در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تفاوت بین مقام اولی مورد نظر حبیب کاشانی که بعد از مدتی دوری از جمع قرمزها دوباره سکاندار آنها شده و رتبه سومی هدف گرفتهشده توسط کرانچار در نگاه نخست فقط محصول تفاوتهای فراوان بین این دو مقام پرسپولیس و نشانه روح بلندپروازانه سرپرست پرسپولیس در مقام مقایسه با قناعتورزی نهچندان مفید ورزشی سرمربی تیم است و چون سنخیتی بین آنها نیست بعید به نظر میرسد منجر به یک همکاری موثر طولانی بین این دو نفر شود.
این در حالی است که کاشانی بعد از بازگشت به پرسپولیس (براساس حکم سازمان تربیت بدنی) برخلاف روزهای آخر زمامداری عباس انصاریفرد کوششی برای کنار گذاشتن عاجل سرمربی کروات قرمزها نکرده و به عکس از او حمایت کرده و حضور وی را استمرار بخشیده است.
اما باور کرانچار درخصوص حداقل دو سال کار مشترک بین او و مدیر سرخها نیز باوری مبتنی بر خوشبینی صرف است، زیرا از یک سو او با باورهای کاری مدیر باشگاهش همسو نیست و از سوی دیگر او به عنوان یک مربی حرفهای بهتر از هر کس میداند که ماندنش در سمت سرمربی قرمزها وابسته به نتایجی است که در ادامه فصل میگیرد حتی دو سال پیش که پرسپولیس اولین قهرمانیاش را در لیگ ایران بعد از 7 سال فترت کسب کرده، کاشانی حمایت از افشین قطبی را که با یکی از کمکمربیان تیمش (مرزبان) درافتاده بود و شماری از شاگردانش پشت او را خالی کرده و با حمید استیلی ارتباط موفقتری داشتند، فقط به شکلی اصولی و با این ضمانت ادامه داد که به کلیت تیم لطمه نخورد.
با مدیریت او و حفظ و ابقای قطبی و استیلی در کنار یکدیگر بود که پرسپولیسیها صاحب یک قهرمانی دراماتیک در 6 + 90 مسابقه واپسین خود در برابر سپاهان شدند.
اصل اول
برهمین اساس اعلام حمایت کاشانی از کرانچار همانند حمایت سال 86 از قطبی در جهت موضعگیریهای مثبت مدیرعامل باشگاه نسبت به سرمربی تیم تا زمانی است که این فرآیند تیم را منضبط و موفق و بازیکنان را صاحب این باور کند که محکوم به تبعیت از قواعد کلی و کادر فنی تیم هستند و نباید در امور مربوط به مدیریت دخالت کنند، قضاوت مثبت یا منفی درباره مربیان تیم نیز جزو وظایف آنها نیست. در عین حال کاشانی با گفتن این جمله ظریف و حساس و تقریبا معروف که با همین کرانچار هم پرسپولیس را قهرمان میکنم نشانگر این باور در وجود خود است که کرانچار مربی فوقالعادهای نیست و سهم میزان و نوع مدیریت باشگاه را مهمتر از شکل هدایت فنی تیم توسط مربیان میداند. او معتقد است اگر اصل اول فراهم آید و قوی شود، با هر مربی میتوان قهرمان لیگ شد!
اینکه این فرضیه تا چه حد صحیح است، باید ادامه مسابقات فصل را دید اما صرفنظر از مدیریت قوی کاشانی آنچه پرسپولیس را در اواسط بهار 1387 قهرمان لیگ برتر ایران کرد، تیم و ترکیب خوبی بود که با مهرهگیری و سلیقه خاص استیلی در تابستان 86 شکل گرفت و تازگی و نشاطی که قطبی و حرفهای متفاوت او در نیمه فصل اول آن مسابقات به پرسپولیس بخشید و در عبور تیم از دریای حوادث سهمی قابل توجه داشتند. چنین بود که حتی ماجرای کسر 6 امتیاز از سرخها توسط فیفا نیز پرسپولیس را از قهرمانی در آن فصل دور نکرد و شادی بزرگی را به جمع قرمزها آورد.
مثل آن سال، برخلاف آن سال
قیاس شرایط فعلی پرسپولیس بعد از بازگشت کاشانی به این تیم با شرایط فصل 87 - 1386 هم عقلایی و هم کاری غیرمنطقی است. عقلایی است زیرا مثل آن سال تیم بسته شده توسط یک نفر دیگر را به یک سرمربی تازهوارد سپردهاند و غیرحقیقی به این سبب که تیم فصل 87 - 1386 بسیار عاقلانه و مناسب توسط استیلی ساخته شده و سپس به قطبی تحویل داده شده بود تا بهرههایش را ببرد. تغییرات و نفرات تازهوارد در آن تیم معقول و در کمترین حد و به شکلی مثبت بودند، اما تیم امسال سرخها که توسط انصاریفرد بسته و تحویل کرانچار شد، بیش از حد تغییر داشته و گرفتن 15 بازیکن جدید موجب شده همکاری موثر و هماهنگی بین آنها کاری بسیار سخت و به هدفی بدل شود که برای نیل به آن باید ماهها و ماهها کار و صبر کرد. بویژه که مربیای که این ساختار را تحویل گرفته نه یک مربی بومی وارد به معادلات و مناسبات فوتبال ما، بلکه یک خارجی بکلی ناآشنا با این مناسبات بوده است.
آیا کاشانی حاضر است این پروسه و ضررهای فراوان ناشی از آن را تحمل کند و صدایش درنیاید یا در ادامه فصل وضعیت به گونهای میشود که کاشانی برخلاف فصل قبلی مدیریتش بر سرخها مجبور به تغییر سرمربی تیمش خواهد شد.
برای یافتن پاسخ این سوال بدون هیچ پیشداوری فعلا صبر پیشه خواهیم کرد، اما وقتی در تیمی ناگهان 15 بازیکن جدید را به کار میگیرند و اکثر قریب به اتفاق آنها در ترکیب ثابت جای میگیرند و آرایش قبلی تیم 75 درصد عوض میشود، معمولا تیم در فصل نخست به جایی نخواهد رسید.
تفاوتهای عمیق
برای هر کسی که بخواهد خلاف این فرضیه را ثابت کند و تیمش را به قهرمانی برساند، کار طاقتفرسا و نزدیک به نشدنی نخواهد بود. حتی اگر آن فرد مدیری خوشرفتار و محبوب هواداران تیمش و صاحب حسننیت همچون سرپرست کنونی سرخها باشد. اگر اینگونه به ماجرا نگاه کنیم، نمیتوانیم کرانچار را به این دلیل که سخنی از قهرمانی نمیگوید و فقط از بهتر شدن تدریجی تیمش حرف میزند، شماتت کرد و میتوان کاشانی را مردی توصیف کرد که حسننیت مفرط و میل عمیقش به راضی کردن هواداران (هوادارانی که به اعتراف خود او حتی استادیوم را پر نمیکنند)! وی را به سوی رویاپردازیهای شیرین و لزوما نهچندان منطبق با حقایق سوق داده است. سقف پرواز پرسپولیس و بالاترین رتبه در دسترس برای این تیم براساس هریک از این دو نگرش به شکلی کاملا متفاوت تعریف و ترسیم میشود و نشانی دیگر از تفاوتهای عمیق بین مدیر و سرمربی قرمزهاست. تفاوتی که بسیار بعید است در ادامه فصل و در هفتههای پیش رو به دفعات و شکلهای مختلف چهره نشان ندهد.
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: