در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عنوان سومی تیم ملی کشتیآزاد در پیکارهای جهانی دانمارک با کسب یک طلا، یک نقره و یک برنز راضیکننده است؟
به نظر من تیم ما خوب نتیجه گرفت و این عنوان راضی کننده به نظر میرسد، اما نباید فراموش کرد که در جهانی قبل از المپیک و خود المپیک باید نتیجه خوب بگیریم نه در جهانی بعد از المپیک.
فکر نمیکنی این صحبت تو ارزش کار ملیپوشان را زیر سوال میبرد؟
به هیچ عنوان قصد کمرنگ جلوه دادن نتیجه تیم را ندارم و به صمیم قلب از همه کسانی که در ثبت این نتیجه نقش داشتند خسته نباشید میگویم. واقعیت این است که همواره در اولین دوره مسابقههای جهانی بعد از المپیکها، تیمها دست به جوانگرایی میزنند و خود را ساخته و پرداخته المپیک بعدی میکنند، در حالی که ما هیچ وقت این کار را نکرده و همواره با تمام توان در جهانی بعد از المپیک حضور مییابیم، حریفان که با تاکتیک جوانگرایی به میدان میآیند مشخص است در المپیکها با اوج توان خود ظاهر میشوند و این وسط توانی برای ما باقی نمیماند، چون توان سرمایههای ما در آستانه المپیک تحلیل میرود، بنابراین روزی ما نیز باید مثل رقبای خود در کشتی جهان از فردای المپیک برای المپیک بعدی برنامهریزی کنیم و منتظر اتفاقات نباشیم.
مگر میشود در المپیک هم با شانس و اتفاق به موفقیت دست یافت؟
بحث من چیز دیگری است. مشکلی که من در کشتی میبینم، مشکل زیربنایی است. اول باید پایه را بسازیم تا این پایه استوار در المپیک به ثمر بنشیند. چیزی که امروز آن را نمیبینیم. اکنون در رده سنی نوجوانان و جوانان ضعیف هستیم و این یعنی باید باز هم منتظر اتفاقات بود، بنابراین جهانی دانمارک را باید جرقهای تلقی کرده و به آن دلخوش نکنیم و ضمن آن هرچه سریعتر به فکر پشتوانهسازی برای فردای کشتی باشیم. اگر کشتیگیری در نوجوانان و جوانان قهرمان جهان شود، میتواند قهرمانیهایش را در بزرگسالان هم تکرار کند، این یعنی سیر طبیعی رشد یک قهرمان.
معتقدی چون این روند هم اکنون وجود ندارد، بنابراین نباید به آینده خوشبین بود؟
واقعیت این است که ما در ردههای سنی پایه دچار افت شدهایم، بنابراین به نظر من باز هم باید منتظر اتفاقات بود و در المپیک لندن هم توفیق نخواهیم داشت، مگر اینکه روی جوانان و نوجوانان سرمایهگذاری لازم برای سالهای بعد صورت گیرد.
اما تیم ما در جهانی دانمارک با ترکیب نسبتا جوانی گام به مسابقهها گذاشت. این امیدوارکننده نیست؟
ملیپوشان کشتی در دانمارک شجاعت کردند و غیرت به خرج دادند و نباید از ارزش کار آنها کم کنیم، اما در حال حاضر چون پایه محکم و استواری نداریم موفقیتهایی از جنس دانمارک ماندگار نخواهد بود و نتیجهگیری منطقی از چنین موضوعی این است که کسب موفقیت در المپیک بعید به نظر میرسد.
درخشش خیرهکننده مهدی تقوی در وزن 66 کیلوگرم و کسب مدال طلای جهان چطور؟ به او هم نمیتوان امید داشت؟
تقوی جزو پشتوانههایی است که از سالهای قبل رشد کرده و از نوجوانان و جوانان با طی کردن تدریجی پلههای رشد و ترقی به اینجا رسیده است، اما سوال این است هم اکنون در تیمهای نوجوانان و جوانان ما چند کشتیگیر مثل تقوی داریم؟ کشتی ما به تقویها نیاز دارد او آینده درخشانی دارد به شرط اینکه قدرش را بدانند و به حال خود رهایش نکنند، اما با وضعیتی که بر کشتی ایران حاکم است من فکر میکنم تقوی هم مثل تعداد زیادی از قهرمانان مستعد ما در دنیای قهرمانی از بین رفته و به مدال المپیک نخواهد رسید.
حال برای جلوگیری از این سرمایهسوزی چه باید کرد اینکه براحتی نفرات مستعد خود را از دست ندهیم و سالها شاهد افتخارآفرینی آنها باشیم؟
یکی از راهکارهایی که در این زمینه وجود دارد کم کردن فاصله نفرات دوم و سوم هر وزن با نفرات اصلی است تا نفرات اصلی انگیزه خود را از دست ندهند و با قدرت به کار خود ادامه دهند. در حال حاضر فاصله نفرات دوم و سوم با نفرات اول ما چقدر است!؟ سایتی اف از دنیای قهرمانی کنار میرود و جانشیناش دنیس چارگوش، قهرمان جهان میشود، گاتسالوف به المپیک نمیآید و جانشیناش شیروانی مراداف قهرمان میشود. کشتی ما هم باید این وضعیت را داشته باشد تا بتواند قهرمانان خود را حفظ کند تیمی که داعیه قهرمانی جهان دارد باید در هر وزن دو سه کشتیگیر تقریبا همسطح داشته باشد تا به مشکل نخورد.
به سرنوشت تلخ برخی قهرمانان کشتی در دنیای قهرمانی اشاره کردید و نسبت به تکرار این وضعیت برای تقوی هشدار دادید. ریشه این مشکلات چیست؟
متاسفانه ما قهرمانان زیادی نظیر یزدانیها، حاج کناریها و حاجیزادهها داشتیم و قدر آنها را ندانستیم، در نتیجه به آنچه استحقاقش را داشتند نرسیدند. روشن است که بیشتر ما کشتیگیران از طبقات پایین جامعه هستیم و ضروری است کسی که قهرمانی جهان میشود بسرعت مورد حمایت مالی قرار بگیرد تا بتواند زندگی خود را سر و سامان دهد و دغدغه زندگی شخصیاش را نداشته باشد. الان به محض اینکه کشتیگیری قهرمان جهان میشود اگر بلافاصله و تا تنور داغ است جوایزی به دست آورد که هیچ، اگر نتوانست باید به امید سال بعد بنشیند و معلوم نیست سال بعد قهرمان شود؛ بنابراین کسی که قهرمان جهان میشود وقتی میبیند زندگی شخصیاش به لحاظ اقتصادی جالب توجه نیست وارد کارهای اقتصادی میشود. اگر کارش گرفت که مزه میکند و کشتی را رها میکند اگر هم نگرفت که سرخورده شده و باز هم در کشتی به جایی نخواهد رسید. در چنین وضعیتی نمیتوان انتظار داشت که امثال تقویها برای فردای کشتی حفظ شوند.
شکست مراد محمدی باتجربه را چطور ارزیابی میکنی؟ آیا او به آخر خط رسیده است؟
من به هیچ عنوان چنین دیدگاهی ندارم. معتقدم سرمایههایی را که داریم باید حفظ کنیم امثال مراد محمدی سرمایههای ما هستند و نباید براحتی از کنار زحمات آنها بگذریم، اما با مراد محمدی خوب برخورد نشد و چگونگی قرار گرفتنش در ترکیب تیم درست نبود. کادر فنی با این دیدگاه که باید مراد را حفظ کرد او را در پرِ قو خواباندند و او پس از ماهها دوری از میدانهای حساس در ترکیب تیم ملی قرار گرفت. در حالی که آنها باید مراد محمدی را به تورنمنتهای سنگین اعزام میکردند تا آمادهتر شود و به شرایط مسابقه برگردد. اتفاقی که برای مراد محمدی افتاد برعکس اتفاقی بود که برای من در المپیک پکن رخ داد با من پیش از المپیک بد رفتار کردند و این بار برای اینکه همین اشتباه را تکرار نکنند با مراد این گونه برخورد کردند، اما ایندفعه از آن طرف بام افتادند. من روی تشک نرفتم و مراد روی تشک رفت و این طور شد؛ بنابراین باید قهرمانان را حفظ کرد و در عین حال از پشتوانه سازی و کار پایهای غافل نماند.
وقتی صحبت از سرمایههای کشتی میشود ناخودآگاه نام سعید ابراهیمی در ذهن تداعی میشود، بخصوص اینکه علیرضا حیدری هموزن او در این باره اظهار نظر کند. ناکامی ابراهیمی را چطور ارزیابی میکنی؟
به نظر من ابراهیمی در دانمارک خوب کشتی گرفت. وزن 96 کیلوگرم سختترین وزن کشتیآزاد است و ابراهیمی با قرعه بدی مواجه شد که با هر دو حریف اصلیاش گاتسالوف و گوگشیلیدزه مواجه شد. نباید بیشتر از این از ابراهیمی توقع داشت و روحیهاش را ضعیف کرد. او را هم باید حفظ کرد.
از جمله جوانانی که در دانمارک با شکست خود موجب تعجب شدند باید به جمال میرزایی اشاره کرد. فکر میکنی این شکست ناشی از چیست؟
واقعا از میرزایی بیشتر از اینها انتظار میرفت و نمیدانم دلیل شکستش چیست. شاید به این دلیل که کمتر به او میدان دادند و میخواستند لشکری را به مسابقهها اعزام کنند. در نتیجه میرزایی روحیه لازم را نداشت، شاید هم آماده نبود. به نظر من چنانچه میرزایی خودباوری کامل داشت میتوانست صاحب مدال شود.
حال که صحبت از شگفتی شد، شگفتیساز شدن کشتیفرنگی و نایبقهرمان شدن این تیم در مسابقههای جهانی را چطور دیدی؟
به نظر من رمز موفقیت کشتیفرنگی تسلط کامل محمد بنا، سرمربی این تیم با شرایط جدید کشتیفرنگی است. محمد بنا به لحاظ بدنی بخوبی کشتیگیران را آماده کرده بود و در تمرینها هم با توجه به تغییر قانون کشتی، خیلی روی اجرای فنون در خاک تاکید میکرد، بنابراین استراتژی درست محمد بنا در کنار همت و تلاش خود کشتیگیران، این موفقیت ارزشمند را برای کشتیفرنگی رقم زد که امیدوارم تداوم داشته باشد.
امید توفیقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: