در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنوز چند روزی از این شکایت نگذشته بود که یک بار دیگر به پلیس شکایتی به مانند پرونده قبلی ارائه شد و از آنجایی که روش یکی بود، ماموران دریافتند سارق یک نفر است و احتمالا سرقتهای دیگری نیز انجام داده است.
بهترین روش برای دستگیری این زن، تهیه عکس چهرهنگاری شده او بود. ماموران با 2 شاکی که از زن سارق شکایت کرده بودند، تماس گرفتند و از آنها خواستند تا در مقر پلیس حاضر شوند و در مورد مشخصات ظاهری این زن توضیح دهند. زمانی که با همکاری شاکیان، عکس چهرهنگاری شده به دست آمد، پلیس به تعداد زیادی این عکسها را تکثیر کرد و در اختیار ماموران و طلافروشان منطقه قرار داد. چند ساعت بعد از تکثیر این عکسها، مرد طلافروشی با پلیس تماس گرفت و اعلام کرد که سارق در مغازه اوست. لحظاتی بعد پلیس در محل حاضر شد و زن سارق را دستگیر کرد.
مردی که سارق را تحویل پلیس داده بود، گفت: من در مغازه بودم که زن سارق آمد و گفت که چند النگو میخواهد و از من خواست که النگوها را در اختیارش قرار دهم تا آن را به برادرش که خارج از مغازه و روی موتور نشسته است، نشان دهد. به آن زن شک کردم و خوب که چهره او را نگاه کردم، متوجه شدم همان زنی است که پلیس ساعاتی پیش عکسش را در اختیار من گذاشت تا در صورت مراجعه به ماموران خبر دهم. از مغازه بیرون آمدم و در را بستم و به پلیس خبر دادم.
پلیس در ادامه تحقیقات خود زن سارق را مورد بازجویی قرار داد و وی اتهاماتش را قبول کرد و گفت: من از این طریق زندگیام را میگذراندم و چارهای بجز سرقت نداشتم؛ البته من هیچ همدستی نداشتم. وقتی وارد مغازه میشدم، چند النگو را نگاه میکردم و بعد میگفتم که میخواهم یکی از آنها را به شوهرم نشان دهم، البته گاهی هم میگفتم برادرم، بعد از مغازه خارج میشدم و دیگر بازنمیگشتم.
وی ادامه داد: سپس النگوها را به چند مالخر که از قبل میشناختم، میفروختم.
در حال حاضر زن سارق دستگیر شده و تحقیقات از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: