هنوز یاد نگرفته‌اند پدر و مادر باشند و هرچند در نسل‌های گذشته اصول تربیتی نسل به نسل از پدربزرگ و مادربزرگ‌ها به پدر و مادرها و از آنها به فرزندان شان به ارث می‌رسید، اما حالا این اصول به دست فراموشی سپرده شده‌اند.

به عبارتی دیگر هرچند از حدود 70 سال پیش تاکنون فرزندپروری در دنیا، در جهت آسان‌گیری و انعطاف بیشتر پیش می‌رود، اما این سهل‌گیری نباید به مرحله رها کردن تربیت برسد.

آنها سالار شما نیستند!

نخستین گامی ‌که حدیث برای جلوگیری از شکل‌گیری پدیده فرزندسالاری پیشنهاد می‌کند وضع قوانین در خانواده و مشخص کردن حیطه اختیارات فرزندان است.

این مشاور می‌گوید: والدین باید مرزهایی روشن و دقیق را در ارتباط با فرزندانشان تعیین کنند و به آنها بفهمانند وظایف آنها در قالب والدین در خانواده چیست.

«نه گفتن » به خواسته‌های نامعقول فرزندان از دیگر مهارت‌های جلوگیری از فرزندسالاری است. به یاد داشته باشید که مسوولیت شما در خانواده صرفا برآورده کردن آرزوهای فرزندان نیست و چه‌بسا بخشی از این آرزوها با شرایط اقتصادی خانواده و... سازگار نیست که باید در این مواد فرزندتان را از آن آگاه کنید.

سپهر هم در این خصوص به نقش رسانه‌های جمعی در تعلیم فرزندپروری اشاره می‌کند و می‌گوید: سال‌هاست در کشورهای بیگانه نهادهای غیردولتی خیریه‌ای و دولت‌ها با برگزاری کلاس‌هایی اصول فرزندپروری را به زوج‌های جوان آموزش می‌دهند، اما در کشور ما حتی نیاز به آنها از سوی زوج‌ها احساس نمی‌شود و در این موارد طبیعی است که تلاشی هم برای ایجاد این کلاس‌ها صورت نگیرد!

این استاد دانشگاه همچنین به زوج‌ها پیشنهاد می‌کند در غیاب کلاس‌های آموزشی در زمینه فرزندپروری، دست‌کم کتاب‌هایی در این باره مطالعه کنند با این حال او گوشزد می‌کند که بسیاری از کتاب‌های موجود در این زمینه در بازار ترجمه بدون تالیف هستند و کاملا منطبق با شرایط زندگی غربی نوشته شده‌اند که به کار بستن آنها در کشورمان گاهی نشدنی است به همین دلیل این روان‌شناس تربیتی پیشنهاد می‌کند به جای تبعیت صرف از کتاب‌ها، ابتدا محتوای آنها را در ذهنمان با زندگی ایرانی تطبیق دهیم و بعد از نصایح شان استفاده کنیم.

علی یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها